روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

روزت ای بزرگ مرد حسین .ع.

بسم رب المهدی عجچ

درهای آسمان گشوده شد . هودجی از آفتاب بر سرزمین فرشته ها فرود آمد و یاد رسول خدا با چهره و خلق نیکوی او در دل ها زنده شد . خانه حسین در مدینه درخشید و مسافر آسمانی آن قدم در جهان خاکی نهاد . حسین .ع. پدر شده بود ، او را در آغوش کشید و بر نام آوریش علی نام نهاد تا چشم بشر دوباره از برق شمشیر علی تصویر دهد .

هم او که علی نام داشت و نام علی را با حماسه اش زنده کرد .

هم او که لوح عاشورا در انتظار قدم شمشیرش نشست تا خاطره دلیر مردی های بدر و حنین را بر آن نقش نماید و تمثال قدم های رسول خدا را بر پهنه کربلا حک کند .

جان فشانی ، وام دار نام او و فداکاری مرهون تپش سبز دستان اوست که تاریخ عاشورا را در برکه ای از گلاب سرخ شست و نام عاشوراییان را پاینده کرد .

او که عمامه ای از سحاب رحمت بر سر ، تیغی از ذوالفقار رعد بر کف و جوشنی از فولاد یقین بر تن داشت و زیر سم مرکب او فتنه جویان ذره ذره خاک میشدند .

دشت زیر پایش دف میزد ....نسیم میرقصید ... و شمشیر او میدرخشید .... لب های او در تشنگی شراره میسرودند ... اما برق تیغ او بود که شعر شانه و شمیشیر را بند بند میسرود و این بغض تر او بود که رویای آب در آن دست و پا میزد در آنگاهی که برخاست و در قیامت تیغ ها به رقص درآمد و در سکوتی سوخته که شیهه زخم بر بال و پرش هویدا بود ، تا کرانه های افق برتاخت .

میلاد مسعود حضرت علی اکبر .ع. بر جوانان ولایت مدار و بر دل شاد پدر مبارک باد...


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت علی اکبر, رتوز حوان
[ پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
سرچشمه ادب

بسم رب المهدی عج

آسمان کربلا آغوش گشوده و خبر مولود دیگری از شعبان را با قاصدک های سپید روایت میکند .

ای نخل استواری !

ای آموزگار ایثار و فداکاری !

ای ماه مادرت ، حضرت زهرا .سلام الله علیها. !

ای که رخ پرتو افکن تو دل حسین را آرام میکند . با آمدن تو بود که حماسه معنا گرفت و ایستادگی رخ نشان داد.

باران نور از آفتاب بی غروب تو بر سبزه زارهای جان ها بارید و سروها در پناه نام تو قد کشیدند .

حماسه و عرفان تو ، کربلایی به وسعت آفرینش ساخت و دل از کف دلدادگان ربود . تو آمدی که مسافر کربلا شوی .

بیابان تو را میشناسد ، آب بهتر از همه از ذات مقدس تو آگاهی دارد ، تشنگی تو را میستاید .

ای سقای دل ها !!!

عصاره کرامت تو کام گیتی را شیرین میسازد .

بر نامت که تا همیشه درس آموز غیرت و الهام بخش مردانگی است درود .

میلادت به همه ی دل های دخیل بین الحرمین مبارک باد.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت ابالفضل(ع), ولادت قمر بنی هاشم
[ دوشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد عشق

بسم رب المهدی عج

 

چه زیبا روزی است امروز ، روزی که خدا تو را به تمام جهان هدیه داد ، حسین جان !

تو آمدی و با آمدنت رحمت و برکت را از آسمان آوردی

تو آمدی و حساب و کتاب عشق را بر هم زدی و بذر آن را در تمام قلب‌ها کاشتی

روزی که آمدی مهتاب مدینه رنگ دیگری داشت ، خانه مادرت زهرا لبریز شد از لبخند و شادی شد ، وقتی که آمدی شوق از چشمان پدرت میبارید ، علی عاشقانه بیقرار دیدن نگاهت شده بود . آری آقا جان ! وقتی که آمدی تمام عرش آذین بسته شد ، ملائک جشن گرفتند و خدا همه را مهمان لطف و عفوش کرد .

فدایت شوم ، حسین جان ! تو آنقدر خوبی که زبانم ناتوان از گفتنش است و قلمم با هر بار نوشتن نامت کمر خم میکند در زیر این بار سنگین . تو هر دلی را دیوانه وار دیوانه خودت کردی.

هر بار که نام زیبایت بر فراز گنبد طلائیت موج میخورد دلم هزار تکه میشود و هر تکه اش در گوشه ای از حرمت اشک شوق میریزد .

ای زیبا سیرت ! ای دردانه علی و زهرا .علیهم السلام. ! کاش میشد تنها ، فقط برای لحظه‌ای کنیز درگاهت میشدم ، آنوفت میدیدی که برای هر نگاهت هزار بار جان میدهم و با نگاه دوباره‌ات جان میگیرم .

میدانی .... امروز دلم بی حساب و کتاب بیقرار حریمت شده ، آخر من کجا و حرم دلدار کجا ؟ مگر می‌شود آدمی با کوله‌باری از گناه و معصیت پای بر حریم پاک و بی‌ریایت بگذارد و نفس بکشد هوایی را که تو در آن نفس میکشی ..... نمیدانم چرا ؟ اما با تمام این حرف ها و حساب و کتاب ها باز هم بیقرار و عاشقت هستم .

ارباب من ! خوب میدانم که امروز چقدر خوشحالی ، که چقدر جدت پیامبر . صل الله علیه و آله و سلم. ، مادرت زهرا .سلام الله علیها. و پدرت علی .علیه السلام. خوشحالند ، این‌ها را میدانم ، پس به حرمت تمام لبخندهای امروزشان قلب مرا بخر ، دستم را بگیر و چشمان بیقرارم را با دیدن حریمت بینا کن .

ای تمام عشق ! عاشقانه عاشقم کن ، عاشق خودت.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت امام حسین(ع), ولادت, سوم شعبان
[ یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ۳:۱٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دریای علم روز میلادت مبارک...

بسم رب المهدی(عج)

 میلاد امام صادق

خورشید دیگری بر فراز مدینه تابیدن گرفت خورشیدی در دور ترین کهکشان علم و معرفت که عالم تاب کوچه های تاریک دانایی شد وفانوس به دستان حقیقت جو را به سوی سر چشمه ی دانش رهنمون شد.

بگذار عاشقانه تر از صداقت سخن بگوییم ما.

بگذار بی پرده تر از خورشید از چهره صادق پرده برداریم.

امروز روز تولد راستی و درستی است...

امروز روز تلؤلو خورشید دین صادق آل محمد (صلوات الله علیه) است...

شیعه با نام او فخر می فروشد و راه او را سرلوحه خویش قرارداده است. این زبان حیران چگونه حق ستایش تو را به جای آورد که در بند واژه های نا رسا گرفتار است زبان مدح تو را آسمان سزاوار است. همانجایی که مأوای تو بوده است و امروز ترک آسمان کرده ای و به سوی ما سیه گلیمان آمده ای ثنای زمینی امان را بپذیرای.

 آسمان فرش و سرمدی مأوای شورانگیز سلام ها به استقبال قدوم تو باد ای راست گفتار ودرست کردار.



برچسب‌ها: مناسبتی, و میلاد امام جعفرصادق(ع), دیای علم, ولادت
[ یکشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد پدر....

بسم رب المهدی عج

میلاد پیامبر

مهر و دل ما مدام تقدیم شما

عمری که شود بکام تقدیم شما

عاشق اون لحظه‌ای هستم که وقتی نام مبارکت توی یک مجلس بر سر زبون‌های میاد همه یک صدا صلوات ختم میکنند.

یارسول الله ! پدر مهربون مسلمونا ! چقدر حس خوبیه موقع دلتنگی یادم میفته که قول شفاعتتو بهمون دادی و چقدر حس خوبیه که دلم .... همه وجودم ... به یه امید بزرگی گرم باشه و چه دلگرمی بزرگیه وقتی با خودم زمزمه میکنم استغفار وسیله محو گناهاست . کلامی که بهمون سفارش کردی و بعضی ازماها چقدر ازش دوریم و بعضی شاید خیلی خیلی نزدیک .

یک بار دیگه میلادتون سبب شد که سراغ نصیحتاتون بریم و ببینیم شما چی گفتین و ما چه کردیم !!!!!!!!!!!!!

ای سرکرده‌ی خوبی ها میلادت مبارک 


برچسب‌ها: مناسبتی, میلاد پیامبر اکرم(ص), ولادت, پدر امت
[ یکشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
نشانی سامرا

بسم رب المهدی عج

این درو دیوار سامراست که مجنونها را به عشق لیلی زنده نگه می‌دارد، پیش هیبتش دریاها قطره و کوه ها ذره بودند و در بارگاه وی پادشاهان بی وزن می‌نمودند . اما این این اسطوره خلق عظیم محمدی در جان و ذولفقار حیدری در میان ، چشم به جهان گشود . تاریخ تبعید و شکنجه را در تنگنای زندان ها برگزید تا در آنجا خلوتی گسترده‌تر با معشوق خود بگستراند. اما طلوع آفتاب عالم تابش ، کینه و سنگدلی را در دل خفاشان سیه‌بخت  عباسی هر لحظه بیشتر می‌کرد ، خواب راحت از دیدگانشان ربوده شده بود و در آتش کینه می‌سوختند .

فرزندی از جنس ملکوت بود و پسری از نسل آفتاب ! آری کوکب دوازدهم با قدومش مدینه را منور ساخته بود .

یا هادی النقی ! این هم عهدان منتظر را که از نسل آفتاب و چشم براه مهتاب‌اند را به کوکب چهاردهم برسان.

                                                     آمین 


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت امام هادی ع, امام علی النقی, ولادت
[ یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
سلطان رئوف

                                          بسم رب المهدی "عج"
  

بهت زمان شکست و زمین بر شادمانی نشست.نسیم به رقص درآمد و آفتاب جهان فروز تابیدن گرفت.آسمان شکاف برداشت و زمین در نور فرورفت و مهر تابان تو به درخشش درآمد و با هوددی ازنور بر زمین آمدی .
 نوازش گام های مهربانت ، بغض انتظار را به گریه شوق بدل کرد و در نگاه نخست ، همه در عمق چشمان هاشمی ات غرق شدند و به طوفان مژگان تو ، همه سرها به باد رفت .
آمدی و گریه ی شمع را به قیمت همه ی اقیانوس ها خریدی ، دسته های گل را هدیه ی آینه ها کردی و در یک کلمه ، عشق را معنی نمودی .
ای ضامن آهوان غریب !
               ای همدم جان ها !
                        ای صیاد آهوی دل های رمیده !
می آیی و نفس ها سبز میشوند ، سینه ها می رویند و پژواک تپش قلب ها ، از هزار توی غنچه لبخند ، شنیده می شود .
می آیی و از نیل عشق تا فرات جنون و از آنجا تا جلگه توس ، رودی از زلال اشک می گشایی و بر جان ها حکمرانی مینمایی. بر انگشت اجابت ، بغض نیاز را شکوفا میکنی و با اشاره ای ، هزاران دل شوریده و نیازمند را حاجت روا میسازی . آهوان رمیده دل را که از تازیانه قهقه پاییز به سویت گریزان اند سامان میدهی و سرشار از ناز ، لبریز از نیازمان میکنی .
ببین که همه بندهای سبز دعا و قفل های بغض کرده نیاز ، بر پنجره فولادت دخیل بسته اند و چشم های نگران ، در چراغانی های حرم باصفایت میدرخشند و موج میزنند . کبوتران حرمت بالای گنبد طلایی تو ، دلهای عاشق و سرگردان در صحن عتیقت را تماشا میکنند و همگی در حرمت گرد آمده اند تا لحظه میلاد تو را از نزدیک تبریک بگویند . حرمت غرق سرور و ضریحت غرق اجابت شده .
کبوتران دل ، نامه تبریک میلاد تو را با خود آورده و گرد کنبد و گلدسته هایت میگردانند .
ای آفتاب توس !
همه چشم های دنیا ، تاروپود فرش راهت...
                                                           "یاصاحب العصر و الزمان"
 


برچسب‌ها: مناسبتی, امام رضاع, ولادت, دهه کرامت
[ سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دختری از جنس آفتاب

بسم رب المهدی (عج)

روزشمار ظهور

باران گرفته است باز در خشکزار عرب و خدا امشب دروازه های مهر و رحمتش را به روی زمینیان گشوده است .

شاخساران بید میرقصند در ازدحام نسیم هایی ملایمی که از بهشت وزیدن گرفته اند و تمشک های سرخ و مشکی چونان مروارید بر پیشانی شب خودنمایی میکنند.

شهابی سپید و کوچک به ناگاه آسمان ظلمتناک را میشکافد و بر خانه ای روشن فرو می چکد و صدای گریه معصومی لا به لای شادی اهالی برمی خیزد.

امشب همه شادند به مبارکی تولد دختری آنچنان مطهر و بزرگ که پس از ده ها سال تنها کسی است ک خاطره مادرش فاطمه سلام الله را حیات خواهد بخشید .

ای بانوی آب و ایینه !

یادت می آید زبان باز نکرده آیه های نورانی وحی را از بر می خواندی.

مهربان ترین دختر !

روز میلاد تو کبوترانه مهمان حرمت میشوم ، دانه های عشق از صحن و سرایت برمیچینم و دور تادور گنبد طلایی ات میگردم و اینگونه جشن میگیرم روز میلادت را .

صبح شهر قم مدیون توست ، مدیون خورشیدی که شب نیز بر فراز شهر آشکار است .

روز میلاد تو کبوترانه مهمان حرمت میشوم ... زیارتنامه خواندن این روزها چه حال و هوایی دارد ...

روز میلاد توست و توکریمانه ، بدون آنکه بخواهیم روشنی را به همه ما هدیه میدهی.

روز میلاد تو هر روز در ما تکرارمیشود ، ای تکرار روشنی بر روح و روان ما .  


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, روز دختر, ولادت حضرت معصومه(س)
[ شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دختری از جنس آفتاب

بسم رب المهدی (عج)

روزشمار ظهور

باران گرفته است باز در خشکزار عرب و خدا امشب دروازه های مهر و رحمتش را به روی زمینیان گشوده است .

شاخساران بید میرقصند در ازدحام نسیم هایی ملایمی که از بهشت وزیدن گرفته اند و تمشک های سرخ و مشکی چونان مروارید بر پیشانی شب خودنمایی میکنند.

شهابی سپید و کوچک به ناگاه آسمان ظلمتناک را میشکافد و بر خانه ای روشن فرو می چکد و صدای گریه معصومی لا به لای شادی اهالی برمی خیزد.

امشب همه شادند به مبارکی تولد دختری آنچنان مطهر و بزرگ که پس از ده ها سال تنها کسی است ک خاطره مادرش فاطمه سلام الله را حیات خواهد بخشید .

ای بانوی آب و ایینه !

یادت می آید زبان باز نکرده آیه های نورانی وحی را از بر می خواندی.

مهربان ترین دختر !

روز میلاد تو کبوترانه مهمان حرمت میشوم ، دانه های عشق از صحن و سرایت برمیچینم و دور تادور گنبد طلایی ات میگردم و اینگونه جشن میگیرم روز میلادت را .

صبح شهر قم مدیون توست ، مدیون خورشیدی که شب نیز بر فراز شهر آشکار است .

روز میلاد تو کبوترانه مهمان حرمت میشوم ... زیارتنامه خواندن این روزها چه حال و هوایی دارد ...

روز میلاد توست و توکریمانه ، بدون آنکه بخواهیم روشنی را به همه ما هدیه میدهی.

روز میلاد تو هر روز در ما تکرارمیشود ، ای تکرار روشنی بر روح و روان ما .  


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, روز دختر, ولادت حضرت معصومه(س)
[ یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
افق تکریم

بسم رب المهدی(عج)‏

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

امشب مدینه چه حال و هوایی دارد، ماه چه سرمست و از خود رهیده، قندیل مهتاب را در دست می ‏گرداند و ستارگان چه خرسند در حُرم بیابان های مدینه سوسو می زنند.

امشب علی پدر می ‏شود و فاطمه مادر

و شادترین دلهای آسمانی امشب در خانه ی کوچک علی جمع هستند. ‏ملائک ازدحام کرده اند و بر در و دیوار خانه عطر و گلاب می پاشند. شادی خاطره ها در ‏وصف نمی گنجد.

نیکوترین خُلق آفرینش آمده است...

و قنداقه اش بر دست نبیّ و وصیّ می ‏درخشد. فرشتگان شاد از میلاد او هستند و یا دلی غرق سرور و شادی در کنار سفره ی ‏میهمانی خدا، رمضان، ولادت او را بر زمینینان تبریک می گویند.

امشب زیباترین گل نیکویی ‏و بخشش شکوفا می شود، گلی بی خار که عطر رایحه ی دل انگیزش مشام جان را می نوازد، ‏گلی که هیچ گاه دست ساعدی را خالی از طروات کَرم خود وانگذاشت و بدی هیچ دشمنی را با ‏بدی پاسخ نگفت.

قدوم نیکوترین خُلق آفرینش، امام حسن مجتبی(علیه السلام) مبارک باد... 


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام حسن(ع), یا کریم اهل بیت(ع)
[ پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۳:۱٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دروازه عشاق

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

مهدیا!

نمی دانم سالگرد ولادتت را جشن بگیریم و یا سالگرد دوباره نبودنت را عزا !؟

بالهایم هنوز کوچک اند و قلبم خالی از تلاطم پرواز!

گم کرده ام خود مرا در هیاهوی دنیا!

این بار با گلایه جاده ی سخن را باز میکنم.

مولای من کجایی؟

کجایی که سایه سار دلم شوی؟

کجایی لیلی من؟

به دل مجنونم چه بگویم آقا؟

به نرگس هایم چه بگویم که لابه لای جمعه هایت پر پر شده اند؟

چرا نمی آیی؟

آقا جان!

من جامانده ام، بیا مرا به قافله عشق برسان. در این حوالی صدایی پیچیده است؛ می گویند تو راه نمی دانی و عشق نمیشناسی. مولای من چند جمعه ی دیگر به انتظارت بنشینم و تو نیایی. تا کی؟!

بارها و بارها تکه های قلب شکسته ام را با عشق تو بنده زده ام و اینک قلبم از نبود تو در تب عشق می سوزد.

مهدی جان!

آنان که حسینی شدند در دروازه ی کربلا مولایشان، حسین را دیدند، من چه کنم که با تو نیستم... در کدام دروازه با عهد عاشقی ببندم؟ دروازه ها را بسته اند. می گویند عاشقان را راه می دهند. منِ بی سر و پا با یک دل شکسته و این وجود بی قرار چه کنم؟ از کدام دروازه خود را به تو برسانم؟

بیا و پرواز را به دلهامان بیاموز تا شاید روز جمعه ای با تو به دیدار معشوق شتافتم. هر روز دلم را با زمزمه ی دعای عهد تو بیدار میکنم و با خواندن دعای فرجت می خوابانم. تا شاید فردا روزی آمده باشی.

آقا جان!

ببخش مرا که باز هم دلت را شکستم و تو جمعه شب با چشمان اشکبار گفتی:« خدایا به منِ مهدی او را ببخشای. به اشک خونینِ مهدی ببخشایش. » گفتیم سربازیی مولا، امّا نه... با گناهانمان در خیل دشمنان تواییم نه در رکاب تو.

شب ولادتت است و حساب نبودنت هایت در مخیله ی هیچ کسی نمی گنجد. اما اینبار آمده ایم تا استوار و ثابت قدم عهد ببندیم، عهدی عاشقانه و عارفانه با دل و جان. عهد ببندیم آن هنگام که بر سجاده ی دل، عشق را هجی می کنیم، به یادت باشیم. در بازار غفلت بصیرت را به بردگی نگرفته و با بهای اندک نفروشیم. عمار ولیِّ زمانمان باشیم و در کنار انتظار غروب های آدینه، یاسرها بسازیم و میثم تمار...

به امید آن روز اللهم عجل لولیک الفرج...


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام زمان(عج), نیمه شعبان
[ دوشنبه ۳ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
تپش سبز

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

درهای آسمان گشوده شد، بر سر زمین فرشته ها فرود آمدند و یاد رسول خدا(ص) در دلها زنده شد.

خانه ی حسین در مدینه درخشید و مسافر آسمانی آن قدم در جهان خاکی نهاد.

حسین پدر شده بود. او را در آغوش کشید و بر نام آوریش علی نام نهاد تا چشم بشر دوباره از برق شمشیر علی پر شود.

همو که لوح عاشورا را در انتظار قلم شمشیرش نشست تا خاطره ی دلیل مردی های بدر را بر آن نقش نماید. جانفشانی وام دار نام او و فداکاری مرهون تپش سبز دستان اوست که تاریخ عاشورا را در برکه ای از گلاب سرخ نشست و نام عاشوراییان را پاینده کرد.

دشت زیر پایش دف می زد، نسیم می رقصید و شمشیر او می درخشید، لب های او در تشنگی شراره می سرودند، اما برق تیغ بی نیامش بود که شعر شانه و شمشیر را بند بند می سرود. و این بغض ترِ او بود که رؤیای آب در ان دست و پا می زد، در آن گاهی برمی خاست و در قیامت تیغ ها به رقص درآمدند و در سکوتی سوخته که شیهه ی زخم بر بال و پرش هویدا بود تا کرانه های افق برتافت.

میلاد مسعود علی اکبر مبارک...


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت علی اکبر(ع)
[ پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
ولادت یاس پراحساس حسین(ع)

بسم رب المهدی(عج)

به نام یکتا سرور صاحبدلان

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

باز قرعه ی نوشتن از تو به نام من افتاد تا ناتوانی ام را همگان ببینند، که نوشتن از تو قلمی می خواهد که رسم جوانمردی بداند و قلبی می خواهد که لبریز از نور خدا باشد.

عمیق ترین سلام ها و درودهای خداوندی نثار وجود پاکت.

ای عباس! یاس پراحساس حسین، چهارمین روز از ماه زیبای پیامبر را به نام سپیدت معطر کردی.

آسمان و زمین به یمن قدومت تزیین گشته و ام البنین از این شادی سر به سجده ی شکر ساییده است. ایمان و ادب در پیشانی بلندت موج می زند و شهامت و شجاعت فرش راهت گشته است.

ای سرو سبز!

جانفشانی ات در راه عزیز زهرا همچو خورشیدی درخشان بر فراز قله ی آسمان نمایان است و مدال افتخاری است بر گردن ام البنین. و حال دلاور مردان سرزمین ما چه خوب داستان مرام و معرفتت را با جانبازیشان در حماسه ای 8 ساله به تصویر کشیده اند.

ای کرامت خداوندی!

نام بلندت جاودان و فداکاری بی نظیرت در بارگاه امن الهی پذیرفته باد.

ای نرگس عشق، ولادت محبوب دل ها، اسوه ی رشادت و سیادت و سالگرد پویندگان راه راستینش بر شما مبارک.

به امید هم سفریت در کربلا و به امید ظهورت انشالله...


برچسب‌ها: ولادت, مناسبتی, ولادت حضرت ابالفضل(ع), ولادت حضرت عباس(ع)
[ پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٩:٤٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
ارباب عشق

بسم رب المهدی(ع)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

لحظه ها تشبیه دارند و شور و مستی از بام نگاه ها می چکد.

نسیم گیسوی درختان را شانه می زند. اقاقیا گلخنده های تبسم به چمن هدیه می کنند.

آسمان در تپش افتاد. خورشید به بام خانه های مدینه دست نوازش می کشد و دقایق، مبهوت رسیدن میهمانی خجسته اند. زمین در حجمی از بی نهایت شادمانی است و صدای اولین گریه او که انتظار همه را به هم می زند و لب ها و دیده ها سرگردان لبخند و اشک می کند، حسین چشمانش را به روی دنیای خاکی ما می گشاید.

عشق بر پایش به سجده می افتد،

                                                  بخشش خاک آستانش را می بوسد،

                    عرفان به جهل خود اعتراف می کند

                                                 و پرشکستگان عرشی می آیند تا بالهای سوخته ی خود را با پر قنداقه اش شفا بخشند.

عرشیان تولدش را پیشاپیش جشن گرفته اند و فرشیان سرمست از باده ی بی قراری اشک شوق بر دامن می ریزند. خانه ی وحی به نورش روشن تر می شود و قنداقه ی زیبایش بر آغوش آفتاب وحی می درخشد.

ای که سوگند به نامت پر پرواز تا خدا، به جمع فرش نشینان خوش آمدی.


برچسب‌ها: ولادت, ولادت امام حسین(ع), ولادت ارباب عشق, یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام)
[ چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٦:٤۸ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد نور

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

امشب سرود وحی به تفصیل بشنوید       از جوف کعبه نغمه ی تهلیل بشنوید

تنزیل و قدر و نور به ترتیل بشنوید            بانگ اذان به کعبه ز جبریل بشنوید

       بانگ علی علی همه در کعبه سر دهید

میلاد نور را به پیمبر خبر دهید

 

رسول خدا (صلی الله علیه و آله):

اگر درختان، قلم و دریاها، مرکب و جنیان، حسابگر و انسان ها، نویسنده شوند، نمی توانند فضائل علی را بشمارند.  (بحارالانوار، 85/40)

 

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، امام علی بن ابیطالب علیه السلام مبارک.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام علی(ع), روز پدر
[ جمعه ۳ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
ستاره راه عشق ولادت امام محمد باقر(ع)

بسم رب المهدی

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

امروز مدینه باز دل بیقرار است. زمین عطر بهار گرفته و فرشته ها نذر آمدن پنجمین امام عشق، گلاب و آیینه آورده اند.

امروز باقرالعلم خدا، یادگار پرنده های مهاجر کربلا، ثمر زهرا به دنیا آمد و ستاره ای درخشان در مسیر کمال و تعالی شد.

با آمدن او مهر و محبت نزول کرد و جلوه ی زیبایی از انسان کامل به نمایش گذاشته شد.

او که وجودش آمیخته ای بود از علم و حکمت با اوج خضوع و بندگی در پیشگاه حق. او شکوه عبادت عارفانه و شگفتی پرستش عاشقانه را تصویری روشن و زیبا بود. سخاوت و وسعت و لطفش وصف ناکردنی و ولایتش همچون نور مهتاب روشنگر بود.

آقای دل ها!

چه خوب روزی آمدی...

اولین روز از ماه رجب، روزی سراسر خدایی!

و تو امروز را با آمدنت مصفاتر کردی.

در این جشن زیبای آمدنت عیدیمان نمی دهی؟ گداوارانه بر درت آمده ایم با چشمانی امیدوار. می دانم که از درگاهت نمی رانیمان...

به حق پدرت آقا جان زیارتی نصیبمان بفرما تا از برکاتش تا آخر عمر بیمه گردیم و در روز ظهور فرزندت از سربازان باوفا و آماده به خدمت حضرتش باشیم.

انشالله تعالی...


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام محمد باقر(ع), ولادت باقرالعلوم
[ یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٩:٠٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
گواهی روشنی خدا

بسم رب المهدی(عج)

روز زن
برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

باغ نبوت، گواه روشنی تو و گلستان امامت، درخشنده از تابناکی توست.

باران از کرامت چادر تو بر زمینیان می بارد و آسمان بر گامهای استوار فرزندان تو ایستاده است.

ای بانوی ارمغانی معراج،

            ای الگوی عفاف قاب و آیینه،

                                    ای فراتر از ملکوت،

                                                    ای وسیع تر از اشک و ای ریشه دارتر از خلقت!

چگونه تو را بستایم که واژه هایم درکی خاکی دارند؟

چگونه مدح تو را بسرایم که اندیشه کوچکم در برهه ای از زمان محدود و در حصار تنگ مکان گرفتار است.

مدح تو را زبانی فراتر از آفرینش سزاست. خدا تو را ستوده و می ستاید.

ای ژرفای آفتاب آفرینش! میلادت را گرامی می داریم.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت زهرا(س), روز زن
[ چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
کوثر زهرا... ولادت حضرت زینب(س)

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

اگر زینب نمی آمد چه میشد

                                                               بهار کربلا کامل نمی شد

اگر بلبل هوای گل نمی کرد

                                                             گل از بی حرمتی پژمرده می شد

محبت در کجا ابراز می گشت

                                                             پرستاری پرستاری نمی شد

ولادت باسعادت الگوی پرستاران و روز پرستار مبارک


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت زینب(س), روز پرستار
[ یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ٥:٤٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد نور میلاد پیامبر اکرم(ص)

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

امروز تمام عرشیان زمین را گل باران کرده اند و بال و پر خویش را در برابر رسول حق گسترانیده اند.

امروز جهان به یمن تولد ماه عالم تاب پیرهن جوانی برتن کرده است و در گوش عالمیان مبارک باد را زمزمه می کند ...

آمنه چشم به احمد می دوزد و دلش را به وجود او گره می زند. آری، همین امروز بود که نور هدایت بشر از آسمان خدا به زمین آمد...

او آمد و یک جهان به فیض دیدارش رسیدند.

این خدا بود که به بندگانش منت نهاد و آن هدیه گران بها را به جهانیان ارزانی فرمود او که زبان قاصر است از بر شمردن فضل هایش چرا که اصلا کوچک نمی تواند بزرگ را تعریف کند بلکه شخص بزرگ را هم با تعریف خود کوچک می کند.

آن بزرگ مرد، او که پدر امت است، او که تمام ماسوی غرق"م" نام او هستند.

حبیب خدا است.

او همه را همراه خود برداشت و پیش خدا برد و چه نیکو سخنی فرمود باقرالعوم که "همانا پیامبر راه رسیدن به خداوند است و جز آن راه نمی توان  به سوی خدا رفت. ما منتظریم و هر لحظه به درگاه خدا شاکر که در چنین امتی رشد یافتیم و رهبرمان چنین مردی بود. ما به خود می بالیم که با نام او در قیامت محشور می شویم، کسی که فرمود: هرکس در زمان حیاتم و بعد از حیاتم به من سلام دهد سلامشان مساوی است.

السلام علیک أبانا یا رسول الله


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, میلاد پیامبر اکرم(ص), ربیع الاول، ماه ربیع الاول
[ دوشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٩:۳۱ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
کهکشان علم ولادت امام جعفر صادق(ع)

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور 

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

خورشید دیگری بر فراز مدینه تابیدن گرفت خورشیدی در دور ترین کهکشان علم و معرفت که عالم تاب کوچه های تاریک دانایی شد وفانوس به دستان حقیقت جو را به سوی سر چشمه ی دانش رهنمون شد.

بگذار عاشقانه تر از صداقت سخن بگوییم ما.

بگذار بی پرده تر از خورشید از چهره صادق پرده برداریم.

امروز روز تولد راستی و درستی است...

امروز روز تلؤلو خورشید دین صادق آل محمد (صلوات الله علیه) است...

شیعه با نام او فخر می فروشد و راه او را سرلوحه خویش قرارداده است. این زبان حیران چگونه حق ستایش تو را به جای آورد که در بند واژه های نا رسا گرفتار است زبان مدح تو را آسمان سزاوار است. همانجایی که مأوای تو بوده است و امروز ترک آسمان کرده ای و به سوی ما سیه گلیمان آمده ای ثنای زمینی امان را بپذیرای.

 آسمان فرش و سرمدی مأوای شورانگیز سلام ها به استقبال قدوم تو باد ای راست گفتار ودرست کردار.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام جعفر صادق(علیه السلام)
[ دوشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۸:٥۸ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
مهربانترین خورشید شیعه

بسم رب المهدی

ولادت امام رضا(ع)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

امروز فرشتگان زمین را نور باران می کنند، عرشیان دسته دسته با سبد گلهایشان بر فرشیان فرود می آیند. موجی از شادی و شور، موجی از شوق و سرور زمین را دربر گرفته است...

خبری در راه است...

خبری به طراوت باران، به زلالی چشمه و از جنس گل و شبنم

زمین بوی آسمان گرفته است، آخر میزبان میهمانی آسمانی است.

اینبار قرار است خانه ی یکی از عشّاق خدا به عطر حضور مردی پاک معطر شود.

اینبار قرار است دامان نجمه خاتون آراسته شود.

اینبار قرار است به جمع مردان پاک الهی عشق دیگری اضافه شود.

مردی نورانی به تابندگی خورشید، به درخشش ستاره ها و به صداقت آب و آیینه...

خبر زمینی شدن... 

همان برادری که خواهرش تحمل فراق او را نداشت.

همان که همه ی شیعیان عالم او را ضامن آهو می خوانند.

همان که همه او را به مهربانی و محبوبیت می شناسند.

همان که با آوردن نام مقدسش علی صدای صلوات شیعیان فضا را عطرآگین می کند.

همان که به غربت و تنهایی شناخته می شود.

آری هشتمین دردانه یعالم هستی را می گویم، علی بن موسی الرضا.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام رضا(ع), ولادت هشتمین امام

ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٦ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۸:٤٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
السلام علیک یا فاطمه معصومه(س)

بسم رب المهدی


ولادت حضرت معصومه(س)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

مهربانم!

با آشفتگی کلماتم سرشار از حس زیبایی عبودیت توست. به راستی با وزیدن کدام نسیم وجودم پر از شکوفایی مهربانی تو خواهد شد.

السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج)

السلام علیک یا فاطمه معصومه (س)

سلام بر بانویی که عشقش چون فاطمه، قداستش چون مریم و بخشودگیش مثال خدیجه است. آن بانویی که چون زینب (س) درد هجران برادر کشید و آخر در آرزوی وصال چون شاپرکی پر کشید. همان بانویی که معصومیتش را نم نم باران زمزمه می کرد و استقامتش را بلبل غزل خوان می سرود.

مهدی جان!

کی می یایی تا به ضجه های ملتمسانه ام رنگ دیگری بخشی.

ای کاش می آمدی و با دستانت طلسم شب را در هم می شکستی و پنجره ای را به سوی خدا برایم می گشودی.

مهدی جان بیا


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت معصومه(س), روز دختر مبارک
[ سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱:۳٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
نیمه ماه خدا ولادت امام حسن مجتبی(ع)

بسم رب المهدی

روز شمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

امروز نیمه ماه مبارک رمضان سال 1433 هـ.ق روزی است که نور چشم خاندان طهارت و پاکیزگی دیده به جهان گشود.

درست است شاید قرنها از آن اتفاق خجسته می گذرد، اما یاد آن امام همام در دلهای مؤمنان است.

آری دقیق تولد قرة العین محمد و سبط اکبر اوست.

آری تولد ثانی ائمه هدی است.

تولد کودکی است که مادرش برای نام نهادن وی بر پدرش و پدرش بر پدربزرگش و پدربزرگش بر حق تعالی سبقت نگرفت؛ تا خداوند بر جبرئیل وحی نمود برای محمد(ص) پسری عطا شده، برو به زمین و سلام مرا به او برسان و تهیت و مبارک گوی و بگو ای محمد(ص)، علی(ع) نسبت به تو به منزله ی هارون به موسی است، پس نام سبطت را مسمی کن به اسم پسر هارون.

جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و مبارک گفت که حق تعالی فرموده که این مولود را به اسم پسر هارون نام کن. حضرت فرمود که اسم او چه بوده است؟ جبرئیل گفت: شبر (که در معنای لغوی عربی، حسن می شود)، پس او را حسن نام نهاد.

آری امروز ولادت اوییست که بعد از شهادت مظلومانه ی پدرش او را نیز مظلومانه تر به شهادت رسانیدند.

بلی اگرچه علی(ع) در بین مردم غریب بود و لیکن حسن(ع) در خانه غریب بود، اما اکنون بعد از گذشت سالیان سال و چشیدن بوی غربت، قدر ولی، امام و رهبر را می دانیم.

اکنون مرقد مطهر این امام و پیشوای نام بر در بقیع در همسایگی مرقد صدرالخلائق است.

نویسنده: م.الف. ک

منبع: کتاب و هزار و یک چرا؟

نوشته علی سالک


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام حسن مجتبی(ع), ولادت دومین اختر تابناک امامت
[ جمعه ۱۳ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ٥:٥٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
رهسپار دلسپرده ها

بسم رب­المهدی

نیمه شعبان 

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

آسمان شب هق هق شانه­هایم را می­سراید. و من منتظرانه به کوچه­ای که خالیست می­نگرم و عطر حضورت را لابه لای ترنم نسیم حس می­کنم.

سلام مولایم

باز چشمانم را به راهی دوختم، جاده­ای خاکی

و نجوایی در آن، ثانیه­های خسته­ام را جانی تازه می­بخشد.

می­دانم که خواهی آمد از پشت ثانیه های به بلوغ رسیده ­ی دعا و از بطن لحظه­ های ترک خورده­ ی انتظار.

در هوای دلها جاری خواهی شد و خواهی آمد تا ستاره­ای شوی بر شبهای بی ­کسی من.

قرنهاست که به ادعای کمیل، فانوس جاده هایی را روشن می­کنیم که می­دانیم تو از آن خواهی گذشت.

هر صبح جمعه به ادعای پرسوز ندبه زجر پنهان چشمهایمان را به سکوت جاده­ی بی عبورت هدیه می ­دهیم.

و باز منتظر می­ مانیم تا تو سرانجام حضورت را به درازای شب یلدا تفسیر کنی. اما غافل از این هستیم که رهسپار ما جاده ­را به دلسپرده­هایش واگذار کرده تا 313 شقایق را ببیند.

پس بیایید در نیمه شعبان امسال مزرعه جاده انتظار را پربارتر از قبل، نو بهارانی جدید به پاکنیم.

اللهم عجل لولیک الفرج 


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام مهدی(ع), نیمه شعبان
[ چهارشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۳:٥٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
لاله سرخ کویر کربلا

بسم رب­المهدی

می­خواهم بنویسم از معشوقم اما نه، برای وصف معشوق باید عاشق شد و این رسم عاشقی نیست.

سلام بر شعبان، بهاری ترین فصل پهنه ی گیتی

و سلام بر لاله ی سرخ کویر کربلا، علی اکبر، قاموس همه ی ارزشها.

بخوان به نام صاعقه در التهاب شب.

بخوان به نام ساقه ی امید در یأس و ناامیدی

و بخوان به نام خالق خورشید.

تو که خواندی، حُرم صدایت قندیل­های سکوت را ذوب کرده. آوای مهربان تو فضای میان زمین و آسمان را عطرآگین نمود. و بوی خوش عشق، ملائک را به طواف کربلا کشانید.

مهدی جان! سرورم! ای مولای من . . . 

اشک غربت از چشمان خسته­ام جاریست. سکوت تلخ و مبهمی مرا فراگرفته، با قلبی محزون، سینه­ای داغ دار و چشمانی خیس منتظرت هستم.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت علی اکبر(ع)
[ دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٧:۱٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
سجاده های آسمان

  بسم رب المهدی

مولای من!

چه شرمسار است زمین کربلا از نام تو که 72 داغ خونین را خاطره تلخ سفرت کرده­ است، نشان تو را از آتش بپرسم یا از اشتران بی حجاز. که همسفر راه پرفراز و نشیب بوده­اند. 

ای زینت عبادت­کنندگان!

زمین از سجده­هایت بوی ملکوت به خود گرفت زمین سجده­گاه تو بود و عرشیان هلهله ­کنان به شوق سجده­هایت به زمین می­آمدند. و تو آنها را به زمین می­کشاندی مولای من هنوز بیابان­های کربلا صدای غل و زنجیری که دستان تو را دربرگرفته بود را در گوش زمین زمزمه می­کند.

مهدی جان!

دیگر نه نای تکلم دارم نه توان پاسخی. تلخ است سکوتی که دنیا را فراگرفته است و این تلخی سکوت کسی را بیشتر از من نمی­آزارد. از یک سو به حضورت امیدوارم و از سوی دیگر اندوه مهیب غیبت شما و چه سوگ عظیمی است آقای من سکوت محض دنیا را بشکن و قدوم عدالت بر زمین ما بگذار. 


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام سجاد(ع), یا سیدالساجدین
[ دوشنبه ٥ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۸:٢٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
لبخند تلخ

 بسم رب المهدی

به نام زاده ی عشق

به نام خوش قلم ترین سرنوشت

و به نام سبز سرشت یا ابالفضل العباس بسم الله

می نگارم با دست هایی که وقتی مطلع شد برای چه کسی می نویسد، فدایی شد.

می بینم با چشم هایی که وقتی فهمید برای چه چیزی می بیند، قربانی شد.

می سرایم با زیباترین ابیات، عارفانه ای را، باشد تا دل ام البنین مفرّح گردد.

انتظار را از ردپای مردی در ماسه ها، آموخته ام که موج های دریا آن را محو کردند.

انتظار را از چشم های کودک یتیمی که به درب دوخته شده بود و منتظر پدر بود آموختم.

انتظار را ازخاک کردن پلاک نوجوانی که به جبهه رفته بود و عطشناک شهادت بود آموختم.

انتظار را از نم نم باران بر خاک ملتهب کویر آموختم.

انتظار را از ثانیه هایی ناب شب زنده داری مادرم آموختم.

انتظار را از لبخند تلخ منتظرانت در جمعه ها آموختم.

انتظار یعنی تو یعنی پدر آب و آیینه. یعنی شهادت راهی به سوی تو .

یعنی زنده شدن خاک. یعنی ماسه های خاک یعنی عاشقانه ترین لحظات.

آسمان گلگون است و صدایی گرم آغوش فاطمه را روحی دوباره بخشید.

ولادت محوریت رشادت کربلا، سقاخانه ی دلهای سفیر کربلا، علمدار آمال بین الحرمین

و شیعیان دلداده و همعهدان منتظر مبارک باد.


برچسب‌ها: ولادت قمر بنی هاشم, میلاد حضرت ابوالفضل(ع), روز جانباز, ولادت
[ یکشنبه ٤ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٦:٠٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
بارانی از بهشت

بسم رب المهدی

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)

ولادت امام حسین(ع)

 برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

سرورا!

میدانم که با این معرفت کم، وصف تو نوشتن چه دشوار است و دستانم می لغزد بر روی این صفحه، تا آنچه را که میخواهم بنویسم را متجلّی کند.

هنوز نخل های قدکشیده ی کوفه، شرمنده ی دلِ شکسته ی توست و چه شرمنده تر از آن فرات، که هنوز که هنوزست از شرمندگی اش رنگ به رخ ندارد.

راه طولانی است،

خسته و درمانده ام،

و هنوز به کوچه باغ عشّاق نرسیده ام و هنوز عاشق نشده ام و پا در رکاب عشق نگذاشته ام. باید صدها عاشق چون فرهاد را قربانی کرد تا به تو رسید.

ای شیرین من!

چه روز فرخنده ایست، ولادت تو. و من در این روز عزیز منتظر دستان مهربان توام که مرا به این کوچه برساند.

مهدی جان!

بلبل غم دوریت را می سراید و عاشقانت به گونه هایشان باران می بارد. در این شب سرد، حسّی شبیه آمدنت ته دلم را گرم می کند و باز چشمانم را به انتهای جاده میخکوب کرده ام، تا شاید از صدر افق بیایی.

ولادت صاحب سفینه ی عشق مهدوی، ستاره ی سوسو زنِ آسمان ولایت و وادی پنجره ی عرفه ی عاشقان بر دلسپردگان راه شهامت و شهادت حسینی مبارک باد.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام حسین(ع)
[ جمعه ٢ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
ولادت امام جواد(ع)

بسم رب المهدی

ولادت امام جواد(ع) 

 

شادیم که قلب شیعه شاد است امشب        کار همه بـــــر وفق مـــراد است امشب

درهاى بهشــــــت آرزو باز شــــده است         چون شام ولادت جـــــــواد است امشب

 

امام محمد تقی (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند، پشمیان نگردد:

1. اجتناب از عجله

2. مشورت کردن

3. و توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری.

(مسند الامام الجواد، ص 247) 


برچسب‌ها: ولادت, ولادت امام جواد(ع)
[ جمعه ۱٢ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
آموزگار عشق ( ویژه ولادت حضرت زهرا(س) )

بسم رب المهدی

ولادت حضرت زهرا(س)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید


بسم ام المهدی، الهه ی زیبایی
بسم رب المهدی، خالق زیبایی


اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

السلام علیک ایتهاالصدیقه الشهیده

سلام من بر کبودی رویت، بر سپیدی مویت و بر پهلوی شکسته ات.

ای زائر بی نشانه!

ای کاش که امشب گرد راهت بر سر ما بنشیند. مُردم از جدایی، إنّا أعطیناک الکوثر.

باز فرشتگان زمینی شده بودند و در زمین سکنا گزیده بودند و تبریک می گفتند پا نهادن الهه ی زیبایی ها به دنیایی پر از بدی. دنیایی که بخاطر او بود. خدیجه این بار پدیدآورنده ی عشق شد.

ای همه ی هستیِ علی! تو نه تنها عزیز دل او بودی بلکه سرشت او با سرنوشت تو به نام ولایت گره خورده بود.

ای فاطمه!

عشق را از تو باید آموخت. همتای بی همتای علی بودی و با روح بزرگت شریک غم های او بودی. تو در کجای این خاک آرمیده ای ای مادر؟

آقا جانم!

به حق دلِ پریشان علی که دیوانه بار زهرا را می طلبید، به حق دستهای پینه بسته ی زهرا، به حق حسنین و به حق اشک زینبین

اللهم عجل لولیک الفرج

سالروز ولادت سرمنشأ رحمت و عنایت، فریادگر شادی، جوهره عالم و عالمیان، دارالشّفای دردمندان، اختر گیتی فروز آسمان، اسوه ی شگفت شهادت و کنزالعفاف، درّ یکدانه ی پدر و نگین پنهان بقیع، آموزگار عشق آن هم عشق حقیقی به دلسپردگان و رهپویان راه نور و رستگاری مبارک باد. 


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, روز زن, ولادت حضرت زهرا(س)
[ شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دریای بی ساحل

بسم رب المهدی

ولادت حضرت زینب(س)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

اگر می بینی تبسم نرگس ها قاب عکس چشمانت شده است متحیر نشو.

اگر می بینی خورشید باران خود را ارزانی رنگین کمان می کند تعجب نکن.

اگر می بینی شبنم ها برای سرازیر شدن از روی گلبرگها به یکدیگر تعارف می کنن سرگردان خیره ننگر.

اگر این وقایع را بیننده بودی بدان که آقای مهربانی ها از آسمان، تک پنجره ی خیمه را گشوده و این صحنه مفرّح را می نگرد و شادمان لبخند می زند.

و قلب تو نوید را به حقیقت تبدیل می کند که منتظران منتظَر اول شخص مفرد غایب در راه است اسوه ی ایثار، نمونه ی صبر و تمثال شکیبایی، چشم به دار بدی ها گشود.

آمد تا آیینه و قرآن برادر را مهیا کند، آمد تا تن سرد رقیه را در آغوش گیرد، آمد تا همنوای سجاد باشد و آمد تا تو باشی، اسلام باشد، ایمان ما تحکیم یابد و بردباری را بر صفحه ی روزگار رقم زند.

او آمد تا بگوید ای آنانی که در خواب غفلت به سر می برید برخیزید خانه ی دل بتکانید و با گلاب آرمان شهد مهدوی را عطر افشانی کنید.

و این زینب کبری بود که موسیقی استقامت را در کام جان عاشقان عاشورایی بندازد.

مهدیا!

در هر پگاه آدینه، روح دریایی زیبا صفتان و زیبایی تمام زیبا سیرتان تو را می طلبند.

تو ای ساحل آرام قلب طوفانی ما

این انتظار راهی است که رهنورد می خواهد. ما همه کمر همت بسته ایم و رهنوردیم پس بیا...

ولادت حضرت زینب (س) بر همگان مبارک باد. 


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت زینب(س)
[ چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
نغمه سرایی دل( ویژه نامه ولادت امام حسن عسکری(ع) )

بسم رب المهدی

ولادت امام حسین عسکری(ع)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

 

به نام عشق و به نام سرنوشت و به نام آلاله های واژگون

آخر این چه صحنه ای است، همه هستند و چشم به راه نغمه سرایی مانده اند.

پس کجاست؟

چشم ها خیره به آسمان دنیایند، جمعه ها یک به یک غروب شد و این اشکان ما هستند که حلقه زده اند و سرخی خورشید را وداع گویند و رهسپار دل سپرده ها را چونان می بینیم با چشم دل که پشت در خورشید ملتهب باز رخ نمایان نساخت.

سرورا!

گذشته شان بنگر و از آینده مان در گذر و این امید به حضورها را به ظهور وصل کن.

واقعیتی را که عشق و نفرتش در هم آمیخته را باور نداریم. درک آن را نداریم در ذهنمان نمی گنجد خیلی سخت است که عمری گل های نرگس را بشماری، لاله هایی را پرپر تحویل دهی، شقایق ها را واژگون ببینی و باز یعقوب ها را به امید بوی یوسف عصا بر دست هویدا بینی.

اما ما روز ولادت تو را به این امید جشن می گیرم که این سلسله را که دوازدهمین اختر آن ناپدید است به ظهور بپیوندد.

یازدهمین ستاره بدرخشید و راه را لبیک گفت و آن را بسپرد دست ما تا که آماده ظهور گردیم.

باید خود چاره ای اندیشیم پس نغمه سرایی می کنیم تا صحنه را پا بر جا بسازیم و شاهد باشیم که کعبه تکیه زنش را یافته و ندای انا بقیه الله را سمیع باشیم.

آقا جانم بیا چشم ها دخیل، دست ها خالی و دل ها را نمی دانم.

بیا و ببین که در حزین نبودنت پاکسازی دل به پایان رسید یا نه.

این بار را برای خشنودی دل زهرایت بیا.

اللهم عجل علی ظهورک یا زهرا


برچسب‌ها: ولادت, ولادت امام حسن عسکری(ع)
[ پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
غروب(ویژه نامه میلاد پیامبر اعظم(ص) و میلاد امام جعفرصادق(ع))

بسم رب رب المهدی

میلاد پیامبر اکرم(ص) و میلاد امام جعفرصادق(ع)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

در این زمستان سرد چشمان خیسم غروب آفتاب را نظاره گر است. افسوس که این جمعه هم بدون او گذشت اللهم عجل لولیک الفرج.

به نام اشکانی که لرزان روی مژه هایم سنگینی می کرد و غبار روبی دل را سهل می ساخت.

به نام دیدگانی که هر چه می نگرد آخر جاده ی انتظار را نمی یابد.

و به نام قلب هایی که ثانیه ثانیه احساس نزدیکی بیشتری به تو دارد و با لبیک بر تو می تپد.

کیست که این درد را مرهمی بخشد وا محمدا.

چندین سال پیش صدای گریه ی کودکی از مکه برآمد که شکوفه های لبخند را بر لب ها نشاند. حال با غم دوریت و بهانه ی این تبسم گریان می خندم.

ظهورت درخت امید دلم را آماده ی حضور می کند اما چه ثمر؟

درختی که با هر بهاری از شکوفه تهی است. ششمین آیه ی امانت نازل گشت و باری دیگر صفحه ای ذریّن تر از قبل بر تاریخ مان افزود. قصه ی دلتنگی ام روایت افسانه ای است و این غصه ها هستند که بار دیرینه ی من شدند.

از تو مردی می جویم چرا که انتظارم در مقابل غروب آفتاب برق می زند.

برق آن درخششی در دلم ایجاد می کند که نوید را ایجاب می کند.

می دانم...

می دانم که تو می آیی و ما را از جمع و منها کردن روز و سال ها نجات می دهی. عالم از جای تو پر است و وجود تو در اینجا خالی است. بس بیا که عالم بی وجودت موجودیتی ندارد.

کاش می شد لبخند را تمدید کرد

کاش می شد عهدها تجدید کرد

کاش می شد اشک ها تهدید کرد

کاش می شد در میان لحظه ها، لحظه ی دیدار را نزدیک کرد


برچسب‌ها: میلاد پیامبر اکرم(ص), ولادت, و میلاد امام جعفرصادق(ع)
[ جمعه ٢۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
سلام بر امام

بسم رب المهدی

سلام بر تو، که وارث نیکان و آبروبخش نیاکانی.

سلام بر تو، که نیازمندان را باب الحوائجی.

سلام بر نام معطر و زیبایت، که الهام بخش صبوری و شکیبایی و بردباری و حلم است.

سلام بر سجاده ای که از اشکهایت خیس می شد.

و بر زمینی که پیشانی و صورت بر آن می نهادی.

و بر آن دستها، که به درگاه خدا می گشودی.

سلام بر آن گوهرهای غلطانی که از آسمان چشمانت بر گونه نورانی ات می چکید.

سلام بر کند و زنجیری که از بوسه بر دست و پایت قداست یافت.

سلام بر مرقد نورافشانت، که آسمان تیره عراق را روشن و جانهای شیعیان مظلوم آن دیار را گلشن ساخته است.

سلام بر تو و بر پدران و فرزندانت، بر شیفتگان و پیروانت.

سلام بر تو، که مایه افتخار اسلامی و شیعه به وجود تو می بالد.

ایران، همراه عشق تو، پیکر فرزندان بسیاری از نسل تو را در آغوش کشیده است.

خراسان، راضی است که «رضا»ی تو را دارد.

شیراز، حمد می کند که «احمد» تو در آنجاست.

قم، «عاصمه » تشیع و فقاهت، «معصومه » تو را در بردارد.

و ... شهرها و روستاهای بسیار، نوادگان تو را چونان گنجی در سینه های خود به امانت نگه می دارند و هر کدام منبع برکتهای فراوانند.

حتی «حوزه علمیه »، درخت پرثمری است که در بوستان حرم دخترت روییده وشکوفه ای است که بر شاخه «حرم اهل بیت » شکفته است.

سلام بر تو و بر اراده و صبوری ات.

سلام بر تو، که حکومت ستم، از نستوهی تو به ستوه می آمد.

زندانبانان، اسیر صفا و عبودیت تو می شدند.

سلام بر تو و بر تن رنجورت که در ژرفای تاریک مطامیر، محبوس و معذب بود، و برجنازه مطهرت که بر «جسر بغداد» نهاده شد.

سلام بر تو ... امام مظلوم و مسموم، زجر دیده زندان جفا، رداپوش محنت در راه خدا، جرعه نوش جام بلا، به عشق مولا مبتلا.

سلام بر تو و بر حرم تو در کاظمین، که قبله اهل ولاست و کعبه عشق است و منزلگه شوق.

سلام بر تو، کاظم آل محمد(صلی الله علیه وآله)!

منبع : مقاله جواد محدثی


برچسب‌ها: ولادت
[ شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
جام ولایت

بسم رب المهدی

ولادت امام محدباقر(ع)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

زان ازلــی نــور کـه پــرورده‌انـد      در تو زیادت نظری کرده‌اند

خوش بنگر در همه خورشیدوار      تـا بگدازند که افسرده‌انـد
 

بهاری تازه در گریبانِ زمان نفس نفس می زند

                                    جوانه ها و شکوفه های جاری در شریان تاریخ

                                                                 هوایی منبسط سرشار از نور و لبخند

کدام مسیر، به سرانگشتِ تاریخ پیچیده می شود تا چشمهای از تحیّر گشوده آسمان به پیشواز آمدنش خاک را به تپش وا دارد؟

ملائک، دست افشان کدام حادثه شگفتند که گاهواره غرق نورش را در عرش، دست به دست می چرخانند؟

کدام نهر در توازی قدمهایش بر دیواره ها و جداره ها می کوبد؟

کدام خورشیدِ روشن در پیشانیِ میلادِ شکفتنش آسمان و زمین را در نور شناور می سازد؟


دستهایش ستون هفت آسمانند که شکوفه های یقین داده اند.


برچسب‌ها: ولادت

ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٧ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
هادی دلها( ولادت امام هادی(ع))

بسم رب المهدی

ولادت امام هادی(ع)

سرورم کجایی؟

         چرا نمی یابم از تو نشانی؟

                              تا دلم را به واسطه ی آن تسکین بخشم.

مهدی جان!

از ساعت ها و دقیقه ها و ثانیه ها بپرس که ثانیه ثانیه ی عمر من و دیگر منتظرانت بی تو چگونه می گذرد.

آقا جانم!

چشم به کوه انتظار دوختم تا ببینم کی با کوله باری از عدالت با طلوع مهر هم طلوع می شوی.


برچسب‌ها: ولادت

ادامه مطلب
[ جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
هشتمین خورشید(ویژه نامه ولادت امام رضا(ع))

بسم رب المهدی

سلام آقا جانم!

امروز دوباره همچون جمعه های گذشته در کنار پنجره غبارآلود دلم زانو زده ام و چشم انتظار طلوع فجر هستم.

آه! تمام التهاب جمعه را قرص قرمز رنگ مذاب با خود می آورد.

اول صبح مشتاق به لحظه ی ظهورت چشمانم را به خورشید میدوزم، انقدر نگاه میکنم تا خورشید چهره اش را از پشت چادر سنگی اش بیرون آورد. امّا غروب تنها امیدم به همان نیمه از خورشید است که چادرش را نپوشیده. همان اندازه که برای ذوب شدن ایمان یخ زده ام کافی ست همان اندازه که می تواند التهاب تمام جمعه های آینده را از بین ببرد.

اکنون که در آستانه ولادت امام رضا(ع) هستیم...

ایشان را واسطه قرار می دهیم شاید تعجیلی در فرجتان شود این بار از پنجره ی فولاد چیز دیگری طلب می کنم.

این بار میخواهم که تمام پنجره های انتظار بسته شود و پنجره های ظهور گشوده شود.


برچسب‌ها: ولادت
[ شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
کریمه ی عترت (ولادت حضرت معصومه(س) )

بسم رب المهدی


خدایا!  خداوندا!

به هرآنکه لازم می دانی بیاموز لزوم غیبت کبری ملزوم قیام قائم است.

و به هر آنکه در رهت دل سپرده اند، دلدار دلها می جوید و دلدادگی دلسپردگی را به امانت می برد و دلبری را به ارمغان می آورد.

اماما!

جای پایت در بیت الحرام خالی ست و به جای آن دسته دسته گلهای نرگس گذشته اند و می بویند مشتاقانت این گلها را تا بیایی و عطر خوش دوست را استشمام کنند. کی می شود که خطوط مخابراتی از هجوم پیام هایی که همه ی آنها « مهدی آمد... » است شروع شود.

مهدیا!

ذکر ظهورت تا کی بخوانند و به تمنای وصالت اشکانم را جاری سازم.

تا کی بگویم جمعه خواهد رسید، کمیل بخوانیم.
جمعه رسید، ندبه بخوانیم.
جمعه شب شد، سمات بخوانیم.

اما تا کی به این کار ادامه دهم و رخ نمایی تو را شاهد نباشم.

حس میکنم وجودت را در آدینه های هفته ام.

حس میکنم تو را در کنار سجاده هایی که آنها را به گواه میگیریم که هیچ یک ازنمازهایمان را بدون دعای  فرج به پایان نرسانده ایم.

حس میکنم وجودت را در کنار مردمی که چندین سال است جواب لبیک داده اند و جوابی نشنیده اند.

و سرانجام تو را در کنار گلدان پژمرده ی گل نرگسم  حس میکنم.

حضرت معصومه(س) که یکی از بانوان گرامی اسلام و خواهر امام هشتم بوده اند. یا رب او که دل کنده بود از شهر و دیارش و آمد بسوی برادرش، اما به او نرسید.

اماما!

از همه چیز دل کنده ایم اما به شوق دیدار معشوق عاشقانه ترین ها را قربانی راهت می کنیم. دهه ی کرامت پلاک های خیمه ات چون سرابی مرا به اشتباه می اندازد. اما من پلاکی دارم که انتظار سبزی را نشان می دهد. من آن پلاک را با ذره ذره اشکان عاشقی جمع کرده ام و روزی می رسد که مرادم را از منیرم می گیرم و آن ثابت قدمی در کوی اوست.
دختران ما و این مرز و بوم پا درجای فاطمه معصومه(س) می نهند اما به این امید که مثال او شهادت معشوقشان را نبینند.

به برکت قدوم مبارکت ای تمام زیبایی بسم الله

اللهم عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان(عج)


برچسب‌ها: ولادت
[ چهارشنبه ٦ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٧:٥٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
آیه ای از کوثر

بسم رب المهدی

 

از حضرت امام حسن علیه السلام پرسیده شد که بردباری یعنی چه؟

فرمودند: بردباری عبارت از فرو بردن خشم و اختیار خودداشتن است. (تحف العقول، ص 227)

 از حضرت پرسیده شده بزرگواری چیست؟

فرمودند: احسان به قبیله و تبار و تحمل خسارت و جرم آنها. (تحف العقول، ص 227)

از امام علیه السلام پرسیده شد که جوانمردی یعنی چه؟

فرمودند:جوانمردی عبارت است از حراست دین، و عزت نفس، و بانرمش برخورد نمودن و بررسی عملکرد خویش، و پرداخت حقوق و دوستی نمودن با مردم. (تحف العقول، ص 227)

 از امام حسن علیه السلام معنای کرامت و بزرگ منشی را پرسیدند؟

فرمودند: بخشش پیش از خواهش و اطعام در هنگام قحطی.

 امام حسن علیه السلام

فرمودند: «ای بندگان خدا» بدانید که خداوند شما رابیهوده نیافریده است، و بحال خود رها ننموده، مدت عمرتان را نوشته، و روزی شما را بینتان قسمت کرده تا هر خردمندی قدر و ارزش خود را بداند و بفهمد جز آنچه مقدر شده هرگز به او نمی رسد. (تحف العقول، ص 234)


برچسب‌ها: ولادت
[ سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
نزول یوسف خاتم

بسم رب المهدی

دانشمندان و عالمان مسیحی، فرزندان حواریون عیسی علیه السلام، فرماندهان و سرداران لشکر ، سران قبایل همه آمده  بودند .تخت جواهر نشان بر روی پایه هایی قرار گرفته. منتظر حضور داماد بود . انجیل ها در دست کشیشان برای شروع آن مراسم عظیم لحظه شماری می کردند همهمه ها فرو خوابید و سکوت حاکم فضا شد. اما ناگهان ... یک اتفاق عجیب ، گویا زلزله شده بود ...تمامی بت ها سر نگون شدند ،انجیل ها بر زمین افتادند ،تخت و پایه هایش نقش زمین شده بودند ،سر وصدا بلند شده:
-این ازدواج نحس است...     – مارا از این عقد معاف دار ...
- داماد شوم است!..
قیصر پادشاه روم ، که از ترک خوردن دل دختر سیزده ساله اش خبرداشت راه چاره ای به ذهنش خورد . دستور داد تخت ها دوباره بر پا شدند، انجیل ها باز روی دستان لرزان کشیشان . اما این بار برادر دوم روی تخت نشسته بود شاید سعادت نگون بختی برادر را جبران کند ولی گویا دست قضا چیز دیگری می خواست. باز هم همان حادثه ی عجیب...
شب شده بود و آسمان چادر نقره فام خود را بر سر عروس دل پریشان کشید . پدر غرق حیرت . دختر غرق غم.

عیسی بن مریم و وصی اش شمعون علیها  سلام الله ، خاتم  پیامبران  و وصی عزیزش علی بن ابیطالب علیهما سلام لله ،جمعی از حواریون و جمعی از ائمه علیهم السلام ،همه آمده بودند . منبری از جنس نور سر به فلک کشیده بود . قرآن  ها برای شروع آن مراسم عظیم لحظه شماری می کردند .
- یا روح الله !آمده ایم تا ملیکه فرزند وصی تو شمعون را برای این فرزند با سعادت خود خواستگاری نماییم . ...


برچسب‌ها: ولادت

ادامه مطلب
[ شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
آینه عشق

بسم رب المهدی

هنوز می آید نوای کربلایی ات از عمق میدان، ای آفتاب غروب کرده در ظهر عاشورا! هنوز می آید غریو فریادت از بلندای آسمان؛ فریادی که دژخیمان کوفی را به مبارزه می خواست و نهیبش، رشته جانشان را از هم می گسیخت.

هنوز می آید عطر حضورت، از حوالی خیمه هایی که آکنده از نگاه سکینه علیهاالسلام بود.

امروز، روز ولادت توست، مولای جوانمرد!

روزی که خداوند خواست تا چهره ات آیینه جمال نبوی صلی الله علیه و آله بشود.

روزی که خداوند خواست تا از تبسم نگاهت، آفتاب بر شوق آید.

روزی که خداوند خواست تا نبیره علی علیه السلام ، سیرتی همچون او داشته باشد.

روزی که خداوند خواست مشام مدینه از عطر حضورت آکنده گردد.

امروز، روز توست؛ روز تولّدی شیرین که طعم نبوت و ولایت را توأمان دارد. غوغایی در دل آل الله است. عطر صلوات، شش جهت آسمان و زمین را فرا گرفته است.

امروز، سروش آسمان، تهنیت گوی مولودی است که روزی همت بلندش، او را از ناسوت خاک به لاهوتستان افلاک خواهد برد. او نام بشکوهش را بر تارک عرش جای خواهد زد.

... و روزی ورق برمی گردد و کربلا رقم می خورد.

تصویر در تصویر، کوفیان و غلتیدنشان در خاک مذلّت!

شمشیر به شمشیر، دست یداللهیِ تو بود و یادآوری حماسه ذوالفقار!

جلوه زار هستی در شگفت نقشی بود که تو ایفا می کردی؛ نقشی بدیع که ایمان و حماسه را به هم پیوند می داد؛ همانگونه که قامت دل آرایت، زیبایی نبوت و ولایت را به تماشا گذاشته بود.

علی جان، جوانمرد مولای جوان! میدان کربلا چه بی فروغ می شد، اگر به میدان نمی آمدی! هنوز هم وقتی خورشید به آسمان کربلا می رسد، درنگ می کند و به یاد فروغ چهره ات، اشک حسرت می ریزد.

چهره ای که عاشقانه، سرخی خون، در شفق نگاهش نشست و افلاک را سوگوار تبسّم های دلنشین اش کرد.

امروز، روز ولادت توست.

تویی که عشق از یادآوری نامت به خود می بالد و آسمان، شکوه تو را هماره با عطر صلوات، می ستاید.

مبارک باد بر عاشقان کوی حضرت دوست «جل جلاله» حضور عاشقی که زندگی را شرمنده ایثار خود کرد و بی مهابا: «نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد».


برچسب‌ها: ولادت
[ چهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
حلیة العالم

بسم رب المهدی

شب اول رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم واردخانه اش شده بودند .حسین علیه السلام را برایش خواستگاری کردند . و او را به عقد حسین بن علی علیه السلام درآوردند. شب دوم فاطمه سلام الله علیها وارد خانه اش شده بودند . اسلام را به او عرضه کردند و او به دست دختر رسول خدا اسلام آورده بود .  فاطمه سلام الله علیها به او فرمود :"به زودی لشکر مسلمانان بر پدرت پیروز خواهند شد و تو اسیر. به زودی به نزد فرزند عزیزم حسین علیه السلام خواهی رسید ."

حالا دیگر آرام و قرار نداشت . عاشق شده بود . عاشق خورشید روی حسین علیه السلام .

درمسجد که نشسته بودند امیر المومنین علیه السلام  رو به حسین علیه السلام فرمود :"این زن با سعادت را خوب محافظت کن  و  به او نیکی نما که از او فرزندی خواهی داشت  که بهترین اهل زمین باشد بعد از تو..."

خواب شب های رویایی شهربانو تعبیر شده بود . حالا چشم در چشم حسین بن علی علیه السلام دوخته بود  و قنداقه بهترین اهل زمین ،بعد از او را به دستانش هدیه داد و پدر در گوش پسر اذان عشق گفت . و پسر با نگاهی به مادر  صلاه دلدادگی اقامه کرد.

 ********

سجده می کرد برای شکرنعمتی از نعمت های خداوند . سجده می کرد برای تلاوت آیه ای از قرآن که سجده داشت . سجده می کرد برای آنکه پروردگارش بدی را از او دفع کرده بود . سجده می کرد چون از نماز فارغ شده بود . سجده می کرد وقتی میان دو تن صلح  و دوستی برقرار کرده بود . سجده می کرد ... .


برچسب‌ها: ولادت

ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۳:٥٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
بارانی از بهشت

بسم رب المهدی

تنها در جزیره ای افتاده بود . خسته و افسرده. هفتصدسال ار نافرمانی اش می گذشت. و او همچنان به سزای کارش مجازات می شد . چه کند این دل گرفته ی گناهکار ؟ چشم به لطف الهی دوخته بود اما کو واسطه ای که او را نجات دهد ؟چه کسی می تواند او را از عذاب برهاند ؟!ناگهان بارقه ای از امید همراه خیلی از ملائک از کنارش رد شدند. دلش به تب و تاب افتاد . پیش تاز آن ها جبرئیل بود . ترسان و لرزان سوال کرد:

_ به کجا می روید ؟

_حق تعالی نعمتی به محمد صلی الله علیه وآله و سلم  فرموده است . مرا فرستاده که او را تبریک گویم.

بارقه ای از امید آتشی از شوق در دلش برپاکرد . محمد و خاندانش سلام الله علیهم را می شناخت . همان ها که نور وجودشان قبل از خلقت آفریده شده بود و همان ها که مایه ی مباهات خداوند بودند . همان ها که باعث پذیرش توبه آدم علیه السلام شدند.دل ِ شکسته تر از پرو بالش را راهی خانه ی علی و فاطمه علیهما سلام کرد.

شوری در مدینه برپاست. زمین باحضور آسمانیان چراغانی شده . بارانی از بهشت می بارد و ملائک فوج فوج به تماشای رخ یار  می شتابند وپیام خالق اباالاحرار رابه نگین انگشتری پیامبرانش می رسانند ."علی نسبت به تو  به منزله ی هارون است نسبت به موسی . پسر کوچک او را  به اسم پسر کوچک هارون نام. که در زبان او بشیر است و در زبان تو حسین علیه السلام .

پیامبر چه زیبا قنداقهی حسین علیه السلام را بر دست گرفته و نجوا می کند :"خداوندا در خواست می کنم از تو به حق دو فرزندم آنچه را در خواست کرد ابراهیم در حق ذریت خود . خداوندا دوست دار ایشان راو دوست دار هر که را دوست می دارد ایشان را و لعنت کن هر که ایشان را دشمن دارد ."

زهراسلام الله علیها،بانوی خانه ی علی علیه السلام بر روی دست های پیامبر می بیند  آن را که فبل از تولد با او سخن می گفت  ومونس شب های تنهایی اش می شد . چشم های دلربای حسین علیه السلام دلربا تر از همیشه آهنگ دلدادگی می خواند . گهواره اش تکان می خورد بی آنکه کسی آن را تکان دهد و یکی با او سخن می گفت بی آنکه زهرا سلان الله علیها او را ببیند . آری این حسین است که جبرئیل آسمانها بهتر از زمین و زمینیان او را مب شناسدش .در محضر جدودر خود کلاس های عشق و ایثار و ادب را گذراند و روزی اطعام یتیم ومسکین و اسیر را  در محضر مادر و پدر آموخت و در رور مباهله مصداق «ابناءناو ابناءکم»شد . ساعتی در زیر عبای پیامبر  مورد خطاب خداوند و بهانه ی آفرینش "سماءمبنیه"بود و ساعتی بر دوش پیامبر .  و خانه اش تنها مقصد در راه ماندگان بی بضاعت بود و بارها سفره ی کرمش سخاوت رامتحیر  وآسمان دستانش جود و کرم راشرمنده می کرد.

اما...تنها یک مدال باقی مانده بود. قهرمانی دشت کربلا. که آن را هم از آن خود کرد.آن هنگام که دل رحمانیش ظلم و جور را تاب نیاورد و فساد راریشه کن نهال اسلام دید.امر بمعروف را پرچم کاروان نینوایان کرد و با سربازان شش ماهه و نود ساله اش راهی مطاف یار شد.تا به ما بیاموزد:عشق  نشستن و نگاه کردن نیست...آری  عاشق همیشه در تب و تابجلب رضایت یار است .

کشتی نوح هنوزهم در جریان است  به ناخدایی خدامحوری که قصد دارد تا انتهای لقاءالله بسرعت براند.

آنچه را که میدید معجزه بود یا اتفاق ؟! خواب بود یا حقیقت ؟! پرو بالش چون روز اول شده بود .تازه بوی عطر سیب هم گرفته بود .آری فطرس به حسین بن علی علیه السلام قول داده بود که اگر از عذاب آزاد شد  و مورد عفو پروردگارش قرارگرفت  تا قیام قیامت  سلام دلدادگانش را  بردیده گذاشته  و به اراب برساند ."الوعده وفا"

قنداقه حسین علیه السلام به قولش عمل کرده بود و حالا نوبت فطرس بود .

پرواز کرد؛ با افتخار، پس از هفتصد سال... و راهی وطنش ؛ آسمان ، شد .

چرا نشسته ای! فطرس منتظر است برخیز دست بر سینه بگذار و بگو :

"السلام علیک یا ابا عبدالله"


برچسب‌ها: ولادت
[ دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
روح آبی دنیا

بسم رب المهدی

دریا روح آبی دنیاست...دریا زلال آینه است...دریا امیدی است با آرامش آبی عشق .دریا جاری سپید در رگان خاک است . دریا ... روح آبی دنیاست  و باران طراوت دریاست! باران نشانه ی دنیاست ! باران حیات جان هاست !باران آرامش دریاست . آرامشی از جنس نور ، ایمان ، امید .  آرامشی به گرمی نفس عشق.

چشمان  عاشقانه ی این شیدای زلال ، از همان نخست دچار باران بود  . و آسمان تنها کسی بود که این راز را می دانست .

باران و دریا! رحمت و وسعت.  رحمت بی کرانه ی الهی جاری بر وسعت آبی دریا . درآغاز خلقت این آسمان بود که باریدن گرفت تا  دریا جان بگیرید. باران و دریا هر دو از  آسمانند اما  آسمان روح باران است و باران هستی دریا.

دریا عاشق است؛صبور و صادق . سردار بلند بالای غزل وفاو حکایتگر لحظه های ناب .محبی صادق که رنگ محبوب به خود  گرفت . آری  آبی دریا  انعکاس آبی عشق است . اما چه سخت در مانده اند  آنان که هنوز راز آبی دریا را نمی دانند .

دریا  روح بلند سقای کربلاست . و قطره ، دست ِنوازش ِ بارانِ برآمده از قلب  آسمان ؛ بر جان عاشق دریاست .و پیوند میان این دو ، پیمانی ست از جنس ولا ، در عرش ،نزد مادرشان زهرا سلام الله علیها .

عباس سلام الله علیه روایتگر عشق است که برای مدعیان به تصویر کشید عهد الهی خود را . آنگونه که خداوند وعده داده بود :"قسم به آفتاب و تابش آن  ، و به ماه که پیرو آفتاب آید. "

و چه زیباست نور ! هدیه خورشید به ماه .و این یعنی ولایت خورشید  و اطاعت ماه .

دلا به هوش باش  که باد صبا بوی عشق ... بوی سیب ، به ارمغان دارد . محمل عشق ره بسوی منزل جانان دارد .  و پرچم علمدار در این میان ، نشانه است و دل در گرو  محبت ولی سپردن  تنها راه رسیدن است .

آری ! بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست... .


برچسب‌ها: ولادت
[ سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
بابای منتظَر

بسم رب المهدی

http://www.hamechie.com/wp-content/uploads/2011/05/sms-pedar.jpg

از درد به خود می پیچید. پرده ی کعبه مونس دستان گره خورده اش بود و چشم های حجرالاسود بر لب های آن بانوی دردمند دوخته شده بود. دیوار کعبه دیگر تحمل فراق نداشت و به فرمان صاحب خانه شکاف خورد تا خلایق شاهد شروع یک مهمانی عظیم باشند و واین بود اجابت نجوای دل بی قرار مادری چون فاطمه بنت اسد که باردار اسدالله بود.

« ... خدایا از تو می خواهم به حق این فرزندی که در شکم من است و با من سخت می گوید به سخن گفتن خود مونس من گردیده است که آسان کنی بر من ولادتش را ... » اما ساکنان زمین که در حساب و احتمالاتشان مائده ی آسمانی و نشستن بر سر سفره ی یار جایی نداشت دلواپس درد زایمان و ضعف جسمی همسر ابوطالب بودند و خبر نداشتند آن بانوی برتر از مریم هر روز با رطب روی فرزند مسیحایش روزه ی فراق را افطار می کند.

حالا دیگر در و دیوار کوچه و بازار هم می دانند که فاطمه بنت اسد سه روز است به داخل کعبه رفته و از او خبری نیست اما منتظرتر از همه محمدامین(صلی الله علیه و آله) است که کبوتر دلش برای دیدن تنها برادر دنیا و آخرتش به تپش افتاده است. چشمان علی نیز منتظر استشمام بوی محمد است...


برچسب‌ها: ولادت

ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
السلام علیک یا جوادالائمه

بسم رب المهدی

http://img.tebyan.net/big/1389/03/2422523983153521529546141236906320451171.jpg

 

  • قالَ علیه السلام : یَخْفى عَلَى النّاسِ وِلادَتُهُ، وَ یَغیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَیْهِمْ تَسْمِیَتُهُ، وَ هُوَ سَمّیُ رَسُول اللّهِ صلى الله علیه و آله وَ کَنّیهِ.

فرمود: زمان ولادت امام عصر علیه السلام بر مردم زمانش مخفى است ، و شخصش از شناخت افراد غایب و پنهان است . و حرام است که آن حضرت را نام ببرند؛ و او همنام و هم کنیه رسول خدا صلى الله علیه و آله است.

  • قالَ علیه السلام : إ نَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَخْتارُ مِنْ مالِ الْمُؤْمِنِ وَ مِنْ وُلْدِهِ اءنْفَسَهُ لِیَاءجُرَهُ عَلى ذلِکَ.


فرمود: همانا خداوند متعال بهترین و عزیزترین ثروت و فرزند مؤمن را مى گیرد (و هلاک و نابود مى گرداند)، چون دنیا و متعلّقات آن بى ارزش است تا در قیامت پاداش عظیمى عطایش نماید.

  • قالَ علیه السلام : ثَلاثُ خِصالٍ تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّةُ: الاْ نْصافُ فِى الْمُعاشَرَةِ، وَ الْمُواساةُ فِى الشِّدِّةِ، وَ الاْ نْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إ لى قَلْبٍ سَلیمٍ.


فرمود: سه خصلت جلب محبّت مى کند: انصاف در معاشرت با مردم ، همدردى در مشکلات آن ها، همراه و همدم شدن با معنویات .


برچسب‌ها: ولادت
[ یکشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شیطان از انتشار عشق می‌ترسد

زمین خدا عقیم بود؛ خشک و خالی، سوت و کور.

زمین، دلش می خواست بارور شود، سبز شود؛ اما نمی توانست.

زمین دلش سوخت، خدا به دل زمین نظر کرد؛ خدا همیشه به دل سوخته نظر می کند.

چشمه های اشک از دل زمین جوشید، خاک زمین گل شد، خدا مشتی از گل زمین را برگرفت، از خود در او دمید و زمین پیش از آنکه باخبر شود، مادر شد.

فرزند زمین، دختری از جنس عشق بود.

تولد او شعله های آتش دوزخ را از زمین دور کرد.

خدا نام او را فاطمه علیهاالسلام گذاشت و با زمین عهد بست که هر کس او را دوست بدارد، آتش او را نسوزاند.

اما فاطمه علیهاالسلام عاشق بود؛ عاشق سوختن برای خدا و هر که به راه فاطمه علیهاالسلام دل می سپرد، دلش به آتش کشیده می شد و خدا خریدار این چنین سوختنی بود.

سال ها گذشت و زمین پر شد از عاشقان دلسوخته فاطمه علیهاالسلام که خدا به آنان نظر می کرد.

اما دل شیطان سیاه بود و نمی توانست عاشق شود و به نور فاطمه علیهاالسلام حسادت می کرد.

شیطان نمی خواست زمین پر از عشق باشد، پر از نام فاطمه علیهاالسلام ، او از انتشار عشق فاطمه علیهاالسلام می ترسید.

همیشه در زمین کسانی هستند که دلشان به جای عشق، پر از طمع و کینه و حسادت است و نام فاطمه علیهاالسلام در چنین دل هایی جای ندارد.

شیطان به سراغ همان دل ها رفت؛ دل های گمراه و فریب خورده شیطان، خانه عشق فاطمه علیهاالسلام را به آتش کشاندند تا شاید بتوانند نور او را خاموش کنند.

زمین دلش سوخت و از خدا خواست تا دخترش را از دنیا پس بگیرد.

او راز فاطمه علیهاالسلام را در دل خویش پنهان کرد و جای او را بر کسی معلوم نکرد.

زمین با دنیا قهر کرد؛ اما او دیگر عقیم و خالی نبود، چون همیشه حجتی از دل فاطمه علیهاالسلام بر زمین بود که آتش تنهایی را از او دور می کرد.

زمین به خدا گفت: اگر روزی از حجت عشق فاطمه علیهاالسلام خالی شود، اهلش را در خود فرو خواهد برد.

خدا به زمین وعده داد که روزی خواهد آمد که بر زمین خدا جز عاشقان فاطمه علیهاالسلام پای نگذارند و نام فاطمه در همه جای دنیا جاری شود.

تبیان


برچسب‌ها: ولادت
[ دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ٩:٢٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
بانوی صبر

بسم رب المهدی

مدینه بهار در بهار است. آسمان لبریز شوق و غرق تمنای دیدار.ثانیه ها در انتظار طلوع با شکوه صبح اند و بی تابانه تولد بانوی صبر را به نظاره نشسته اند. لحظه ی موعود فرامی رسد و خانه ی زهرا و علی، فانوس باران اشک شوق می گردد.

پیامبر او را در آغوش می گیرد و پیکی آسمانی نام او را از عرش می آورد. و او زینب می شود. نخستین سراینده ی غزل صبر و بردباری. که مردانمان از او درس جوانمردی می آموزند و زنانمان در مکتب او الفبای دینداری و دفاع از امام را می آموزند.

 آری،  زینب، دختر غدیر! ستاره ی آسمان صبر و وفا. که حدیث وفا را به ما آموخت. آنگاه که پروانه بار بر گرد حسین علیه السلام می گشت و لحظه ای تحمّل دوری از او را نداشت.  آینه فاطمه نما! که صبر را به ما آموخت. آنگاه که از دریای خون گذشت و فرمود: ما رأیتُ اِلّا جمیلاً.    مقدّس ترین آیه ی ایثار! که همراه با جان برادر، مفسر کتاب کربلا شد و با ایثار خود امام زمان خود را یاری گر بود.و در فضای شبهه آلود زمانه  حسین علیه السلام را شناساند( که او فرزند رسول خدا بود نه خارجی.)

زینب!  اسوه ی صبری که نامش همواره درس آموز است. روشن گر حقی که پیام خون را در وانفسای تاریکی جهل و غفلت به خفتگان رساند.  پروانه ی شمع حسینی که در آتش عشق او سوخت و چراغ راه دل سوختگان گشت. آری، دفاع از ولایت را، مادرش زهرا علیها السلام آموخته بود، تا رایت سرخ حسین را تفسیرکند، و در این زمان، منتظران را برای رسیدن به رایة الهدی، آموزگار باشد.

" مرید زینب، باید پیام عاشورا را حفظ کند، و رسالتش در جاده ی غفلت زده ی غیبت، همان تداوم رسالت عاشورایی زینب باشد."

او باید امام زمان خویش را بشناسد و با بصیرت زمینه ساز دولت حقه اش گردد.

که" اگر اهل ایمان پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه برند مورد عنایت واقع خواهند شد."

و زینب ! الگوی زن منتظر است، تا او بتواند در استواری زینبی در تشکیل جامعه ی زمینه ساز مشارکت کند و اماده باش لبیک به ندای انا المهدی باشد. که منتظر! عشق به امام زمان را در زمزمه هایش یافت، علم و شجاعتش را در کوفه دید، انس با پیامبر را در لحظه ی تولدش دانست، شهید پروری را از عاشورا درس گرفت، صبر و رضا را در کلامش شنید، وحجاب و عفاف را در نگاهش خواند.


برچسب‌ها: ولادت
[ جمعه ۱٩ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد اباالمهدی علیه السلام

بسم رب المهدی

محشری در آسمانها بر پاست  و ستاره ها همه در نقطه ای گرد آمده اند. مگر چه اتفاقی در حال رخ دادن است که ستاره ها این چنین  برای اهالی زمین چشمک می زنند! آخر باغبان هستی در پس غنچه بوستان امامت  مژده کدامین گل را  به رنگین کمان داده است! زمین به یمن قدوم  کدامین وجود، بهار را به چراغانی گلها  برده است !

آری گویا اینبار باغبان هستی شکفتن یازدهمین گل را  به بوستان نبوی  بشارت داده است و ستاره ها همه در  بدرقه ی آن غنچه ی آسمانی صف کشیده اند. 

دامان حدیثه مزین به نور حسن بن علی علیه السلام  شد. چشمان پدر میلاد فرزند نقی اش را  به سرور نشست . مولای خوبی ها پس از شهادت پدر  بر مسند عاشق پروری نشست وحتی سکوت اجباری در محله ی سامرا نتوانست مشتاقان زیارتش را  نا امید بگذارد.

در آن زمان  که اهالی ظلمت آباد؛ قصد خاموش کردن نور الهی فرزندش را داشتند، خالصانه در راه  حفاظت از جان و مونس  شب های تار انتظار  کوشید و نگذاشت  حتی گزندی از دشمنان،  خاطر فرزندش مهدی علیه السلام را آزرده کند . بار ها ماه رخسار کودکش را  به خواص نشان می داد  و از این طریق راه را برای  غبار فتنه و سردر گمی سد می کرد . در آن سالها او وظیفه داشت اذهان مومنان را  برای غیبت فرزندش  آماده کند  وبرای همین بارها از پس پرده ، با مریدان خود سخن گفت و ان ها را برای  درک زمان  آفتاب  پرده نشین آماده  می کرد.

شیعیان  در آن زمان  بسیار دچار شک و تزلزل می شدند  . فشار های عباسیان  از یک سو  و ندیدن جمال مولا یشان  از سوی دیگر  باعث شده بود  بعضی دل به گام های شیطان بسپارند  و در غرآب های بی بصیرتی  فرو روند  . اما مددهای همیشه ابامحمد ،دستگیرشان می شد  و سبیل مستقیم را نشانشان می داد . بارها می فرمود :" کسانیکه به ما پناهنده شوند  پناهگاهیم " . اری او برای رساندن مومنان زمانش  به قله ی انتظار  و صبر واقعی  می فرمود :

" صبر کن و منتظر فرج باش ."


برچسب‌ها: ولادت

ادامه مطلب
[ شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۸:۳٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
بهانه ی آفرینش

بسم رب المهدی

دنیا بدون آمدنت بی بهانه بود ؛ ایوان کاخ کهنه که ترک خورد ، برقی در آسمان زده شد ؛...و این نشانه بود . نشانه ای از آن وعده ی خجسته . از آن ساعت دلنشین که ...عهد زمانه بود . هلهله ای در جهان افتاد  و خیل ملائک از هر سو  روانه شدند.  ناگاه گلی شکفته شد ،که عطر نام زیبای "محمد صلی الله علیه و آله" در آن میانه بود . دیگر همه دانستند راز  آسمان را  و ملائک در تقویم بهشتی شان به یادگار گذاشتند  :

"بسم رب احمد . روز تشریف فرمایی بهانه ی خلقت "

آسمانیان غرق نور  و کوچه های سبز حجاز ؛ لبریز از شادی و شور . نسیم نوید حیات طیبه را برای زمینیان به ارمغان آورد و آمنه در چشمان زیبای نوزادش نور حرا را دید .

کنون نوبت آن بود که غافلان از پرستش اصنام به عشق صمد رسند . و عرب جاهلی از ایمسکه علی هون ام یدسه فی التراب - 59/نحل - به انتهای انا اعطیناک الکوثر .

نازنین دو عالم که چون ستاره ی سحری درخشید ؛ چشم نرگس به جمال زیبایش روشن شد . آن نرگس پیدای پنهان که در نام چون اوست و در جمال هم. خاتم الاوصیا از برای خاتم الانبیا .که رسیدن به معرفت او تنها ؛ پس از شناخت مقام رسالت است .

و او را ربیع خوانده اند ، که بهار  سال های نیکو  و نورانی تجلی خداوند است  در زمین. آری ‍‍! او بهار هستی است . و آن گاه که بیاید بهار جان ها و طراوت ایمان را به همراه می اورد ،چون محمد صلی الله علیه وآله وسلم ؛ تبر ابراهیم بر دوش ،عصای موسی در دست ، قلب مسیح در سینه ؛ عزم نوح در اراده ، صبر ایوب در دل ؛ زیبایی یوسف در رخسار ، حکمت لقمان برزبان ، حکومت داوود و سلیمان در سایه  ی قرآن ...

                                                                                           به امید ظهور


برچسب‌ها: ولادت
[ یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۸:۳۸ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد مهدی پرور

بسم رب المهدی

با میلاد ستاره ای بی نظیر آسمان شکر پدر هوای باریدن گرفت و گلاب چهره اش بر گونه ی فرزند معصوم و دردنانه اش میهمان شد و مدینه النبی در سالروز میلاد بهانه ی خلقت بهار دومی را به ربیع الاول مژده داد. آن روز ام فروه از دستان لطف الهی به پاداش کسب مدال های ایمان و تقوا و ا حسان خود تاج گلی از امامت را بر گردن داشت و با وجود آن یگانه فرزندش به ملائک مباهات می کرد چرا که می دانست از این پس او مادر رئیس مذهب جعفری خواهد بود. آری، خانه ی محمد بن علی (ع) آن روز میزبان نور چشم رسول خدا (ص) و گلی از گلشن آل طه بود.

جعفر بن محمد(ع) وقتی چشم به این دنیا گشود خود را در دامان حلم و علم پدر می دید و از زلال معرفت و تقوای مادر سیراب شد. او پس از شهادت پدر  و در زمانه ای که خداوندگاران ظلم و ستم در پی سقوط و صعود بودند و هر یک چنگالی بر قدرت انداخته و می خواستند دست دیگری را از خلافت کوتاه کنند، فرصت یافت تا بنای علمی پدر را وسعت دهد و روز به روز، دانش آموختگان مکتب پدر را به قله انتظار واقعی نزدیک کند.

وجود آسمانی این مهتاب با پرورش ستارگانی نور افشان از ظلمات جهل خفتگان تاریخ می کاست و آنها را به نور منور خورشید پشت ابر رهنمون می کرد. روزی یکی از آن خفتگان که ادعای هوشیاری می کرد به محضرش وارد شد و بی مهابا از عشق و انتظار دم زد. سهل بن حسن خراسانی بار ها در دل خود نجوا می کرد که چرا جعفر بن محمد(ع) قیام نمی کند؟ چرا شمشیر عدالت گسترش را بر سر عباسیان نمی کشد تا خونابه های جگر ما به سردی انتقام آرام شود؟ با وجود این همه نیروی عاشق و شهادت طلب چرا زمانه ی ما شاهد حکومت امام زمانمان نباشد؟ او که دل نگفته هایش روز به روز با دیدن اشک و ندبه و دعای شیعیان افزون می شد تصمیم به بیان آن گرفت و با کوله باری از شبهه و سوال و شاید هم گلایه به محضر امام وارد شد و از آرزوی دیرینه و عشق خود برای دیدن حکومت محبوبش گفت. اما ... او نمی دانست. ...


برچسب‌ها: ولادت

ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٧:۱٤ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
هادی جانها

بسم رب المهدی

آسمان غرق در شادی است . گل ریزانی است در عرش . قنداقه ای بر شه پر روح الامین رشک بهشت گشته .جمالش که از خانه ی ابن الرضا علیه السلام درخشید آیه ی و ان یکاد از زبان ستاره ها جاری گشت . انگار صریا گلستانی شد ،آنگاه که لبخند ابن الجواد را به نظاره نشست  . آری  هستی را این زمزمه است که سمانه را پسری است که جد صاحب الامر خوانندش ؛دهمین شمع هدی، آینه ی جود و سخا  ،علی چهارم آل عبا علیه السلام .

آری امامتشان در کودکی مصداق "و اتیناه حکما صبیا" است ، و او همان قرآن ناطقی که پروراند شیعیان را برای پذیرش موعود .که وکلایشان در بلاد اسلامی نشانی از سالهای فراق داشت و تربیت عالمانی عادل و فقیه خطی از نیابت و روزگاران هجران.

هادی  و وارث بر خیل رسولان ،که "جامعه " را چون حدیث عشق بر زبان اهل ولا جاری ساخت تا در کلاس ولایت بخوانند مصحفی از جنس نور ؛ و بشناسند قدر امام خویش را .

و شیعیان به شوق دیدار رویش؛ تا نشاندن لبخند سبز ظهور بر چهره ی عالم  ، صبح را به انتظار نشسته اند ، که وعده ی خداوند حق است و صبح نزدیک ... .


برچسب‌ها: ولادت
[ دوشنبه ۱ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٤:٤۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
ولایت عشق

بسم رب المهدی

همه چشم به راه بودند .  می خواستند پاره تن پیامبر را ببینند .حتی امام صادق علیه السلام هم آرزوی دیدارشان را داشتند .

کیست که بعد از ریحانه ی نبی سلام الله علیها پاره ی تن اوست . آسمان چشم به خانه ی موسی بن جعفر علیه السلام دوخت . ومدینه در انتظار بود .

گل به یکباره خندید و بلبلان نغمه ی شادی سرودند . آسمان ستاره هایش را  بپای نوزاد ریخت وزمین رشک خورشید گشت .

و او ؛ علی ،پسر موسی علیه السلام است . هشتمین قبله ای که بهانه ی عشق ورزیدن است و کعبه وجود او مغناطیس دلهای شیفته ولایت .

شرطی از شروط کلمه ی لااله الا الله ؛دژ محکم الهی ،که ولایتش پناه دلهای باایمان است . آن دلهایی که مشهد یقین می شوند و از چشمه سارش معرفتش سیراب .

و سرزمین طوس ؛طوری است که میقات هزاران موسای کلیم نامیدندش . آری! هرکس را به وادی  عشق علی بن موسی علیه السلام خواندند ولایتش الهی است . همان ولایتی که به مهدی علیه السلام می رسد.

و او باب الهی و راهی است که هرکس آن را برگزید هدایت یافت.


برچسب‌ها: ولادت
[ دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٩ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
آیه ی رحمت

بسم رب المهدی

صدای نفس عشق می آید . شبنم دیدار ،گل روی برادر را شست . خاک بوی افلاک گرفت .از زمین و زمان طراوت بارید  و حدیث عشق جاری گشت.  انگار آیه های رحمت از خانه ی موسی بن جعفرعلیه السلام نازل شد . ترنم شادی لبان پدر را  آذین بست  و سومین ملیکه ی اسلام ،پای بر  قلوب اهل ولا نهاد؛ تا جلوه ای دیگر باشد زهرای اطهرسلام الله علیها را  و آیینه ای از جلال زینب علیها السلام . ماه تابان عصمت ، که روشنی گرفت  از خورشید فروزان ولایت . و این امام بود که والا ترین معارف وجودی خویش را نثار او نمود؛ تا آنجا که لبخند دلنشین پدر و زمزمه ی "فداها ابوها"  خاطره ای شیرین شد برای آسمان .

 بانوی مهر که انگار فاطمه علیها السلام بود تا علی علیه السلام را یاری کند  و زینب سلام الله علیها تا رسالت عاشورا را بر دوش کشد . نشانی از تربت بی نشان و ترجمان بلند عاشورا ؛همان قصه ی با زینب هم سفر شدن.

وگویند که باز می شود از قم در بهشت ... آنجاکه شبها آسمانش غرق ستاره می شود و آن گاه که خورشید از راه می رسد تاج مناره های حرم میگردد. همانجا که گشوده می شود باب الکرامت، ازسلاله ی باب الحوائج . آنجا که دایره ی ایمان وحوزه ی عرفان  بر گرد نگینی می چرخد.کوثر همیشه جوشانی که سیراب کننده ی تشنگان علم و ایمان و حکمت و معنویت است .

مهد تربیت یارانی ولایی .آنان که جانشان فدایی امام خویش است و زندگانی شان در راه زمینه سازی برای تشریف فرمای او . آری؛ "قم حرم اهل بیت است  همانند اینکه خدا را حرمی است ،در مکه و رسولش صل الله علیه و آله وسلم را حرمی در مدینه و علی علیه السلام را حرمی در کوفه " ومعصومه سلام الله علیها هدیه ی خداوند است که چون نگینی بر انگشتری ولایت  می درخشد،  آری او عصمت اهل ولاست و حرمش آشیانه ی آل محمدصلی الله علیه و آله و سلم . 


برچسب‌ها: ولادت
[ جمعه ۱٦ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
کریم اهل بیت

بسم رب المهدی

در خنده های صبح دم نیمه رمضان یک میلاد نهفته بود که با شکفتن گل رویش پرچم آقایی بر بام عرش نهاده می شد. نسیم سحری در بوستان حُسن نبوی منتظر بود تا عطر گل مجتبوی را برای منتظران به ارمغان برد که ناگاه پنجره ای گشوده شد از خانۀ زهرا و علی(ع) رو به سوی حسن ازلی. و جهان مزین گشت به قدوم سبط اکبر نبی ابا محمد حسن بن علی(ع) و ماه آسمان هم که سر به زیر افکنده بود از روی ماه خانۀ زهرا و علی(ع).

انگار عالم را بهانه شد تا در ضیافت الهی بر سر سفرۀ  مولود نیمه ی رمضان از مائده معنویت خدا بهره برد و در آستانۀ شب قدر برکتی مضاعف را توشه گیرد که وجود گرامی مولود مبارکش آرامش بخش دلهای دردمند و نقطۀ امید درماندگان است و حلم و بردباریش مورد ستایش اهل آسمان و زمین.

تنهاترین سردار در میان یارانی بی بصیر که نشناختن حق امام خویش را و در این میان تنها صبوریش بود که هستی را امید می بخشید برای مهیا شدن نهضتی الهام بخش آن هنگام که رسالت را در میدان امامت تنها صلح دید چه پرشکیب پذیرفت و با سکون و آرامش در مقابل اعمال نادرست یاورانی بی وفا بردباری پیشه کرد و تا همگان را بفهماند که صلح او زمینه ای خواهد بود بریا رسوایی بنی امیه. آری ... آن پرچمی که بدست علمدار کربلا برافراشته گشت با گوشه ای از عبای حسن(ع) آفریده شده بود.

و مهدی(عج) به مجتبی(ع) می ماند در حلم و بردباریش درآن زمان که ناراحتی از مردمان (شیعیان!) به او می رسد و او با حلم و بزرگواری صبر پیشه می کند که تنها امام شنانسی ضعیف و یارانی فاقد بصیرت می آزارند امان اهل زمین را.

و گویی این گونه نمی باشند محبان منتظر همانانی که جانشان مصفاست به عطر یاد امام خود و با معرفت در انتظار فرج مولای خویشتن تا دیگر تجسم نشود خواستن و نتوانستن که اخوالحسین(ع) بزرگترین تجسم خواستن و توانستن بود تنها به دلیل مهیا نبودن زمینه و نداشتن یاورانی چون 72 حسین باور راستین.

آری سکوت زیبایی طریقش شد و این تنها در توان حسن(ع) بود و بس که در سایۀ آن آماده شوند به حقیقت، مردانی چون کوه استوار تا تنها دل در گرو محبت و اطاعت امام خویش بسپارند و همپای او بگستلند رشته های ستم.

و مهدی(عج) نیز به امید یاورانی نستوه بردباری پیشه می کند تا آنگاه که اذن فرمود حضرت دادار با یاریشان از پای درآورد ظلم و جور را.


برچسب‌ها: ولادت
[ پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ٢:۳۸ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
زینت عابدان

بسم رب المهدی

نغمه ی یا علی شهر پیامبر را سر شار است . انگار مدینه در آیینه ی خود حیدر را نظاره گر است .  آسمان بر روی سجاده ی باران  زیر لب زمزمه می کند نام سید الساجدین را .

و شهر بانو دیگر تنها بانوی مدینه نیست  ، که  بانوی  عالمیان گشته است  به برکت قدوم علی ثانی  پسر حسین بن علی علیه السلام .

و او می اید تا  پاسدار وحی نبوی  و خط علوی و شور حسینی باشد .و در عصر نتوانستن ها  جامعه را به قدرت دعا  توجه دهد ،با صحیفه ی سجادیه اش، که گنجینه ای ست سرشار از معارف  الهی .

آری ! هنوز هم ترنم  عاشقانه ی این زبور آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم بر زبان اهل دل جاری است . که نیایش تنهاسلاح او بود  در مبارزه ی فرهنگی  و سنگرش در دفاع از حق و اهل بیت .

 زینت عبادت کنندگان ؛مفسرکتاب سرخ عاشورا  و حافظ و تبیین کننده ی اصول اسلامی . در آن گاه که با  خطبه هایش  سرود بیداری را می خواند، انگار تبری فرود می آمد بر بت خانه شام،  گویی نیل مشکلات ،با عصای توکل شکافته می شد .

و هرسال  در ماه مبارک رمضان بردگانی از دانشگاه تربیتی اش فارغ التحصیل می شدند ،با مدال پر افتخاربندگی  زین العابدین ؛که با حفظ پیوند معنوی خود  با مولای خویش تحت پوشش قرار می دادند دیگران را  ،  تا درشرایط سخت زمانه  یاری دهنده ی امام خود باشند .

واو همان امامی است که با دعای غلام تربیت شده ی مکتبش ، مدینه از قحطی  رهایی یافت و باران رحمت الهی، اجابت دعایش بود. واین نشان از سخنی است : آن گاه که پیرو راستین، امام خود را شناخت و با اطاعت از خدا  او را یاری نمود ، و درراه تبلیغ دین کوشید ، سحاب رحمت الهی  بر او سایه خواهد افکند ، و آن گاه  پیک سحری ، صبح دمی،نسیم خوش ظهور را برای منتظران به ارمغان خواهد آورد، و آن گاه که زمینه فراهم باشد پس دیگر چرا بهره بردن  خورشید از پشت ابر؟!


برچسب‌ها: ولادت
[ شنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
ماه هاشمیان

بسم رب المهدی  

http://img.tebyan.net/big/1386/05/19123624922372062051085119898521762813659.jpg

ستارگان هاشمی برگرد قمری حلقه زده اند و آسمان یکبار دیگر خندید. عطریاس عالم را سرشار شد وبرترین عابد مسجد حسین علیه السلام قدم به خانه ی علی علیه السلام نهاد.

انگار در آن گاه که دست و پیشانی اش بوسه گاه چهار امام گشت ،  سرّ غبطه ی شهدای اهل جنه آشکار شد. و او پروریده می شد برای پریدن در کوی حسین علیه السلام .

حسین وعباس علیها السلام  دو یار و دو برادر . یکی امیر و دیگری فدایی اش ، یکی امام و دیگری علمدارش .گویی همین دیروز بود که شهر پیامبر برای دیدن دو یار و دو برادر ، رسول خدا و وصی اش علی علیه السلام ثانیه ها را می شمرد . عباس هم که شاگرد همین مکتب بود به زیبایی آموخته بود ولایت پذیری را از پدرش علی  علیه السلام .

واوهمان کلمه ی عشق است ، وعشق یعنی : علمدار، عشق یعنی شهادت ،وعشق یعنی ... قمر بنی هاشم عباس پسر علی علیه السلام  .

که معنی وفا را به عالمیان آموخت،تا در هر زمان ، ندای هل من ناصر حجت خدا،درگوش هستی خوانده شد، دیگر بهانه ای نباشد.

او به حق پشتیبانی شایسته برای اهداف امام خویش بود . عبد صالح و شیعه ی راستین ،که در انتظار یاری امام خود ،سال ها، عاشقانه دل به این امید بسته بود و سر انجام شد فدایی حسین علیه السلام.

 و از آن زمان ، لاله ها به عشق دیدارش در انتظارند ،تابا آمدن نام زیبای ماه هاشمی؛ قد برافراشته و نظاره گر چشمان  نافذ بصیره اش گردند، آری! عباس علیه السلام حق را به زیبایی از میان باطل گرایان حق نما برگزیده بود.تا با بصیرت و آگاهی خود، یزیدیان را بفهماندکه: امان نامه دیگر او را به چه کار؟


برچسب‌ها: ولادت
[ جمعه ٢٥ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
قافله سالار عشق

بسم رب المهدی

http://forum.iranblog.com/attachments/16714d1248548680-25rfhxx.jpg

ماه شعبان گلبانگ دلدادگی  زمینیان  و نغمه ی والفجر آسمانی ها . به یمن قدوم آغوش نشین  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم  قافله سالار عشق  حسین پسر علی و زهرا سلام الله علیهم اجمعین .
زمین از شوق حضورش  غزل دلدادگی  می سراید  و با وضوی عشقی که  از زمزم  روی یار گرفته  نظر  به روی  ماهش قصد  صلاه می کند .

ابراهیم نظاره گر  حقیقت «و فدیناه بذبح عظیم » است . مصباح هدی پای به سفینه النجاه  خانه علی و زهرا  می نهد  تا زلال اب حیات محبتش  در قلب عاشقان دلباخته جاری گردد  و حریت، شجاعت، اخلاص ، ایثار، حماسه،  عرفان و شهادت  با نام او به گونه ای دیگر جلوه نمایی کنند.

مدرس عشق امامت . و در دورانی که چشمه ی غدیر رو به خشک شدن بود  علم سرخ قیام را بر افروخت  تا با زمزمه ی القائم هم التاسع من ولدی  یاد آور پرچم سبز انتظار گشت.

که انتظار تجلی آرزو ها  و آمال کربلا ست. و فرهنگ عاشورا مایه ی  شکوفایی منتظران مهدی علیه السلام است  دردوران غیبت .

وانتظار کربلایی دیگر است به وسعت  همه ی جهان  و مصاف حق و باطل است  در زمانی دیگر . و حرکت جهانی مهدی  علیه السلام  پشتوانه ای می خواهد  به استحکام کربلا  تا هر گز به خاموشی نگراید .

آری مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف  باری را که حسین علیه السلام  در مسیر کوفه  در کربلا  به زمین گذاشت  را به کوفه  خواهد می رساند  و مهدویان هم  که با کوله باری از فرهنگ حسینی چشم انتظارانند .

 که با زماندگان از قافله ی عشق را  یک راه بیشتر نیست  و آن هم ثبت نام در کلاس انتظار  و در امدن در خیل منتظران مهدی  علیه السلام است  چراکه حقیقت انتظار راستین  همان در خیمه حسین بودن است . «یالیتنی کنت معکم  فافوز  فوزا عظیما »

 و منتظران چشم به راه  سپیده تاریخ  دوخته اند . تا آن عهدی  را که با خدا  و رسول  بر پاسداری  از حریم  ثار الله بسته اند  به انجام برسانند : « فمنهم  من قضی نحبه  ومنهم من ینتظر »


برچسب‌ها: ولادت
[ چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
صبح امید (نیمه شعبان)

بسم رب المهدی

به دنبال عمه اش حکیمه فرستاد تا افطار را مهمان او باشد . افطار نیمه شعبان . تا سحر چشم از نرجس بر نمی داشت . باورش نمی آمد .  انگار نه انگار که قرار است خبری شود .  صدای امام از اتاق دیگری بلند شد . شک نکن عمه جان ، وقتش شده .

 نشست کنار نرجس  سوره ی قدر را می خواند برایش . صدایی همراه با او زمزمه می کرد . کودک از شکم مادر اناانزلنا می خواند .

و در آن گاهی که صبح امید دمید،  انگار عالم از عطر افشانی باد صبا  به یکباره  تازه شد .  سرو ها سرود السلام علیک حین تقوم می خواندند و آلاله ها   از شوق آمدنش السلام علیک حین ترکع و تسجد .بلبل نغمه خوان هم که  پیام تبریک مریمان را به گل نرگس می رساند  از شقایق هایی گذر کرد که یکصدا از برای یوسف زهرا و ان یکاد می خواندند .

و نیمه شعبان شد مطلع خورشید فروزان مهدی در ظلمت تاریخ .  تا گلواژه انتظار  چراغ شوق را در دل عاشقان بر افروزد  و امید را در دل مستضعفان زنده کند .  همان هایی که  وارث زمین خواند بود . که وعده  الهی  عاقبت تحقق خواهد یافت.

"و نرید ان نمن  علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم الائمه ونجعلهم الوارثین ..."

یوسف مه جبینم ! منتظرانت سال هاست  که در کلبه ی احزان دل هاشان در پشت درب فراق نشسته اند  و با تیغی که زلیخای غم  به دستشان نهاده  هنوز تو را ندیده دل خون گشته اند .

الا ای خده الایمن خال !بیا تا در دریای اشک هایمان غسل زیارت کنیم  و به سمت قبله ی پیشانی ات بایستیم  و در محراب ابروانت سر به خال هاشمی ا ت نهاده  و با نفس مسیح الله اکبر گفته ، نماز دیدار بخوانیم .

گل نرگسم ! می دانم  در صبحی سالروز شیرازه بستن  کتاب عشق را که با ولادت تو عجین شده ، با حضورت جشن دیدار می گیریم که یقین دارم صبح نزدیک است و آیا " الیس الصبح بقریب".

و منتظران هنوز هم چشم به راه سپیده ی تاریخ اند ... .  


برچسب‌ها: ولادت
[ دوشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ٦:٠٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
موسای ولایت

بسم رب المهدی

http://www.askquran.ir/gallery/images/12311/1_L_12d3a76b-9ee9-49e4-bc95-3c5a31f1c252.jpg

غضب از حلمش خشمگین می شد و  صبر از صبوریش بی طاقت . زندانبانان  اسیر صفا و عبودیتش می شدند و با نگاه ولایی اش جان می گرفتند. و  این غل ها بودند که به جای گل، ساق پایش را می ساییدند و  زنجیر هم، که بر زخم زخم تنش بوسه می زد.

آری او موسی ولایت  است. انگار کوه طور، هنوز هم این حسرت را در سینه دارد ؛که ای کاش او، نور عشق به خدایش را به آسمانیان می نمایاند  .

وارث نبی که چون او ،آمده بود از برای احیای مکارم  اخلاق .همان گونه که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می آید برای احیای سنت رسول. پاسدار دانشگاه جعفری پس  از پدر ، و نمایانگر "آرمان تشکیل حکومت اسلامی". به این امید که موعود قرآن ، با ،ید ِ الهی خویش تشکیل حکومت اسلامی را تحقق بخشد.

و او امام القلوب است ، اب الرضا علیه السلام. و در این فصل از رنج نامه شیعه این گونه نگاشته می شود:این بار یوسف در فراق پدر می نشیند .

انگار کبوتر ها آماده می شوند و بال می گسترانند تا مدتی سایه بان پیکر ش باشند .  وتخت پاره  پاره نیز هم که می بایست ، بدن روزه دار خسته زندان را تابوت باشد .

آری!مرقد نور افشانش آسمان تیره عراق را منورمی سازد، و کاظمین امروز  کاظم آل طه را برای همیشه  در قلب خود جای می دهد .


برچسب‌ها: شهادت, ولادت
[ پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
نگین کعبه

بسم رب المهدی

http://www.blogsky.com/users/blogs/logo/dosteman.gif

با ترنم بارانی دعا  و مناجاتهایش  حضور آسان تو را تمنا می کرد. ناگاه دیوار کعبه از شوق حضورت  شکافته شد و اورا که حامل  تو بود  اجازه ی ورود داد  .سه روز بر سر سفره کرم الهی مائده آسمانی می خورد .   در لحظاتی که آسمان برای ورودت اخترشماری می کرد  و زمزم اشک شوق می ریخت  اهل مکه در تحیر به سر می بردند .  نامت را خدای کعبه در گوش جانش  زمزمه کرد  و فاطمه بنت اسد پس از سه روز مهمانی الهی  ، به همراه گوهر خویش از صدف کعبه  برون آمد.

محمد پسر عبدالله تب داشت واز پیشانی اش عرق می ریخت  قنداقه ات را که به آغوشش سپرد  گفتی "ام ملدم اخرجنی عن رسول الله " .محمد صلی الله علیه وآله با نفس مسیحاییت آرام شد  و تب وجودش به یکباره فرو نشست .  حقیقت حرف زدن مسیح در گهواره را  با سجده و شهادتت به یگانگی خدا و حقانیت رسول او زنده کردی و از آن روز بود که مردم مکه دانستند تو را با محمد امین سرو سری است. و تو آمدی  تا در بحر عرفان نبوت گوهر حسن علیه السلام و لولو حسین علیه السلام بپرورانی  و باغ سر سبز ریاحین را باغبانی کنی  و هارون برکه ی غدیر او باشی .

آری ولایت و سر پرستی مومنان  که با رسالت آدم علیه السلام آغاز شده بود  در شاهراه خاتم انبیا  به بن بست نرسید  و وجود تو روشنایی درخشانی برای ادامه ی این راه شد .

و تو را نیز خدا برگزیده بود برای خودش . از همان زمان که تولد یافتی و ازهمان گاهی که یاور رسول و برادرش گشتی . که خدا اینگونه می خواست . چرا که انتخاب امام نیزبه خواست اوست و نه بشر . و معجزه ی تولدت ،خود گویای مقام والایت به نزد  صاحب کعبه ، یک حقیقتی انکار نپذیر است . و این یعنی که ای دل  گردش تن به دور کعبه یعنی گردش جان به دور حقیقت ولایت وامامت . که گواه این سخن نیز کلام شیرین رسول خداست :" مثل امام به مانند کعبه است که همه بر گرد او می چرخند و اوبر گرد هیچ چیزی نمی گردد. "

 ای تو تنها امیر مومنان ! آن گاه که بر ساحل موج های نهج البلاغه ات نشستم   جام خالی وجودم را پر ازگوهر های ناب امام شناسی دیدم. که یکی حدیث فضیلت هایتان را برایم می خواند : " مادرخت نبوت جایگاه فرود رسالت  محل آمدو شد فرشتگان  معدن های علم وچشمه های حکمتیم " ودیگری مروارید علمتان رابرایم  نمایان می کرد که " سلونی قبل ان تفقدونی "که تو اگاه تربودی به راه های آسمان از زمین . 

آری مولایم! "والعادیات" وجودیت بود که توانست از خیبر توطئه ها بگذرد و چشم فتنه را درتاریکی عصر نهروان کورکند واهالی جمل را بمانند عبدود به خاکستررسوایی کشاند.

و" قدر" وجودت نیز ،که برای خوارج سقیفه نشین  حاصلی جز زقوم دوزخی  بغض وکینه ندارد  که بیست وپنج سال  عین الله را  خار در چشم  و استخوان درگلو، چون جنین در کنج غربت تنهایی رها کرد .

مولایم! چقدر برایم شیرین است کلام زیبایت ، که انگار هنوز هم در عالم طنین انداز است: "آه شوق الی رویتهم " .آن گاه که تو را تشنه دیدار می بینم از برای مهدی و یارانش  شور تازه ای در نهان خویش می یابم  . که تو شور عشق وشوق دیدار را در دلهایمان زنده میکنی . ویاد آورمان می گردی که  از برای دیدارش همت دوچندان کنیم تا دست زمان ما را از دور ترننماید.

ای آفتاب معشر وای ماه منا ! از سحرگاه از دست دادن سیزدهمین امام (اب المهدی علیه السلام) ، در مسجد جامع انتظار به اعتکاف نشسته ایم  و با هم عهد بستیم  تا صبح  صبح ظهور  حدیث یار بخوانیم و از غذای مسموم غفلت  نخوردیم  و از آب گل آلود جهل  ذره ای نیاشامیم  با هم عهد بسته ایم عطر  دنیا دوستی  وتسویل های شیطانی  را به مشام  خود نرسانیم  و در نیمه ی ماه فراق  چون ام داوود برای رهایی  داوود  خوش صوت  زهرا علیه السلام از زندان غربت  و تنهایی دست به دعا برداریم.

  ای انسان کامل و ای نماد ایمان به خدا برایمان دعا کن . دعایمان کن چون خوارج  زمانت  فرزندت را به کنج  تنهایی رها نکنیم و اعتکاف خویش را به امید دیدار گل نرگس در صبح امید، به تایید شما برسانیم .      


برچسب‌ها: ولادت
[ جمعه ٤ تیر ۱۳۸٩ ] [ ٤:۳٤ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
کوثر امامت

بسم رب المهدی

 سخاوت باران را داشت  و کرامت در یا را . جود قطره ای بود در پیشانی بلندش  و علم غنچه ای بود از گلستان وجودی اش.  پیشوایی که جواد بود نامش ، فرزند رضا علیه السلام و مادری  منزه و با فضیلت که او را سبیکه  می خواندند  . مولودی برای شیعیان ، که زاده نشده با برکت تر از او .چرا که با آمدنش  تشیع را اعتبار بیشتر داد و خلع سلاح کرد اهل واقفیه را.

نخستین امام خردسال  و ره گشای شبهات فکری واعتقادی و فقهی امت . علمش الهی بود و وصل به دریا .جواد امامان و امام جوادان که بیست وپنج سال فضیلت را رویاند وشکوفاند و خود فروزانتر از خورشید  تابید و درخشید .

کودکی  با علم الهی که  به تعجب وا می داشت دانشمندان را، و رسوا می کرد جاعلان را.

امامتش بستری  شده بود برای امامت موعود قرآن  . که رو حانیت خاص امام  وانسان کامل  ظرف سنی نمی پذیرد . و کودکی خردسال نیز می تواند دارای علم الهی  ولدنی باشد . و خداوند این گونه خواست تا مفهوم امامت تغییر کند که تنها انسان بالغ  عهده دار این مقام نخواهد بود  و الله اعلم حیث یجعل رسالته.

 و این زمینه ای بود برای  پذیرش امامت مهدی علیه السلام که چندی بعد  پس از  تولدی پنهان چو موسی علیه السلام،  قرار بود پیشوای شیعیان در عصر غیبت گردد، بمانند رسالت یحیی علیه السلام در کودکی .

 و این گونه شد که دوستان را تسلی خاطربخشید  ودشمنان را که امامت وی را مهم ترین فرصت برای ریشه کنی تفکر نظام ولایی و امامی می دانستند  بر جای خود نشان تا دیگر بهانه ای برای پذیرش ولایت باقی نماند .

 

 


برچسب‌ها: ولادت
[ چهارشنبه ٢ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
اشبه الناس...

بسم رب المهدی

 

بهار زندگانی اش بود. پر از طراوت ونشاط. پر از زیبایی ونو گرایی. اما با این دل نگرانی  که این زیبایی می گذرد به چشم بهم زدنی .

در کوچه پس کوچه های انتظار نشسته بود به امید وعده ی دیدار آ خر جوان بود و منتظر  . روز و شب را با حدیثی زیبا از علی علیه السلام می گذراند. " یاوران مهدی علیه السلام جملگی جوانند  ولیکن کهن سال در بین آنان اندک است  مانند سرمه در چشم ونمک در زاد وتوشه، که کمترین قسمت توشه نمک است    "

اما اسوه می خواست این جوان منتظر .  اسوه ای که پیام آور باشد برای او و همه ی نسل ها .تا به همراه او دوران پر بهار زندگی اش را آذین ببندد . و مهیا کند زمینه را برای ظهور .

مدینه را دید که در انتظار آمدن پیامبر بود . اما اینبار نه از جانب مکه  بلکه از سوی خانه ی حسین علیه السلام . عالم وضو گرفته  به آب فرات ، در مقابل خانه ی ولی خدا  قیام کرده است تا نماز شکر اقامه کند  چرا که چشم به عالم خواهد گشود گل لیلا  آیینه ی تمام نمای پیامبر و دومین علی  از بوستان نبوی.

و جوان منتظردر آدینه ای ،جوانی اش را با انتظار پیوند زد  ودر بهاری ترین  فصل زندگی اش اسوه ای برگزید  در حد و اندازه ی شبیه ترین مردم به رسول خدا. او که می خواست جوانی شود در چشم ودل امام عصر خویش انگار خوشبو ترین گل های باغ نبوی را برگزیده بود. آخر او نیز جوانی بود درچشم و دل امام خود. و او علی پسر بزرگ حسین علیه السلام بود .

اشبه الناس خلقا و خلقا ومنطقا برسول الله . شجاعت و دینداری اش.  صلابت و ولایت مداری اش  اخلاق و مهربانی اش  منطق و حق طلبی اش  همه و همه شده بودند  اسوه ای نیک برای جوان منتظر .

انگار فهمیده بود که اگر امام خود را به حق شناخت و دل در گرو محبت او سپرد وسعی دراطاعت از او داشت باید در مسیر فعالیت برای زمینه سازی ظهور همت گمارد  چرا که آن مهمترین وظیفه ی جوان منتظر خواهدبود  .او طرح و برنامه ی جهانی مهدی را می دانست و می خواست  آن گاه که مهدی جهان را به معنویت می رساند  ودنیا را سرشار از هدایت می کند  از جمله مهدی یاوران حقیقی باشد .

جوان منتظر از اسوه ی خویش خط ها گرفت برای  شیعه ای راستین  بودن .  با ولایت پذیری ،شجاعت ،ایثار ،استواری،حق طلبی ، جهاد و مبارزه خود را آغاز نمود  وبا علم اندوزی و حرکت فرهنگی سعی در بیداری مردمان زمانه اش کرد  تا راه تسلط دشمن بر مسلمین را سد کند .

 آری او باید آموزه های مهدوی خود را عملی می کرد، تا زمینه برای ظهور آماده شود . که  رسیدن به آن لحظه ی موعود  هم وجود زمینه ی مردمی را نیاز است  تا ان گاه که امام آمد قدرش را بشناسند وهم فراهم آمدن یاران  و همراهانی کارآمد  که با فقدانشان  کار حکومت  و هدایت به سامان نخواهد رسید .

و حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حکومت جهانی جوانان است ، با رهبری جوان و الهی . و جوان منتظر به امید درک آن دوران و در خدمت اوبودن :"والمسارعین الیه فی قضاء حوائجه".

مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، به پیامبر می ماند.چون علی اکبر  حسین علیه السلام .وجوان منتظر از جمله پیشی گیرندگان  بسوی خواسته های اوست  . که امام،مهیا شدن زمینه ، برای تشریف فرمایی خود را از یاوران جوانش می خواهد.


برچسب‌ها: ولادت, مناسبتی
[ پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
وارث کوثر ولایت

بسم رب المهدی

مدینه بهار در بهار است. آسمان لبریز شوق و غرق تمنای دیدار.ثانیه ها در انتظار طلوع با شکوه صبح اند و بی تابانه تولد بانوی صبر را به نظاره نشسته اند. لحظه ی موعود فرامی رسد و خانه ی زهرا و علی، فانوس باران اشک شوق می گردد.

پیامبر او را در آغوش می گیرد و پیکی آسمانی نام او را از عرش می آورد. و او زینب می شود. نخستین سراینده ی غزل صبر و بردباری. که مردانمان از او درس جوانمردی می آموزند و زنانمان در مکتب او الفبای دینداری و دفاع از امام را می آموزند. 

 آری، ای زینب، تو دختر غدیری! ستاره ی آسمان صبر و وفا. که حدیث وفا را به ما آموختی. آنگاه که پروانه بار بر گرد حسین علیه السلام می گشتی و لحظه ای تحمّل دوری از او را نداشتی.  ای آینه فاطمه نما! صبر را از تو آموختیم آنگاه که از دریای خون گذشتی و تنها فرمودی: ما رأیتُ اِلّا جمیلاً ای مقدّس ترین آیه ی ایثار! تو همان شیرزنی هستی که همراه با جان برادرت، مفسر کتاب کربلا شدی و با ایثار خود امام زمانت را یاری گر بودی.و در فضای شبهه آلود زمانه ات حسینت را شناساندی که او فرزند رسول خدا بود نه خارجی. ای زینب! تو اسوه ی صبری که نامت همواره درس آموز است. تو روشن گر حقی که پیام خون را در وانفسای تاریکی جهل و غفلت به خفتگان رساندی. تو پروانه ی شمع حسینی که در آتش عشق او سوختی و چراغ راه دل سوختگان گشتی. آری، دفاع از ولایت را، مادرت زهرا علیها السلام به تو آموخته بود، تا رایت سرخ حسین را تفسیرکنی، و در این زمان، منتظران را برای رسیدن به رایة الهدی، آموزگار باشی.

" مرید زینب، باید پیام عاشورا را حفظ کند، و رسالتش در جاده ی غفلت زده ی غیبت، همان تداوم رسالت عاشورایی زینب باشد."

او باید امام زمان خویش را بشناسد و با بصیرت زمینه ساز دولت حقه اش گردد.

که" اگر اهل ایمان پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه برند مورد عنایت واقع خواهند شد."

بانویم! تو همان الگوی زن منتظری، تا او بتواند در استواری زینبی در تشکیل جامعه ی زمینه ساز مشارکت کند و اماده باش لبیک به ندای انا المهدی باشد. که او عشق به امام زمانت را در زمزمه هایت یافت، علم و شجاعتت را در کوفه دید، انس با پیامبرت را در لحظه ی تولدت دانست، شهید پروری ات را از عاشورا درس گرفت، صبر و رضایت را در کلامت شنید، وحجاب و عفاف را در نگاهت خواند.

ای زینب، ای دختر ولایت! وحال این ماییم که می خواهیم ندبه خوانی کنیم در هجران امام غریب و تنهایمان. و در این روز آمده ایم تا عیدانه بخواهیم.

به سمتی که دلت رضا می دهد رو کن و آرام بگو: سلام بر زینب که ناموس خداوند است. سلام بر بانوی شکوهمند تاریخ که نامش ایستادگی را بخاطر می آورد. ای اسوه ی صبوری! دیگر جانها را تاب فراق نیست، دعایمان کن آنگونه ای که دیگر خورشید دلهایمان را امام غریب و تنها نخوانیم و تو ای بانویم برای رسیدن به وصال جانان و پایان دادن بر این هجران  چراغ راهمان باش.   


برچسب‌ها: ولادت
[ دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ٩:٥٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
آفتاب مهربانی

بسم رب المهدی

ربیع الاول بهار سال های نیکو و نورانی تجلی خداوند در زمین . و سرزمین حجاز میزبان دو آفتاب از تبار پاک ابراهیم .از سلاله ی پاکان، از مکه و مدینه وآخرین حلقه از سلسله ی نورانی رسولان،و ششمین اختر فروزنده آسمان شیعه. ومحمد پا به عرصه گیتی نهاد، تا چشم جهان را به روی فروغ وحی بگشاید و دوران حیات طیبه را نوید دهد . کسری فرو می ریزد. آتشکده پس از سال ها روشنایی تاریک می گردد و آفاق سر به زیر، زمین را می پاید. قضا صفحه روزگار را ورق زد و در ابتدای آن نوشت" بسم رب احمد ، روز تشریف فرمایی بهانه خلقت ".وآمنه در چشمان زیبای نوزادش نور حرا را می دید وشاید هم معراج را . آری او که یا ایها النبی های احد ِ واحد را به جان خریده بود وسبحان الذی اسرایش بال جبرائیل را سوزانید . همو که عرب جاهلی را از ایمسکه علی هون ام یدسه فی التراب -۵٩/نحل - را به انتهای انا اعطیناک الکوثر رساند و غافلان را از پرستش اصنام به عشق صمد رساند . واو نازنین دو عالم همان ستاره ی سحری است که صادق پرور است و صادقش مهدی پرور . وشاید به همین دلیل است که تا او را نشناسی نه صادق علیه السلام را شناختی و نه مهدی علیه السلام را . وخدا محمدش (صلی الله علیه و آله وسلم )را خاتم الاوصیا خواند وپیامبر مهدی اش ( علیه السلام ) را خاتم الاوصیا . آن گاه که صادق آل طه برای شاگردانش می فرمود تا مکتوب نگه دارند :"برای هر ملتی دولتی است که در انتظارش به سر می برند . دولت مانیز در آخر الزمان ظاهر خواهد شد ." ودولت حقه ی وعده داده شده همان دولت مهدی است . که ندای امامت گوش هستی را پر می کند و رسالت نبی تکمیل می گردد.و به همین دلیل است که برای شناخت امام زمان باید رسول الله را بشناسی . پس از خدا بخواه همانگونه که صادق پیامبرعلیه السلام تعلیم فرمود، که این برای دوران غیبت است، در زمان امتحان شیعه :" اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک اللهم اعرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی." وانگار زیبا ترین ودلنشین ترین عیدی این روز همین است ، تا آدینه ی فردایت را فروغی دیگری بخشد.


برچسب‌ها: ولادت
[ چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
اختر شکافنده ی دانش

بسم رب المهدی

آسمان مدینه ستاره باران است از یمن ورود قدمهایش. امشب در آسمان دلهای بنی هاشم ستاره ای می درخشد که روشنی بخش چشمان سجاد علیه السلام است. و نخستین امام علوی و فاطمی پنجمین گوهر امامت در دامان ام عبدالله دیده به جهان می گشاید. تا کوچکترین راوی کربلا باشد. آری باقر العلوم گشاینده ی درهای دانش به روی مردم، فروغی که از خاندان نبوت روشنی بخش جامعه بود در وجود شکافنده ی دانش تجلی یافت و سلامی که جابر از زمان پیامبر به او رسانید گویای این وجود برکت خیز است. که کنون نقد شیعه میراث گرانبهای اوست و همین است فخرشیعه که پیرو مرام و عترت حضرت محمد بن علی علیه السلام است.

و حال می خوانی وصف مهدی موعود را از زبان گهر بارش. او که در آن هنگام که کمیت اسدی اشعاری را از قائم آل محمد می خواند به همراه آقازاده اش - امام صادق علیه السلام – گریست. و برای کمیت دعا کرد آن گاه که می خواند؛ چه وقت حق شما آشکار خواهد شد؟ چه وقت مهدی شما قیام خواهد کرد؟ و فرمود:" قائم است که جهان را پر از عدالت می کند و قلب شیعیان ما را روشن می سازد."

« فَلا اُقسِمُ بِالخُنَّس؛ قسم به ناپدید شونده ها »

پس فرمود:" او امامی است که از دیده ها مخفی می گردد و چون ستاره ای فروزان ظاهر می شود. آن گاه در شب تاریک می درخشد."

و این از بشارت هایی است برای رسیدن به موعود. در آن زمان که فرمود:" ای امّ هانی، دیدگانت روشن می شود اگر زمان او را درک کنی." آری! و اینگونه فرمود برای تو ای منتظر راستین:" برای او دوران غیبتی است که گروهی در ان گمراه می شوند و گروهی هدایت پیدا می کنند. خوشا بحال کسی که آن روز فرخنده را درک کند."

 


برچسب‌ها: ولادت
[ دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
هادی دلها

بسم رب المهدی

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/amoozeshdaneshjoyan/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%B9.jpg

امشب فزوده اند صفای مدینه را .

آری زمین به آسمان مباهات می کند و ندا سر میدهد که امشب بدری می درخشد در نیمه ماه ذی الحجه زیبا تر از ماه آسمان . فرشتگان در آسمان ستاره افشانی می کنند و آسمان چراغانی می گردد از نور چشمک زن آنان . ماه لبخند زنان بر گرد خانه جوادالائمه علیه السلام می گردد. چرا که اولین فرزند خورشید نهم به دنیا می آید و چشم سمانه روشن می گردد از طلوع بدر آسمان زندگانی اش . هنگامه سپیده دم نور خدا به یکباره مدینه را سرشار از امید ومهر می کند ،نسیمی از آن بر دل حاجیان کعبه عشق وزیده می شود .

آری نور دیگری در آسمان ولایت پرتو افشانی می کند وباز علی علیه السلام می آید ،می آید هم نام مولایی که مجموع صفات الهی است.و علی است در عبادت وتسبیح ، علی است  در کمال وکرامت ، علی است  در مناعت وجود وعلی است  در شجاعت و غیرت؛ وهستی رکوع می کند وشکرگزار است از قدوم مبارک او . او که پدر خورشید یازدهم است و جد گل نرگس . همو که بشارت داد ظهور مهدی علیه السلام را به یارانش وبا دوری از محبان خویش، آماده  می کرد رهروان ولایت  را برای غیبت وفراق از خورشید امامت .و از برای تربیت یاران باوفا، همان سیصدو سیزده نفری که هنوز فرزندش، مهدی موعود(عج) در انتظار آنهاست؛ تاسیس کرد دانشگاه امام شناسی را که تبلور یافت در «زیارت جامعه ی کبیره» . همان زیارتی که یادگاری است عظیم از وجود مبارک او . زیارتی که مولای غایب از نظرمان سفارش کرده است مارا بر مداومت بر آن.

و حال ای هادی ره گم کردگان به سوی حق؛ یا ابا الحسن علی بن محمدالهادی، صلوات ودرود خدابرتو باد، مادام که خورشید بر می آید وآسمان آبی است .

مولا جان بی پناهیم ما را در پناه نام هدایت گسترت گیر، تا باشیم منتظرانی راستین برای فرزند عزیزت و چشمانمان روشن گردد به جمال پیامبر گونه اش .


برچسب‌ها: ولادت
[ چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۸ ] [ ۸:٥۸ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
 


برچسب‌ها: ولادت
[ سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۸ ] [ ٤:۱٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد با سعادت امام حسن مجتبی (ع)

 بسم رب المهدی

نیمه ی رمضان و درخشش قرص ماه در خانه ی علی و زهرا. نیمه ی رمضان و شادی ملائک در تولد ابا محمد.

می بینی انگار ماه هم به شوق رسیدن او در این شب کامل شده است. اگر خوب گوش کنی صدای تبریک ملائک را می شنوی. آخر اولین فرزند علی و زهرا دیده به دنیا گشوده است. و حالا این پیامبر است که می خواهد برای سبط اکبرش نامی انتخاب کند. زهرا و علی گفته اند که در این امر از رسول خدا سبقت  نمی گیرند و رسول هم منتظر است. و نام مولود را خدا برگزید. حسن. همانی که بزرگوارش درباره ی او فرمود: "حسن از من است و من از اویم. خداوند دوستدارکسی است که او را دوست بدارد." و به یمن میلاد او آسمان در نیمه ی ماه خدا رنگ الهی گرفت. گرچه نباید در شب میلاد به بغض ها اجازه شکستن داد اما نمی توان نگفت دردهایی که در درون سینه بی قراری می کند. می دانم که صدایم را می شنوید پس ای

آقای کریمان سلام. سلام برشما که کرامت و بزرگی تان ستودنی است ودرسی است برای ما. سلام برشما ای روشنی دیده زهرا و علی

آقا! خیلی دلمان می خواهد برایتان ضریحی بسازیم. اما ... نمی شود. آرزو داریم یا کریم مزارتان باشیم و پروانه وار به دور شما بگردیم و زائر غریبتان شویم. با بالهایمان از مزارشما تبریک بجوییم و صورت خیس عاشقانتان را در پشت پنجره های بقیع نوازش کنیم. اما ... آقا می دانیم که باید صبر کنیم. باید دعا کنیم تا مهدی تان بیاید. آخر بقیع شما با دستان او آباد می شود.

می دانیم که محبت و دوستی شما از رمزهای مهدی یاوری و شما هم می دانید که عشق و محبتتان را خداوند در دلهامان نهاده پس ای مولای ما. دعا کنید   برای ما

به صدق و پاکی این عشق و محبت قسم. دعایمان کنید تا از خادمان بقیع باشیم. و فدایی مولای عزیزتر از جانمان مهدی.                     

 


برچسب‌ها: ولادت
[ جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ۸:٢۱ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون