روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

ماتم سامرا

بسم رب المهدی

بیست و هشتمین سال زندگی اش بود که عداوت و حسادت خلفا گل وجودی اش را پر پر ساخت . گمان می بردند بعد از او امامی نخواهد بود . وامام فرموده بود:"پنداشتند که می توانند مرا بکشند و نسل مرا منقطع سازند ، خدا را سپاس که سخن آن ها رادروغ در آورد . " و مهدی علیه السلام بر پیکر پدر نماز خواند .

بیاد می آورد لحظات آخر را .اثرات زهر قدرت را از پدر گرفته بود. سرو پای پدر را مسح کرد . امام رو به نور دیده اش فرمود : "...فرزندم ! تو صاحب الزمان هستی ،تو مهدی هستی ،تو حجت خداوند روی زمینی، تو پسر من وجانشین من هستی ...تو آخرین وصی از امامان طیب و طاهرهستی ... ."با اینکه زهر جگر ش را می سوزاند ، اما از تنهایی فرزند اشک ماتم می ریخت . آری او از درد غربت مهدی علیه السلام می سوخت نه زهر معتمد.

و این اشک های سوزان  است بر دامان محبان.چرا که امروزدر دوازدهمین برگ رنج نامه شیعه،حقیقتی دیگر نگاشته می شود  . ابا المهدی به دیدار محبوب می شتابد و کنون فصل جدیدی از رنج نامه آغاز می گردد. غیبت ، حضور پشت ابر خورشید دوازدهم و انتظار ، هزار و چند سال تنهایی و غریبی امام عصر و ندبه های هر آدینه .آری سامرا اشک ماتم بریز و تو ای سرداب آرام زمزمه کن :" آجرک الله یا صاحب الزمان"


برچسب‌ها:
[ دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون