روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

عید سعید فطر

بسم رب المهدی «عج»

صدای پای عید:

صدای پای عید می‌آید و دل مومن، بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلاتکلیف است؛ از آمدن این عید، دل‌شاد باشد یا از رفتن آن ماه،‌ محزون؟
عید فطر، پاک‌ترین و عیدترین عیدهاست؛ چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست‌وشوی جان در نهر پاک رمضان است.
عید فطر، عید پایان یافتن رمضان نیست، عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است، چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می‌شود.
رمضان، کوره‌ای است که هستی انسان را می‌سوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر برمی‌آورد. فطر، شادی و دست‌افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. قرار بود که رمضان، با سحرها و افطارهایش، با شب‌های قدر و مناجات‌هایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده‌ایم، اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم، عید فطر، عید ما نیست. از این‌روست که در دعای قنوت نماز عید فطر می‌خوانیم: «اسئلک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلّی الله علیه و اله ذخراً و مزیداً؛ از تو می‌خواهم به حق این روز که آن را برای مسلمانان عید قرار دادی و برای محمد و آل او ذخیره و فزونی ساختی.

 

عید سعید فطر مبارک باد.


برچسب‌ها: مناسبتی, عید سعید فطر
[ دوشنبه ٦ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شب قدر

بسم رب المهدی «عج»

امشب، شبِ میهمانی رازها است. چگونه خواب، سرزمین چشم‏هایم را فتح کند، وقتی که به استقبالِ واژگانِ نور می‏روند؟! امشب پنجره‏ها ستاره می‏چینند تا جوشن‏کبیر، با تمام عظمتش آغاز شود، باران خواهد گرفت.

امشب، شب یلدایِ روح است؛ یلدایی که مقیاسش زمینی نیست. یلدایی که هیچ یلدایی به ارزش یک ساعت آن هم نمی‏رسد حال آنکه هم‏وزن هزار ماه است.

امشب، تمام فرشتگان آسمان، با کسی که قرارِ زمین است وعده دیدار دارند. چه بزمی است در زمین و چه شوری است در آسمان و نردبان دعا چقدر شلوغ است!

دست‏ها چونان مزارع آفتابگردان، بلند شده‏اند و کهکشان‏ها را می‏کاوند. خاک، به شدت به افلاک نزدیک است و الغوث الغوث، پروانه پروانه از رویِ انگشت‏ها به سوی دوست پر می‏زند. دهان‏ها بویِ ذکر می‏دهند و «کلیدهایِ بهشت» همه جا پخشند. «مفاتیح الجنان» قدر دانستنِ زمان را آسان می‏کند!

و در این میان، نام علی علیه‏السلام چونان خورشید، بر دریایِ سرخِ اندوهِ جانمازها و شبستان‏ها می‏تابد. غروب است یا شب؟ چه زود سحر در راه است.


برچسب‌ها: مناسبتی, شب قدر
[ یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۸:٤٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
کوفیان خواب

بسم رب المهدی «عج»

نمازت را شکستند، همان‏گونه که فرقت را و ما بعد از این، نماز را به فرق شکسته‏ ات اقتدا می‏کنیم. کوفه خواب‏آلود، آبستن توطئه بود. کوفیان خواب، کوفیان شکست بودند.
کوفیان خواب، مردان عقب‏ نشسته بودند.

همه شمشیرهایی را که از پشت سر زده می‏شوند، با زهرآلودند.

طبیبان تاریخ، زخم توطئه را جواب کرده‏ اند؛ برای مولای زخمی، شیر بیاورید!

تمام یتیمان شهر نگران مولایند. مولا اگر نباشد، یتیم‏ ها از یاد می‏روند، کسی به فکر گرسنگان شهر نیست. دل به عشق مولا باید داد، مثل او باید بود.

می‏شود راه علی «علیه‏ السلام» رفت، می‏توان به فکر دیگران بود. کوفه روزمرگی، حرکت انقلابی را فلج می‏کند، پشت مولا خالی می‏شود، غیرت اسلامی را می‏گیرد، مسلمانان را از هم جدا می‏کند.

کوفه رفاه‏ طلبی، انفاق را کمیاب می‏کند و ایثار را از شهر بیرون می‏کند. نماز عشق باید خواند.

فرق شکسته عشق را قرائت باید کرد.

گریه این روز و شب، گریه معرفت است؛ اشک‏هایمان را به زینب «سلام الله علیها» تقدیم کنیم تا راه مبارزه را بیاموزیم. زندگی، عقیده و جهاد است. آن‏گاه که از تلاش و جهاد در راه رسیدن به آن عهد ازلی بایستیم، از کوفیانیم. یا علی بگوییم، هم‏ آوای فرزندان علی باشیم؛ صدای ناله حسن علیه‏السلام بلند است و گریه مرد سراسر درد.

زینب را تنها نگذاریم.

سر بالین بیماری علی باید نشست، آخرین حرف‏هایش را باید شنید. الله الله، قرآن را، یتیمان را، همسایگان را از یاد نبریم. عالم، بیت حیدر است؛ سر روی پای حیدر بگذارید، آخرین دیدارها را پاس بدارید. بابا به سفر آخرت می‏رود...

خداحافظ بابا...!!!!


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت امام علی (علیه السلام)
[ جمعه ٢٧ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۳:۱٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شب قدر

بسم رب المهدی «عج»

امشب چه شبی است؛ شب خوبی ها، نیکی ها، زیبایی ها؛ شب بیداری؛ شب راز و نیاز. امشب چشم هایم را برهم نمی نهم و با تنها معبودم سخن می گویم. تنها با او واگویه می کنم دردهای دلم را، او را می خوانم و از درگاهش اجابت نمیازهایم را می طلبم.

امشب چه شبی است؛ ملایک دسته دسته به یمن و بزرگی این شب بر زمین می آیند تا چشمان خسته و خیس شب زنده داران را با گلاب بهشتی بشویند. آنان می آیند تا غبار خطا و گناه را با عطر فردوس از دل ها بزدایند. امشب چه شبی است؛ شب گردش فرشتگان گرداگرد حجت الهی؛ شب بخشودن، شب تقدیر و چه زیباست امشب.

باید خود را آماده کنم ،سفر بزرگی در پیش دارم؛ می خواهم امشب، وسعت پرندگی ام را رها کنم. باید فرصت را غنیمت شمرد، باید این لحظه ها را قدر دانست.

می توان پرواز را تجربه کرد؛ فقط کافی است قدری سبک تر شویم؛ آن قدر سبک که نیروی هیچ جاذبه ای، زمین گیرمان نکند.

جادّه تقرب، قدم های عاشقانه ای می طلبد. دیگر مجال ماندن نیست، در این سرزمین برای ما جایی نیست. باید از این سرزمین زشتی ها  هجرت کنم؛ به آن دیگرم، سر بزنم. باید با تمام وجود، هجرت کنم.

از این «مَنِ» زمینی تا «آنِ» الهی، راهی نیست.این شب ها، کوتاه ترین راه رسیدن به آن جاست.

ببارید، چشم های روسیاه من، شاید که اشک ها، اندکی دلهایمان را جلا دهد. امشب شما وظیفه سنگینی دارید. باید هر چه توان دارید در طبق «اخلاص» بگذارید، شما باید جور تمام تن را بکشید.

به حال دستانم گریه کنید؛ به حال پاهای ناتوانم گریه کنید، که فردا، بر پل صراط، نلغزند. به حال شانه هایم گریه کنید که زیر بار سنگین گناه هایم در حال شکستنند. ببارید؛ چشم های روسیاه من.امشب، خدا مهربان تر از همیشه است.

امشب، خدا به این اشک ها پاداش می دهد،این قطره های حقیر، کارهای بزرگی می کنند،این اشک ها، خاموش کننده شعله های خشمی هستند که قرار است تنم را به آتش بکشند،

ببارید، ای چشم های روسیاه من، که من به مدد این اشک ها پا در جاده نهاده ام.

من به امید این ناله زدن ها دل به دریا زده ام؛ وگرنه، دستانم تهی است و شرمساری ام را حدّی نیست.کوله بار پر از گناهم را با مدد این اشک ها، سبک خواهم کرد، بسوز ای دل! بشکن ای آئینه زنگار گرفته من، بشکن که امشب، به این شکستن نیازمندم. تو که بشکنی، یعنی نیمی از راه را رفته ام ،یک عمر، گردن کشی کردی و مرا هم به هرجا که خواستی بردی؛ به هر کجا که اراده کردی، باید امشب بشکنی،باید امشب بسوزی، که سوز تو کارها بکند. تو بشکنی، چشم ها نیز می بارند، دل بسوزد، اشک ها فوّاره می زنند.


برچسب‌ها: مناسبتی, شب قدر
[ چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٢:٢٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
ولادت امام حسن مجتبی «علیه السلام»

بسم رب المهدی «عج»

می‌آیی از آبی‌ترین کرانه‌های نور؛ تا سخاوت دریایی تو عرصه‌ای باشد برای طلوع دومین خورشید امامت در تیرگی زمین.
کریم اهل بیت، ‌ای باغبان نور!
با خنده‌های غنچه به مهمانی آمدی،
ما جشن آفتابی آیینه تو را
در چهره علی به تماشا نشسته‌‌ایم
امروز، گل به خانه زهرا رسیده است
یعنی خدا جمال تو را آفریده است.
ای کمال سخاوت! زمین آغوش خود را گشوده است تا با تو بپیوندد و دل بی‌قرار خود را به دریای تو بزند.
یا کریم اهل بیت! تو آن آیه‌ای که از سوره کوثر نازل می‌شوی تا منجی روز محشر باشی. تو آمدی و پرده‌های شب را کنار زدی تا در زلالی سینه‌ات، پرنده ‌ایمان، دوباره اوج بگیرد.
درآ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که در تن مرده روان درآید باز
ای چشمه سخاوت:
امشب، هر ستاره‌ای را که رصد می‌کنم، نام تو را می‌بینم که به وسعت یک آسمان شکیبایی، می‌درخشد و شوق پرواز را در دل عاشقانت به تپش وامی‌دارد. دست‌های نیازمان را از چشمه سخاوتت کوتاه مکن؛ بگذار با وضو در نور امامتت، شیرینی کرامتت را چشیده باشیم!
ای شعله خدا
هم‌‌خانه با حسین
هم‌شانه با علی
چون چلچراغ علم
بر دل خوش آمدی!
ای امام غربت! آن‌که از آبروی تو وساطت می‌طلبد، تشنه باران هدایت توست و آن‌که حاجت را بهانه کرده، تشنه رفاقت با تو.
به حق شادی میلادت، قفل بسته چشمان ما را با عنایت و کرمت بگشای تا طعم سفره مهربانی تو را بچشیم؛ که هیچ زخمی از بارش کرامت بارانی‌ات بی‌مرهم نمی‌ماند؛ یا کریم اهل هدایت!

 

میلاد امام حسن مجتبی«ع» بر تمام مسلمین جهان مبارک باد.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت امام حسن مجتبی(ع)
[ شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٦:٢٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
روز عفاف و حجاب

بسم رب المهدی «عج»

برگشت گفت : آخه این چیه سرت کردی مثل امل ها !!مثل این که باورت نشده قرن 21 و مثل مردم عصر حجر می گردی؟!
گفتم: واقعا؟! عصر حجر یعنی کی؟
گفت:چه می دونم 14 قرن پیش.
گفتم:چه جالب 14 بیشتره یا16؟
گفت : چه سوالایی میکنی معلومه 16!
گفتم: پس 16 قرن پیش عصر حجر تره تا 14 قرن پیش
گفت:معلومه
گفتم: پس شما با این حساب باید دمده تر باشید که مثل مردم 16 قرن پیش می گردید اونم چه زمانی موقعی که بهش می گفتن عصر جاهلیت دیگه از اسمش هم پیداست که خیلی دمده است...
دیگه پی اش رو نگرفت گذاشت رفت
افحکم الجاهلیة یبغون ومن احسن من الله حکما لقوم یوقنون «مائده 50 »
«آیا حکم جاهلیت را می جویند و چه حکمی برای یقین آورندگان از حکم خدا بهتر است ؟ »
و لا تبرجن تبرج الجاهلیة «احزاب 33 »
«و به همسرانت بگو خود را چنان زنان جاهل نیارایند»

 

«روز عفاف و حجاب بر تمام مسلمین جهان مبارک باد.»


برچسب‌ها: مناسبتی, عفاف و حجاب
[ شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
رمضان کریم

بسم رب المهدی

غروب واژه ی عجیبی است، خورشید از صبح به زمینیان نگاه می کند شاید دلی برای بیرون آمدنش از پشت حصار تیرگی ابرها تنگ شود، شاید چشمی گرمای دستان خورشید را طلب کند یا شاید آب دریاچه ای از یخ زدگی خسته شده باشد، اما زمینیان همه دور هم جمع شده اند و نگاهشان را به زیر قدمهایشان دوخته اند، کسی دلش برای آسمان و خورشید تنگ نمی شود، چرا که خیالشان راحت است که خورشید از پشت ابر هم می تابد...اما خورشید دلش تنگ می شود از این همه غریبی و غربت و غروب می کند و باز به آغوش او می رود، او هم که منتظر خورشید بوده لحظه ای درنگ نمی کند و فتح می کند تمام آغوشش را برای خورشید، خورشید به آغوش عشق باز می گردد و زمین غرق غربت می شود و دوباره غروب....اما خورشید و عشق، هر دو باهم به زمینیان فکر می کنند، به دختر بچه ای که کنار برکه ای کوچک نشسته و با حسرت به پر کشیدن خورشید نگاه می کند...قطره ای از اشک هایش در آب برکه غرق می شود، دخترک به عشق بازی آن دو فکر می کند....آنها هر دو با هم به دخترک....دخترک چشم به راه ترکیدن بغض آسمان است آخر آنها هردو بغض کرده اند، دخترک نگران است، زمینیان که حالا گرفتار غربت شده بودند یکی یکی دور همان برکه ی کوچک جمع شدند انگار تمام دنیا قد همان برکه شده بود، زمینیان، او و خورشید را در آب برکه دیدند و همان لحظه بغض آندو ترکید و باران بارید، ناگهان قطره قطره اشک های آدمها محو اشکهای آن ها شد، برکه ی کوچک بزرگ و بزرگ تر شد تا تمام زمین را فتح کرد، او و خورشید دست در دستان همدیگر آغوششان را برای تمام زمینیان گشودند و همان لحظه فرشته ها اواز فتح خواندند و دعا ی اقتتاح در عرش او پیچید و فرشته ها ندا سردادند که خداوند درهای باز درود فرست بر محمد و خاندان پاکش و یاریمان کن در همه ی کارها، فتح کن آغوشت را برایمان و فتح کن گره از رنج ها و سختی هایمان و فتح کن برایمان تا پیروزی با اقتدار و عزت خود و لباس عافیت را ب تن ها ی خسته ی ما بپوشان و آغوش بی منتهای رحمتت را برایمان بگشای...فرشته ها خواندند و زمینیان با ایشان نجوا کردند و نجواهایشان به گوش انها رسید و خداوند به خورشید مژده ی طلوع داد، و خورشید دوباره لبخند زد و رمضان شد...خورشید اجازه ی بازگشت از درگاه پروردگار گرفت و به سمت زمین به راه افتاد....زمینیان او در راه است، سفره ی افطار را پهن کنید...


برچسب‌ها: مناسبتی, ماه رمضان
[ شنبه ٧ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٥:۳٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
روزت ای بزرگ مرد حسین .ع.

بسم رب المهدی عجچ

درهای آسمان گشوده شد . هودجی از آفتاب بر سرزمین فرشته ها فرود آمد و یاد رسول خدا با چهره و خلق نیکوی او در دل ها زنده شد . خانه حسین در مدینه درخشید و مسافر آسمانی آن قدم در جهان خاکی نهاد . حسین .ع. پدر شده بود ، او را در آغوش کشید و بر نام آوریش علی نام نهاد تا چشم بشر دوباره از برق شمشیر علی تصویر دهد .

هم او که علی نام داشت و نام علی را با حماسه اش زنده کرد .

هم او که لوح عاشورا در انتظار قدم شمشیرش نشست تا خاطره دلیر مردی های بدر و حنین را بر آن نقش نماید و تمثال قدم های رسول خدا را بر پهنه کربلا حک کند .

جان فشانی ، وام دار نام او و فداکاری مرهون تپش سبز دستان اوست که تاریخ عاشورا را در برکه ای از گلاب سرخ شست و نام عاشوراییان را پاینده کرد .

او که عمامه ای از سحاب رحمت بر سر ، تیغی از ذوالفقار رعد بر کف و جوشنی از فولاد یقین بر تن داشت و زیر سم مرکب او فتنه جویان ذره ذره خاک میشدند .

دشت زیر پایش دف میزد ....نسیم میرقصید ... و شمشیر او میدرخشید .... لب های او در تشنگی شراره میسرودند ... اما برق تیغ او بود که شعر شانه و شمیشیر را بند بند میسرود و این بغض تر او بود که رویای آب در آن دست و پا میزد در آنگاهی که برخاست و در قیامت تیغ ها به رقص درآمد و در سکوتی سوخته که شیهه زخم بر بال و پرش هویدا بود ، تا کرانه های افق برتاخت .

میلاد مسعود حضرت علی اکبر .ع. بر جوانان ولایت مدار و بر دل شاد پدر مبارک باد...


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت علی اکبر, رتوز حوان
[ پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
سرچشمه ادب

بسم رب المهدی عج

آسمان کربلا آغوش گشوده و خبر مولود دیگری از شعبان را با قاصدک های سپید روایت میکند .

ای نخل استواری !

ای آموزگار ایثار و فداکاری !

ای ماه مادرت ، حضرت زهرا .سلام الله علیها. !

ای که رخ پرتو افکن تو دل حسین را آرام میکند . با آمدن تو بود که حماسه معنا گرفت و ایستادگی رخ نشان داد.

باران نور از آفتاب بی غروب تو بر سبزه زارهای جان ها بارید و سروها در پناه نام تو قد کشیدند .

حماسه و عرفان تو ، کربلایی به وسعت آفرینش ساخت و دل از کف دلدادگان ربود . تو آمدی که مسافر کربلا شوی .

بیابان تو را میشناسد ، آب بهتر از همه از ذات مقدس تو آگاهی دارد ، تشنگی تو را میستاید .

ای سقای دل ها !!!

عصاره کرامت تو کام گیتی را شیرین میسازد .

بر نامت که تا همیشه درس آموز غیرت و الهام بخش مردانگی است درود .

میلادت به همه ی دل های دخیل بین الحرمین مبارک باد.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت ابالفضل(ع), ولادت قمر بنی هاشم
[ دوشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد عشق

بسم رب المهدی عج

 

چه زیبا روزی است امروز ، روزی که خدا تو را به تمام جهان هدیه داد ، حسین جان !

تو آمدی و با آمدنت رحمت و برکت را از آسمان آوردی

تو آمدی و حساب و کتاب عشق را بر هم زدی و بذر آن را در تمام قلب‌ها کاشتی

روزی که آمدی مهتاب مدینه رنگ دیگری داشت ، خانه مادرت زهرا لبریز شد از لبخند و شادی شد ، وقتی که آمدی شوق از چشمان پدرت میبارید ، علی عاشقانه بیقرار دیدن نگاهت شده بود . آری آقا جان ! وقتی که آمدی تمام عرش آذین بسته شد ، ملائک جشن گرفتند و خدا همه را مهمان لطف و عفوش کرد .

فدایت شوم ، حسین جان ! تو آنقدر خوبی که زبانم ناتوان از گفتنش است و قلمم با هر بار نوشتن نامت کمر خم میکند در زیر این بار سنگین . تو هر دلی را دیوانه وار دیوانه خودت کردی.

هر بار که نام زیبایت بر فراز گنبد طلائیت موج میخورد دلم هزار تکه میشود و هر تکه اش در گوشه ای از حرمت اشک شوق میریزد .

ای زیبا سیرت ! ای دردانه علی و زهرا .علیهم السلام. ! کاش میشد تنها ، فقط برای لحظه‌ای کنیز درگاهت میشدم ، آنوفت میدیدی که برای هر نگاهت هزار بار جان میدهم و با نگاه دوباره‌ات جان میگیرم .

میدانی .... امروز دلم بی حساب و کتاب بیقرار حریمت شده ، آخر من کجا و حرم دلدار کجا ؟ مگر می‌شود آدمی با کوله‌باری از گناه و معصیت پای بر حریم پاک و بی‌ریایت بگذارد و نفس بکشد هوایی را که تو در آن نفس میکشی ..... نمیدانم چرا ؟ اما با تمام این حرف ها و حساب و کتاب ها باز هم بیقرار و عاشقت هستم .

ارباب من ! خوب میدانم که امروز چقدر خوشحالی ، که چقدر جدت پیامبر . صل الله علیه و آله و سلم. ، مادرت زهرا .سلام الله علیها. و پدرت علی .علیه السلام. خوشحالند ، این‌ها را میدانم ، پس به حرمت تمام لبخندهای امروزشان قلب مرا بخر ، دستم را بگیر و چشمان بیقرارم را با دیدن حریمت بینا کن .

ای تمام عشق ! عاشقانه عاشقم کن ، عاشق خودت.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت امام حسین(ع), ولادت, سوم شعبان
[ یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ۳:۱٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دریای علم روز میلادت مبارک...

بسم رب المهدی(عج)

 میلاد امام صادق

خورشید دیگری بر فراز مدینه تابیدن گرفت خورشیدی در دور ترین کهکشان علم و معرفت که عالم تاب کوچه های تاریک دانایی شد وفانوس به دستان حقیقت جو را به سوی سر چشمه ی دانش رهنمون شد.

بگذار عاشقانه تر از صداقت سخن بگوییم ما.

بگذار بی پرده تر از خورشید از چهره صادق پرده برداریم.

امروز روز تولد راستی و درستی است...

امروز روز تلؤلو خورشید دین صادق آل محمد (صلوات الله علیه) است...

شیعه با نام او فخر می فروشد و راه او را سرلوحه خویش قرارداده است. این زبان حیران چگونه حق ستایش تو را به جای آورد که در بند واژه های نا رسا گرفتار است زبان مدح تو را آسمان سزاوار است. همانجایی که مأوای تو بوده است و امروز ترک آسمان کرده ای و به سوی ما سیه گلیمان آمده ای ثنای زمینی امان را بپذیرای.

 آسمان فرش و سرمدی مأوای شورانگیز سلام ها به استقبال قدوم تو باد ای راست گفتار ودرست کردار.



برچسب‌ها: مناسبتی, و میلاد امام جعفرصادق(ع), دیای علم, ولادت
[ یکشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد پدر....

بسم رب المهدی عج

میلاد پیامبر

مهر و دل ما مدام تقدیم شما

عمری که شود بکام تقدیم شما

عاشق اون لحظه‌ای هستم که وقتی نام مبارکت توی یک مجلس بر سر زبون‌های میاد همه یک صدا صلوات ختم میکنند.

یارسول الله ! پدر مهربون مسلمونا ! چقدر حس خوبیه موقع دلتنگی یادم میفته که قول شفاعتتو بهمون دادی و چقدر حس خوبیه که دلم .... همه وجودم ... به یه امید بزرگی گرم باشه و چه دلگرمی بزرگیه وقتی با خودم زمزمه میکنم استغفار وسیله محو گناهاست . کلامی که بهمون سفارش کردی و بعضی ازماها چقدر ازش دوریم و بعضی شاید خیلی خیلی نزدیک .

یک بار دیگه میلادتون سبب شد که سراغ نصیحتاتون بریم و ببینیم شما چی گفتین و ما چه کردیم !!!!!!!!!!!!!

ای سرکرده‌ی خوبی ها میلادت مبارک 


برچسب‌ها: مناسبتی, میلاد پیامبر اکرم(ص), ولادت, پدر امت
[ یکشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
امتداد غدیر و امامت مولا مبارک ...
بسم الله النور، بسم الله نورالنّور، بسم الله نورٌ علی نور، بسم الله الذی هو مدبرالأمور، بسم الله الذی خلق النّورَ من النّور.
 
صدای تپش های قلبت دنیا را به ولوله انداخته بود، آن هنگام که قاموس انتظار را برایمان سرمشق می کردی. در آن شب تو در انتظار کودکی بودی که قرار بود روزی، ذرّه ذرّه ی وجود دنیا چشم انتظارش باشند که بیاید و دفتر عشق را از ع تا ق هزار هزار بار ورق بزند
و نشانمان بدهد که عشق، درست همان لحظه لحظه هایی بود که قلب شما چشم انتظاری را برای ما سرمشق کرد
و اما، ما شما را تنها پدر نامیدیم و دردانه ات را تنها فرزند...و امروز که خوب و بد سرگشته به دنبال کسی هستند که کلید قفل قلب هایشان را در دست دارد، و امروز که می دانیم فرج او در گرو فرج دل هایمان است، تازه بزرگیت برایمان محرز می شود...ذات مقدس خداوندی چه زیبا قلب تو را سرشار از عشق کرده بود که از وجود پر محبت تو، حقیقت عشق متبلور شد. شما چه کردی که به پاداش خوبی هایت، پروردگار، عشق را در دامان نرجس نهاد؟! و امروز سرافکنده و شرمگین هستیم در برابر شما که قدر ودیعه ای را که برایمان به ارمغان آوردی ندانستیم و ندانستیم که به برکت وجود شما و به پاداش کردار نیکوی شما بود که خداوندگار رحمت جهانمان را مملوء از حضور نور چشم شما کرد. و امروز هر زمان که در انتظار گل یاس، نگاهم را به گل نرگس گره می زنم، و هر لحظه که به زیبایی های مروارید صدف قلب تو می نگرم، لحظه لحظه دلم برای تو، بی قرار تر می شود؛ برای وجودی که به حجت خداوندی هستی بخشید...و با خود می اندیشم که وجود تو از چه بود که ندیدن روی ماه گل یاس تو، داغ غم را بر قلب شقایق ها نشاند و غصه ی غصه ها یش جامه ی سیاه به مردم چشم پوشانید؟!...
 
مولای من، امروز که زندگی تمام هستی را به ولای فرزندت گره می زنی، دستان پر مهرت را رو به درگاه کرامت پروردگا ر بلند کن، وبرای زمین و خسته دلان سرگردانش دعا کن که چشمان به راه مانده شان به چهره ی نورانی او که علت وجود کائنات است روشن شود، پیش از آنکه این سوسو، در گذر لحظه های انتظار خاموش گردد...

برچسب‌ها: مناسبتی, سالروز امامت امام مهدی(عج), روز آغاز امامت امام زمان(عج), امام زمان
[ شنبه ٢۱ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
امامت آخرین ذخیره خدا

بسم رب المهدی عج

هزاران سلام نثار روح سبز قرآن ، هم او که خورشید از درخشندگی چهره‌اش ، دریا از سخاوت وجودش گلها از لطافت روحش ، چشمه از زلالی باطنش ، کوه‌ها از استقامت و شکوهش و ستارگان از درخشندگی چشمانش شرمنده‌اند . 

سلام بر یگانه هستی ، دردانه عالم ، مهدی !

مولای من ! ای تجلی آبی ترین آسمان امید ! امروز قلب ها با نام تو جریان دارند ، امروز آسمان دلها را باقطره‌ای باران از آسمان چشمانمان زلال کرده‌ایم و با هر نفس ظهور تو را میطلبیم .

باز هم امروز بدون ظهور عاشقانه تو لحظه‌های انتظار ادامه دارد ... و ما چه مشتاقیم که در روز تاجگذاریت با تمام وجود نظاره گر جمال دلربایت باشیم .

اللهم عجل لولیک الفرج 


برچسب‌ها: مناسبتی, روز آغاز امامت امام زمان(عج), 9 ربیع الاول, سالروز امامت امام مهدی(عج)
[ شنبه ٢۱ دی ۱۳٩٢ ] [ ٦:٥٤ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
یازدهمین ستاره ....
بسم رب المهدی عج

 
  امشب که زمین و آسمان می گرید     از ماتم عسکری جهان می گرید
 
جا دارد اگر شیعه خون گریه کند       چون مهدی صاحب الزمان می گرید
امام حسن عسکری(ع):

پـارسـاتـریـن مـردم کسـى است که در هنگـام شبهه تـوقف کنـد.
عابـدتـریـن مـردم کسـى است که واجبـات را انجـام دهـد.
زاهـد تـریـن مـردم کسـى است که حـرام را تـرک نمـاید.
کـوشنـده تـریـن مـردم کسـى است که گنـاهـان را رهـا سازد.
 
شهادت مظلومانه یازدهمین پیشوای شیعیان جهان ؛ حضرت امام 
حسن عسکری علیه السلام را به پیشگاه فرزند غائبشان ؛ 
امام عصر؛حضرت مهدی صاحب الزمان عجل الله تعالی
ظهوره و شیعیان آن امام همام تسلیت عرض می کنیم.
 

برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, ولادت امام حسن عسکری(ع), شهادت یازدهمین امام
[ پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
یاضامن آهو ...

بسم رب المهدی عج

خفته بود و فراق از نگاهش میچکید .چشمانش بر انتظار دخیل میبست  و مسافر مدینه‌اش را چشم در راه بود ؛ جوادش را که حضور او لب‌های ترک خورده‌ی پدر را به تبسم وامیداشت . تنهایی و غربت دور و برش را گرفته بود و سنگدلی و شقاوت ، درِ حجره را به رویش بسته بود . دستان کریمش توان پاک کردن غبار مرگ را نداشت و اینک این میراث شب‌های نخلستان و چاه از زمزمه افتاده بود .

ملائک به استقبال آمده بودند و لحظه‌های خلاصی از نابرابری مظلومیت نزدیک میشد . ابرهای پرباران ، قلب تاریخ را فراگرفته بود و بر زمین توس میگریست . رضا یه رضای حق پاسخ داده بود.

و اکنون دل ، به وسعت همه غروب‌های وداع گرفته و در گلو بغضی به سنگینی همه‌ی لحظه‌های خداحافظی مانده است .

خاطره‌ی بارگاه مهمان نوازش در یادها تداعی میشود و گردش کبوتران عاشق به گرد گنبد طلایی رأفتش را در دل نقش میزند .

آهوی جانها به سوی ضمانت می‌خرامد و شیشه‌ی چشم‌ها بانگاه به گلدسته‌های سربلندش میشکند . عاشق به کنجی مینشیند ، سفره‌ی دلش را برایش می‌گسترد و بر آستان آسمانی‌اش بوسه میزند.

شهادت غریب الغربا ، شاه مردان ، علی ابن موسی الرضا ع بر همه دلسپردگان به راه نور و رستگاری تسلیت باد ...


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شهادت امام رضا ع, ضامن اهو
[ چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٢ ] [ ٦:۳۸ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
سوز جانگداز

بسم رب المهدی عج

اینبار غروب دلم به هوای غروب های مدینه بر لب پنجره‌ی رقعه‌های همیشگی‌ام نشسته است و باز هم ندای " هل من معین یعیننی " زمزمه‌های ثانیه‌های خلوتم با حضرت دوست میشود . آری ! همان غروب هایی که من همیشه به انتظار تو بر لب پنجره‌ی دل زانو میزنم و میگریم و از دوریت شکایت میکنم .

فرشتگان به سوگ نشسته‌اند . آری ، ای رسول خدا ! هیچ پرچمی مانند آنچه تو برافراشتی به اهتزاز در نیامده است . تو رفتی و اهل بیت گرامی‌ات اسیر کینه‌ها و ستمکاری‌ها شدند .

سلام خدا بر آن روح بلند و مهربانت ، بر تلاش‌های بی‌پایانت و بر خلق وخوی نیکویت .

باز جهان ماتم گرفته و کوله‌بار غمش را به رخ ما میکشد و با غم جگر گوشه‌ات بر سوگ و ماتم ما می‌افزاید . ای جلوه مظلومیت !تجلی خاطرات دوران تو قلب هر مسلمانی را به درد می‌آورد .

دلم به هوایت به بقیع پر میکشد و چشم‌هایم بر مظلومیت و غریبیت میگرید .

                                                           آجرک الله یا صاحب الزمان  


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت امام حسن ع, شهادت پیامبر ص, 28 صفر
[ سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
سالها غربت

بسم رب المهدی "عج"

رخسار زردت ، جان اهل خانه را در تلاطم نیستی انداخته بود . چشمان نیمه بازت از ژرفای دردت خبر میداد. صدای شیون اهل خانه بیشتر میشد ، میخواستی آنها را تسکین دهی ، تشتی طلب میکنی ، از قاب خیس چشم‌ها درخششی کمرنگ از امید بیرون میجهد . سر درون تشت میبری ؛ اما نمک بر زخم بی‌التیام آنها میپاشی . چشم‌هاشان از جگری سوخته و پاره پاره سالها مظلومیت و غربت تصویر میدهد . دوباره صدای شیون اوج میگیرد . در این میانه بیقرارتر از همه کعبه سیاه پوش بلاها و اندوه‌ها " زینب "سلام الله علیها" است که مهر خواهریش دیگر نمی‌تواند زخم‌های جگرت را ببیند . آسمان افق در هم میکشد و نگاهت از رونق می‌افتد .

سلام خدا بر آن لحظه‌ای که به دنیا پا نهادی و سلام بر آن لحظه‌ای که روح دردمندت به آسمانها کوچ کرد .

شهادت امام حسن مجتبی "علیه السلام " بر همه دلدادگان راه نور و رستگاری تسلیت باد.


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شهادت امام حسن مجتبی(ع), یا کریم اهل بیت(ع)
[ سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۸:۱٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
زینت عابدان

بسم رب المهدی عج

          انگار می خواهی وارد بهشت شوی…

 کنار چنین خاکی ایستاده ام ، با چشم گریان دیگران هم می گریند ازدرد...

در آنجا تصویر قبرها نمی گذاشت لحظه ای برزمین بمانم

بدنم سرد شده بود وتنم می لرزیدیاد شما افتادم اقا .

می خواهم دیگر به دنیا دلشاد نباشم ، می خواهم مثل تو سجاد باشم ، به نگاهی دلشادم کن آقا این جا هوا برای نفس کشیدن کم است ازاین قفس آزادم کن.

آقامی دانم که همیشه به یاد پدرتان وهفتادودوتن از یارانشان دیدگانتان گریان است.

وتقدیر این شد که آفتاب سنگ مزارتان باشدونگاهتان همیشه به سمت پدرتان کربلا باشد.لحظات عمرم بدون پشیمانی سپری می شوند ونه گریه ای دارم ونه ترس وحزنی .من آن کسی هستم که با تلاش برای گناه درها رابرروی خود بستم ،درحالیکه چشم خدا مرا نظاره می کرد .

آقای مهربانم ! به تو محتاجم ، یاریم کن تابیشتر از این غرق هوس هایم نشده‌ام . . .

 


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت امام سجاد(ع), شهادت, شهادت امام زین العابدین ع
[ شنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٢ ] [ ٥:۳٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
عید الله اکبر

 بسم رب المهدی(عج)


گفت:تو غرق گناهی 
گفتم:بلی
گفت:پس چرا آتش نمی گیردهمه جسم وتنت.
گفتمش چون هک نمودم روی قلبم "یاعلی".


یگانه خورشید آسمان پرتویی از منور ترین پرتوهایش را بر سر هادیان افکنده بود گویی خورشید روشن تر از همیشه وشادمان است
تپه ای استقبال می کند قدوم محمد (ص) را .
جبرئیل پیامی می رساند ومحمد(ص)با برق چشمانش علی(ع)را می نگرد پیامبر آینه ها تصمیم به پایان رساندن دین اسلام گرفت وعلی(ع) را محمدی دوباره نامید.
آری علی همان پدریست که همچون نسیمی التیام بخش زخم یتیمان بود. 
همان عجوبه ای که شهریارهای زمانه هم قلمشان از دست او ناتوانند.


آقا جانم تاکی چتر پلکهایم را دربارش یکریز باران های طولانی نبودنت بگشایم وببندم .
تا کی چارچوب قاب عکس را بی وجود عکسی در چاردیواری تنهایم میخ کوب کنم تا کی کفش های سرسخت زندگی ام پرسه زدن را تجربه کنم وکوچه باغ بودنت را رد نشوم وتو نیز نباشی ونیایی 
تاکی تاکی تاکی

عید ولایت وامامت به تمامی هم عهدان منتظر تبریک وتهنیت می گویم.



برچسب‌ها: مناسبتی, عید غدیر خم
[ پنجشنبه ٢ آبان ۱۳٩٢ ] [ ۱:٥٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
نشانی سامرا

بسم رب المهدی عج

این درو دیوار سامراست که مجنونها را به عشق لیلی زنده نگه می‌دارد، پیش هیبتش دریاها قطره و کوه ها ذره بودند و در بارگاه وی پادشاهان بی وزن می‌نمودند . اما این این اسطوره خلق عظیم محمدی در جان و ذولفقار حیدری در میان ، چشم به جهان گشود . تاریخ تبعید و شکنجه را در تنگنای زندان ها برگزید تا در آنجا خلوتی گسترده‌تر با معشوق خود بگستراند. اما طلوع آفتاب عالم تابش ، کینه و سنگدلی را در دل خفاشان سیه‌بخت  عباسی هر لحظه بیشتر می‌کرد ، خواب راحت از دیدگانشان ربوده شده بود و در آتش کینه می‌سوختند .

فرزندی از جنس ملکوت بود و پسری از نسل آفتاب ! آری کوکب دوازدهم با قدومش مدینه را منور ساخته بود .

یا هادی النقی ! این هم عهدان منتظر را که از نسل آفتاب و چشم براه مهتاب‌اند را به کوکب چهاردهم برسان.

                                                     آمین 


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت امام هادی ع, امام علی النقی, ولادت
[ یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
روز معاشقه با خدا

بسم رب المهدی عج

یادش بخیر !

    دیروز را می‌گویم ، چقدر زیبا بود .چه اشک هایی که پایین آمد و چه انسان هایی که بالا رفتند . چه دست‌هایی که بالا رفت و چه ملائکی که پایین آمدند .

دیروز چقدر زیبا بود ، وقتی که همه باهم می‌خواندند :

اللهم إنّی اسئلکَ یا مَن هُوَ أقرَبُ مِن حَبلِ الوَرید ، یا مَن یَحولُ بَینَ المَرءِ وَ قَلبِه ، یا مَن هُوَ بِالمَنظَرِ الأعلی وَ بالاُفُقِ المُبین .

دیروز چقدر زیبا بود وقتی که همه خدا را به بخشندگی می‌خواندند و خدا از آن‌ها میگذشت . آری ! همین دیروز بود که رابطه ها با حضرت حق عمیق شد و معرفت الهی در دل‌ها تقویت ...!

و امروز عید کسانی است که دیروز را فهمیدند و عید کسانیکه خود را آماده کردند تا امروز را همچون ابراهیم خالص شوند ، بنده ای که وقتی خداوند به او فرمود : فرزندت را ذبح کن . او را به قربانگاه برد . او بندگیش را ثابت کرد و سربلند ازین امتحان سخت بیرون آمد .

و حالا حاجیان ما ، همان‌ها که دیروز در لباس سفید احرام ، با قلبی مملو از عشق خداوند ، دعای عرفه امام حسین «علیه السلام» را در سرزمین عرفات زمزمه نمودند امروز به سمت کعبه می‌روند و در منا همچون ابراهیم قربانی می‌کنند . امروز صدای حاجیان را همه می‌شنوند وقتی که همه باهم تکبیر می‌گویند . چقدر زیباست ...

الله اکبر ، الله اکبر علی ما هدانا ، الله اکبر علی ما رزقنا من بهیمه الأنعام ، و الحمد لله علی ما أبلانا .

خوشا به حالشان که چنین روزی را توفیق حضور در جوار خانه خدا داشتند .

زیارتشان مقبول درگاه الهی باد .

به امید روزی که ما نیز با مولایمان توفیق حضور یابیم و عید امروز را در کنار ایشان جشن بگیریم ، بیایید با هم بخوانیم :....

                                         اللهم عجل لولیک الفرج  


برچسب‌ها: عید سعید قربان, مناسبتی, عید قربان مبارک, حضرت ابراهیم و اسماعیل
[ چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٢ ] [ ٦:٢٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پیوند آسمانی

بسم رب المهدی عج

 

 

ازدواج حضرت علی و فاطمه علیهماالسلام

 مدینه در سیالی از نور فرو رفته است و فرشتگان فوج فوج از آسمان ها پایین می آیند و سبد سبد ستاره بر سر زوج بهشتی ؛ علی و زهرا «علیهما السلام»  میریزند و برای شادباش به آسمان ها می روند . مدینه خود را با تن پوشی از شعف آراسته است . زمین و آسمان در شادی غوطه میخورند و ازدواج بهترین آفریدگان خدا را تبریک میگویند .

زمین لف میزند ، نسیم دست افشانی میکند و فرشتگان بر سر عروس و داماد شکوفه های بهشتی میپاشند و زهرا «سلام الله علیها» بر هودجی از نور به سوی خانه علی روانه میشود .

او به سوی خانه مولا گام برمیدارد تا شریک غصه ها و شادی هایش باشد و در روزگار سختی مرحم بر زخم های او گذارد .

میرود تا پشت در بماند تا ولایت بماند .

میرود تا افتخار همسری او مادر حسنین و زینبین را کسب کند .

میرود تا نه بهار را درکلبه حیدر بگذراند و شود یاس کبود زمانه مان.

                                                            یا فاطمه الزهرا«سلام الله علیها»

 


برچسب‌ها: مناسبتی, ازدواج, پیوند آسمانی, سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س)
[ دوشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٢ ] [ ٥:٢٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
غلی اکبر رضا علیه السلام

بسم رب المهدی عج

شهادت امام جواد علیه السلام

هشت سال بیشتر نداشت ، اما با تمام کودکیش تمام بزرگان را استاد بود . وقتی دهان میگشود برای حرف زدن بوی عطر و گلاب بود که فضا را معطر میکرد . گل بهار رضا «علیه السلام» بود و وارث مادرش زهرا «سلام الله علیها» . مظهر جود خدا بود و منبع جود سخا . او جوادابن رضا بود . محبوب یک دنیا .

وقتی که بازهر به قلبش شرر زدند و بال و پرش را سوزاندند ، بال و پر تمام شیعیان سوخت و جهان در غمش قامت خم کرد . آن لحظه ای که علی اکبر رضا چشم ازین دنیا بست ، لب تمام فرشته ها روضه میخواند ، چشمان آسمان گریان بود و دل مردم پرخون .

آقاجان !

    لحظه ای که تو رفتی تمام جهان بیتاب نبودنت شد . پسرت از شراره جگر ناله میزد و دشمنان خنده دیوانه وار میکردند . به راستی ! چقدر سخت بود آن لحظه که دیگر نتوانستی هادیت را در آغوش بکشی .

کریما !

    قد ما کوتاه است و دست کرامت تو بلند پس به حق عزیزت دستانمان را بگیر که سخت محتاجیم به یاریت .

ای بیکران مهربانی !

   به لطفت ما سائلان کویت را از خمره عشقت سیراب کن تا بیراهه نرویم و لحظه ای از دایره ولایتت خارج نشویم . دست ما را بگیر تا زمانیکه فرزندت ندای انا المهدی سر میدهد ما بیقراران دیدارش باشیم.

                                             آجرک الله آقاجان فی مصیبت جدک


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, امام حواد ع, ابن الرضا
[ یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢ ] [ ٥:٢۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
آسمان حکمت

بسم رب المهدی«عج»

دوباره آسمان گرفت...

              دوباره باران زد ...

                       دوباره سنگ ها ناله زدند ...

و دوباره ستاره ای دیگر را به جرم معصومیت و خوب بودن به خیال خود خاموش کردند و هرگز ندانستند که این ستاره هم مانند ستاره های پیشین بعد از شهادت آنچنان نور ساطع میکند که تمام آسمان و زمین به نورش میدرخشد .

به راستی که چه جاهلانه دست به این کار زدند و یک جهان را به سوگ نشاندند .

هنوز هم سنگفرش های مدینه داغدارند ، داغدار نبودن کسی که در سینه اش علم و دانش و عشق به پروردگار موج میزد .

ای امام اندیشه ها !

آن زمان که آغوش بر زمینیان بستی و به آغوش پروردگارت شتافتی این سو شانه های شهر لرزید و آن سو فرشتگان در پیوستن تو با ابدیت جشن گرفتند.

          اما آقایم !...

من هرگز باور نخواهم کرد که تو رفته ای ، تو تا همیشه ادامه داری ، تازمانیکه عطر امامت جاری است ما عطر تو را احساس خواهیم کرد .

یاصادق آل محمد«صل الله علیه و آله و سلم»!

ما هنوز کاممان تشنه نوشیدن جرعه ای از حکمت و معرفت توست ...ماهنوز تا به خدا فاصله داریم ...اندکی با ما سخن بگو که کلامت هوش از سر میرباید و گره تمام کارهایمان را میگشاید .

پس یاریمان کن ای آقای من ! تا در نگاه گرم تو قلب های بی فروغمان اندکی روشن شود.


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, امام صادق, شهادت امام صادق
[ دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٤:٠۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
سلطان رئوف

                                          بسم رب المهدی "عج"
  

بهت زمان شکست و زمین بر شادمانی نشست.نسیم به رقص درآمد و آفتاب جهان فروز تابیدن گرفت.آسمان شکاف برداشت و زمین در نور فرورفت و مهر تابان تو به درخشش درآمد و با هوددی ازنور بر زمین آمدی .
 نوازش گام های مهربانت ، بغض انتظار را به گریه شوق بدل کرد و در نگاه نخست ، همه در عمق چشمان هاشمی ات غرق شدند و به طوفان مژگان تو ، همه سرها به باد رفت .
آمدی و گریه ی شمع را به قیمت همه ی اقیانوس ها خریدی ، دسته های گل را هدیه ی آینه ها کردی و در یک کلمه ، عشق را معنی نمودی .
ای ضامن آهوان غریب !
               ای همدم جان ها !
                        ای صیاد آهوی دل های رمیده !
می آیی و نفس ها سبز میشوند ، سینه ها می رویند و پژواک تپش قلب ها ، از هزار توی غنچه لبخند ، شنیده می شود .
می آیی و از نیل عشق تا فرات جنون و از آنجا تا جلگه توس ، رودی از زلال اشک می گشایی و بر جان ها حکمرانی مینمایی. بر انگشت اجابت ، بغض نیاز را شکوفا میکنی و با اشاره ای ، هزاران دل شوریده و نیازمند را حاجت روا میسازی . آهوان رمیده دل را که از تازیانه قهقه پاییز به سویت گریزان اند سامان میدهی و سرشار از ناز ، لبریز از نیازمان میکنی .
ببین که همه بندهای سبز دعا و قفل های بغض کرده نیاز ، بر پنجره فولادت دخیل بسته اند و چشم های نگران ، در چراغانی های حرم باصفایت میدرخشند و موج میزنند . کبوتران حرمت بالای گنبد طلایی تو ، دلهای عاشق و سرگردان در صحن عتیقت را تماشا میکنند و همگی در حرمت گرد آمده اند تا لحظه میلاد تو را از نزدیک تبریک بگویند . حرمت غرق سرور و ضریحت غرق اجابت شده .
کبوتران دل ، نامه تبریک میلاد تو را با خود آورده و گرد کنبد و گلدسته هایت میگردانند .
ای آفتاب توس !
همه چشم های دنیا ، تاروپود فرش راهت...
                                                           "یاصاحب العصر و الزمان"
 


برچسب‌ها: مناسبتی, امام رضاع, ولادت, دهه کرامت
[ سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دختری از جنس آفتاب

بسم رب المهدی (عج)

روزشمار ظهور

باران گرفته است باز در خشکزار عرب و خدا امشب دروازه های مهر و رحمتش را به روی زمینیان گشوده است .

شاخساران بید میرقصند در ازدحام نسیم هایی ملایمی که از بهشت وزیدن گرفته اند و تمشک های سرخ و مشکی چونان مروارید بر پیشانی شب خودنمایی میکنند.

شهابی سپید و کوچک به ناگاه آسمان ظلمتناک را میشکافد و بر خانه ای روشن فرو می چکد و صدای گریه معصومی لا به لای شادی اهالی برمی خیزد.

امشب همه شادند به مبارکی تولد دختری آنچنان مطهر و بزرگ که پس از ده ها سال تنها کسی است ک خاطره مادرش فاطمه سلام الله را حیات خواهد بخشید .

ای بانوی آب و ایینه !

یادت می آید زبان باز نکرده آیه های نورانی وحی را از بر می خواندی.

مهربان ترین دختر !

روز میلاد تو کبوترانه مهمان حرمت میشوم ، دانه های عشق از صحن و سرایت برمیچینم و دور تادور گنبد طلایی ات میگردم و اینگونه جشن میگیرم روز میلادت را .

صبح شهر قم مدیون توست ، مدیون خورشیدی که شب نیز بر فراز شهر آشکار است .

روز میلاد تو کبوترانه مهمان حرمت میشوم ... زیارتنامه خواندن این روزها چه حال و هوایی دارد ...

روز میلاد توست و توکریمانه ، بدون آنکه بخواهیم روشنی را به همه ما هدیه میدهی.

روز میلاد تو هر روز در ما تکرارمیشود ، ای تکرار روشنی بر روح و روان ما .  


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, روز دختر, ولادت حضرت معصومه(س)
[ شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دختری از جنس آفتاب

بسم رب المهدی (عج)

روزشمار ظهور

باران گرفته است باز در خشکزار عرب و خدا امشب دروازه های مهر و رحمتش را به روی زمینیان گشوده است .

شاخساران بید میرقصند در ازدحام نسیم هایی ملایمی که از بهشت وزیدن گرفته اند و تمشک های سرخ و مشکی چونان مروارید بر پیشانی شب خودنمایی میکنند.

شهابی سپید و کوچک به ناگاه آسمان ظلمتناک را میشکافد و بر خانه ای روشن فرو می چکد و صدای گریه معصومی لا به لای شادی اهالی برمی خیزد.

امشب همه شادند به مبارکی تولد دختری آنچنان مطهر و بزرگ که پس از ده ها سال تنها کسی است ک خاطره مادرش فاطمه سلام الله را حیات خواهد بخشید .

ای بانوی آب و ایینه !

یادت می آید زبان باز نکرده آیه های نورانی وحی را از بر می خواندی.

مهربان ترین دختر !

روز میلاد تو کبوترانه مهمان حرمت میشوم ، دانه های عشق از صحن و سرایت برمیچینم و دور تادور گنبد طلایی ات میگردم و اینگونه جشن میگیرم روز میلادت را .

صبح شهر قم مدیون توست ، مدیون خورشیدی که شب نیز بر فراز شهر آشکار است .

روز میلاد تو کبوترانه مهمان حرمت میشوم ... زیارتنامه خواندن این روزها چه حال و هوایی دارد ...

روز میلاد توست و توکریمانه ، بدون آنکه بخواهیم روشنی را به همه ما هدیه میدهی.

روز میلاد تو هر روز در ما تکرارمیشود ، ای تکرار روشنی بر روح و روان ما .  


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, روز دختر, ولادت حضرت معصومه(س)
[ یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
آفتاب بقیع

بسم رب المهدی

 گلستان رامیتوان لگدمال کرد؛ اما هرگز رایحه دل انگیزش را نمیتوان سترد . خانه آفتاب را میتوان ویران ساخت اما هرگز با ویرانی ، نورانیت آفتاب را نمیتوان گرفت.
 ای بقیع ! ای نگاره خانه هزاره غربت ! آن بدکیشان زشت خوی ، میخواستند تو را با ویران کردن ، از صفحه روزگار محو کنند ؛ اما خبر نداشتند که تو چهار آفتاب گیتی فروز را با ستاره های بسیار در خود جای داده ای و اینگونه فروغ تو از بین نمیرود . میخواستند سایه بان از مزار خورشیدی شما بگیرند تا نامتان از تاریخ .

مزار تو سایه بان نمی خواهد ؛ چراکه خورشید بر سینه توست نه بر سینه آسمان .
نفرین و ننگ تاریخ ، بر آن شب پرستانی که با شمشیر به جنگ آفتاب رفته بودند و خود را زبون و رسوای تاریخ نمودند !با زخمی به کهنگی تاریخ ، بر سینه و قلبی شرحه شرحه از مظلومیت شما خاندان وحی.
سالروز تخریب خاک بهشت و نیستان غربت را به سوگ نشسته ، این غم جانسوز را بر عاشقان زیارتت تسلیت میگویم...


برچسب‌ها: بقیع, مناسبتی, تخریب, تقویم تاریخ
[ جمعه ٢٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٩:۳۱ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
عید فطر...

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

عید فطر.. عید پایان یافتن رمضان نیست.. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن

خویش است..

چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ایی است که

هستی انسان را می سوزاند و آدمی نوبا جانی تازه از آن سر بر می آورد.

فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو

است.

بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش.. با شبهای قدر و مناجات هایش از ما آدمی دیگر

بسازد.

اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم... اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم...

عید فطر عید ما نیست. 


برچسب‌ها: مناسبتی, عید سعید فطر, عید طاعت و بندگی, عید خداجویی مؤمنان
[ جمعه ۱۸ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:٠٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
افق تکریم

بسم رب المهدی(عج)‏

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

امشب مدینه چه حال و هوایی دارد، ماه چه سرمست و از خود رهیده، قندیل مهتاب را در دست می ‏گرداند و ستارگان چه خرسند در حُرم بیابان های مدینه سوسو می زنند.

امشب علی پدر می ‏شود و فاطمه مادر

و شادترین دلهای آسمانی امشب در خانه ی کوچک علی جمع هستند. ‏ملائک ازدحام کرده اند و بر در و دیوار خانه عطر و گلاب می پاشند. شادی خاطره ها در ‏وصف نمی گنجد.

نیکوترین خُلق آفرینش آمده است...

و قنداقه اش بر دست نبیّ و وصیّ می ‏درخشد. فرشتگان شاد از میلاد او هستند و یا دلی غرق سرور و شادی در کنار سفره ی ‏میهمانی خدا، رمضان، ولادت او را بر زمینینان تبریک می گویند.

امشب زیباترین گل نیکویی ‏و بخشش شکوفا می شود، گلی بی خار که عطر رایحه ی دل انگیزش مشام جان را می نوازد، ‏گلی که هیچ گاه دست ساعدی را خالی از طروات کَرم خود وانگذاشت و بدی هیچ دشمنی را با ‏بدی پاسخ نگفت.

قدوم نیکوترین خُلق آفرینش، امام حسن مجتبی(علیه السلام) مبارک باد... 


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام حسن(ع), یا کریم اهل بیت(ع)
[ پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۳:۱٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
یاور عشق

بسم رب المهدی(عج)

ای خدیجه !

ای نخستین ایمان آورنده به پیامبر !

ای که دلت چون آینه درخشان و وجودت چون کوه استوار بود وقتی که تمام دارایی ات را در راه خدا واسلام هدیه نمودی خوب می شد فهمید که تو چقدر زلال وپاکی.

وقتی کوله بار وحی بر شانه های پیامبرسنگینی می کرد این تو بودی که به یاری رسول شتافتی وقتی کودکان سنگ می زدند همسرت خاکستر برسرش می ریختند تو چه زیبا بر زخم هایش مرهم می نهادی .

آری !

تو جواهر با ارزشی بودی در معدن مهربانی و محبت خوبیهایت بی نهایت است  وزبانم از گفتنش قاصر وقلمم از گفتنش ناتوان.

زمانی که دیده فروبستی ازاین جهان خاکی وروح بلندت برآسمان پروازکرد لحظه ای با شادی به دیدار پروردگارت آغوش گشادی جهان و حزن نبودنت سوخت آخرتوهمسربزرگ مرد اسلام بودی که وقتی دهان می گشودبرای توصیفت حرف هایش ساعت ها طول میکشید.

تو مادر کسی بودی که جهان به خاطر او آفریده شد وحالا تو همسرت را با فاطمه تنها گذاشتی می دانم که تو حتی بردرد جدایی اتان هم مرهمی داری مرهمی از جنس عشق خدا از تو راضی باشد و جایگاه آراسته ابدی برتو مبارک. 


برچسب‌ها: وفات حضرت خدیجه(س), مناسبتی, شهادت
[ جمعه ٢۸ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
باز باران...

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

وقتی دلم برای خدا تنگ می شود...

وقتی دیواره های وجودم سیاه و کدر می شوند...

وقتی بی تاب می شوم برای خدا...

دست هایم را ‏به دعا برمی دارم و از خدا میخواهم تا مرا بخواند و اینبار هم خدا مثل همیشه حرف دلم را گوش داد و مرا دعوت کرد.

مرا ‏دعوت کرد تا به دور از هرچه سیاهی ست در پناهش به سوی او حرکت کنم. آری! خداوند مرا به سوی میهمانی اش دعوت کرد ‏و توفیق بودن در رمضان را به من عطا نمود.

ماهی که از برترین ماه هاست، روزهایش برترین روزها و ساعاتش برترین ‏ساعت هاست. و خدا چه خوب این روزها مهربانی اش را به تصویر می کشد. کور است کسی که نمی بیند این همه خوبی را ‏و لال است کسی که شکر نمی کند این همه نعمت را.

وقتی که تمام نفس ها تسبیح می شوند،

وقتی که تمام خواب ها عبادت می ‏شوند.

دیگر مگر می شود ساکت ماند، مگر می شود دریچه ی قلب را به روی غیر خدا گشود.

خدای من! وقتی که نسیم سحر ‏عطر مناجات با تو را در هوای دلم می پراکند، مگر می شود راهزنان خواب و غفلت چشمانم را بربایند.

محبوب بی قرین من! ‏تمام دار و ندارم همان جانماز پر از نیایش و همان تسبیح تربت کربلاست. جام دلم کوچک است و باده ی عشق تو وسیع. دست ‏هایم خالی است و فضل تو بی پایان. گناهانم بسیار است و بخشندگی تو فراوان.

یا ستار! گرچه سزاوار عقوبتم، اما توان آن را ‏ندارم. این تن رنجور و مهجور من که آلوده ی گناه و هوای نفس است از تو، خودت به بخشندگی ات پاک کن این دل سیاه را. ‏مبادا به رویم بگشایی درهای جهنمت را که دراین ماه بسته است و مبادا ببندی درهای بهشت را به رویم.

الهی! إنّی أسألُکَ مِن ‏بَهائِکَ بِأبهاهُ، خدای من أسئَلُکَ بِما تَجیبُنی بهِ حینَ أسألُک فَأجِبنی یا الله... .

دلم را به تمام روزهای این ماه گره می زنم تا مبادا دور ‏شوم. می خواهم بمانم در این همه رحمت و نعمت و برکت.

در انتهای متن گریزم به دلبر است. از هرچه بگذرم سخن دوست ‏خوش تر است.

رحیما! در این پرقدرترین شبهای ضیافتت قبل از آنکه کار بندگانت بالا بگیرد، خورشید ما را پایین بیاور تا شاید با ‏ظهور چشم های او، چشم های ما کمی تقوا بگیرد که بی رؤیت رویش بلا تکلیفیم.

الهی عجل لنا ظهور حجتک. اللهم آمین. ‏


برچسب‌ها: مناسبتی, ماه رمضان, ماه میهمانی خدا, رمضان
[ چهارشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۳:۳٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دروازه عشاق

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

مهدیا!

نمی دانم سالگرد ولادتت را جشن بگیریم و یا سالگرد دوباره نبودنت را عزا !؟

بالهایم هنوز کوچک اند و قلبم خالی از تلاطم پرواز!

گم کرده ام خود مرا در هیاهوی دنیا!

این بار با گلایه جاده ی سخن را باز میکنم.

مولای من کجایی؟

کجایی که سایه سار دلم شوی؟

کجایی لیلی من؟

به دل مجنونم چه بگویم آقا؟

به نرگس هایم چه بگویم که لابه لای جمعه هایت پر پر شده اند؟

چرا نمی آیی؟

آقا جان!

من جامانده ام، بیا مرا به قافله عشق برسان. در این حوالی صدایی پیچیده است؛ می گویند تو راه نمی دانی و عشق نمیشناسی. مولای من چند جمعه ی دیگر به انتظارت بنشینم و تو نیایی. تا کی؟!

بارها و بارها تکه های قلب شکسته ام را با عشق تو بنده زده ام و اینک قلبم از نبود تو در تب عشق می سوزد.

مهدی جان!

آنان که حسینی شدند در دروازه ی کربلا مولایشان، حسین را دیدند، من چه کنم که با تو نیستم... در کدام دروازه با عهد عاشقی ببندم؟ دروازه ها را بسته اند. می گویند عاشقان را راه می دهند. منِ بی سر و پا با یک دل شکسته و این وجود بی قرار چه کنم؟ از کدام دروازه خود را به تو برسانم؟

بیا و پرواز را به دلهامان بیاموز تا شاید روز جمعه ای با تو به دیدار معشوق شتافتم. هر روز دلم را با زمزمه ی دعای عهد تو بیدار میکنم و با خواندن دعای فرجت می خوابانم. تا شاید فردا روزی آمده باشی.

آقا جان!

ببخش مرا که باز هم دلت را شکستم و تو جمعه شب با چشمان اشکبار گفتی:« خدایا به منِ مهدی او را ببخشای. به اشک خونینِ مهدی ببخشایش. » گفتیم سربازیی مولا، امّا نه... با گناهانمان در خیل دشمنان تواییم نه در رکاب تو.

شب ولادتت است و حساب نبودنت هایت در مخیله ی هیچ کسی نمی گنجد. اما اینبار آمده ایم تا استوار و ثابت قدم عهد ببندیم، عهدی عاشقانه و عارفانه با دل و جان. عهد ببندیم آن هنگام که بر سجاده ی دل، عشق را هجی می کنیم، به یادت باشیم. در بازار غفلت بصیرت را به بردگی نگرفته و با بهای اندک نفروشیم. عمار ولیِّ زمانمان باشیم و در کنار انتظار غروب های آدینه، یاسرها بسازیم و میثم تمار...

به امید آن روز اللهم عجل لولیک الفرج...


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام زمان(عج), نیمه شعبان
[ دوشنبه ۳ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دعای نورانی فرج

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور
برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

بسم الله الرحمن الرحیم

"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن 

صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ 

فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ 

وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً 

حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا" 

خدایا، در این لحظه و در تمام لحظات، 

سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان ولىّ‏ات 

حضرت حجّة بن الحسن- 

که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد- 

باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست

[و همه از او فرمانبرى مى‏نمایند] 

ساکن زمین گردانیده، 

و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازى


برچسب‌ها: مناسبتی, نیمه شعبان, ولادت امام زمان(عج), یا صاحب الزمان
[ دوشنبه ۳ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
تپش سبز

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

درهای آسمان گشوده شد، بر سر زمین فرشته ها فرود آمدند و یاد رسول خدا(ص) در دلها زنده شد.

خانه ی حسین در مدینه درخشید و مسافر آسمانی آن قدم در جهان خاکی نهاد.

حسین پدر شده بود. او را در آغوش کشید و بر نام آوریش علی نام نهاد تا چشم بشر دوباره از برق شمشیر علی پر شود.

همو که لوح عاشورا را در انتظار قلم شمشیرش نشست تا خاطره ی دلیل مردی های بدر را بر آن نقش نماید. جانفشانی وام دار نام او و فداکاری مرهون تپش سبز دستان اوست که تاریخ عاشورا را در برکه ای از گلاب سرخ نشست و نام عاشوراییان را پاینده کرد.

دشت زیر پایش دف می زد، نسیم می رقصید و شمشیر او می درخشید، لب های او در تشنگی شراره می سرودند، اما برق تیغ بی نیامش بود که شعر شانه و شمشیر را بند بند می سرود. و این بغض ترِ او بود که رؤیای آب در ان دست و پا می زد، در آن گاهی برمی خاست و در قیامت تیغ ها به رقص درآمدند و در سکوتی سوخته که شیهه ی زخم بر بال و پرش هویدا بود تا کرانه های افق برتافت.

میلاد مسعود علی اکبر مبارک...


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت علی اکبر(ع)
[ پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
ولادت یاس پراحساس حسین(ع)

بسم رب المهدی(عج)

به نام یکتا سرور صاحبدلان

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

باز قرعه ی نوشتن از تو به نام من افتاد تا ناتوانی ام را همگان ببینند، که نوشتن از تو قلمی می خواهد که رسم جوانمردی بداند و قلبی می خواهد که لبریز از نور خدا باشد.

عمیق ترین سلام ها و درودهای خداوندی نثار وجود پاکت.

ای عباس! یاس پراحساس حسین، چهارمین روز از ماه زیبای پیامبر را به نام سپیدت معطر کردی.

آسمان و زمین به یمن قدومت تزیین گشته و ام البنین از این شادی سر به سجده ی شکر ساییده است. ایمان و ادب در پیشانی بلندت موج می زند و شهامت و شجاعت فرش راهت گشته است.

ای سرو سبز!

جانفشانی ات در راه عزیز زهرا همچو خورشیدی درخشان بر فراز قله ی آسمان نمایان است و مدال افتخاری است بر گردن ام البنین. و حال دلاور مردان سرزمین ما چه خوب داستان مرام و معرفتت را با جانبازیشان در حماسه ای 8 ساله به تصویر کشیده اند.

ای کرامت خداوندی!

نام بلندت جاودان و فداکاری بی نظیرت در بارگاه امن الهی پذیرفته باد.

ای نرگس عشق، ولادت محبوب دل ها، اسوه ی رشادت و سیادت و سالگرد پویندگان راه راستینش بر شما مبارک.

به امید هم سفریت در کربلا و به امید ظهورت انشالله...


برچسب‌ها: ولادت, مناسبتی, ولادت حضرت ابالفضل(ع), ولادت حضرت عباس(ع)
[ پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٩:٤٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
خلِّصنی یا الهی

بسم رب المهدی(عج)

امروز دیگر کمر تمام کلمه‫ ها شکست، قامت آسمان از غم خم شد.

امروز امام غریب در نبود پدر از سوز جگر ناله می‫زند و سیل اشک از چشمانش جاری می‫شود.

کسی‫که آنقدر کُند و زنجیر، توانش را مکیده بود که به گمانم دیگر توان جان دادن هم نداشت.

آنقدر تنش کاهیده بود که اگر فرزندش رضا هم موقع عیادت از پدر او را نمی‫شناخت تعجبی نداشت.

مثل امروزی بود که امام موسی بن جعفر"علیه‫ السلام" به دیدار معبود خود رفت، کسی که سال‫های متمادی از عمر شریفش را در گوشه زندان به تنهایی طی کرد و حتی در آن کنج سیاه چال بلا هم لحظه‫ای از دعا و نیایش با معبود خویش غافل نبود.

سر بر سجده شکر می‫گذاشت و هیچ کس جز او را نمی‫دید و هیچ دعایی برایش شیرین تر از زمزمه عشق نبود.

او بود که در نیمه شب فریاد خلصنی یا رب سر داد و سرانجام در چنین روزی از معبود خود ندای لبیک شنید .

آه...آقاجان! چه غربتی... چه خانه محقری... چه سیاه چالی؟ نمور و تاریک! در چنین زندان سیاهی حتی شهادت هم بوی غریبی میدهد...

و امروز مصیبت تو چقدر دردناک است، فرزندت مهدی "عج الله تعالی فرجه‫الشریف" هم عزادارت است.              

آقاجان آجرک الله فی مصیبت جدّک.


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شهادت امام موسی بن جعفر(ع), شهادت امام موسی کاظم(ع)
[ چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
أین الرجبیون...

بسم رب المهدی(ع)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کنید

روزها یک به یک گذشت و تقویم عمرمان هر روز ورق خورد. روزهای آخر چه شتابی داشتند،یادت می اید...!؟ گویا دلتنگ چنین لحظه هایی بودند. لحظه های صعود....

می دانستند که قرار است خدا سفره ای بیندازد به وسعت آسمانها. همه را دعوت کند حتی آنها که به حرفش گوش نکردند. این روزها از هرچه که فکر کنیم خدا نزدیکتر است. آنقدر نزدیک که به خوبی با قلبمان حسش کنیم.

آن لحظه ای که سر به سجده اش میگذاریم و ذکر استغفرو الله را زمزمه میکنیم اگر خوب گوش دهیم صدای معبود به گوشمان میرسد: که ای بنده ی من چه زیبا مرا میخوانی شرم دارم که تورا نپذیرم. تو اکنون مهمان تازه وارد منی، بیا که منتظرت بودم، خوش آمدی، اصلا گناهانت را که من ننوشته بودم فرشته ها نوشته بودند که آن هم پاک کردند.

ای عبادالله! مبادا این سه روز را غافل شویم و از رحمت خدایمان جا بمانیم. در ایامی که خدا در آن تجلی دارد بیایید فقط خودش را بخواهیم.

اگر با دلمان بگوییم، با دلمان بخواهیم، با دلمان صدایش بزنیم، آنگاه دل ماهم جایگاه خدا می شود. و همین است راز و رمز دعوت به خانه اش....

اینکه ما را دعوت کرد تا علفهای هرز گناه را از وجودمان دور کنیم و به او برسیم.

اینکه سه روز را فارغ از عالم و آدم شویم و فقط اورا صدا بزنیم....و
       

یا من عادتک الاحسان الی المسیئین

یا من یعطی الکثیر بالقلیل

الهی!

این ایام چه شبهای سرشار و چه روزهای لبریزی است. لبریز از با تو بودن و به تو اندیشیدن.

سه روزی که عمر بی برکتمان را فقط و فقط و فقط برای تو خالص میکنیم.

سه روزی که دوباره در آن متولد می شویم و از نردبان آسمان به سمت عرش برینت می رویم.

معبودا ملتمسانه نیازمندت هستیم.
                       

اللهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک


برچسب‌ها: مناسبتی, ماه رجب, 13 رجب, ایام اعتکاف
[ شنبه ٤ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد نور

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

امشب سرود وحی به تفصیل بشنوید       از جوف کعبه نغمه ی تهلیل بشنوید

تنزیل و قدر و نور به ترتیل بشنوید            بانگ اذان به کعبه ز جبریل بشنوید

       بانگ علی علی همه در کعبه سر دهید

میلاد نور را به پیمبر خبر دهید

 

رسول خدا (صلی الله علیه و آله):

اگر درختان، قلم و دریاها، مرکب و جنیان، حسابگر و انسان ها، نویسنده شوند، نمی توانند فضائل علی را بشمارند.  (بحارالانوار، 85/40)

 

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، امام علی بن ابیطالب علیه السلام مبارک.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام علی(ع), روز پدر
[ جمعه ۳ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شب آرزوها...

بسم رب المهدی

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

 از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که فرمودند:« از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید، زیرا شبی است که فرشتگان آن را « لیلةالرغائب » می نامند. »

این نامگذاری به این جهت است که هنگامی که یک سوم از شب گذشت هیچ فرشته ای در آسمانها و زمین نمی ماند مگر اینکه در کعبه و اطراف آن جمع می شوند. آنگاه خداوند به طور غیر منتظره ای بر آنان وارد شده و می فرماید:« ای فرشتگانم! هرچه میخواهید از من درخواست کنید. » فرشتگان عرض میکنند: حاجت ما این است که از روزه داران رجب درگذرید. 

خداوند می فرماید:« این کار را انجام دادم. » – بهتر است کسی که این حدیث را می شنود،‌در این شب، زیاد بر فرشتگان صلوات فرستاده تا تکلیفی را که آیه ی تحیّت(1) به عهده ی ما گذاشته به اندازه ی توانایی انجام داده باشد.

سپس رسول خدا(ص) فرمودند:« کسی که روز پنج شنبه ی اول رجب را روزه گرفته و سپس بین نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز به جا آورده، هردو رکعت به یک سلام، و در هر رکعتی سوره فاتحه1بار،انّا انزلناه3بارو قل هو الله را 12 بار خوانده،‌و هنگامی که نماز تمام شد، 70 بار بر من(با این الفاظ) صلوات بفرستد: اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله، و سپس سجده کرده و در سجده 70 بار بگوید: سبّوحٌ قدّوسٌ ربّ الملائکةُ و الروحُ؛ و سپس سر خود را بلند کرده و بگوید: ربّ اغفر و ارحم و تجاوز عمّا تعلم إنّک أنت العلی الاعظم.

آنگاه بار دیگر به سجده رفته و در سجده همان چیزی را بگوید که در سجده اول گفت. سپس حاجت خود را از خدا بخواهد؛ انشالله تعالی برآورده می شود. »

سپس رسول خدا فرمودند:« قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ هیچ بنده یا کنیزی -از بندگان و کنیزان خدا- این نماز را به جا نمی آورد، مگر اینکه خداوند گناهان او را می بخشد، گرچه گناهان او مثل کف دریا و به عدد شن و به وزن کوه ها و به عدد برگهای درختان باشد. و در روز قیامت هفتصد نفر از خویشان خود را که همگی سزاوار آتش باشند شفاعت میکنند. 

و در شب اول قبر خداوند ثواب آن را به بهترین صورت، با رویی گشاده و خندان و زبانی فصیح برای او می فرستد که می گوید: ای محبوب من! مژده بده؛ از هر سختی نجات پیدا کردی. میپرسد: تو کیستی؟ رویی بهتر از روی تو و بویی به خوشبویی تو به مشامم نرسیده. جواب می دهد: ای محبوب من!‌من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب، فلان منطقه، فلان ماه،‌ فلان سال به جا آوردی؛ امشب آمدم تا حقت را ادا کرده، مونس تنهایی تو بوده و وحشتت را از بین ببرم؛ و زمانی که در شیپور دمیده شود، در عرصه ی قیامت بر سرت سایه افکنم و تو هرگز هیچ خیری را از جانب مولایت از دست نخواهی داد. »

1. آیه تحیّت: سوره نساء/86
منبع: المراقبات. آیت الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی(ره)


برچسب‌ها: مناسبتی, لیله الرغائب, شب آرزوها, العجل یا مولانا صاحب الزمان(عج)
[ پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۳:٤٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
ستاره راه عشق ولادت امام محمد باقر(ع)

بسم رب المهدی

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

امروز مدینه باز دل بیقرار است. زمین عطر بهار گرفته و فرشته ها نذر آمدن پنجمین امام عشق، گلاب و آیینه آورده اند.

امروز باقرالعلم خدا، یادگار پرنده های مهاجر کربلا، ثمر زهرا به دنیا آمد و ستاره ای درخشان در مسیر کمال و تعالی شد.

با آمدن او مهر و محبت نزول کرد و جلوه ی زیبایی از انسان کامل به نمایش گذاشته شد.

او که وجودش آمیخته ای بود از علم و حکمت با اوج خضوع و بندگی در پیشگاه حق. او شکوه عبادت عارفانه و شگفتی پرستش عاشقانه را تصویری روشن و زیبا بود. سخاوت و وسعت و لطفش وصف ناکردنی و ولایتش همچون نور مهتاب روشنگر بود.

آقای دل ها!

چه خوب روزی آمدی...

اولین روز از ماه رجب، روزی سراسر خدایی!

و تو امروز را با آمدنت مصفاتر کردی.

در این جشن زیبای آمدنت عیدیمان نمی دهی؟ گداوارانه بر درت آمده ایم با چشمانی امیدوار. می دانم که از درگاهت نمی رانیمان...

به حق پدرت آقا جان زیارتی نصیبمان بفرما تا از برکاتش تا آخر عمر بیمه گردیم و در روز ظهور فرزندت از سربازان باوفا و آماده به خدمت حضرتش باشیم.

انشالله تعالی...


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام محمد باقر(ع), ولادت باقرالعلوم
[ یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٩:٠٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
گواهی روشنی خدا

بسم رب المهدی(عج)

روز زن
برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

باغ نبوت، گواه روشنی تو و گلستان امامت، درخشنده از تابناکی توست.

باران از کرامت چادر تو بر زمینیان می بارد و آسمان بر گامهای استوار فرزندان تو ایستاده است.

ای بانوی ارمغانی معراج،

            ای الگوی عفاف قاب و آیینه،

                                    ای فراتر از ملکوت،

                                                    ای وسیع تر از اشک و ای ریشه دارتر از خلقت!

چگونه تو را بستایم که واژه هایم درکی خاکی دارند؟

چگونه مدح تو را بسرایم که اندیشه کوچکم در برهه ای از زمان محدود و در حصار تنگ مکان گرفتار است.

مدح تو را زبانی فراتر از آفرینش سزاست. خدا تو را ستوده و می ستاید.

ای ژرفای آفتاب آفرینش! میلادت را گرامی می داریم.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت زهرا(س), روز زن
[ چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
در سوگ مادر...

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

سلام بر فاطمه که ریحانه پیامبر است و مادر ولای امامت...

سلام بر او که اسوه ی عصمت و طهارت است و الگوی عفت و نجابت...

و سلام بر او که شفیع دوستان و شیعیان است به روز قیامت...

این روزها دیگر زهرا رمقی ندارد، دیگر توان بازی کردن با بچه ها را ندارد و دیگر لبخند بر لب های زینب نیست...

این روزها زهرا دست به پهلو دارد، نقاب بر چهره دارد و اشک بر چشم...

این روزها آه مادر، تکیه کلام بچه های فاطمه است. هرچه این روزها می گذرد، بچه های شهر به یتیم شدن نزدیک تر می شوند...

این روزها چه سخت گذشت بر خانواده علی. همسرش بین در و دیوار، خودش دست بسته در کوچه های تاریک شهر، میخ در، آتش، هیزم،... بچه ها که دیگر جز اشک ریختن و ناله زدن ندارند.

مادر!

ببین جهانی که به حرمت تو آفریده شده بود، با تو چه کرد. مگر آن نامردان نشنیده بودند سخن رسول خدا که فاطمه پاره ی وجود و روح پیامبر است، مگر نمیدانستند که هرکس او را بیازارد محمد را آزار داده...

ای دخت بهترین فرزندان عالم! ای قرار علی! تو این روزها کجایی که همسرت با چاه درد و دل می کند و دعا و ندایش فقط این است که خدایا زهرا را برای من نگاه دار. اما دشمنانت تو را،

شاخه عمر درخت علی را شکستند، چیدند گل 18 بهارش را...

حالا دیگر چه کسی شب های دلتنگی علی را خون ببارد؟ چه کسی دردهای انباشته علی را بشنود؟

مادر سادات تو که رفتی داغ به دل همسرت نشست. آسمان اشک غم بارید، ستاره ها تیره شدند، نخلستان ها گریستند در فراغت، خورشید در تابوت تو غروب کرد و ملائک به عشق دیدارت به سجده افتادند و راه عبورت تا به خدا را علامت زدند و بعد از آن بقیع تو را در بغل کشید...

وقتی تو رفتی رسول از تنهایی در اومد و علی غربت خود را به سوگ نشست. تو که رفتی غمی جانکاه بر سینه های تمام عاشقان نشست. همه در پی نشانی از قبرت هستند قبری که نشانش بی نشانی است و تا فرزندت نیاید آن نشان برملا نخواهد شد.

زهرا جان! تو که تمام عمرت را از ولایت علی دفاع کردی حالا می بینی که مردم چه ساده از کنار ولایت می گذرند، می بینی که چگونه اشک ولی را می بینند و سردرلاک خود می برند، می بینی که هنوز هم تمام مردم لبیک نگفتند و تاریخ همچنان در انتظار لبیک می سوزد.

مهربان مادر دنیا... ما دلمان را به عشق تو خوش کرده ایم و قلبمان تشنه ی بالهای شکسته ی توست. تویی که اگر بخواهی نور می دهی به قلب ها. قلبمان را روشن کن تا غافل نشویم از ولایت که تو اولین شهید راه آنی.

به امید روزی که فرزندت ندای انا بقیه الله را سردهد.

اللهم اجعل مماتی شهادة فی رکاب المهدی...


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شهادت حضرت فـاطمه زهرا(س), فاطمیه
[ یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٤:٢۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شهیدان راه عشق

 بسم رب المهدی(عج)

به نام خداوندی که شهید است

امروز آسمان چون دریا به تلاطم افتاده است.

بوی بهشت می آید بوی شلمچه!

امروز روز همان بزرگمردانی است که تپش قلب های ما مدیون استواری گامهایشان است و فراق و دوریشان طلیعه دلتنگیها و بی قراری هایمان. همان ها که سالها در تنهایی عاشقانه شان زخم فراموشی خورده اند...

آری،امروز روز فرزندان روح الله است...شهیدان راه عشق.

امروز باید گوش جسم را ببندیم و گوش دل باز کنیم تا ازشهدا بشنویم حرف هایی را که مدت هاست در دلشان رسوب شده و راه گلویشان را بسته.

امروز آنها برایمان میگویند، میگویند از زل زدن در چشمان گلوله ها، از خنده های دردناک زخمی ها، آنها چه خوب معنا میکنند له شدن در زیر شنی های تانک را، شکستن استخوان های بدن یک جوان 14 ساله را...خاکسترشدن در کانال های فتح المبین را...

به راستی که آنها بازتاب عاشورا و پس صحنه های کربلا را در آنجا دیده اند... حتی اگربخواهی از مادر شب های شلمچه هم می گویند..! از آن شهیده پهلو شکسته...

شهدا ذائقه شان را با شهد شهود و شهادت شیرین کردند و در بازار زندگی کالای ناچیز جانشان را تقدیم حضرت دوست. آنقدر شفاف بودند که میتوانستیم زلالی فطرت را در آن ببینیم. تاروپود وجودشان از عشق سرشته بود و سرقفلی سرای قلبشان در رهن محبت خدابود نه خلق خدا.

خاکی بودند و بی پیرایه اما عطر خدا را داشتند و بی هیاهو کارشان را انجام دادند و رفتند. به راستی که آنها چه بامعرفت بودند که امام حسین(علیه السلام) را به یاریش لبیک گفتند. ای کاش ما هم اینطور دعوت امام زمانمان را لبیک گوییم.

شهیدان!

              راهتان راه ما و نامتان ذکر و یاد ماست

                                                          شهادت بر شما مبارک

دوست من!!!

کوله بارت بربند، شاید این چند صباح فرصت آخر باشد....


برچسب‌ها: مناسبتی, شهیدان راه عشق, بزرگداشت شهدا, مدرسه عشق
[ سه‌شنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
کوثر زهرا... ولادت حضرت زینب(س)

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

اگر زینب نمی آمد چه میشد

                                                               بهار کربلا کامل نمی شد

اگر بلبل هوای گل نمی کرد

                                                             گل از بی حرمتی پژمرده می شد

محبت در کجا ابراز می گشت

                                                             پرستاری پرستاری نمی شد

ولادت باسعادت الگوی پرستاران و روز پرستار مبارک


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت زینب(س), روز پرستار
[ یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ٥:٤٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
عطر یاس شهادت حضرت فاطمه معصومه(س)

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

بیماری، رنج سفر و دردمندی، روح خسته و داغ دیده ات را در آرزوی دیداری دوباره با بردار  بیشتر می آزارد و اینک در بستر بیماری دور از خانه و کاشانه لحظه های آخر عمر خویش را سپری می کنی.

پنجره ها بسوی غروب نشانه می روند و آفتاب کم کم گیسوان طلایی اش را از جلوی پنجره کنار می کشد.

و تو همچنان تصویر خاطرات روزهای مدینه را در دل قاب گرفته ای.

شهر مادرت فاطمه که عطر یاس حضورش همیشه به مشام می رسد. اگرچه قبر مادرت بی نشان است، اما فاصله اش با دل های شکسته ابتدای بی فاصلگی هاست. بستر بیماری مهیای پرواز تو شده است و فروغ مهتاب گونه ات از آسمان برمی بندد.

ای خواهر محنت کشیده ی رضا

ای سفر کرده به شوق دیدار رضا

و ای جامانده از واپسین دیدار بردار

حرم نورانی و ضریح مشگل گشایت هنوز بوی مدینه می دهد.

بوی شهر پیامبر که آن را به اشتیاق دیدن روی رضا ترک کردی. و آواره ی بیابان ها گشتی.

نهر جاری مناجات همیشه از چشمه ی دلِ زائران تو جریان دارد، اما امشب صدای جویبار اشک در همهمه ی ناله ها مخفی است. ضریح مطهرت رخت سیاه بر تن کرده و هنوز عزادار غربت و اندوه التیام نیافته ی توست که دور از وطن رحلت کردی و در حسرت دیدار رضا جان دادی.

     رحلت غریبانه ات را به زائران و دلبستگان ضریح منورت و تمامی منتظران تسلیت         می گوئیم.


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شهادت حضرت فاطمه معصومه(س), شهادت حضرت معصومه(س)
[ چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دهه نور

بسم رب المهدی(عج)

به نام الله پاسدار خون شهیدان

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

یوم الله دهه فجر می آید با کوله باری پر از خاطره ها و همراه خود طنین الله اکبر جوانان و نوجوانانِ قوی دل که شهادت را کرامت خود می دانستند، آورده است.

آری آمد...

مردی از جنس کوه، از جنس ایمان، با صلابت و اندیشه تا با تبر خویش بت های اهریمنی شهر را بشکند و ندای حق را سردهد.

آمد...

تا از پنجره ی روشنایی، تاریکی را بیرون کند و باران را به دل های تشنه ی مردم هدیه دهد.

او معلم و استادی به تمام معنا بود که یاد خدا و محبت به مردم را به تمام شاگردانش آموخت.

و سرانجام او در روز دوازدهم بهمن پس از 15 سال دوری از وطن خویش به میهن بازگشت و ده روز بعد، این مردمان دلگرم به کمک رهبر یگانه ی خود دولت شاهنشاهی را واژگون ساختند و...

جمهوری اسلامی ایران را پایه گذاری کردند.


برچسب‌ها: مناسبتی, دهه مبارک فجر, آغاز دهه فجر
[ پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد نور میلاد پیامبر اکرم(ص)

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

امروز تمام عرشیان زمین را گل باران کرده اند و بال و پر خویش را در برابر رسول حق گسترانیده اند.

امروز جهان به یمن تولد ماه عالم تاب پیرهن جوانی برتن کرده است و در گوش عالمیان مبارک باد را زمزمه می کند ...

آمنه چشم به احمد می دوزد و دلش را به وجود او گره می زند. آری، همین امروز بود که نور هدایت بشر از آسمان خدا به زمین آمد...

او آمد و یک جهان به فیض دیدارش رسیدند.

این خدا بود که به بندگانش منت نهاد و آن هدیه گران بها را به جهانیان ارزانی فرمود او که زبان قاصر است از بر شمردن فضل هایش چرا که اصلا کوچک نمی تواند بزرگ را تعریف کند بلکه شخص بزرگ را هم با تعریف خود کوچک می کند.

آن بزرگ مرد، او که پدر امت است، او که تمام ماسوی غرق"م" نام او هستند.

حبیب خدا است.

او همه را همراه خود برداشت و پیش خدا برد و چه نیکو سخنی فرمود باقرالعوم که "همانا پیامبر راه رسیدن به خداوند است و جز آن راه نمی توان  به سوی خدا رفت. ما منتظریم و هر لحظه به درگاه خدا شاکر که در چنین امتی رشد یافتیم و رهبرمان چنین مردی بود. ما به خود می بالیم که با نام او در قیامت محشور می شویم، کسی که فرمود: هرکس در زمان حیاتم و بعد از حیاتم به من سلام دهد سلامشان مساوی است.

السلام علیک أبانا یا رسول الله


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, میلاد پیامبر اکرم(ص), ربیع الاول، ماه ربیع الاول
[ دوشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٩:۳۱ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
کهکشان علم ولادت امام جعفر صادق(ع)

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور 

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

خورشید دیگری بر فراز مدینه تابیدن گرفت خورشیدی در دور ترین کهکشان علم و معرفت که عالم تاب کوچه های تاریک دانایی شد وفانوس به دستان حقیقت جو را به سوی سر چشمه ی دانش رهنمون شد.

بگذار عاشقانه تر از صداقت سخن بگوییم ما.

بگذار بی پرده تر از خورشید از چهره صادق پرده برداریم.

امروز روز تولد راستی و درستی است...

امروز روز تلؤلو خورشید دین صادق آل محمد (صلوات الله علیه) است...

شیعه با نام او فخر می فروشد و راه او را سرلوحه خویش قرارداده است. این زبان حیران چگونه حق ستایش تو را به جای آورد که در بند واژه های نا رسا گرفتار است زبان مدح تو را آسمان سزاوار است. همانجایی که مأوای تو بوده است و امروز ترک آسمان کرده ای و به سوی ما سیه گلیمان آمده ای ثنای زمینی امان را بپذیرای.

 آسمان فرش و سرمدی مأوای شورانگیز سلام ها به استقبال قدوم تو باد ای راست گفتار ودرست کردار.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام جعفر صادق(علیه السلام)
[ دوشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۸:٥۸ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
یاد موعود

بسم رب المهدی(عج)

روز آغاز امامت امام زمان(عج)

امروز آسمان چقدر عجیب است. انگار خورشید جدیدی متولد شده، حال عجیبی دارد. حتی ابرها هم فرق کرده اند. زمین هم دست کمی از آسمان ندارد. غنچه ها را ببین، چگونه با شور و شعف باز می شوند. مثل اینکه منتظر کسی هستند، شاید هم انتظار خبری را می کشند...

همه می خندند، حتی  کسی که مدت هاست خنده بر لبانش نقش بسته... خودت را ببین... امروز حالت عجیب نیست؟! امروز قلبت نرم تر از دیروزها نیست؟! امروز مهربانتر نشدی؟ می بینی چقدر همه چیز خوب است!؟ باورت می شود مسبب این همه اتفاق خوب و رنگارنگ فقط یک نفر است، اما یک نفری که به اندازه تمام جهان و جهانیان می ارزد، به برکت او به بندگان روزی می رسد و زمین و آسمان به وجودش برقرار است، او که نهضت هیچ امامی مانند نهضتش نبود، اوست که به قلبت آمد و تو را مهربان کرد.

و امروز روز ولایت همان مهربان پدر دنیاست، روزی که مهدی فاطمه(عج) تاج امامت را بر سر گذاشت و مادرش زهرا این روز را عید گرفت.

پس امروز عید من و توست، تمام مشتاقان و مظلومان عید سردار رشید علقمه، عید سقای شهید کربلا، عید دین، عید جاء الحق. عیدی که در آن تمام فرشتگان فوج فوج از آسمان می بارند و در حضور صاحب عصر بال و پر می گشایند.

همان بزرگ مردی که "بقیة الله خیرٌ لکم" است. همان که با بودن اوست که ما هستیم. ما هستیم اما نه برای خوش گذرانی، بلکه برای عاشق شدن... برای یکرنگ شدن... زیرا که عشق دو رنگی را نمی پذیرد.

اگر ما ادعای عاشقی داریم باید با او باشیم و باید منتظر او باشیم، باید دلتنگ او باشیم. باید بر سر بیعتمان با او باقی بمانیم...

کسی که به وصال می رسد، بی شک میلی به جدایی ندارد، ای کاش ما هم به آن وصال حقیقی برسیم و عضو جرگه واصلان شویم.!!!

خدا می داند که دوستش داریم... که پشیمانیم...

که می خواهیم اینبار مردانه گذشته مان را جبران کنیم.

به گمانم امروز که همان روز میثاق با امام خوبی هاست، زمان مناسبی است برای تجدید بیعت، بیعتی به معنای انتظار عملی، عمل به هر آنچه که امام بگوید و بخواهد.

ای کاش اینبار بتوانیم چون سلیل مادر امام حسن عسکری(ع) اندکی بیشتر شجاعت خرج کنیم. ای کاش اینبار لایق شویم تا امام سرمان را به زانو بگیرد.

بیا با هم شویم و حکایتمان را حکایت حرّ کنیم. تو که خودت میدانی او بخشنده است. آخر حکایتش حکایت امام است.

به امید روزی که این قرن ها انتظار به پایان می رسد و چشممان به جمال یار روشن شود.

باز هم با هم ملتمسانه برای رؤیت رویش دعا کنیم.

اللهم عجل لولیک الفرج


برچسب‌ها: روز آغاز امامت امام زمان(عج), مناسبتی, نهم ربیع الاول
[ دوشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
ختم صلوات و دانلود والپییر دهه اول ربیع الاول

بسم رب المهدی(عج)

ربیع ماه ولادت خورشید بی غروب، عشق بی پایان، جلوه صفات حسنای الهی، سرچشمه رحمت و عطوفت، مظهر عشق و فداکاری

...مبارک باد... 

هم عهدان منتظر عزیز نیت کنند برای سلامتی آقا امام زمان(عج) و تعجیل در فرج ایشان هر تعداد که می توانند صلوات و زیارت آل یاسین بخوانند در قسمت نظرات اعلام نمایند. التماس دعای فرج

 

تاکنون تعداد 25350 صلوات و 112 زیارت آل یاسین اعلام شده است.

والپیپر روزشمار دهه اول ماه ربیع الاول

لینک دانلود 


برچسب‌ها: مناسبتی, ماه ربیع الاول, نهم ربیع الاول, روزشمار ربیع الاول
[ یکشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۱ ] [ ٦:٢٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
امام غریبم... شهادت امام رضا(علیه السلام)

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

ای طوس چه در برداری؟... چه داری که همه اینگونه تقدیست می کنند؟...

مگر تو چه کردی؟ چه داشتی؟... چه دیدی که آسمانت را سرخ کرد و زمینت را سیاه پوش...!؟ آن چه غم عظمایی بود که هنوز هم دیدگانت به خاطرش نمناک است و اشک خون می بارد...؟

به راستی! چه دردی کشیدی آن لحظه ی وداع، لحظه ای که پاره ی پیکر رسول خدا(ص) جگرش پاره شد. لحظه ای که سوز و آه همه را درآورد؛ لحظه ای که قلب ها تاب ماندن در وجود را نداشت. درست همان زمانی که دیگر جوادالائمه نتوانست گرمی دستان پدرش را مانند همیشه حس کند. فرزندی که فقط 8 سال داشت...

اماما!

چه غریب بودی و چه غریبانه رفتی. رفتنی که دیگر برگشتنی را در پی نداشت و آقای من شما چه عاشقانه فرمودی که...

هرکجا غریبی مرا صدا زند به غربت دل خونینم نزد او می آیم. قربان دل غریبت...

بابای مهربانی ها!

امروز هم بوی غریبی می دهد؛ بویی که نه فقط مشهد بلکه تمام جهان را پر کرده و اشک آسمان و زمین را درآورده. روزی که قرار دل های را می برد و قلب ها را منقلب می کند. روزی که تمام آرزویم دیدن حرم می شود، دیدن گنبدی که از دوردست ها بودنم را در کنارت خبر می دهد.

به کرمت قسم آقا جان مرا هم دعوت کن و لیاقت بوسه زدن بر خاکت را نصیبم فرما تا بعد از دو ماه عزاداری در سوگ جدت حسین(علیه السلام) در جوار شما جواب گیرم و از همان جا بار سفر به کربلا ببندم. بیایم تا خودت امضا کنی برائتم را.

بابای آینه شکسته های حرم!

قلبم می گیرد از این دوری از اینکه لیاقت بودن در حریمت را ندارم از اینکه چه زود می گذرد ثانیه های با تو بودن و چه دیر و طاقت فرسا می گذرند لحظه های دل سنگین دور از حرم بودن...

اما عزیزا‍!

قول می دهی که مرا هم از این راه دور ضمانت کنی؟ ضمانت آهوی رمیده از خیمه ای که صاحبش تسلّایم می دهد. آهویی که اسیر صیاد وجودش است، آهویی که تاب دوریتان را ندارد...

محبوبم!

فقط یک نظر... فقط یک نگاه...

ای عالم آل محمد!

تو که آگاهی... تو که خبر داری از تهی بودن قلبم. ای تو که نامت از عاشقا صدها دل می برد. یاریم کن که چنان از عشق و معرفتت پر شوم تا دیگر دل به هوس های زمانه ام نسپارم. تا باشد که سرباز فرزندت باشم.

آقا جانم!

روشنم کن که با تمام وجود بگویم

اللهم عجل لولیک الفرج

و اما باز هم همان خواهش همیشگی...

اللهم ارزقنا توفیق الزیارة


برچسب‌ها: شهادت, مناسبتی, شهادت امام رضا(ع), شهادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت
[ شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
مظلوم ترین غریب مدینه... شهادت امام حسن مجتبی(ع)

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

چه دردناک است شرح غربت مردی که شهادتش در جنگ جمل و صفین زبان زد دیگران بود. مردی که در راه پیشرفت اسلام از هیچگونه جانبازی دریغ نکرد.

او که همچون مادر عزیزش مسیر گمنامی را پله پله طی کرد و همچون پدر بزگوارش زندگی را در غربتی عظیم به سر برد.

آخر او در مدینه رهبر کوفیانی بود که اسیر زنجیرهای آمال و آرزوهایشان بودند و جامعه را بُتکده ای می دانستند برای رسیدن به خواسته های نفسانی شان و چه ناجوانمردانه عمل کردند. آنها که ادعای دوستی می کردند و خواستار جنگ در رکاب حسن بن علی علیه السلام با دشمنانش شدند. اما زمان وفای به عهد، امام را به راحتی تنها گذاشتند و از گردش پراکنده شدند...

بوی غربت امام حسن علیه السلام را از دهان مردانی که ایشان را به خاطر صلح با معاویه فردی عافیت اندیش می دانستند هم میتوان فهمید، آنها که به راحتی لب به قضاوت گشودند اما هیچ گاه ندانسته که امام به صلح راضی نبودند بلکه به خاطر بی وفایی کوفیان مجبور به صلح شدند و بر همین اساس می گویند: اگر امام حسن علیه السلام 72 یار صدیق و با وفا همانند یاران امام حسین علیه السلام داشتند بی شک قیام می کردند. کوفیان که مصداق مردان بی عمل بودند هیچ گاه نفهمیدند که امری را به تمسخر گرفتند که خود مسبب آن بودند. غربت مولا در حادثه کربلا هم به خوبی حس می شود که افرادی ندانسته واقعه عاشورا را فقط حسینی می دانند در حالیکه این صلح امام و صبر و پایداری حکیمانه ایشان بود که زمینه ساز قیام امام حسین علیه السلام شد. بغض اسلام که در گلوی امام حسن علیه السلام نهفته بود توسط خون پیکر مطهر امام حسین علیه السلام به فریاد رسید. پس نهضت عاشورا قبل از اینکه حسینی باشد" حسنی " است و این را شیعیانی که به جز اسم به منزلت امامشان آگاهند می فهمند.

مولایم، مهربانم!

چه بزرگوارانه و پر شکیب رسالت را در میدان امامت با صلح پذیرفتی و بزرگترین تجسم خواستن و نتوانستن شدی.
قربان تنهایی بی نظیرت ای پسر فاطمه، تو حتی در خانه نزد همسرت هم غریب بودی و به دست او مسموم شدی و به شهادت رسیدی.

آقایم!

خاکهای مدینه آستان مقدس توست که روح سبز و ملکوتی ات را در آن جا داده ای و پنجره های بقیعت نظاره گر دستان نیاز زائرین حریمت است که رو به سوی تو می آورند و هم درد باران چشمانی است که خالصانه ریخته می شود و همنشین کسانی است که با تو به نجوا می نشینند....

سرورم!

مظلومیتت به نهایت رسیده است آنگاه که خورشید تابش سوزانش را بر قبر تو می افکند و تو ذره ای دم بر نمی آری و گلایه نمی کنی ، چه سینه گداخته ای دارد بقیع ،بقیع اگر سفره دل بازکند و به گفتگو بپردازد و چه سوز آتشینی دارد سینه من اگراز درد فراق لب به سخن بگشاید...

مولای کریمم!

دلم برای سفره کرمت تنگ شده ، شما که در جود و بخشش سر آمدید مرا سفری با معرفت به بارگاه بی نشاانت دعوت کنید، مرا دعوت کنید تا همچون کبوترها بال و پر بر خاک نهم و کمی خاکی و بی آلایش شوم.... آقا جان رشته دلم را به پنجره سبز بقیعت گره زدم. نجوایم را پذیرا باش...

شهادت مظلوم ترین غریب مدینه، فرزند گمنام حضرت فاطمه سلام الله علیها و تنهای بی نام و نشان میان شیعیان را به خورشید پنهان جهان حضرت صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه) تسلیت می گویم.


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شهادت امام حسن مجتبی(ع)
[ پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
لبیک یا رسول الله...

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای برزگنمایی روی عکس کلیک کنید

سلام بر تو که آب و آفتاب زلالیت را تسبیح می گویند.

سلام بر تو که خورشید فروزانیت را می ستاید و ماه معصومیتت را نجوا می دهد.

و سلام بر محمد مصطفی، خاتم انبیاء (صل الله علیه و آله و سلّم)

ای پرچم برافراشته ی دین خدا در زمین و ای برگزیده ی خدا...

ای کاش آن دم که بی معرفتی مدینه و مردمانش به تو روی آورد، جهان چشم برهم می بست تا این وقاحت و بی شرمیِ بشریت را بر خود نمی دید.

اکنون که رحلت پیامبر(صل الله علیه و آله و سلّم) داغ تازه بر جانمان انداخته و قلبمان را جریحه دار کرده است، ای کاش یوسف زهرا(علیه السلام) در کنارمان بود تا شاید مرحمی برای دل مجروحمان می شد.

ای مهدی فاطمه!

جمعه ها دیگر رمقی برای آمدن ندارند و سختی ها چاره ای جز ماندن. ای کاش می آمدی و با دستان عدالت گسترت عدل را برای جهانیان به ارمغان می آوردی. این جمعه نیز با کوله باری از انتظار خسته و دلشکسته در انتطارت در کنار خرابه ی دل می نشینیم تا شاید بلنداری داستانِ نیامدنت را برایمان تفسیر کنی.

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

"اللهم عجل لولیک الفرج"


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, رحلت پیامبر اکرم(ص)
[ پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شکوفه های زخم ویژه اربعین

بسم رب المهدی

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

ای جاده های پرفراز و نشیب، زیر پای کاروان رام شوید

و ای مرکب های چمند و چوش، راهوار گردید که

کاروان به کربلا بازگشته است.

بگذارید که غبار خستگی با اشک چشمان حسرت زده ی دیدار شسته شودکاروان به زیارت آمده است و برای شکوفه های زخم سوغات اشک آورده است.

سلام بر تو ای مهبط بدن های بی سر.

یک اربعین از گستاخی شمشیرها و نیزه ها میگذرد...

یک اربعین از لگدکوب شدن شکوفه های زخم زیر سُم اسبان ستم می گذرد...

یک اربعین از مهمانی آتش و دود در خیمه های دشت بی کسی می گذرد...

و اکنون کاروان به زیارت آمده است.

سلام بر تو ای سرزمین اندوه ها. سلام بر رایحه ی خون و سلام بر کربلا.

آقا جانم!

دعا پشت دعا برای آمدنت، از طرفی گناه پشت گناه برای نیامدنت. میان این دو انتخاب مانده ایم. آخر آمدنت یا نیامدنت؟!

مهدی جان!

حال یک اربعین از چله نشینی های العجل مولا می گذرد. نگو که باز باید پنجره ها بسته شود. نگو که باز باید سجاده ها مرثیه ی دوریت را بخوانند.

پس از کدامین شکوفه های زخم جامانده از قرن ها غربت، مژده ی وصال را بگیرم؟


برچسب‌ها: مناسبتی, اربعین حسینی, شهادت, اربعین
[ پنجشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
یاس کبود... شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها)

بسم رب المهدی

روزشمار ظهور
برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

فضای خرابه را ابر غم پوشانیده. همه ساکت اند. و در سکوت پر حرف خویش سرشک غم می بارند.

شب است اما شب شهر شام سیاه تر از همه ی شب هاست. گویاه ماه و ستاره در آسمان آن شهر مضایی ندارد. اما نه اشتباه می کنند ماه و ستاره ها همه در زمین اند.

خرابه ستاره باران است. و همه ستاره هایش اندر فراق ماه با هم عهد بسته اند تا صبح حتی یکبار هم چشمک نزنند. برگردن تمامی ستاره ها مدال حلقه ی اسارت قرار گرفته است. همه سر بر آسمان پر ابر دلشان نهاده اند و خدا خدا می کنند خدا هلال زینب را برساند آری...

آنها خدا خدا می کنند اما آرام.

اشک می ریزند اما آرام.

می سوزند چون شمع اما آرام.

آرام تر از حَسنینِ غریب مدینه از فراق یاس کبودشان.

یاس کبود ... آری خرابه شام نیز گلستانی است از یاس های کبود.

و در میان این یاس ها گلی است غنچه تر از همه. کبودی های بدنش دل زینب عقیله ی بنی هاشم را سوزانده است. دل نازکش تاب نیاورد. سکوت در خرابه، نیاوردن نام بابا در حضور نی دارها، تحمل فراق هم بازی اش علی اصغر، و هزاران قانون سخت دیگر درون شیشه نازک دلش جا نمی شد.

و بالاخره ترک برداشت اما اینبار ترک های دلش عمیق تر شده بود. آسمان ابری نبود اما باران می آمد. باران اشک بنت الحسین زمین خرابه را خیس کرده بود. – عزیز دل برادرم! میوه دلم! رقیه ام! چه شده که این چنین بغضت را شکستی؟ شاید دوباره عطش درونش را می سوزاند؟ آیا گرسنه بود؟ نکند دوباره زخم پاهایش ... .

یاس گلستان حسینِ فاطمه علیه السلام آرام شد. طشتی آوردند ورویش را پوشانده اند. باز هم طشت. خاطره ی خوشی از آن نداشت. چشم هایش را خیره کرده بود. و از سوز دل گشنه و تشنه نبودنش را به عمه می گفت. و زینب که اینبار نمی دانست چه باید کند تنها سکوت کرده بود.... بقیه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شهادت حضرت رقیه(س), حضرت رقیه(س)

ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٦:۱٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
یا سیدالساجدین

بسم رب المهدی

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک نمایید

مولای من

هنوز هوای متراکم صحرا متأثر از صدای غل و زنجیری است که دستان مبارک تو را برگرفته بودند.

هنوز آسمان فریاد داغ دیدگانی را که سر بر دامان تو آرام می گرفتند فراموش نکرده است.

آه ای آشنای اسارت دریغ که حجّت خدا بر خاک خرابه ها بنشیند و نااهلان بر منبر آسایش باشند. از کدام خار نشانت را بپرسم که با پایت مدارا کرده باشد، از کدام سنگ پاره ی شام بلا جست و جویت کنم که با پیشانی همیشه در سجده ات هم نشین نشده است.

مولای من چه بگویم از سفر تلخ و پرمشقّت تو

چه بگویم از طعنه و زخم زبان نااهلان یک عمر با زینب رسالت سنگین رساندن پیام عاشورا را بر گردن کشیدی.

چگونه می شود از تو گفت و سخنی از سجده و سجاده نیاورد آنقدر پیشانی بندگی بر خاک ساییدی که سجده گاه تو بوی عرش گرفت. گویا خدا را بر سجّاده ات میزبان بودی. مولای من از صدای مناجاتت شیاطین به وحشت می افتند و کار خویش تمام شده می پندارند.  


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شهادت امام سجاد(علیه السلام), یا سیدالساجدین
[ سه‌شنبه ٧ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
عاشورا ...

بسم رب المهدی

عاشورای حسینی

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

سلام بر تو ای فرزند امیرالمؤمنین

سلام بر آزادمردی

سلام بر حسین که فرمود:« اگر دین ندارید، آزاده باشید. »

تشنگی در خیمه ها غوغا می کند، آفتاب گرم کربلا می سوزاند و...

آب آب، این صدای عطش کودکان است که صحرای گرم کربلا را در برگرفته.

سپاه کوفه ایستاده است و شمشیر در دست کوفیان بی تابی می کند.

امام تنهای تنهاست. بار دیگر صدای امام در صحرای کربلا می پیچد:

« هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی »

هیچ کس صدای حسین را جواب نمی گوید. حسین غریب است و تنها.

آن طرف، خیمه ها، اشک ها، سوزها، زنان بی پناه، تشنگی. این طرف، باران سنگ و تیر و نیزه.

مولای تو در وسط میدان تنها ایستاده است به یاری مولایت نمی شتابی؟ تاکنون هیچ کس آسمان را اینگونه ندیده است. این سرخی خون امام حسین است که در آسمان غروب مانده است و یکباره آسمان تیره و تار می شود. ط.فان سرخی همه جا را فرامیگیرد و خورشید به یکباره خاموش می شود.

آری حسین جان!

درخت اسلام را سیراب نمودی و شقایق های صحرا را با خون خود سرخ کردی و از گلوی تشنه ی خود آزادی و آزادگی را فریاد زدی.


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, عاشورای حسینی, یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام)
[ یکشنبه ٥ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
کاروان آسمانیان ویژه ماه محرم

بسم رب المهدی(عج)

محرم

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

پرسیدم از هلال ماه چرا قامتت خم است؟

آهی کشید و گفت که ماه محرم است.

گفتم که چیست محرم؟

گفت عزای اشرف اولاد آدم است.

به نام خدای شقایقها

این جا ایستگاهی است اندکی ماندن برای همیشه رفتن.

هرچه ماندن نیز در رفتن است و می دانم که در این زرق و برق شهر رفتن به آسمان چقدر سخت است اما من می خواهم این راه را بروم تا شاید به آسمانها بپیوندم و از آنجاست که نشانی 72 سر را از این و آن می گیرم و چه خوشا که به کوی تو برسم.

آه دریغا!

چه غافل بودند آنان که از قافله ی عشق حسین جا مانده اند امروز داغ روزی دیگر از صفحه ی تاریخ بر دلمان برده روزی که سرهای شهدا همراه کاروان معشوقان از کوفه به شام می رفت سرها برگ برنده ای برای اشقیا بودند. نا آگاه از اینکه این سرها با فرشتگان پیوند خوردند و به حال اینان می گریند ابرها، غروب روز غمناکی دیگر در ماه محرم گویا خورشید از مغرب طلوع کرده است آن هنگام که خورشید رنگ خون به خود گرفتو همراهیان حال خود را همانند آسمان چاک خورده ای پنداشتند.

زنان با چادرهای خاکی و مردان نا امید و دلخسته به سوی شام روانه می شدند.

آقای من تربتی دارم که آن را می بویم و بر آن سجده می نهم تا خاطرم به آن صحنه ی پر خون بیفتد و از غم حسین و دوری موسم وصل قلب شکسته و تکه تکه ی من چشمانم را یاری می دهند. به شوق قدومت شقایق ها را می شمارم اما چه کنم که قلبم سیصد و سیزدهمین یار را نمی یابد.

آقا جانم می بینی مرا هیچ چیزی ندارم و این دستهای خالی و خسته انتظار تو را می کشند و وجودت را تمنا می کنند.

بیا... بیا...


برچسب‌ها: مناسبتی, ماه محرم, ویژه نامه محرم
[ جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
امام عشاق عید غدیر خم

 بسم رب المهدی(عج)


گفت:تو غرق گناهی
گفتم:بلی
گفت:پس چرا آتش نمی گیردهمه جسم وتنت.
گفتمش چون هک نمودم روی قلبم "یاعلی".


یگانه خورشید آسمان پرتویی از منور ترین پرتوهایش را بر سر هادیان افکنده بود گویی خورشید روشن تر از همیشه وشادمان است
تپه ای استقبال می کند قدوم محمد (ص) را .
جبرئیل پیامی می رساند ومحمد(ص)با برق چشمانش علی(ع)را می نگرد پیامبر آینه ها تصمیم به پایان رساندن دین اسلام گرفت وعلی(ع) را محمدی دوباره نامید.
آری علی همان پدریست که همچون نسیمی التیام بخش زخم یتیمان بود.
همان عجوبه ای که شهریارهای زمانه هم قلمشان از دست او ناتوانند.


آقا جانم تاکی چتر پلکهایم را دربارش یکریز باران های طولانی نبودنت بگشایم وببندم .
تا کی چارچوب قاب عکس را بی وجود عکسی در چاردیواری تنهایم میخ کوب کنم تا کی کفش های سرسخت زندگی ام پرسه زدن را تجربه کنم وکوچه باغ بودنت را رد نشوم وتو نیز نباشی ونیایی
تاکی تاکی تاکی

عید ولایت وامامت به تمامی هم عهدان منتظر تبریک وتهنیت می گویم.


برچسب‌ها: عید غدیر خم, مناسبتی
[ جمعه ۱٢ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٩:۳٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
اسماعیل ذبیح عشق ویژه عید سعید قربان

بسم رب المهدی(عج)

زمانی که پدر فرزند خود را به مسلخ عشق می برد و فرزند بدون هیچ هراسی به پدر خود چنین می گوید: ای پدر! آنچه را که از جانب خداوند به آن مأمور شدی، انجام ده. امید است در این راه مرا از صابران یابی.

(سوره صافّات، آیه 102).

آری اسماعیل بود که در قربانگاه حاضر شد تا جان خویش را قربانی پروردگار خویش کند و ابراهیم آن هنگامی که خنجر بر حنجر اسماعیل می نهاد، میدانست که بی اسماعیل میتوان زیست، اما بی خدا هرگز.

آقا جان!

ابراهیم های زمانه اسماعیل هایی را قربانی کردند تا در انتهای جاده ی زمینی و یا نه در افق آسمان وصال شان به دیدار تو رسند.

مهدی جان!

باز آرزوی آمدنت را پشت پلک هایم پنهان می کنم و آرزوی آمدنت در دو چشمم به انتهای بن بست می رسد، اما می دانم تو می آیی روزی و جهان را متحول خواهی نمود.

آری چون ابراهیم، خلیل وار باید برخیزیم و پرده های جهالت را بدریم تا دلمان در فضای عضق جان تازه ای گیرد.

عید سعید قربان بر تمامی هم عهدان منتظر گرامی باد


برچسب‌ها: مناسبتی, عید سعید قربان, عید قربان مبارک
[ جمعه ٥ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شاهد روز عطش شهادت امام محمد باقر(علیه السلام)

بسم رب المهدی (عج)

شهادت امام محمدباقر(ع)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

دلم سخت گرفته، ماتمی دوباره بر جهان حاکم شد و دوباره در غم رفتن امامی دیگر اشک به چشم و سر در گریبان داریم.

پس دلگرمی شما چی شد آقا؟

ایستاده ام تا ببینم...

از پس کدام روز طلوع می کنی، خورشید ظهور تو از پس کوه غیبت بیرون می آید.

می چرخم همه جا و دنبال شما می گردم برخی دیوانه ام می پندارند اما من یقین دارم تو را پیدا می کنم.

سرورم امشب دلم سرشار از اندوه است و انگار شام غریبان است، و من در نگاه خیمه ها آب می شوم. و حال گواهی می دهم به عشق که روی دست های تو بزرگ شده است و اندوه، که جامانده ای است از خاطرات کربلا.

و اکنون که در آستانه شهادت مردی هستیم که در آسمان زهد درخشید و رفت. در توان مرگ نیست که این همه بردباری را به دوش بگیرد و در توان خاک هم نیست.بالهای آن امام مظلوم بزرگتر از میله های قفس است.

ای ماه خسته امشب پسر زین العابدین چشم از دنیا می بندد. تو شاهد باش که مردم زمانه با پسر فاطمه چه کردند.

آقاجانم به امید اینکه این جمعه امید امیدوارانت نا امید نشود.


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شهادت امام محمد باقر(ع)
[ دوشنبه ۱ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۸:٢٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
قلم باران سالروز ازدواج حضرت علی و فاطمه(علیه السلام)

بسم رب المهدی

سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

به نام نامی عشق و به نام معشوقه های عاشق و به نام سرمشق ترین سرشت.

محمدا کوثر ثمره ی تو و خدیجه ای بود که 18 سال هر ثانیه مرحمی بر دل همیشه زخمی تو بود.

محمدا بنگر که ز هدایت دست در ولایت علی گذاشته است و ترنم ایمان می پیچد در هوایی که عشق حیدر وزیدن می گیرد.

ای علی! بهاری ترین روز زندگیت را هزاران بار بر لوح گیتی تبریک می گویم.

زهرا جان! ای تنها آموزگار خدمت و ای جوهره عالم و عالمیان رسیدن بر طناب محکم یقین بر تو گرامی باد.

می نگارم اما جوهر خودکار توان وصف چنین واقعه ی بزرگی را ندارد.پس ای آسمان ببار،ببار بر کویر خشکیده ی دلهامان. ببار و باری دیگر نسیم توحید را در شامه ی وجودمان زنده کن. آسمان دف می زد، خورشید پرتو مهربان خود را گسترده تر از همیشه بر سر آسمانی ترین زمینیان افکنده بود. باران بر خاک هدیه ای التیام بخش بود و ستارگان چشمک زنان مهمانی ماه برپا کرده بودند.

زنبق های سرخ دست به دست دادند و گلزاری شدن تا بر قدوم علی و فاطمه بوسه زنند چه روز پرشکوهی بود.

اما اکنون از آن واقعه ی بزرگ و شگرف دلهای سردی برای یوسف زهرا جامانده است و او هنوز در راه است. آرزو دارم که جاده های طولانی عمرم به بن بست هایی با عطر نرگس منتهی شود.

آقاجانم می گویم به حق حیدر امیدوارم بیایی، اما می دانم اگر بگویم به حق زهرا کبودی چشمانت باز میزبان مرواریدهایی تا روی گونه هایت می شود.

پس با تو هم ناله می شوم و با فرشتگان می خوانم

اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن.


برچسب‌ها: مناسبتی, سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س)
[ چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱ ] [ ٦:٠٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
یا جواد الائمه (ع)

بسم رب المهدی

شهادت امام جواد(ع)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

به نام او که به امید تبسم لبانش اشک میریزم و به ظهورش ایمان دارم و به امید حضورش زنده ام.

قالَ الامام الجواد(ع): مَنِ اسْتَفادَ اَخاً فِى اللَّهِ فَقَدِ اسْتَفادَ بَیْتاً فِى الْجَنَّةِ.

امام جواد (علیه السلام) فرمودند: کسى که براى رضاى خداوند، برادر دینى‏اش را استفاده رساند، خانه‏اى را در بهشت به استفاده خواهد برد.

سرورم کی می رسد آن روزی که به دلدادگان دلشکسته ات بگویند دلهایشان را غبار روبی کنند که تو در راهی.

آقا جان من امیدوارم به تعداد همان جمعه هایی که زنده بودم وبه امید ظهورت نشسته ام .اما نمی دانم دگر آمدی چه کنم که ذغال سیاهی گناهانم جایی سفید را برای توبه کردنم جا نگذاشته است تا اگر آمدی از فرط گناه شرمنده ات نشوم.

اکنون به غم امام به سوگ نشسته ایم که 25سالگی به سوی خورشید پر کشید دوری تو وشهادت امام جواد باعث شده تا پاره های زخم دلمان سر باز کنند و رودی از غم در قنوت نگاهمان جاری شود. آری کدام دیده است که بر مظلومیت امام جواد و دوری شما نگرفته باشد وعده من و شما این جمعه کنار کلبه منتظران غریب.

سالها شهادتهای اجداد پاکتان را به امیدی می گذرانم که روزی بیایی و انتقام خونشان را بگیری.

شهادت مظهر جود و سخا و علم و معرفت، امام جواد(ع) تسلیت و تعزیت.


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شهادت امام جواد(ع), یا جواد الائمه
[ سه‌شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
روز دحو الارض

بسم رب المهدی

روز بیست و پنجم ذیقعده، هم زمان با دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین است.

در شب این روز نیز براساس روایتی از امام هشتم علیه السلام حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهماالسلام به دنیا آمده اند. همچنین این روز به عنوان روز قیام امام زمان مهدی موعود(عج) معرفی شده است.

نیز روز دحوالارض، جزء چهار روز معروفی است که روزه آن پاداش فراوان داشته و ثواب هفتاد سال روزه گرفتن دارد.«دَحو» به معنای گسترش است و بعضی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کرده اند.

منظور از دحوالارض (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود. این آب ها، به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند. از طرف دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی ها یا شیب های تند و غیرقابل سکونت بود. بعدها باران های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره ها گستردند. اندک اندک زمین هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع به وجود آمد. مجموع این گسترده شدن، «دَحو الارض» نام گذاری می شود.زمین، گاهواره زندگی انسان و تمام موجوداتِ زنده است، که با تمام کوه ها، دریاها، درّه ها، جنگل ها، چشمه ها، رودخانه ها، معادن و منابع گران بهایش، نشانه ای از نشانه های آفریدگار به شمار می آید که آن را گسترانیده است.

روز دحوالارض ـ روز گسترش زمین ـ روز بسیار مبارکی است و آداب و اعمال ویژه ای دارد؛ از جمله:

1. روزه داشتن که ثواب هفتاد سال عبادت را دارد.

2. احیا و شب زنده داری شب دحوالارض که برابر با یک سال عبادت است.

3. ذکر و دعا.

4. انجام غسل به نیت روزِ دحوالارض و نماز مخصوص آن.

در قرآن کریم به دحوالارض اشاره شده است. خداوند در آیه 30 سوره نازعات می فرماید: «و زمین را بعد از آن (آفرینش آسمان و زمین) گسترش داد». بر اساس نظر بیشتر مفسران، منظور از «دَحیها» در این آیه، همان دحوالارض است.یکی از برنامه های پیشنهادی در روز مبارک گسترده شدن زمین، خواندن دعای ویژه این روز است. در بخشی از این دعا، به مسئله دحوالأرض چنین اشاره شده است: «ای خدایی که خانه کعبه را گسترانیدی و دانه را شکافتی و سختی را برطرف ساختی، از تو می خواهم در این روز از روزهایت که حق آن را بزرگ نمودی، هر گرفتاری و مشکلی را برطرف سازی».


برچسب‌ها: مناسبتی, روز دحوالارض
[ پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
مهربانترین خورشید شیعه

بسم رب المهدی

ولادت امام رضا(ع)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

امروز فرشتگان زمین را نور باران می کنند، عرشیان دسته دسته با سبد گلهایشان بر فرشیان فرود می آیند. موجی از شادی و شور، موجی از شوق و سرور زمین را دربر گرفته است...

خبری در راه است...

خبری به طراوت باران، به زلالی چشمه و از جنس گل و شبنم

زمین بوی آسمان گرفته است، آخر میزبان میهمانی آسمانی است.

اینبار قرار است خانه ی یکی از عشّاق خدا به عطر حضور مردی پاک معطر شود.

اینبار قرار است دامان نجمه خاتون آراسته شود.

اینبار قرار است به جمع مردان پاک الهی عشق دیگری اضافه شود.

مردی نورانی به تابندگی خورشید، به درخشش ستاره ها و به صداقت آب و آیینه...

خبر زمینی شدن... 

همان برادری که خواهرش تحمل فراق او را نداشت.

همان که همه ی شیعیان عالم او را ضامن آهو می خوانند.

همان که همه او را به مهربانی و محبوبیت می شناسند.

همان که با آوردن نام مقدسش علی صدای صلوات شیعیان فضا را عطرآگین می کند.

همان که به غربت و تنهایی شناخته می شود.

آری هشتمین دردانه یعالم هستی را می گویم، علی بن موسی الرضا.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام رضا(ع), ولادت هشتمین امام

ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٦ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۸:٤٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دفتر مشق آسمانی ها

بسم رب المهدی

هفته دفاع مقدس

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

بسم خاک             

                                             بسم افلاک 

                                                                                   و به اسم خاک و افلاک

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به همکلاسی های آسمانیِ دل های آسمانیان.

می بویم چفیه ای که اشکانت را بر آن جاودان می سپردی و پلاکی که شب عملیات ها با یاد مادر پهلو شکسته ی گمنامت بر خاک می سپردی. کجایی تا ببینی که یاران جامانده از جرگه ی عشّاق، هر سحر سجاده ی سبوطشان را رو به افلاک پهن می کنند.

یادت می آید اولین باری که توانستی کلمات را بر روی کاغذ بریزی و جمله ای بسازی، بابا آب داد. اما او که امروزخاطرات کودکی اش را ورق می زند، دیگر یک کودک نبود. او امروز جوانی دلاور شده بود و پا به پای میهنش جلو آمده بود. از خاک وطنش دفاع می کرد بدون آنکه در برابر دشمنان ابرقدرتش احساس ترس کند. آخر معلمش به او آموخته بود از میهنت دفاع کن.

تو خدا را داری آنگاه که خدا را یاد کنی، قلبت آرام است، آرام ِ آرام

امیدش به خدا بود تا از وجب به وجب خاک ملتش دفاع کند. ناگاه کبوتر دلش هوایی شد. قلبش بیش از پیش محکم و استوار شده بود. بردشمن تاخت و شجاعانه و دلاورمردانه به پیروزی رسید.

او رفت و در جمع آسمانی ها به نظاره نشست تا نوجوانی چون من، چون تو، چون ما، چون دختر کوچکش بتوانیم بخوانیم و بنویسیم: بابا آب داد.

شهدا حال که ایمان دارم سلام مرا به همه ی اهالی عصمت خواهید رساند، اینگونه دلنوشته ام را آغاز می کنم:

حال همه ی ما خوب است، مادرت هم دیگر بی تاب نیست، پدرت هم دیگر گلایل قرمز بر سر گلزارت نمی گذارد و رفیق من دیگر خاطراتت صورتم را گلگون اشکانم نمی کنند،

اما تو ...

باور نکن

هفته دفاع مقدس گرامی باد


برچسب‌ها: مناسبتی, هفته دفاع مقدس, شهدا, آسمانی ها
[ سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳٩۱ ] [ ٦:٤٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
السلام علیک یا فاطمه معصومه(س)

بسم رب المهدی


ولادت حضرت معصومه(س)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

مهربانم!

با آشفتگی کلماتم سرشار از حس زیبایی عبودیت توست. به راستی با وزیدن کدام نسیم وجودم پر از شکوفایی مهربانی تو خواهد شد.

السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج)

السلام علیک یا فاطمه معصومه (س)

سلام بر بانویی که عشقش چون فاطمه، قداستش چون مریم و بخشودگیش مثال خدیجه است. آن بانویی که چون زینب (س) درد هجران برادر کشید و آخر در آرزوی وصال چون شاپرکی پر کشید. همان بانویی که معصومیتش را نم نم باران زمزمه می کرد و استقامتش را بلبل غزل خوان می سرود.

مهدی جان!

کی می یایی تا به ضجه های ملتمسانه ام رنگ دیگری بخشی.

ای کاش می آمدی و با دستانت طلسم شب را در هم می شکستی و پنجره ای را به سوی خدا برایم می گشودی.

مهدی جان بیا


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت معصومه(س), روز دختر مبارک
[ سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱:۳٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
یا صادق آل محمد(ص)

بسم رب المهدی (عج)

شهادت امام جعفر صادق(ع)برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

از امام صادق(علیه السلام) سوال شد: آیا زمین بدون امام باقی می ماند

حضرت فرموند: « اگر زمین بدون امام بماند هر آینه اهل خود را فرو می برد. »


گاهی وقتها پای عقلم بر روی صفحه ی دلم می لغزد و دست به قلم می شود.

آقای من این بودن ها و نبودن هایت است که آتشی در دلم افکنده است.

ای منجی آخرالزمان تا کی نوشته ای بنویسم و آن را در پاکتی قرار داده و روبروی آدرس فرستنده نام دلم را هک کنم؟

تا کی شمعهای دلم را نذر گل نرگس و آب شدنش بسوزم و از این همه فراق تا کی یاابن الحسن یاابن الحسن گویان بی تو به هر خیمه گاه پر بزنم و تو را هویدا نبینم.
تا کی با اشکانم این المضطر الذی یجاب را فریاد بزنم؟

 

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

«خوشا به حال شیعیان قائم ما آنها که در دوران غیبت او ظهورش را انتظار دارند . و در ایام ظهورش سر به فرمان او می آورند. آنها دوستان خدایند که هیچ ترسی و اندوهی برای ایشان نخواهد بود.»


یا صاحب الزمان به ظهورت شتاب کن عالم زدست رفت خود پا در رکاب کن

مولای من نگارا هنوز هم باید بگوییم

شاید این جمعه بیاید ....شاید

 

شهادت رئیس مذهب شیعه جد بزرگوار ولی عصر امام جعفر صادق(علیه السلام) را به آقا امام زمان و شیعیان آن حضرت تسلیت  می گوییم.


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شهادت امام جعفرصادق(ع)
[ چهارشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
عید سعید فطر

بسم رب المهدی

روز شمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

به نام صاحب فضل و نعمت

ثانیه ها و دقیقه ها دویدند و جاده های فاصله را یکی یکی پشت سر گذاشته و ما را به ایستگاه یک شب قشنگ رساندند.

امشب عرشیان آسمان را آذین بستند

ستاره ها در شبش پایکوبی کرده اند

ابرها از سر شوق زمین را بارانی کردند

ماه با لبخندی سفید به خورشید سلام کرد و او با بوسه ای ماه را بدرقه نمود.

ملائک دسته دسته اهل زمین را نور باران کردند، موجی از شادی و شور، موجی از شوق و سرور زمین را در برگرفت...

بدون شک عید فطر یکی از بزرگترین و زیباترین اعیاد مسلمانان و روزه داران است.

عید فطر روز اتمام ماه مبارک رمضان نیست، ماه مبارک به تمرین عبادت گذشت

ماهی که در چشمه ی زلالش جانمان پاک گشت و در وجودمان روحی تازه گرفت

ماهی که تا ابد برای بندگی خالصانه، بیداری شبانه، حفاظت از نفس و دوری از شیطان اعلام آمادگی کردیم.

گرچه زمان روزها و شب هایش را از ماگرفت ولی تا ابد جاده ی زندگی ما از خطوط اعمالش خواهد گذشت.

بالاخره...

بعد از یک ماه که مهمان سفره ی کریمانه ی خدا بودیم و از طعم گوارای دوستیش چشیدیم،

بعد از یک ماه که درخت های شوق به سویش در بوستان های سینه مان ریشه محکم کرد و سوز محبتش سراسر دلمان را فراگرفت،

بعد از یک ماه قدم زدن در چمنزارهای قرب به خدا و امید به شربت وصال عاشقانه اش زمان دریافت جایزه ها رسیده است.

زمانی که خدا سبد سبد عنایات خود را بر سر اهل زمین فرود می آورد. راستی قرار است از سبد جوایز خدا چی به هدیه ببریم؛ آمرزش، آرامش، بهشت یا شهادت...؟

نازنینم!

در این عید سعید سهمیه ی عطای ما را از دریای وسیع رحمت خود افزون گردان و جایزه های ما را از سرچشمه ی پرفیض مواهبت نیکو گردان و بر ما انوار درخشنده ی معرفتت را کامل گردان و ما را در کرانه های عصمت خویش جای بده و از آرامش خود بر ما فرود آور.

محبوبم!

به حق این عید که برای محمد(ص) ذخیره و شرف و فزونی مقام قرار دادی، از تو خواستاریم که ما را به باب هر خیری که انبیا و اولیایت در آن وارد شدند، وارد سازی و از هر شرّی که دوستدارانت را از آن حفظ می کنی، بیرون آوری...

و چه زیبا فرمودند حضرت علی(ع) که عید فطر، عید کسانی است که خدا روزه آنها را پذیرفته و نمازشان را ستوده است.

این عید فرخنده و فرح بخش بر شما مبارک


برچسب‌ها: مناسبتی, عید سعید فطر, عید فطر
[ یکشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
بر امواج بیعت روز قدس

بسم رب المهدی

روز شمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

روز قدس، روز سکوت عشق است، روز تبلور عقیده است و روز فریاد است.

روز شعور و شعار است، روز پیکار و جهاد است، روز مقاومت و ایثار است.

روز همدردی، روز رهایی و روز ترنمِ استقامت و مظلومیت است.

پیام روز قدس، روز فریاد جوانانِ غیور امّت اسلام بر ضدّ استکبار و غاصبان سرزمین اسلامی است.

پیام روز قدس، محوِ اسرائیل از منطقه است.

پیام روز قدس این است که مسلمانان تا نابودی اسرائیل دست از مبارزه و جهاد بر نمی دارند و آماده ی هر نوع قربانی هستند.

بر همین اساس است که مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) بر ضرورت مبارزه با رژیم اشغالگر تأکید کرده و چنین فرموده اند: هر وجب از خاک فلسطین، یک وجب از خانه ی مسلمین است. هر حاکمیتی غیر از حاکمیت فلسطین و حاکمیت مسلمین بر کشور فلسطین، حاکمیت غاصب است.

حرف، همانی است که امام راحل عظیم الشأن فرمود: اسرائیل بایستی محو شد. بحث، بحثِ یهودستیزی نیست، مسأله، مسأله ی غصب خانه ی مسلمین است.

دل ها به هم نزدیک می شود و شکوفه های مهربانی در قلب ها جوانه می زند. لب ها برای لبخند پر از بهانه هستند و بازار محبت گرم است. 


برچسب‌ها: مناسبتی, روز قدس, روز مبارزه با استکبار جهانی
[ جمعه ٢٧ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۳:۱۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
امشب ...

بسم رب المهدی

روز شمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

یا رب دل مرده مرا احیا کن                 بر روی گدای نیمه شب در واکن  

سوگند به قطره قطره خون علی          پرونده ی اعمال مرا امضا کن

امشب رمضان به خود می بالد

     امشب سماء به خود می بالد

           امشب علی تنها نیست

                  امشب علی ضامن شیعه است

                         امشب دعا تهی از اجابت نیست

                                امشب شب نزول قرآن است

                                        امشب شهادت علی(ع) است

                                               امشب زمین عزاپوش و سماء سفیدپوش است و...

امشب سومین شبی است که کوفه و مسجد و محرابش در عزای علی داغدارند.

امشب تقدیر من و تو حتمی است، امشب تقوای یکساله مان را برمی گیریم،‌ امشب علی است که با گرسنگی طلب شیر میکند و هزارها و حتی صدهزارها دست به سویش دراز است، اما امشب نیروی عجیبی برای خدایی شدن و تأمل و تفکر در هستی ما را به خود وامی دارد.

امشب است که تقدیر سرنوشت رقم می خورد و بعد از 22 روز طاعت و عبادتِ امید دلمان (خدای تبارک و تعالی) او تقدیر ما را رقم می زند.

پس بیا امشب سری به مسجد کوفه بزنیم و از محراب و مأذن دلجویی کنیم، بیا صدای گریه خود را به صدای فرزندانش همراه سازیم و با تمام وجود عرضه داریم که ما هم عزادار وصی بمیریم، ما هم برای پدر بزرگوارتان اشک می ریزیم.

بیا به کوفه ماتم زده سری بزنیم                گشوده بال و به عشق علی پری بزنیم     

سه شب شده که بُوَد خانه علی تاریک       بیا به خانه مولا سری بزنیم    

کسی به زینب او تسلیت نمی گوید           به خانه اش پی تسکین او دری بزنیم    

بود چو باز در خانه علی شب قدر               کجا سزد، درِ درگاه دیگری بزنیم   

"هنگامی که مردم را در کثرت عبادت مشغول دیدی، تو به تأمل و تفکر مشغول باش که ثوابش صدها برابر بیشتر از مناجات بی تفکر است."

« امیر مؤمنان(ع) »

نویسنده: م.الف. ک


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان, شب قدر
[ شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دفتر زندگی

بسم رب المهدی

روز شمار ظهور

برگ به برگ دفتر زندگی ام را مرور می کردم؛ اولی را دروغ پرکرده بود، دومی را ریا، سومی را غرور، چهارمی را حسد، پنجمی را کینه، بعدی را اسراف و دیگری را حق الناس... .

از پر بودن خطاها دفترم سیاه شده بود، سیاه و تاریک...

باورم نمی شد که به راحتی شیطان مرا قدم به قدم به خود نزدیک کرده بود... .

باورم نمی شد که به سادگی به حرفهای شیطان لبیک گفته و او را خوشحال نموده ام...

از اینکه در رویای طوفانی غفلت غرق شده ام، خودم را سرزنش کردم و ناراحت و غمگین به گوشه ای خزیدم، گناهانم در اطرافم پراکنده بودند، یعنی با اینهمه گناه خدا مرا میبخشد؟! دیگر شنوای حرفهایم هست؟ مرا به بندگی اش میپذیرد؟ هنوز هم مرا دوست دارد؟

در همین اندیشه ها بودم که نوری توجهم را به خود جلب کرد، با کمی دقت فهمیدم نور نیست، نورٌ علی نور است، از دیدن قرآن کریم خوشحال شدم، آخر خیلی وقت بود منتظر بودم خدا با من حرف بزند... .

گشودم؛ و با کلی شوق شروع کردم:

« اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم * قُل یا عِبادیَ الَّذینَ اَسرَفوُا عَلَی اَنفُسِهِم لا تَقنَطوا مِن رَحمَةِ اللهِ إنَّ اللهَ یَغفِرُ الذُّنوبَ جَمیعاً إنَّهُ هُوَ الغَفورُ الرَّحیم؛ ای رسول رحمت به بندگانی که به عصیان  اسراف بر نفس خود کرده اند، بگو هرگز از نعمت خدا ناامید نشوید، البته خدا همه ی گناهان را چون توبه کنید خواهد بخشید که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است. »

از اینکه به مهربانی خدا ذره ای شک کرده بودم خجالت کشیدم؛

مضطرب و نگران خواندمش: ای خدای مهربانی ها، ای آفریننده ی زیبایی ها منم بنده ای بد از میان همه ی بندگانت، همانی که نفسش همواره او را به بدی وا میدارد، همانی که در انجام گناه شتاب دارد، همان که به انجام نافرمانیت حریص است. همانی که موجبات خشم تو را فراهم می کند.

من همانم! اما آخر خدای من آیا بنده ی فراری جز به درگاه مولایش به کجا می تواند بازگردد؟ جز به پناهگاه تو به کجا می تواند پناه ببرد؟

بخشنده ی خطاها:

کارهای ناپسندم لباس خواری بر تنم کرده و دوری از تو بر من جامه ی بیچارگی پوشانیده، گناهانم دلم را میرانده و خطاهایم هر لحظه مرا به هلاکت گاه ابدی نزدیک و نزدیک تر می کند... . می گفتم و اشکهایم مرا همراهی می کردند و فعلاً درمانی بودند برای درد فقیری و ناچیزی ام!

محبوب من:

امشب را شب قدر نامیده اند، شب تعیین مقررات.

امشب همان شبی است که تو پذیرای توبه ها هستی.

امشب همان شبی است که دریچه های حکمت و معرفت باز است.

امشب همان شبی است که سعادتمندی با شقاوتمندی انسانها رقم میخورد.

امشب همان شبی است که فرشتگان آسمانی و پیامبران الهی دسته دسته به زمین فرود می آیند.

امشب همان شبی است که در سجده ی آسمانی محراب مسجد کوفه پر شده از خون سرخ امام عشق.

امشب همان شبی است که یتیمان را بی پدر کرد، مؤمنان را داغدار کرد و مظلومان را به گریه انداخت.

خدایا!

به حق مولایم علی(ع) که تمام عمرش پربود از خدمت عاشقانه به خَلقَت و بندگی خالصانه برایت،

به حق مولایم علی(ع) که مظهر تمام نمای عدالت بود،

به حق مولایم علی(ع) که در شهادت بی همتا بود،

فرج آقای عشق و اخلاص و عدالت و شجاعت را برسان.

معبود من!

آرزویم هست که از امشب مرا محب و شیعه علی و آلش بخوانی.

آرزویم هست که امشب پاک شده از در خانه ات باز گردم.

آرزویم هست که امشب نامم در لیست سعادتمندان و عاقبت به خیران جای گیرد...

تنها امید سبز من:

برای رسیدن به تو راه طولانی است و تنها دارایی ام دل شکسته و چشمان اشک آلودم هست؛ آیا امشب نیز خریدار توشه اندکم هستی؟؟ !! ؟؟

به امید فضل بی انتهایت نازنینم !!


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شب قدر, شب بیست و یکم ماه رمضان
[ پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
نیمه ماه خدا ولادت امام حسن مجتبی(ع)

بسم رب المهدی

روز شمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

امروز نیمه ماه مبارک رمضان سال 1433 هـ.ق روزی است که نور چشم خاندان طهارت و پاکیزگی دیده به جهان گشود.

درست است شاید قرنها از آن اتفاق خجسته می گذرد، اما یاد آن امام همام در دلهای مؤمنان است.

آری دقیق تولد قرة العین محمد و سبط اکبر اوست.

آری تولد ثانی ائمه هدی است.

تولد کودکی است که مادرش برای نام نهادن وی بر پدرش و پدرش بر پدربزرگش و پدربزرگش بر حق تعالی سبقت نگرفت؛ تا خداوند بر جبرئیل وحی نمود برای محمد(ص) پسری عطا شده، برو به زمین و سلام مرا به او برسان و تهیت و مبارک گوی و بگو ای محمد(ص)، علی(ع) نسبت به تو به منزله ی هارون به موسی است، پس نام سبطت را مسمی کن به اسم پسر هارون.

جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و مبارک گفت که حق تعالی فرموده که این مولود را به اسم پسر هارون نام کن. حضرت فرمود که اسم او چه بوده است؟ جبرئیل گفت: شبر (که در معنای لغوی عربی، حسن می شود)، پس او را حسن نام نهاد.

آری امروز ولادت اوییست که بعد از شهادت مظلومانه ی پدرش او را نیز مظلومانه تر به شهادت رسانیدند.

بلی اگرچه علی(ع) در بین مردم غریب بود و لیکن حسن(ع) در خانه غریب بود، اما اکنون بعد از گذشت سالیان سال و چشیدن بوی غربت، قدر ولی، امام و رهبر را می دانیم.

اکنون مرقد مطهر این امام و پیشوای نام بر در بقیع در همسایگی مرقد صدرالخلائق است.

نویسنده: م.الف. ک

منبع: کتاب و هزار و یک چرا؟

نوشته علی سالک


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام حسن مجتبی(ع), ولادت دومین اختر تابناک امامت
[ جمعه ۱۳ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ٥:٥٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
تمثیل غم وفات حضرت خدیجه(س)

بسم رب المهدی

روز شمار ظهور

به صلابت طوفان

به شکوه دریا

به جلوه ی خورشید

آری محمد اینگونه از کوه بالا می رود.

صعودی بی نزول، اما نزول ملائکه است که او را سرشار از ماورا می کند.

پیغام محبوب می رسد، دعوتی محبوب تر، جاهلیّت در سقوط دست و پا می زند.

قریش از اسلام در هراس است و حال که پرتو روشنی اسلام مکّه و دیگر شهرها را دربرگرفته و این ثمره ی تلاش های محمد و خدیجه است.

و خدیجه این زن مسلمان چه فداکارانه ثروت خود را در راه شکفتن اسلام خروج می کند، تمام اموال خود را به محمد می سپارد، آنگاه آرامش خود را می فروشد و در خانه ی محمد (ص) به هزاران سختی و مشقت زندگی می کند.

و این خدیجه است که تمام رؤیایش شهر اسلام است و حال دوباره غمی ما را دربرگرفته و سالروز وفات حضرت خدیجه است که غمی جانگاه بر قلبمان نهاد و خاطرمان را پریشان ساخته. مهدی جان تمام امیدمان به توست که این غم را به شادی بی پایانی مبدل کند.

اللهم عجل لولیک الفرج


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, وفات حضرت خدیجه(س)
[ دوشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دعای روز ششم ماه مبارک رمضان

بسم رب المهدی

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ لا تَخْذُلْنى فیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیَتِکَ وَ لا تَضْرِبْنى بِسِیاطِ نَقِمَتِکَ وَ زَحْزِحْنى فیهِ مِنْ مُوجِباتِ سَخَطِکَ بِمَنِّکَ وَ اَیادیکَ یا مُنْتَهى رَغْبَةِ الرّاغِبینَ

خدایا وامگذار مرا در این روز در پی نافرمانیت روم و مزن مرا به تازیانه ی کیفر و دور و برکنارم بدار از موجبات خشمت و به حق احسان و نعمات بیشمار تو، ای حد نهایت علاقه و اشتیاق مشتاقان.

پروردگارا مرا در این روز پرشکوه رها مکن که اگر تنهایم بگذاری، راه نافرمانیت را در پیش خواهم گرفت و در این مسیر گام برخواهم داشت و با تازیانه های کیفر مورد شکنجه ام قرار مده.

و تصویر گناهانم را در مقابل چشمانم مجسم مکن که از هر عذابی برایم سختتر است و از سستی هایم که سبب خشم توست در امانم بدار.

بحق حُسن خُلقت و نعمات انگشت نما و بیشمارت، ای نهایت معشوقان عالم که رسم عاشقی را می آموزم در این ماه ای معبودم....


برچسب‌ها: مناسبتی, دعای روز ششم ماه مبارک رمضان
[ پنجشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دعای روز دوم ماه مبارک رمضان

بسم رب المهدی

ماه رمضان، ماه میهمانی خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

"اللهمّ قَرّبْنی فیهِ الى مَرْضاتِکَ و جَنّبْنی فیهِ من سَخَطِکَ و نَقماتِکَ و وفّقْنی فیهِ لقراءةِ

آیاتِکَ برحْمَتِکَ یا أرْحَمَ‌الرّاحِمین"


الهی مرا در این ماه پرفضیلت به جاده ی خشنودی خود برسان و مرا برهان از جاده ای که خشم و انتقام تو در آن پاداش عمل ناشایستم باشد و تو را شایسته ی ستودن.

ای پروردگار من!

مرا به خودت نزدیک و نزدیک تر کن تا از خورشید مهربانی ات بیش از آنچه تاکنون بهره می بردم, بهره برم. معبودا به من قدرتی عنایت فرما تا بتوانم کتابت را که به بهترین را هدایتم می کند و چون آرامشی دست نیافتنی است مرا برای قرب تو قرائت نمایم, ای مهربان ترین مهربانان.


برچسب‌ها: مناسبتی, دعای روز دوم ماه رمضان
[ یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
تشنگان امید ...

بسم رب المهدی

ماه رمضان، ماه میهمانی خدا

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

به نام رمضان، ماه اولیای خدا

                    به نام رمضان، ماه نیایش عصمت و ستایش غربت

                                                 به نام رمضان، ماه روحانی شدن نفس.

مبارک ترین ماه سال از راه می رسد

و انتظار هنوز باقیست

و انتظار هنوز معنا می شود

و انتظار هنوز اقتداری ندارد

و انتظار هنوز همان کنده کاری روی قلبهای سرد است

و انتظار هنوز .... .

آقای من!

ما یک اشتباهی کردیم و تو را از دلهایمان تبعید کردیم، نفهمیدیم.

مولایم!

ترسم از این نیست که تو عذابم کنی، ترسم از اینه که تو برایم گریه کنی، ترسم از جهنم نیست به خدا، ترسم از اینه که تو از در خونت بیرونم کنی.

در این ماه که میهمان خدایم، قلبم را به میزبانی ات آراسته و مزین می کنم. بی تو سرو هم می گرید، پس بیا تا در کنار تو بغض هایمان را سر کنیم و اگر عمری باقیست در رکاب تو بگذرانیم.

آقا جانم!

رؤیایی دیدم که خانه ای خریده ای،‌ بی در و پنجره و دیوار و می دانم که حیاط آن همیشه پر از هوای تازه ی بازنیامدنت است. اما من نمی توانم به رؤیای آمدنت در این خانه قناعت کنم.

سرورم!

مگر میان این دریای زلال انتظار،چند رود گل آلود می گذرد.

آقای من! مولای من!

حال می دانم باید طور دیگری دلنوشته ام را آغاز نمایم: سلام، آقای من؛ حالِ همه ی ما خوب است، اما تو باور نکن ... . روزگارمان سرد، آمالمان زرد است. بیا بیا بیا ... .

ماه رمضان، ماه ضیافت الهی،‌ ماه تذهیب روح، ماه باز متولد شدن بر همگان مبارک باد. 

اللهم عجل لولیک الفرج


برچسب‌ها: مناسبتی, ماه رمضان، ماه میهمانی خدا
[ پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٩:٠٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
رهسپار دلسپرده ها

بسم رب­المهدی

نیمه شعبان 

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

آسمان شب هق هق شانه­هایم را می­سراید. و من منتظرانه به کوچه­ای که خالیست می­نگرم و عطر حضورت را لابه لای ترنم نسیم حس می­کنم.

سلام مولایم

باز چشمانم را به راهی دوختم، جاده­ای خاکی

و نجوایی در آن، ثانیه­های خسته­ام را جانی تازه می­بخشد.

می­دانم که خواهی آمد از پشت ثانیه های به بلوغ رسیده ­ی دعا و از بطن لحظه­ های ترک خورده­ ی انتظار.

در هوای دلها جاری خواهی شد و خواهی آمد تا ستاره­ای شوی بر شبهای بی ­کسی من.

قرنهاست که به ادعای کمیل، فانوس جاده هایی را روشن می­کنیم که می­دانیم تو از آن خواهی گذشت.

هر صبح جمعه به ادعای پرسوز ندبه زجر پنهان چشمهایمان را به سکوت جاده­ی بی عبورت هدیه می ­دهیم.

و باز منتظر می­ مانیم تا تو سرانجام حضورت را به درازای شب یلدا تفسیر کنی. اما غافل از این هستیم که رهسپار ما جاده ­را به دلسپرده­هایش واگذار کرده تا 313 شقایق را ببیند.

پس بیایید در نیمه شعبان امسال مزرعه جاده انتظار را پربارتر از قبل، نو بهارانی جدید به پاکنیم.

اللهم عجل لولیک الفرج 


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام مهدی(ع), نیمه شعبان
[ چهارشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۳:٥٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
لاله سرخ کویر کربلا

بسم رب­المهدی

می­خواهم بنویسم از معشوقم اما نه، برای وصف معشوق باید عاشق شد و این رسم عاشقی نیست.

سلام بر شعبان، بهاری ترین فصل پهنه ی گیتی

و سلام بر لاله ی سرخ کویر کربلا، علی اکبر، قاموس همه ی ارزشها.

بخوان به نام صاعقه در التهاب شب.

بخوان به نام ساقه ی امید در یأس و ناامیدی

و بخوان به نام خالق خورشید.

تو که خواندی، حُرم صدایت قندیل­های سکوت را ذوب کرده. آوای مهربان تو فضای میان زمین و آسمان را عطرآگین نمود. و بوی خوش عشق، ملائک را به طواف کربلا کشانید.

مهدی جان! سرورم! ای مولای من . . . 

اشک غربت از چشمان خسته­ام جاریست. سکوت تلخ و مبهمی مرا فراگرفته، با قلبی محزون، سینه­ای داغ دار و چشمانی خیس منتظرت هستم.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت علی اکبر(ع)
[ دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٧:۱٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
سجاده های آسمان

  بسم رب المهدی

مولای من!

چه شرمسار است زمین کربلا از نام تو که 72 داغ خونین را خاطره تلخ سفرت کرده­ است، نشان تو را از آتش بپرسم یا از اشتران بی حجاز. که همسفر راه پرفراز و نشیب بوده­اند. 

ای زینت عبادت­کنندگان!

زمین از سجده­هایت بوی ملکوت به خود گرفت زمین سجده­گاه تو بود و عرشیان هلهله ­کنان به شوق سجده­هایت به زمین می­آمدند. و تو آنها را به زمین می­کشاندی مولای من هنوز بیابان­های کربلا صدای غل و زنجیری که دستان تو را دربرگرفته بود را در گوش زمین زمزمه می­کند.

مهدی جان!

دیگر نه نای تکلم دارم نه توان پاسخی. تلخ است سکوتی که دنیا را فراگرفته است و این تلخی سکوت کسی را بیشتر از من نمی­آزارد. از یک سو به حضورت امیدوارم و از سوی دیگر اندوه مهیب غیبت شما و چه سوگ عظیمی است آقای من سکوت محض دنیا را بشکن و قدوم عدالت بر زمین ما بگذار. 


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام سجاد(ع), یا سیدالساجدین
[ دوشنبه ٥ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۸:٢٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
بارانی از بهشت

بسم رب المهدی

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)

ولادت امام حسین(ع)

 برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

سرورا!

میدانم که با این معرفت کم، وصف تو نوشتن چه دشوار است و دستانم می لغزد بر روی این صفحه، تا آنچه را که میخواهم بنویسم را متجلّی کند.

هنوز نخل های قدکشیده ی کوفه، شرمنده ی دلِ شکسته ی توست و چه شرمنده تر از آن فرات، که هنوز که هنوزست از شرمندگی اش رنگ به رخ ندارد.

راه طولانی است،

خسته و درمانده ام،

و هنوز به کوچه باغ عشّاق نرسیده ام و هنوز عاشق نشده ام و پا در رکاب عشق نگذاشته ام. باید صدها عاشق چون فرهاد را قربانی کرد تا به تو رسید.

ای شیرین من!

چه روز فرخنده ایست، ولادت تو. و من در این روز عزیز منتظر دستان مهربان توام که مرا به این کوچه برساند.

مهدی جان!

بلبل غم دوریت را می سراید و عاشقانت به گونه هایشان باران می بارد. در این شب سرد، حسّی شبیه آمدنت ته دلم را گرم می کند و باز چشمانم را به انتهای جاده میخکوب کرده ام، تا شاید از صدر افق بیایی.

ولادت صاحب سفینه ی عشق مهدوی، ستاره ی سوسو زنِ آسمان ولایت و وادی پنجره ی عرفه ی عاشقان بر دلسپردگان راه شهامت و شهادت حسینی مبارک باد.


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام حسین(ع)
[ جمعه ٢ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
بخوان به نام خوبی ها

بسم رب المهدی 

ای سینه ی مجروح ما مجروح طول غیبتت

در بعثت جدت همه چشم انتظار بعثتت

خورشید مکه کی رسد صبح طلوع نهضتت

بت های عالم بشکند با دست عزم و همتت

 

سلام بر مبعث، پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک!

سلام بر مبعث، انفجار نور و ظهور همه ارزش‏ها در صحنه حیات بشر!

بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد


برچسب‌ها: مناسبتی, مبعث پیامبر اکرم(ص)
[ دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۸:٠٠ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
امام عشق (ویژه نامه 14 خرداد)

بسم رب المهدی

رحلت کبیر انقلاب

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

عجب سکوت سهمگینی! جماران غرق در ماتم چشمانش را به صندلی سفید دوخته است. او که دیوارهای آجرنمایش به کاخهای منقش شده فخر فروشی می کرد اکنون در غربت خویش می گرید. مدینه ی ایران در ماتم است و چشمه های اشک از دیدگان امت عاشق جاری است.

آری! بار سنگینی بر دل ها نهاده می شود و فرزندان در سوگ پدر خویش می نشینند.

اماما! گرچه امروز نقاب در خاک کشیدی و روح ملکوتی ات به آسمانها پر کشید اما این انقلاب از راه و کلام تو مشعلی بر افروخت تا امروزش روشن بماند، و اگر چه با نبودنت ثانیه ها رنگ ماتم گرفت اما ای امامم! پس از تو پروانگان سوخته دل و شکسته بال بر گرد خلف صالح تو به طواف عشق خواهندپرداخت ، و پرچمی که تو برافراشتی به دوش علمدار رشید از نسل حسین فاطمه علیه السلام خواهند سپرد.

تو ای عزیز دل ها و دلسوز عاشقان! حال که وجود مطهرت به معراج لقای معبودت پر کشید،و ما را در شب بی سحر جدایی تنها گذاشت  دعاکن، دعاکن که امید ها ونوید های گذشته و آینده تو ما را مطیع هارون زمان قرار دهد، تا اینکه مصحف شریف انقلاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را پس از اربعین غیبتش ببینیم و در کوه طور کشورمان چشم هایمان را به دیدار رویش منور سازیم.


برچسب‌ها: مناسبتی, 14 خرداد, رحلت رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره)
[ یکشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
آموزگار عشق ( ویژه ولادت حضرت زهرا(س) )

بسم رب المهدی

ولادت حضرت زهرا(س)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید


بسم ام المهدی، الهه ی زیبایی
بسم رب المهدی، خالق زیبایی


اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

السلام علیک ایتهاالصدیقه الشهیده

سلام من بر کبودی رویت، بر سپیدی مویت و بر پهلوی شکسته ات.

ای زائر بی نشانه!

ای کاش که امشب گرد راهت بر سر ما بنشیند. مُردم از جدایی، إنّا أعطیناک الکوثر.

باز فرشتگان زمینی شده بودند و در زمین سکنا گزیده بودند و تبریک می گفتند پا نهادن الهه ی زیبایی ها به دنیایی پر از بدی. دنیایی که بخاطر او بود. خدیجه این بار پدیدآورنده ی عشق شد.

ای همه ی هستیِ علی! تو نه تنها عزیز دل او بودی بلکه سرشت او با سرنوشت تو به نام ولایت گره خورده بود.

ای فاطمه!

عشق را از تو باید آموخت. همتای بی همتای علی بودی و با روح بزرگت شریک غم های او بودی. تو در کجای این خاک آرمیده ای ای مادر؟

آقا جانم!

به حق دلِ پریشان علی که دیوانه بار زهرا را می طلبید، به حق دستهای پینه بسته ی زهرا، به حق حسنین و به حق اشک زینبین

اللهم عجل لولیک الفرج

سالروز ولادت سرمنشأ رحمت و عنایت، فریادگر شادی، جوهره عالم و عالمیان، دارالشّفای دردمندان، اختر گیتی فروز آسمان، اسوه ی شگفت شهادت و کنزالعفاف، درّ یکدانه ی پدر و نگین پنهان بقیع، آموزگار عشق آن هم عشق حقیقی به دلسپردگان و رهپویان راه نور و رستگاری مبارک باد. 


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, روز زن, ولادت حضرت زهرا(س)
[ شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
نشانی عشق

بسم رب المهدی

این دَر و دیوار سامرا است که این مجنون ها را به عشق لیلی زنده می سازد. دوست داشتم سوادم بیشتر بود تا قلم بزرگتری در دست می گرفتم و مجنون را با دید لیلی توصیف می کردم. اما چه کنم که قلم من هم مانند نخل های بی سر سامرا شکسته است و قدرت قدر دانی و ستایش از امامان و شهدایی که گنجینه ی خاطراتشان را بر سینه ی اندوهبار ما سپرده اند، ندارد.

از آنجا که امامان شهیدم را از غریب ترین انسانهایی می دانم که چند صباحی بر عرصه ی خاک قدم گذاشته و بر افلاک پَر کشیده اند. تصمیم گرفتم که قطره ای از دریای حِلم و معرفتشان را بر روی ارواق بریزم تا سرخوشان عشق با بوییدن آن لحظه ای به آن سرزمین سیر کنند، این مدینه بود که بار دگر با رایحه ای خوش در آمیخته بود.

گلی از گلهای بهشت مدینه را منّور ساخته بود، اماحال، این سامرا است که رنگ و بوی غم چشم از آن بر نمی دارد. حال خاک های سامرا تن سرد عزیزی را در برگرفته است و به خود می بالد که گرانبهایی در وی آرمیده است.

از پروردگار نشانیِ عشق را طلبیدم، ندایی آمد و گفت: خیابان محبت را تا انتهای کوچه دوازدهم می روی!

بدان جا که رسیدی اگر لیلی باشی کوی دوست را می توانی دریابی به معرفت معصوم دوازدهم امام هادی (ع) را ...

من اکنون پا در کوچه ی دوازدهم نهادم. پیله ی خود را می دَرم، تا به پرواز در آیم.

پَرهای من هنوز آنقدر منزلت نیافته تا در آسمان آبی وحدت به سهلی به خیمه گه دوست برسد.

کبوتری را دیدم که مرا رهنما بود، بدان جا که رسیدم بر ذات مقدس عشق تکیه زدم و عطر دل انگیزی شامه ی وجودم را در برگرفت و حال و هوای سامرا را به فراموشی سپردم.

مهدیا!

بخوان از اشکم؛

بخوان تحمل را؛

صبر را؛

انتظار غریبانه را.

مهدیا!

دلِ شکسته ام را به تو می سپارم، دلدارم تو باش.

مهدیا!

گاه از دوریت دلتنگ شده، قلبم می سوزد.

چشمانم شعله می کشد، اشکم می جوشد و احساسم فریاد بر می آورد

«أین المعز الاولیاء» 

یا هادی النقی!

این کمتر بهایی بود برای نذر وجودت اما آن را پذیرا باش و این آفتاب گردانی ها را که از نسل آفتاب و چشم به ره مهتاب اند را به کوکب چهاردهم برسان. آمین


برچسب‌ها: مناسبتی, امام هادی نقی(ع)
[ دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دریای بی ساحل

بسم رب المهدی

ولادت حضرت زینب(س)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

اگر می بینی تبسم نرگس ها قاب عکس چشمانت شده است متحیر نشو.

اگر می بینی خورشید باران خود را ارزانی رنگین کمان می کند تعجب نکن.

اگر می بینی شبنم ها برای سرازیر شدن از روی گلبرگها به یکدیگر تعارف می کنن سرگردان خیره ننگر.

اگر این وقایع را بیننده بودی بدان که آقای مهربانی ها از آسمان، تک پنجره ی خیمه را گشوده و این صحنه مفرّح را می نگرد و شادمان لبخند می زند.

و قلب تو نوید را به حقیقت تبدیل می کند که منتظران منتظَر اول شخص مفرد غایب در راه است اسوه ی ایثار، نمونه ی صبر و تمثال شکیبایی، چشم به دار بدی ها گشود.

آمد تا آیینه و قرآن برادر را مهیا کند، آمد تا تن سرد رقیه را در آغوش گیرد، آمد تا همنوای سجاد باشد و آمد تا تو باشی، اسلام باشد، ایمان ما تحکیم یابد و بردباری را بر صفحه ی روزگار رقم زند.

او آمد تا بگوید ای آنانی که در خواب غفلت به سر می برید برخیزید خانه ی دل بتکانید و با گلاب آرمان شهد مهدوی را عطر افشانی کنید.

و این زینب کبری بود که موسیقی استقامت را در کام جان عاشقان عاشورایی بندازد.

مهدیا!

در هر پگاه آدینه، روح دریایی زیبا صفتان و زیبایی تمام زیبا سیرتان تو را می طلبند.

تو ای ساحل آرام قلب طوفانی ما

این انتظار راهی است که رهنورد می خواهد. ما همه کمر همت بسته ایم و رهنوردیم پس بیا...

ولادت حضرت زینب (س) بر همگان مبارک باد. 


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت حضرت زینب(س)
[ چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
ختم صلوات

بسم رب المهدی

جهت سلامتی و تعجیل در فرج مولای غریبمان مهدی(عج)


طرح صلوات


الهی!

           بی پناهم!

                              خسته ام!

                                                  ما را نوایی...

دگر باری دعا کردم با آه و وای. چقدر دیگر بگویم مهدی بیا، جانم نمیایی؟ بغض سربرزیرم آغازمردنم است ولی من تا زمانی که موهایم لباس عروس بر تن نکرده اند روبروی پنجره ی انتظار نشسته و می گویم خدا کند که بیاید...


بهار آغاز می شود و من در واپسین روزهای زمستان 90 دوست ندارم سالی آغاز شود که بی مهدی باشد شادی ام و غم هایم را تو مرهمی بخش و بیا عزیز زهرا.


آقا جانم!

سالی دگر شد موعود من عید آمد و عیدانه وصال روی تو بود قرآن هفت سین مان بوی عیدی های تو را مژده می داد. پس چرا نیامدی؟ تمام جاده بارانی است این همه هم عهد را که می بینی به امید ورود تو در زیر باران ایستاده اند و رنگین کمان می طلبند حسی به من می گوید که در نزدیکی این جاده ای و این بار برای دیدنت امشب تمام سال را بیدار می مانم.


هزار سال است که بهارمان زمستانی بیش نیست تا تو نیایی.


درخت انتظار، لباس سفید خود در نمی درد و با هر جرقه ای امیدی برگریزانی می کند اما...

اماما!

          آقای من!

                          مهدیا!

آرزوی دیدار پرتویی از خورشید بر شاخه های این درخت کیمیا شده است. ابرها را کنار می زنم اما با این کار فقط پازل دل آسمانی خود را به شکل انتظار می چینم.


امسال هم چنان سال گذشته خوان صلواتی پهن کرده ایم و بر پایه ی عهدی که در کنار درخت انتظار بر سر آن میثاق خورده ایم به میمنت هفت سین این ماتمکده طرح صلواتی بر پا کرده ایم.


هم عهد عزیز باری دیگر به ما پیوند و سبدی صلوات به روح شهدا و امام شهدا ظهورامام همیشه منتظر و هدیه ای ناقابل به زهرای مرضیه تقدیم کنیم.


خدایا سبزترین هفت سین زندگیمان را سبزی لبخند رضایت مولایمان مهدی قرار ده.

آمین آمین.

تعداد صلوات مشخص شده: 41000 گل نرگس صلوات


برچسب‌ها: طرح صلوات, مناسبتی
[ سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
حضور پر شور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید


برچسب‌ها: مناسبتی
[ پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۸:۳٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
یوم الله 22 بهمن

بسم رب المهدی


باز طنین الله اکبر زنان و مردانی در کوچه پس کوچه های شهر پیچیده است که هراسی از مرگ ندارند.

گاهی صدای گلوله ای سکوت محض محله را می شکند و لحظه ای بعد... غبار اشک بر چشم هم محلی ها پرده می افکند.دیوار شهر را مرگ بر شاه و درود بر خمینی پوشانده است و در این هیاهوی سیاهی ها نشانگر ظلم و ستم های دشمنان است.

سرمای زمستان، پاییز خزان کشور گرمای وجود نروفته بود بلکه تب قلب ها را بالا برده بود تا این که مردی از شرق برخاست و آفتاب را به دل یخ زده ی مردم هدیه داد.

مردی از جنس ایمان آمد و دیوار اهریمنان و طاغوتیان را متزلزل کرد و پایه های آن را فروریخت.

آمد و طعم امید را به مردم چشاند تا مردم پرده های غفلت و جهالت را کنار زنند و برمنای امید جان بگیرند و تا اینکه غم مردم به پایان رسید و روزی بود که اشک مردم به تبسم مبدل شد.  


برچسب‌ها: مناسبتی, یوم الله 22 بهمن, روز پیروزی انقلاب اسلامی ایران
[ شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۸:۳٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
خورشید پر فروغ من

"بسم رب المهدی"

به نام دلهای صادق و به نام قلب های عاشق و به نام عزم های راسخ

لبیک یا امام

گرفتار جنگ یأس بودیم،اما مسیحا نفسی احیاگر نفوس شد و حیات این ملت را جان تازه بخشید.

 روح خدا بود که در جان افسرده مردم در دمید. او بود که پرده های غفلت و کابوس ترس و وحشت را از میان برد، جسارت و گستاخی حق طلبانه را به مردم بخشید.

آمد تا مردم را با اعجاز خود آشنا سازد و فرهنگ شهادت طلبی را در کام جان پیروان علی (ع) و آشنایان با کربلا و شاگردان عاشورایی بریزد و بالاخره دهه فجر آمد که طلوع فجر آزادی را نجوا می داد.

ملت ایران تا پای جان از راه و رهبر دفاع و حمایت کردند شهیدان بر سر میثاق جان استوار ماندند.

در آن زمان که هوا سرد و تیراندازی ادامه داشت گاردی ها به نیروی هوایی حمله کردند و مردم به خیابان ریختند و مدام شعار می دادند، ارتش برادر ماست خمینی رهبر ماست.
جنازه های زیادی روی زمین بود و تنها صدای آژیر آمبولانس می آمد و مردم مجروحان را به بیمارستان انتقال می دادند. آسمان رنگ دیگری به خود گرفته بود و قلب ها با صدای درود بر خمینی می تپید.

انقلاب یعنی مردان و زنان با غیرت و شجاع که با ندای مرگ بر شاه که از هر کوچه ی ایران بر می خاست قدم امام را برای ورود این مرز و بوم سهل می ساخت.

آمدی فجر آزادی که با آمدنت امام آمد، خروش کلیم داشت کلامش بوی وحی داشت و با آمدنش ایران را دگرگون کرد و حال ما نوجوانان دین مهد هنر سوگند یاد می کنیم تا وقتی که هنوز نام زیبای ایران به پهنای گیتی چشم را نوازش می دهد و تا هنگامی که در آغوش گرم وطن خویش ایران نیارامیده ای پاسدار خون امام و شهدا باشیم.

 جمهوری اسلامی ما جاوید است                        دشمن زحیات خویشتن نومید است

آن روز که عالم ز ستمگر خالی است                      ما را همه ی مردم ایران عید است

  دهه فجر گرامی باد


برچسب‌ها: مناسبتی
[ چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
یا سیدالساجدین (شهادت امام سجاد(علیه السلام))

بسم رب المهدی

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک نمایید

مولای من

هنوز هوای متراکم صحرا متأثر از صدای غل و زنجیری است که دستان مبارک تو را برگرفته بودند.

هنوز آسمان فریاد داغ دیدگانی را که سر بر دامان تو آرام می گرفتند فراموش نکرده است.

آه ای آشنای اسارت دریغ که حجّت خدا بر خاک خرابه ها بنشیند و نااهلان بر منبر آسایش باشند. از کدام خار نشانت را بپرسم که با پایت مدارا کرده باشد، از کدام سنگ پاره ی شام بلا جست و جویت کنم که با پیشانی همیشه در سجده ات هم نشین نشده است.

مولای من چه بگویم از سفر تلخ و پرمشقّت تو

چه بگویم از طعنه و زخم زبان نااهلان یک عمر با زینب رسالت سنگین رساندن پیام عاشورا را بر گردن کشیدی.

چگونه می شود از تو گفت و سخنی از سجده و سجاده نیاورد آنقدر پیشانی بندگی بر خاک ساییدی که سجده گاه تو بوی عرش گرفت. گویا خدا را بر سجّاده ات میزبان بودی. مولای من از صدای مناجاتت شیاطین به وحشت می افتند و کار خویش تمام شده می پندارند. 


برچسب‌ها: شهادت امام سجاد(ع), یا سیدالساجدین, مناسبتی, شهادت
[ سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
روز مباهله

بسم رب المهدی

روز مباهله

 

یکی از اوقات مهم و روزهای شریف این ماه، روز بیست و چهارم می باشد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) در چنین روزی آماده ی مباهله ی با مسیحیان نجران شده و حوادثی اتفاق افتاد که موجب شد آنان با قبول جزیه دادن همراه با خواری، ذلیل شوند.

 

خلاصه اینکه خدای متعال در این روز با ذلّت مسیحیان نجران، اسلام را عزّت بخشید.

 

و نیز در این روز آیه ی مباهله را نازل فرمود و به رسول خود دستور داد تا همراه با علی (علیه السلام) و همسرش فاطمه(سلام الله)- سرور بانوان جهان – و فرزندانش حسن و حسین(علیه السلام)- سروران تمامی جوانان بهشت- با کفّار مباهله نمایند و بدین طریق اهل بیت پیامبرش را بزرگ داشت و با بزرگداشت آنها شیعه را بزرگ داشت.

 

و از طرف دیگر در این آیه ی شریفه علی(علیه السلام) را نفس پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) معرفی نمود که این امر خود دلیلی بر حقانیّت شیعه است.


برچسب‌ها: مناسبتی, اعمال ماه های قمری, روز مباهله
[ یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
کرانه ی غدیر تا زمینه ی ظهور

بسم رب المهدی

عید غدیر خم

آفتاب می تابد در مقابل نگینی که برق آن مانند شهابی تا کرانه ی آسمان می رود و رنگین کمانی از هفت پنجره ی انتظار می نمایاند. و دست ها در در دست یکدیگر مشت می شود و پیوند این دو دست بر صحنه ی جان ها نقش آرامش می زند.

و اما آن هنگامی که ...

هنگامه ی عاشقی آهنگ وصایت می نواخت،

هر قدم تارهای گیتاری بود که هر روزی را می نگاشت و ما هر سالی را

به سالروز اتمام نعمت ترانه ی اعلان وصایت امیرالمؤمنین را عید می گیریم.

و اگر آن روز در آن موسم حج نبودیم، حال به وقوع پیوستن واقعه ی حضور به تمنایت اشک می ریزیم و من می شنوم صدای کودکی را که دل شکسته و غمدیده در پس کوچه های دل تنگی انتظار موعودی را منتظر است و چشمانش را به جاده ی وصالت بسته و می گرید.


برچسب‌ها: عید غدیر خم, مناسبتی, ولایت امام علی(ع)

ادامه مطلب
[ دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
قربانگاه عشق(عید سعید قربان)

بسم رب المهدی

 

السلام علیک یا اباصالح المهدی ادرکنی

عید سعید قربان

آقا جانم از کدام سو می آیی که هنوز صدای گام هایت را نمی شنوم؟

در انتظار آن روزی هستم که صدای گام هایت را از آسمان ظهور بشنوم.

دریغا! که من گنه کاری بیش نیستم و لایق شنیدن صدای گام های شما نیز نیستم. کاش می آمدی تا خاک پایت را بوسه می زدم و سرمه چشمانم می کردم.  آقا جان آسمان را می نگرم شاید تو را پیدا کنم.

آری! کاش می توانستم پر بگیرم و به آسمان قدم نهم و تو را جستجو کنم. رهایی و بال گشودن آرزوی همیشه ی انسانهاست و

برای رها شدن نفس را باید قربانی کرد.

چگونه می توان با دست و دلی زنجیر شده در مرداب جاری شد و کویر تشنه را آبیاری کرد.

اگر ابراهیم خنجر بر حنجر اسماعیل نهاد می دانست بدون اسماعیل می توان زیست. اما بدون خدا هرگز.

و اگر ابراهیم از تمام هستی اش چشم می پوشاند و فرزند دل بندش را به قربانگاه می آورد ایمان داشت که دست خدا با دست اوست.


برچسب‌ها: مناسبتی
[ یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
نردبانی تا افق های دوستی ویژه روز عرفه

بسم رب المهدی (عج)

عرفه

صحرا را دوست دارم، اما آنی که حَجّم را تمام کند.

دعا را دوست دارم، اما آنی که روحم را به وجد آورد.

عرفه را دوست دارم، اما آنی که بی تو نخوانم، بی صدایت ننالم و بی وجودت نگریم.

 

به نام او که دعای عرفه را به وداع مکه زمزمه کرد.

به نام او که از ابتدا کربلایی بود و گشت.

به نام او که حج را ناتمام لبیک داد.

و به نام سرور و سالار شهیدان و فرزندشان یا ابا صالح بسم الله...

 

ساعات آخر روز عرفه بود...

برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب بروید...


برچسب‌ها: مناسبتی, عرفه, اعمال ماه های قمری, عرفه و انتظار

ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٤ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:۱٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دیروزشان، امروزمان ( ویژه روز 13 آبان)

بسم رب المهدی

چندین سالی پیش بود که مانند باد گذشت سال 1357 و جوانان انقلاب به مدد ولی مان صاحب الزمان و به دستور امام خمینی(ره) این روز را به نام روز دانش آموز نامیدیم. دانش آموزان این مرز و بوم 13 آبان هر سال را به راهپیمایی می روند و دستها را مشت کرده و شعار دوستی می دهند و این چیزی جز سرافکندگی دشمنان نیست و نخواهد بود.

در 13 آبان 57 دانشجویان میهن دوست ایرانی در مقابل لانه جاسوسی آمریکا تجمع کرده و شعار مرگ بر آمریکا را سر دادند، و اما حال دانش آموزان و دانشجویان آن روز ها، والدین دانش آموزان این روزها هستند که خاطرات آن روزها را برای فرزندان خود تداعی می کنند.

و این بار همه همراه به امید اینکه سالهای بعد با نوه هایشان به این راهپیمایی عظیم روند و مشت محکمی بر دهان دشمنان زنند.

پیدای پنهانم ظرف آمالم پر شده و حتما می دانی چرا؟

آرزوی دیدارت حجم فراتر از فکرم را دارد  و لبریز شدنش همانی بود که کمتر از آن هم انتظارش نمی رفت. پنجره ی آرزوهایم با باران امیدم هم صحبت می شود و طلوع انتظار سبز را یادآور می شود، غروب آن را هم مجسم می سازد و پنجره ام با بارانی حرف می زند که انتظارم را وسیع تر می کند.

به امید شرکت همه ما در یوم الله 13 آبان و شکوه آفرینی عظیم مان، یا علی


برچسب‌ها: مناسبتی, تقویم تاریخ
[ جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
وصال یاس ها

بسم رب المهدی

بسم اللهی گویم و به نام نامی ات قلم را با لرزشی به حرکت در می آورم و عاشقانه ای می سرایم.

این نوشته را به آسمانی ترین مادر، ستاره ی نیلی دلهای عاشقان، زهرای مرضیه و به زوج های خوشبخت میهن اسلامی مان ایران تقدیم می کنم.

باز هم رمق های آخر روز جمعه و مسافری که نیامد...

مسافری که غنچه ها و ابرها بر سر راهش آماده ی شکوفا شدن و باریدن اند و او هنوز در راه است. راهی که عاشقانش در پی انتهایی هستند و به پایان نمی رسند. در این راه است که دیوارها به اندازه ی قامت گناهانم بلندند و من می ترسم از این راه پر نهیب و نشیب.

حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) همچون دو کبوتری بودند که پرهای سپیدشان در آسمان توحید ندای محبت سر دادند و بر طناب محکم ایمان تکیه زدند تا یقین شان به خطر نیفتد. اما حال از آن واقعه ی بزرگ تنها آسمان است که شاهد مانده و شاد است و هنوزم وصال دو زنبق سرخ را به فرشتگان تبریک می گوید، و من 313 گل نرگس را با اشک انتظار آبیاری می کنم و منتظِر منتظَری می مانم.

یوسف کنعان ما، عاشق زهرای ما، یا ابا صالح مدد، باز نخواهی گشت؟

کی میشود که دف زدن آسمان را به سبب وصال تو و این عاشقان مهدی بیننده باشم؟

یا مهدی ادرکنی، در انتظارت هستم. مرا دریاب، مرا دریاب ...!          


برچسب‌ها: مناسبتی, سالروز ازدواج حضرت فاطمه (س) و حضرت علی(ع)
[ شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
فاصله حضور تا ظهور (ویژه هفته دفاع مقدّس)

بسم رب المهدی

http://ashouraeyan.persiangig.com/image/1389/Defae-moghads2-89.jpg

دلم گرفته از این همه جمعه های بی خبر، قلم شکسته ی من بغضی است گلوگیر و از نوشتن عاجز.

پس کی نامه رسان خیمه ات مژده ی روز وصال را می دهد؟

الفبایی نمی شناسم لحظه هایی نام تو ورد زبانم باشد با نبود تو دلم به کویری مبدّل گشته که در انتظارت راهیِ ترک خوردن شده پس مگذار این کویر ترک بردارد.

صبحی کنار جاده منتظر شدیم اما غروب آمد و آقای من نیامد. کجایی آقا جانم؟

مردم از داغ انتظار. دلبرا! همچو یعقوب محزون وار نشستن سر راهت نیامدی و دلها شکست.

مولا چقدر دیگر باید جمعه ها قرائت کنم دعای آمدنت را؟

 یک جمعه رسد که درمان دردها و خون خواه شهیدان خواهد آمد. شهیدانی که یک عمر همه چیز خود را گذاشتند برای یک چیز، تداوم زندگی.

اکنون آنان که در قهقهه های مستانه و شادی وصولشان نزد خداوند روزی می خورند، سبکبالانی که ترکش های داغ و برّان پر پروازشان بود و بهانه ای برای آسمانی شدنشان. شهیدانی که در قطعه ای از زمان درس معرفت و محبّت به امام زمان(عج) را به تمام زمینیان دادند و با انتظار سبز خود کهکشانی از زیبایی ها را خلق کردند تا راه را به ما نشان دهند.

جان بر کَفانی که آنقدر در درگاه الهی خواستنی شدند که خداوند متعال مشتاق دیدارشان شد و مصداق بارز آیه ی « إرجعی إلی ربّک راضیة مرضیة » گشتند.

یکی از زیبایی های مشهود زندگی شهدای عزیزمان:

عشق به امام زمان(عج) بود و در این ادعای عاشقی ثابت قدم بودند. عشق به میهن بر روی سنگ و خون و کاغذ و خاکستر حک شده است و حدیث مردان بی ادعایی که آرامش و راحتی خویش را در یک آن برای یافتن آزادگی به اسارت بردند و در هفت گوشه ی شهر عشق زنده باد ایران ایران را زمزمه کردند. در آسمان هفتم مردانی نشستند که برای دفاع از عظمت و شکوه میهن اسلامی خود در دفاع از انقلابشان، امامشان وخدایشان دست از جان شستند و روح پاکشان را در آسمان بر آوازهای بهشت به پرواز درآوردند. هرگز از قدم نهادن در راه بی برگشت نترسیدند.

ایرانیان شاهد شهادت شهدایی از دلیران تنگستان و شوشتر و دزفول و شلمچه هستند.

مردانی که:

  • شعارشان لبیک یا حسین و لبیک یا خمینی بود.
  • هنرشان شهادت در راه ظهور مجنونشان.

خونها رودهایی بودند که جاری شدند به سوی قامت یار، یاری که عمری، سالیانی، جمعه هایی اشک هایی، چشمانی آن را انتظار کشیدند، اما نیامد.

دفاع مقدّس هفته ای است نیکو و یک جمعه برای هشت سال و یک هفته برای یک عمر.

ای وارث عاشورا

هفته ی مقدّسی پیش روی ماست که مژده ی ظهور را نوید می دهد. معشوق من صفحه های بی نگار پر نگار شدند از این امید.

نخواهی آمد؟؟؟

می شود ای سرو بستان رسول الله                         

                                                            گیری آخر انتقام خون ثارالله

ای امام منتظر الغوث ادرکنی                      

                                                            ای ولی دادگر الغوث ادرکنی

العجل الی ظهورک یا صاحب الامر و العصر و الزمان


برچسب‌ها: مناسبتی
[ دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون