روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

میلاد اباالمهدی علیه السلام

بسم رب المهدی

محشری در آسمانها بر پاست  و ستاره ها همه در نقطه ای گرد آمده اند. مگر چه اتفاقی در حال رخ دادن است که ستاره ها این چنین  برای اهالی زمین چشمک می زنند! آخر باغبان هستی در پس غنچه بوستان امامت  مژده کدامین گل را  به رنگین کمان داده است! زمین به یمن قدوم  کدامین وجود، بهار را به چراغانی گلها  برده است !

آری گویا اینبار باغبان هستی شکفتن یازدهمین گل را  به بوستان نبوی  بشارت داده است و ستاره ها همه در  بدرقه ی آن غنچه ی آسمانی صف کشیده اند. 

دامان حدیثه مزین به نور حسن بن علی علیه السلام  شد. چشمان پدر میلاد فرزند نقی اش را  به سرور نشست . مولای خوبی ها پس از شهادت پدر  بر مسند عاشق پروری نشست وحتی سکوت اجباری در محله ی سامرا نتوانست مشتاقان زیارتش را  نا امید بگذارد.

در آن زمان  که اهالی ظلمت آباد؛ قصد خاموش کردن نور الهی فرزندش را داشتند، خالصانه در راه  حفاظت از جان و مونس  شب های تار انتظار  کوشید و نگذاشت  حتی گزندی از دشمنان،  خاطر فرزندش مهدی علیه السلام را آزرده کند . بار ها ماه رخسار کودکش را  به خواص نشان می داد  و از این طریق راه را برای  غبار فتنه و سردر گمی سد می کرد . در آن سالها او وظیفه داشت اذهان مومنان را  برای غیبت فرزندش  آماده کند  وبرای همین بارها از پس پرده ، با مریدان خود سخن گفت و ان ها را برای  درک زمان  آفتاب  پرده نشین آماده  می کرد.

شیعیان  در آن زمان  بسیار دچار شک و تزلزل می شدند  . فشار های عباسیان  از یک سو  و ندیدن جمال مولا یشان  از سوی دیگر  باعث شده بود  بعضی دل به گام های شیطان بسپارند  و در غرآب های بی بصیرتی  فرو روند  . اما مددهای همیشه ابامحمد ،دستگیرشان می شد  و سبیل مستقیم را نشانشان می داد . بارها می فرمود :" کسانیکه به ما پناهنده شوند  پناهگاهیم " . اری او برای رساندن مومنان زمانش  به قله ی انتظار  و صبر واقعی  می فرمود :

" صبر کن و منتظر فرج باش ."


محشری در آسمانها بر پاست  و ستاره ها همه در نقطه ای گرد آمده اند. مگر چه اتفاقی در حال رخ دادن است که ستاره ها این چنین  برای اهالی زمین چشمک می زنند! آخر باغبان هستی در پس غنچه بوستان امامت  مژده کدامین گل را  به رنگین کمان داده است! زمین به یمن قدوم  کدامین وجود، بهار را به چراغانی گلها  برده است !

آری گویا اینبار باغبان هستی شکفتن یازدهمین گل را  به بوستان نبوی  بشارت داده است و ستاره ها همه در  بدرقه ی آن غنچه ی آسمانی صف کشیده اند. 

دامان حدیثه مزین به نور حسن بن علی علیه السلام  شد. چشمان پدر میلاد فرزند نقی اش را  به سرور نشست . مولای خوبی ها پس از شهادت پدر  بر مسند عاشق پروری نشست وحتی سکوت اجباری در محله ی سامرا نتوانست مشتاقان زیارتش را  نا امید بگذارد.

در آن زمان  که اهالی ظلمت آباد؛ قصد خاموش کردن نور الهی فرزندش را داشتند، خالصانه در راه  حفاظت از جان و مونس  شب های تار انتظار  کوشید و نگذاشت  حتی گزندی از دشمنان،  خاطر فرزندش مهدی علیه السلام را آزرده کند . بار ها ماه رخسار کودکش را  به خواص نشان می داد  و از این طریق راه را برای  غبار فتنه و سردر گمی سد می کرد . در آن سالها او وظیفه داشت اذهان مومنان را  برای غیبت فرزندش  آماده کند  وبرای همین بارها از پس پرده ، با مریدان خود سخن گفت و ان ها را برای  درک زمان  آفتاب  پرده نشین آماده  می کرد.

شیعیان  در آن زمان  بسیار دچار شک و تزلزل می شدند  . فشار های عباسیان  از یک سو  و ندیدن جمال مولا یشان  از سوی دیگر  باعث شده بود  بعضی دل به گام های شیطان بسپارند  و در غرآب های بی بصیرتی  فرو روند  . اما مددهای همیشه ابامحمد ،دستگیرشان می شد  و سبیل مستقیم را نشانشان می داد . بارها می فرمود :" کسانیکه به ما پناهنده شوند  پناهگاهیم " . اری او برای رساندن مومنان زمانش  به قله ی انتظار  و صبر واقعی  می فرمود :

" صبر کن و منتظر فرج باش ."

آن امام همام  برای اثبات امامت خود  و فرزندش بیش از  تمامی اجدادش  از علم غیب خود پرده برداشت  و بارها کرامات و معجزاتش  حدیث کوچه های سامرا  می شد .روزی یکی از بد خواهان  حضرتش  که التیام بغض فرو خورده و کینه  زهر آلودش را ، جز در کشتن  حسن بن علی علیه السلام نمی دید ، با رخصت از خلیفه ،    قصد جان ابالمهدی کرد و امان آسمانها و زمین را  به قفس شیر های درنده انداخت  که خنکای دلش را در دیدن بدن پاره پاره ی  امام شیعیان می دید . اما گویا نمی دانست که  درنده خو تر از خودش کسی نیست  . چرا که شیرها جز با  اشارت مولایشان  دهان باز نمی کنند . و چه صحنه ی زیبایی ! آری؛ شیر های وحشی خاضعانه  در برابر خلیفه الله  شاهد رکوع ، سجود و قنوت  امام خود بودند.  

آن اسوه  یگانه علم و تقوا  در سراسر عمر شریفش  به تربیت شاگردانی نستوه  پرداخت  و سرامدان علم زمانه اش ، اگر از مکتب او بهره ای نداشتند،  در سرای عالمان  جایی برای آنها نبود .  در آن زمان که عقده های حقارت  و کینه او را پابست  محله ی عسکر کرده بود ،  نائبانش در سراسر  مناطق شیعه نشین  به احیای امر الهی می پرداختند  و امورات شیعیان را اصلاح می کردند  و برای لحظه ای اجازه ندادند مومنان  در زیر خروار ها  حیرت و سرگردانی  تنها بمانند .

و این چنین یازدهمین  فانوس الهی  در طی شش سال امامت خود  بر دلها، حکومت  کرد  و آن هنگام که  دستان معتز  فرصت نور افشانی را  را از ابن الرضا  علیه السلام گرفت،  همگان دانستند که  خداوند آخرین ذخیره   خود را  خواهد رسانید  .اما تا سنگ  از دست دشمنان نیفتد  و یاران برای ظهور مهیا نگردند  بقیه الله در خفا می ماند .

به امید روزی که  آن نور پاک بر جهان طلوع کند  و در بزم و سرور  میلاد پدرش،  جهان از شکر خند وجودیگانه اش ، تابناک گردد.


برچسب‌ها: ولادت
[ شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۸:۳٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون