روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

تکرار مظلومیت

بسم رب المهدی

طلائیه از برای چه چنین زبانه می کشی ؟ از چه رو شعله ور شده ای؟ آخر بی تابی ات از چیست ؟

حصار های اطراف حسینیه ات می سوزد و چشم های زائرانت در نهایت بهت و حیرت! طلائیه چرا می سوزی؟ چرا؟ مبادا این آتش دلهای عاشقان خفته در توست که از کردار ما به تنگ آمده است؟ کاش لب به سخن وا می کردی! این اشتعال از کجاست ؟

اما نه، اینبار وجود مان سراپا گوش گشته؟ چه میگویند؟ اف بر تو ای روزگار! بارگاه مطهر سامرا کجا و انفجار... کسی را توان باور نیست. اما تصاویر گویای این حقیقت تلخ بود. آری دروغ نبود . این بار مظلومیت علی وزهرا علیهم السلام در گنبد وضریح ویران فرزندانشان نمود پیدا کرده بود .

حلقه دور چشم ها نگین روی صورت ها گشت و شاید مرهمی سطحی بر دل شیعیان وخاموش کننده آتش بر افروخته از دل آنان .

خدایا چه می بینیم این جا همان سامرا ست همان جا که نفس ابن الرضا واب المهدی سره من رایش کرده است . همان جا که تولد مولایمان مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف زمینش را منور ساخت . همان جا که سردابش شده است سرابی برای کافران ومنافقان . آری چشم های ما همه درست می دید چشم های معاند عده ای مظلوم کش که از فرزندان شعله وران خانه علی علیه السلام بودند، نتوانست قداست سرداب راببیند واین بار با دستان بت پرور خود هیزم نفاق وظلم را پشت پنجره رحمت وهدایت خانه هادی الامم و عسکرین نهاد . جرقه ای از خشم خود را به  آن ضمیمه کردند وشد آنچه نباید می شد .

و این بار پهلوی شیعیانی که پشت در بودند واز علی زمانشان دفاع می کردند زخم خورد . آری شیعه در ان هنگام فریاد زد : اللهم عجل لولیک الفرج اما این بار با این تفاوت که این ناله همراه بود با شهدای دل سوخته طلائیه .

ای خدای دل های سوخته ! سال هاست خانه علی و فاطمه وفرزاندانش علیهم السلام در شعله سرشار از مظلومیتی که فرزندان زور و خشم برافروخته اند می سوزد . اما ماء معین ما هنوز در پشت سد گناهان ما حبس شده است . پس خدایا یا سد گناهان ما را با قلم عفوت بردارو ماء معینمان را برسان یا رحمی بر دلهای سوخته خوبان در گاهت کن ومنتقم خون زهرا وفرزندانش علیهم السلام را برسان .    


برچسب‌ها:
[ جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ٦:٠٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون