روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

یاران خورشید"مشتاق تر از همه"

بسم رب المهدی

غم  چهره اش را فرا گرفت . به طرف خیمه ای رفت ودر گوشه ای نشست . آخر چرا عمو به من اذن میدان نمی دهد . ناگاه به خاطر آورد سخنان پدر را ." قاسم جان ! روزی خواهد رسید که غم بر تو غلبه می کند . آن گاه این نامه را بخوان .نزد عمویت برو . وبر او اصرار کن.بر تو باد به یاری او. مبادا در آن هنگام او را تنها بگذاری ."

روانه شد به سمت خیمه ی حسین علیه السلام . "عمو جان من دیگر تاب ماندن پس از علی اکبررا ندارم . مرا اذن میدان ده . آخر این آخرین سفارش پدرم بود." و آن گاه  نامه را به دست حسین علیه السلام  داد . حسین علیه السلام با چشمانی بارانی به برادر زاده خود نگریست  .و اذن میدان داد ابن المجتبی علیه السلام را.

نوجوانی به سان پاره ماه به میدان شتافت . گویی شهامت حسنی بر او چیره شده بود که این گونه می تاخت . وانگار مقدر شده بود هلاکت این قوم کافر به دست حیدری او . که ناگاه ... فریاد یا عماه! مرا در یاب . نینوا را در برگرفت . و حال این حسین علیه السلام است که بر بالین برادر زاده خود می شتابد . آری قاسم ابن الحسن بر دامان عمو جان سپرد.و شاید عبدالله نیز از برادر آموخته بود پاسداری از امام زمان را . آن گاه که عمو خود را بی یاور دید در میان حلقه دشمن . آن گاه که تاب نیاورد غربت عمو را . ودر آخر در آن زمان که دست خود را سپری برای عمو کرد ودر آغوش گرم حسین علیه السلام جان داد. آری دو کبوتر سپید امام حسن علیه السلام  این گونه پاسخ دادند ندای حسین زمان شان را و. در آن زمان که صدای هل من ناصر حسین علیه السلام در صحرای کرب وبلا پیچید ، در آن زمان که کر شده بود گوش حق شنو خائنان کوفی  ، چه زیبا لبیک گفتند ندای امامشان را.

وحال تو ای منتظر حسین زمانه! . اگر هنوز هم در انتظار بانگ یا اهل العالم نشسته ای تا لبیک گویش باشی  . اگر خود را فدایی راه مهدی ارواحنا له الفداه که ادامه دهنده راه حسین علیه السلام  است می دانی واگر با تمام وجود راستی گفتارت را در اعمال ورفتار درک می کنی . پس دل خوش دار بر آن لحظه ای که به یاری اش خواهی شتافت . دل خوش باش چرا که ...وعده خدا حق است  .


برچسب‌ها:
[ چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون