روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

حسین، عطش، کربلا

بسم رب الحسین

به نام حسین امام عاشقان
به نام زینب ترانه ی صبر
به نام لب های عطش زده ی علی اصغر
به نام عباس که فرات شرمنده ی او شد
و به نام عزادار همیشگی حسین(علیه السلام) یا مهدی(عجل الله) بسم الله

اشکانم در جستجوی راهی برای سرازیر شدن اند. گرمی اشکانم سردی صورتم را التیام می بخشد.

معشوقا!

دلم در انتظار جمعه ی عاشورایی است که وجودت برگ زرّینی در خاطره ها رقم می زند.

کبوتر ایمانم پَر یقین میخواهد تا به کوی تو برسد.

کربلای دلم را غسل می دهم و با وضو مبرّح می سازم و عطش آن را به جان می خرم تا رنگ سرخ عاشورایی گیرد اما باران اشکانم تشنگی ام را رفع می کند.

آفتاب عاشورا را می بویم و چشمان بسته ام ظهر را احساس می کنند و نماز عاشقی را در حسینیه ی قلبم به جا می آورم دریغ از اینکه یاوری نیست که یارای تحمل 70 تیر باشد تا بنوازم سلام نمازم را.

زینب با اشک آبِ آیینه و قرآن را مهیّا می سازد و برادر را بدرقه می کند. اسماعیل ها در قربانگاه حضور یافتند و فقط از آنها دشتی پرخون و بوی پیراهن ها به جا ماند.

سیاهی شب پرده افکنده بود، خیمه ها سوخته، سرها بر نیزه، جگرها پرخون، قلب ها شکسته و صدای رقیّه کربلا را در برگرفته.

آسمان می گرید،

                          آب شرمنده،

                                             خاک خجل است،

و صحنه ی دیدار دلبرانه ی رقیّه با سر پدر در دنیا نبود، بلکه بهشتی در آن جهنم حاکی آن رخداد بود.

شمع ها می سوزند، شام غریبان چه شبی بود که اشک هر دلسنگی را میهمان صورتش می کند.

و آری که چه رسم میزبانی را خوب به جا آوردند.

هم عهدان منتظر، حسین یعنی زیبایی. مگر می شود با زیبایی همراه و همسایه بود و زیبا نشد، پس اگه چشماتون مزیّن به اشک شد و حال زیبایی داشتید فقط برای اونایی که دوستشون دارید دعا نکنید واسه اونایی که دوستتون دارند هم دعا کنید.


برچسب‌ها: عاشورای حسینی, تاسوعا و عاشورا, ویژه نامه محرّم, محرّم
[ دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
تشنه ی حضور (ویژه تاسوعا)

بسم رب الحسین

در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند

در دل هر عاشقی عباس مأوا می کند

هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین

ثبت نامش را فقط عباس امضاء می کند

 سلام آقا جانم

این که تو را نمی بینم چرا باید از شوق مان کاسته باشد مگر از دیده رفتنت تو را از دلهای ما برده است؟

فدایت شوم، فدایت شوم راستی اگر دیر بیایی ما چه می کنیم، گرد تو می مانیم یا می رویم؟

آیا در قلبمان تپشی هست که ما را به نزدیکی تو بخواند؟

آیا هنوز سینه هایمان آنقدر وسعت دارد که سپر بلای تو باشد همچون یاران امام حسین(علیه السلام) که برای دفاع از جان امام یک لحظه از پای نایستادند؟

آیا به ما اطمینانی هست یا نه یا اینکه همچون کوفیان به لذّت یک گناه رهایت کنیم؟

خاطرم نیست نسیم مهرت کدام جمعه از کدام پنجره آمد و روی گونه هایم وزیدن گرفت. تمام دلخوشیم این بود که می آیی از کنار کعبه و چه می دانستم که بی اراده من می آیی هرگاهی در خانه ی دلم.

بیا نه برای دل من بلکه برای دل مادرت که این روزها از غم از دست دادن حسین(علیه السلام) خون است.

در هر نیازی و نمازی تو را خواستم اما نشانی از تو ندیدم این بار تو را به همان لحظه قسم می دهم، به عظمت آن لحظه امید طفل شش ماهه ی امام حسین(علیه السلام) نا امید شد و به جای نوشیدن آب با شهادت سیرابش کردند.

ای مهدی موعود تو خود خوب می دانی آرزوی هر مؤمنی هستی همانان که تو را پیش هر نیازی و پس هر نمازی دعا می کنم به جان هیچم قسم که دوریت بر ما سخت است.

امان از جدایی امان ...


برچسب‌ها: تاسوعای حسینی, تاسوعا و عاشورا, ویژه نامه محرّم, محرّم
[ دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٩:٥٢ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون