روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

نشانی عشق

بسم رب المهدی

این دَر و دیوار سامرا است که این مجنون ها را به عشق لیلی زنده می سازد. دوست داشتم سوادم بیشتر بود تا قلم بزرگتری در دست می گرفتم و مجنون را با دید لیلی توصیف می کردم. اما چه کنم که قلم من هم مانند نخل های بی سر سامرا شکسته است و قدرت قدر دانی و ستایش از امامان و شهدایی که گنجینه ی خاطراتشان را بر سینه ی اندوهبار ما سپرده اند، ندارد.

از آنجا که امامان شهیدم را از غریب ترین انسانهایی می دانم که چند صباحی بر عرصه ی خاک قدم گذاشته و بر افلاک پَر کشیده اند. تصمیم گرفتم که قطره ای از دریای حِلم و معرفتشان را بر روی ارواق بریزم تا سرخوشان عشق با بوییدن آن لحظه ای به آن سرزمین سیر کنند، این مدینه بود که بار دگر با رایحه ای خوش در آمیخته بود.

گلی از گلهای بهشت مدینه را منّور ساخته بود، اماحال، این سامرا است که رنگ و بوی غم چشم از آن بر نمی دارد. حال خاک های سامرا تن سرد عزیزی را در برگرفته است و به خود می بالد که گرانبهایی در وی آرمیده است.

از پروردگار نشانیِ عشق را طلبیدم، ندایی آمد و گفت: خیابان محبت را تا انتهای کوچه دوازدهم می روی!

بدان جا که رسیدی اگر لیلی باشی کوی دوست را می توانی دریابی به معرفت معصوم دوازدهم امام هادی (ع) را ...

من اکنون پا در کوچه ی دوازدهم نهادم. پیله ی خود را می دَرم، تا به پرواز در آیم.

پَرهای من هنوز آنقدر منزلت نیافته تا در آسمان آبی وحدت به سهلی به خیمه گه دوست برسد.

کبوتری را دیدم که مرا رهنما بود، بدان جا که رسیدم بر ذات مقدس عشق تکیه زدم و عطر دل انگیزی شامه ی وجودم را در برگرفت و حال و هوای سامرا را به فراموشی سپردم.

مهدیا!

بخوان از اشکم؛

بخوان تحمل را؛

صبر را؛

انتظار غریبانه را.

مهدیا!

دلِ شکسته ام را به تو می سپارم، دلدارم تو باش.

مهدیا!

گاه از دوریت دلتنگ شده، قلبم می سوزد.

چشمانم شعله می کشد، اشکم می جوشد و احساسم فریاد بر می آورد

«أین المعز الاولیاء» 

یا هادی النقی!

این کمتر بهایی بود برای نذر وجودت اما آن را پذیرا باش و این آفتاب گردانی ها را که از نسل آفتاب و چشم به ره مهتاب اند را به کوکب چهاردهم برسان. آمین


برچسب‌ها: مناسبتی, امام هادی نقی(ع)
[ دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون