روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

یارن خورشید"آماده تر از همه"

بسم رب المهدی

 آسمان گلگون است . به راستی خورسید از برای چه این گونه می سوزد ؟  انگار گلوی زمین را بغضی گرفته است.

 های ای زمین وزمان شما را چه شده ؟چراهیچ کس را یارای سخن نیست .؟بی تابی فرات از برای چیست که این گونه متلاطم است . گویا در نینوا حادثه ای رخ خواهد داد . این را نخل های صحرا به من می فهمانند .

به آن طرف دشت می نگرم این حسین علیه السلام است که برای وصال آماده می شود . وداع می کند واز به سمت میدان روانه می گردد. اما... باز بغض خیام  شکست و امیر دل ها بازگشت: " زینب جان !شما را چه شده  مگر نخواسته بودم صدای گریه تان را دشمن نشنود ."

-"آری برادر جان . اما آن گاه که زمزمه صدای هل من ناصر ینصرنی شما به گوش ما رسید . طفل شیرخوار... .

رباب به زینب چشم دوخت وطفل خود را به او سپرد . وزینب به سوی برادر روانه گشت .  حسین علیه السلام به طفل خود می نگرد . آری این آخرین سرباز اوست که آماده می شود برای اتمام حجت بر این قوم ظالم . علی اصغر در آغوش پدر به سوی میدان به پیش می رود. وحسین ندا داد ای قوم شما را که سر جنگ با این طفل نیست . و سخن می گوید تا مگر هدایت یابد کسی .

وجدان سپاه عمر بن سعد متزلزل شد . آخر مارا به طفل چه کار؟ ما که با او سر جنگ نداریم .وعمر بن سعد نگران دستور داد به حرمله ملعون که ... .

 آه !حق داری ای آسمان به گمانم سرخی تو از خون علی است . ای خورشید بسوز و خاموش شو که دیگر پس از این روشنایی تو به چه کار آید؟ای زمین بغض خود را بشکن وفرات را در خودفر بر . آخر او را برای چه روان بودن . وآی تو ای تیر سه شعبه تو را به بوسیدن گلوی طفل حسین علیه السلام چه کار ؟ تو و داغ دار کردن دل رباب، آخر برای چه ؟

اما می دانم ، می دانم که تو را جای سرزنش نیست . آری می دانم که تنها آرزویت این بود که ای کاش چون خنجر ابراهیم که نبرید گلوی اسماعیل را تو هم خطا روی و بوسه گاهت حنجر علی نمی بود. اما... علی اصغر حجتی دیگر بود برای این قوم ستمگر . روزی خواهد رسید که گلوگاه حرمله را نشانه بگیرد منتقم خون حسین علیه السلام .

آری فردا عاشقانه تر ناله می زنیم این الطالب بدم مقتول بکربلا؟ را در دعای ندبه مان . ای خونخواه خون خدا دیگر فراق بس است ،باز آی که دیگر این داغ را جای تحمل نیست  .


برچسب‌ها:
[ پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸ ] [ ٦:٥۱ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون