روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

سالها غربت

بسم رب المهدی "عج"

رخسار زردت ، جان اهل خانه را در تلاطم نیستی انداخته بود . چشمان نیمه بازت از ژرفای دردت خبر میداد. صدای شیون اهل خانه بیشتر میشد ، میخواستی آنها را تسکین دهی ، تشتی طلب میکنی ، از قاب خیس چشم‌ها درخششی کمرنگ از امید بیرون میجهد . سر درون تشت میبری ؛ اما نمک بر زخم بی‌التیام آنها میپاشی . چشم‌هاشان از جگری سوخته و پاره پاره سالها مظلومیت و غربت تصویر میدهد . دوباره صدای شیون اوج میگیرد . در این میانه بیقرارتر از همه کعبه سیاه پوش بلاها و اندوه‌ها " زینب "سلام الله علیها" است که مهر خواهریش دیگر نمی‌تواند زخم‌های جگرت را ببیند . آسمان افق در هم میکشد و نگاهت از رونق می‌افتد .

سلام خدا بر آن لحظه‌ای که به دنیا پا نهادی و سلام بر آن لحظه‌ای که روح دردمندت به آسمانها کوچ کرد .

شهادت امام حسن مجتبی "علیه السلام " بر همه دلدادگان راه نور و رستگاری تسلیت باد.


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شهادت امام حسن مجتبی(ع), یا کریم اهل بیت(ع)
[ سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۸:۱٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
مظلوم ترین غریب مدینه... شهادت امام حسن مجتبی(ع)

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

چه دردناک است شرح غربت مردی که شهادتش در جنگ جمل و صفین زبان زد دیگران بود. مردی که در راه پیشرفت اسلام از هیچگونه جانبازی دریغ نکرد.

او که همچون مادر عزیزش مسیر گمنامی را پله پله طی کرد و همچون پدر بزگوارش زندگی را در غربتی عظیم به سر برد.

آخر او در مدینه رهبر کوفیانی بود که اسیر زنجیرهای آمال و آرزوهایشان بودند و جامعه را بُتکده ای می دانستند برای رسیدن به خواسته های نفسانی شان و چه ناجوانمردانه عمل کردند. آنها که ادعای دوستی می کردند و خواستار جنگ در رکاب حسن بن علی علیه السلام با دشمنانش شدند. اما زمان وفای به عهد، امام را به راحتی تنها گذاشتند و از گردش پراکنده شدند...

بوی غربت امام حسن علیه السلام را از دهان مردانی که ایشان را به خاطر صلح با معاویه فردی عافیت اندیش می دانستند هم میتوان فهمید، آنها که به راحتی لب به قضاوت گشودند اما هیچ گاه ندانسته که امام به صلح راضی نبودند بلکه به خاطر بی وفایی کوفیان مجبور به صلح شدند و بر همین اساس می گویند: اگر امام حسن علیه السلام 72 یار صدیق و با وفا همانند یاران امام حسین علیه السلام داشتند بی شک قیام می کردند. کوفیان که مصداق مردان بی عمل بودند هیچ گاه نفهمیدند که امری را به تمسخر گرفتند که خود مسبب آن بودند. غربت مولا در حادثه کربلا هم به خوبی حس می شود که افرادی ندانسته واقعه عاشورا را فقط حسینی می دانند در حالیکه این صلح امام و صبر و پایداری حکیمانه ایشان بود که زمینه ساز قیام امام حسین علیه السلام شد. بغض اسلام که در گلوی امام حسن علیه السلام نهفته بود توسط خون پیکر مطهر امام حسین علیه السلام به فریاد رسید. پس نهضت عاشورا قبل از اینکه حسینی باشد" حسنی " است و این را شیعیانی که به جز اسم به منزلت امامشان آگاهند می فهمند.

مولایم، مهربانم!

چه بزرگوارانه و پر شکیب رسالت را در میدان امامت با صلح پذیرفتی و بزرگترین تجسم خواستن و نتوانستن شدی.
قربان تنهایی بی نظیرت ای پسر فاطمه، تو حتی در خانه نزد همسرت هم غریب بودی و به دست او مسموم شدی و به شهادت رسیدی.

آقایم!

خاکهای مدینه آستان مقدس توست که روح سبز و ملکوتی ات را در آن جا داده ای و پنجره های بقیعت نظاره گر دستان نیاز زائرین حریمت است که رو به سوی تو می آورند و هم درد باران چشمانی است که خالصانه ریخته می شود و همنشین کسانی است که با تو به نجوا می نشینند....

سرورم!

مظلومیتت به نهایت رسیده است آنگاه که خورشید تابش سوزانش را بر قبر تو می افکند و تو ذره ای دم بر نمی آری و گلایه نمی کنی ، چه سینه گداخته ای دارد بقیع ،بقیع اگر سفره دل بازکند و به گفتگو بپردازد و چه سوز آتشینی دارد سینه من اگراز درد فراق لب به سخن بگشاید...

مولای کریمم!

دلم برای سفره کرمت تنگ شده ، شما که در جود و بخشش سر آمدید مرا سفری با معرفت به بارگاه بی نشاانت دعوت کنید، مرا دعوت کنید تا همچون کبوترها بال و پر بر خاک نهم و کمی خاکی و بی آلایش شوم.... آقا جان رشته دلم را به پنجره سبز بقیعت گره زدم. نجوایم را پذیرا باش...

شهادت مظلوم ترین غریب مدینه، فرزند گمنام حضرت فاطمه سلام الله علیها و تنهای بی نام و نشان میان شیعیان را به خورشید پنهان جهان حضرت صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه) تسلیت می گویم.


برچسب‌ها: مناسبتی, شهادت, شهادت امام حسن مجتبی(ع)
[ پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شب های بارانی(ویژه شهادت امام حسن(ع))

بسم رب المهدی

شهادت امام حسن مجتبی(ع)

برای بزگنمایی روی عکس کلیک کنید


به نام قلبی که از امید سرشار از تهی است.

به نام روشن تر از خاموشی

و به نام پروردگار مردی بارانی.

دلها همه غمناک اند و قلب ها همه خشکیده و ابرها را . . .

نمی دانم شاید بخیل، شاید خسته و شاید دلگیر.

ابرها نباریدند و مردم منتظر باران وصل بودند و نیامد مرد بارانی و نیامدند قطرات باران.

فراق همچنان ادامه داشت تا سرانجام مردم دریافتند که در آسمان چیز دیگری است.

پس تصمیم گرفتند بارانی شوند تا شاید باران ببارد.

گاهی وقت ها آنقدر دلتنگ تو می شوم که زبانم قفل می شود تا یکبار دیگر بگویم:

" اللهم عجل لولیک الفرج "

اما سکوتم گویای همه چیز است و ناگهان گریه سکوت محضم را می شکند تا شاید با قطرات اشکم دل خدا را بدست آورم و تو گمشده ی نهانم را بیابم ای گل نرگس.

امید، تنهایی، غربت، صبر کلماتی اند که هیچ وقت نمی توانند در کنار هم قلبم را آرام کنند. اما چه کنم که درمان دیگری این دل اسیر ندارد.

آقای من!

باز هم غمی دیگر فانوس دلم را خاموش کرده است.

حسن جان!

امشب دلم را به میزبانی ات آماده کرده ام.

شمع  ها می سوزند، بیا تنها امید من نه با دست های خالی، با خبر آمدن گل نرگس.

بیا بگو که باید به گل های نرگسم مژده ی دیدار دهم و بگو که برای جمله ی

" مهدی آمد "

همیشه ضمیری مستمر خواهد بود و این شب بارانی را که شب شهادت توست را به غیبت کبری متصل کن.

ای مقتدای!

باز آرام و بی صدا از کوچه های انتظار می گذرم تا شاید تو را ببینم و وجود گرمت آرامش بخش قلبم باشد.

کاش یک روز دگر اِذن ظهورت می شد

کاش سجودش امروز منجر به ظهورت می شد

اسیر همه ی ما تویی ای مهدی موعود

کاش جمعه نشده وقت ظهورت می شد


برچسب‌ها: شهادت, شهادت امام حسن مجتبی(ع)
[ شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون