روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

فضیلت بزرگ

بسم رب المهدی

http://www.ido.ir/myhtml/article/1387/m10/13871002021.JPG

بحث بالا گرفته بود وآسمان مدینه، خود شاهد بود .

شاهد بود که گروه نجرانی خشمگینانه ومتعصب فریاد می زدند : آیا تاکنون دیده ای که فرزندی بدون پدر متولد شود ؟

و مردی زیبا چهره و منطقی تر از آنان با لسان « ان هو الا وحی یوحی »اش پیک یارش را باز گو می کرد که : «ان مثل عیسی عندالله کمثل ادم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون» .

همه خیره و در انتظار؛ چه کسی پیروز این میدان خواهد شد ؟ محمد امین یا هیئت نجرانی که ادعای الوهیت عیسی را دارد ؟

شاید جواب این سوال روشن تر از «یعرفونه کما یعرفون ابناءهم» بود اما نمی دانستند سر انجام این جدل چه خواهد شد ؟ ساعتی گذشت .وگویی پیروزی گروه نجرانی بررسولی که «حریص علیکم» بود بر هدایت آنان، دست نایافتنی تر شد. چرا که رسول خدا پیشنهاد مباهله را داد و فرمود : «تعالوا ندع  ابناءنا وابناءکم ونساءنا ونساءکم وانفسنا وانفسکم ثم نبتهل.»

و در مقابل هیئت مسیحیان چه داشتند مگر درخواست مهلت. گویا ترس وجودشان را فرا گرفته بود و به دنبال راه چاره.

خورشید آن روز بی صبرانه تر از همیشه از پشت کوههای مدینه سرک می کشید. پیامبر عبا بر دوش مبارک انداخت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت: «پروردگارا، هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص ترینِ خلق به او بوده اند. خداوندا، اینها اهل بیت منند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک کن.» در این هنگامه پیک حق از جانب او ندا آورد که :«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا.»

و رسول خدا صل الله علیه وآله راهی مکان موعود شد، با حسنین و زهرا و علی اش. (علیهم السلام ) و هیئت مسیحی با دیدن این صحنه دانستند که اگر« فنجعل لعنت الله علی الکاذبین» از زبان ایشان برون آید هنوز سخنشان تمام نشده کوههای عالم به یکجا کنده شده ونسلشان به یکبارقطع خواهد شد . بلی آن ها همچون ظلمت زده هایی که نور چشمانشان را می سوزاند حاضر به دریافت نور هدایت نشدند وبه ظلمت« والذین کفرو اولیاءهم الطاغوت» شتافتند . وشیعه که در غدیر امضای «رَضِیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دِینا»شده بود ، امروز با معرفی نفس رسول ، آنگونه که خدا می خواست جلوه گری نمود.  

آری پیامبر آمد با ابناء ونساءوانفسش.وعلی علیه السلام بود که پای در جای پای پیامبر راهی بود در حالی که مصداق« فزادتهم ایمانا وهم یستبشرون »بود. ویاد آور روزی که زیباتر از مسیح در برابرمعبود ش به سجده ورکوع مشغول بود .که از سر تسلیم جان در برابر جانان : نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را . وخدای علی هم که باعلی مباهات می کند بر فرشتگانش بر رسول این گونه خطاب می کند : انما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویوتون الزکاه وهم راکعون

واین راهی بود که فرزندان علی علیهم السلام هم پس از او صاحب این کرامت شناخته شدند وآنان نیز هریک نگین ولایت خود را به سائلی می دادند در حالیکه «هم راکعون» بودند .

وهنوزهم هر کدام از شیعیانشان در آرزویند مگر سائل نگین انگشتری مولای خویش گردند. همانندهمان سائل خوشبخت وسعادتمند .آری ما در انتظاریم ودر این آرزو، روز وشب سپری می کنیم تا مگر اینبار: قرعه فال به نام  من دیوانه زدند .

پس ای دل موظب باش وگوش به زنگ . مبادا گذر کنی ونشناسی صاحب انگشتری ولایت را  وگدایی نکنی از او همچون سائلان پیشین  .  به گوش باش وبا درایت تمام از او بخواه :  ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صل الله علیه وآله وسلم.

خداوندا ! در این روز ما را از بهترین سائلان خاندان رسولت قرار بده، باشد تا مگر به این بهانه لایق دیدار حضور پر برکت حجت غایب از نظر باشیم .پروردگارا ! مهر  پادشاهی مولایمان را آن چنان بر قلب شکسته مان  حک کن تا نباشیم موجب رنجش خاطر یگانه آرزویمان وهمواره بکاریم گل لبخند را برلبان زیبایش نه اینکه با کردار خویش ... . چرا که خود حضرت عج الله تعالی فرجه الشریف فرمود: هر یک از شما باید کاری را انجام دهد که او را به محبت ما نزدیک کند واز کار هایی که او را به ناراحتی ونا رضایتی ما نزدیک می کند بپرهیزد.


برچسب‌ها: مناسبتی
[ جمعه ٢٠ آذر ۱۳۸۸ ] [ ٦:٥۸ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون