روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

به مناسبت سالروز تخریب قبور ائمه بقیع ـ دل نوشته ای برای آن حریم افلاکی

بسم رب المهدی

غریبانه باید گریست برای مظلومیتی که در تاریخ رسوب کرده و گلوی عاشقان را لبریز از بغض غربت نموده است. اگرچه ظلم و ستم بر ابدان و اجساد شما اسطوره های طهارت و پاکی نیز تعدی بر بیوتی جسمانی است که خداوند اراده کرده است نام و آوازه اش از مجرای آن در جهان طنین انداز شود و به واقع ظلم بر خداست، اما دشمنتان با تخریب حریم مدفن مقدس جسم دنیایی شما، تنها بر خاندان تقدس و پاکی ظلم روا نداشته ، بلکه بر پیشانی حقیقت مهر مظلومیت کوبیده است.

خاک بقیع سرمه چشمان شیفتگان حقیقت است اگرچه در خود بنایی و مناره ای و گنبدی جای نداده و طوطیای دیدگان جویای معرفت است اگرچه بوی غربتش حلقوم های پر از درد را می فشارد. دشمنتان ندانست و نمی خواست بداند که معارف و محبت شما از جنس سنگ و چوب نیست که با شکستن و سوزاندن نابود شود و ندید که چگونه ریزش مناره ها نامهای زیبایتان را پرآوازه تر کرد و هرچه این اسماء احسنای الهی پرآوازه تر، کام دوستانتان شیرین تر ، چرا که خود به ما آموختید بگوییم ؛ "فما احلی اسمائکم "

آنانکه قبور ائمه هدایت و رستگاری را تخریب کردند، پیش از همه چیز مسیرهای منتهی به سرزمین معرفت را از بین بردند و جهالتشان را در اعماق قلب های تاریکشان، آنجا که نور راه نمی یابد، مومیایی کردند، تا جهلشان بماند و بماند و بماند. آنکه بی حرمتی کرد، ندانست که تیشه بر ریشه خود می زند و نتوانست باور کند که ریشه شجره طیبه، عندالله ثابت است و هرگز نمی خشکد و شاخسارش هر روز بیش از پیش شکوفا می شود و میوه های شیرین و حیات بخش ایمان را به بار می نشاند. دشمنتان بنیاد خود کند چرا که نمی دانست شما بر او حتی از پدر و مادر نیز مهربانترید و پرده عصمت خود درید زیرا نمی فهمید آبرو و عصمت از شما سرچشمه می گیرد.


درد بزرگ شما نیکان و منادیان حقیقت، جهالت و واپسماندگی بشر از معرفت و نور بود و آنانکه اراده نمودند نورالهی را خاموش کنند آیا ندانستند که قرآن به ذلت و شکستشان وعده داده است.

مظلومیت شما چشم افق را پر می کند چرا که ائمه کفر هنوز امت محمد (ص) را فریب می دهند و ستاره های آسمان هدایت و انسانیت پس از قرن ها مهجورند و غریب...

غربت واژه غریبی است برای توصیف این همه تنهایی، این همه مظلومیت ، این همه ... و هتک حرمت واژه عجیبی است در برابر آن همه ظلم، آن همه ناسپاسی ،آن هم جهالت، آن همه ... چشم های ما برای از بین رفتن خشت و گل و سنگ و آهن این همه بارانی نمی شود، دیدگان ما می بارند از آن رو که فرصت های خداوند برای اصلاح و تعالی بشریت پیوسته از بین می رود و حقیقت، با وسوسه های شیطانی بازهم در پس پرده غفلت، زیر لاله های نفسانیت بشر و جرم های سیاه دل آدمیزاد پنهان می ماند.

غربت یعنی انسان نیازمند هدایت با تمام وجود به ائمه هدی (ع) کینه بورزد ، غربت یعنی تمام سال های حیات دنیوی حسن بن علی (ع) علی بن حسین (ع) ، محمدبن علی (ع) و جعفربن محمد (ع) ، غربت یعنی یک عمر مجاهدت برای هدایت و سعادت بشریت جاهل و در آخر جنازه بهشتی خود را نشانه تیرهای شیطانی جهل و کینه و عداوت دیدن، یعنی زهر تلخ از جام جاهلان متنسک نوشیدن ، یعنی سبط اکبر پیامبر (ص) ، یعنی محتبی (ع).

غربت یعنی دعا و سجده بر درگاه ربوبی برای سعادت مردم و در آخر اسیر اندیشه های ناپاک همین مردم شدن ، غربت یعنی گریختن از اقیانوس های علم و معرفت و دانایی و جراحتی عمیق در جهان محور عالم بر جای نهادن. غربت یعنی قرن ها کینه، جهل ، نادانی، غربت یعنی دلبستگی به این عالم خاکی ، چهار مزار خاکی، غربت یعنی بقیع و ...

امروز این غربت، این مظلومیت از پس قرن ها به این نقطه از تاریخ رسیده است و انسان غافل و محبوس دنیای تاریک هواهای نفسانی همچنان در پی گسترش ابعاد این ظلم تاریخی است.

ای کاش می شد که کاری کرد، ای کاش می شد این غربت را به تاریخ سپرد و جهالت را ریشه کن کرد، ای کاش می شد به تاریکی ها و ظلمات و خودخواهی و عصیان، نور الهی تاباند ، ای کاش می شد این آفتاب پشت ابرهای سیاه غفلت را به دل های فرزندان آدم نشان داد، ای کاش می شد بقیع را دوباره و بهتر از همیشه آباد کرد ، ای کاش می شد از این همه غربت اهل بیت (ع) اندکی کاست.

        
حامد اکبرزاده

آفتاب


برچسب‌ها: تقویم تاریخ
[ چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون