روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

شبهای قدر

                                                 شهید شبهای قدر

 

 

بسم رب المهدی


ای علی! برای آنچه دراین ماه برتو روا شمرده می شود می گریم.

 گویا تورا  می بینم که برای پروردگارت نماز می گذاری و شقی ترین پیشینیان که هم پایه ی پی کننده ی ناقه ی ثمود است برمی خیزد و چنان ضربتی برسرتو می زند که محاسنت را به خون رنگین می کند.

این سخن را پیامبر به علی گفته بود. سالها پیش. و حالا علی خواب رسول و زهرا را دیده بود. پیامبر در خواب به او گفت که راحت می شود. راحت می شود از این همه بی وفایی.از 25 سال خار در چشم و تیغ درگلو داشتن. و این آسمان و زمین است که بغض کرده است.مثل زینب. مثل دلهای شیعیان که قرار است دوباره بعد از پیامبر پدر معنوی خود را از دست بدهند، مسجد کوفه خوب به یاد دارد روزی که علی بربالای منبر گفت:" سَلونی قَبلَ اَن تفقدونی؛ هرچه می خواهید از من بپرسید قبل از اینکه مرا از دست بدهید." اما ... نمی فهمیدند؛ عظمت پسر ابوطالب را. کسی راکه راههای آسمان را بهتراز زمین می شناسد. علی حق رامی گفت اما کوفیان تنها مسخره اش می کردند.

شب نوزدهم درخانه ی دخترش ( ام کلثوم ) میهمان بود، تمام شب را نماز   می خواند، استغفار می کرد، گریه می کرد. نگاهش به آسمان بود و زیر لب زمزمه ای داشت: ( اللهم بارک لی فی السموات؛ خدایا! مرگ را برایم مبارک گردان ) و سحر آماده ی رفتن به مسجد شد.

انگار همه ی عالم، از رفتنش بیم داشتند. همه می خواستند علی به مسجد نرود. چشمان نگران دخترش، پروبال زدن مرغابی ها و نوحه سرایی شان، دست گیره در که انگار هنوز دستش دراز بود برای گرفتن کمر علی. و اما علی... رفت. و صدایش در مسجد کوفه پیچید" فزتٌ و رب الکعبه ".و این منادی بود که در بین زمین و آسمان صدا زد: به خدا سوگند! ارکان هدایت از هم فروریخت و رشته ی مستحکم الهی از هم گسست: قٌتِلَ ابنٌ عَمِّ المصطفی. قٌتِلَ علیّ المرتضی.

ای مولای ما، ای مولای نجوای عاشقانه ی کمیل ای حبل الله . حال چگونه در ماتم مظلومیتتان آرام بگیریم. آخر ذکر سحر و یا رب گفتنتان اجابت شد. می بینید دیگر همدم و همرازی ندارد. از این به بعد چشم ویرانه نشینان در انتظارتان سپید خواهد شد. و این مثل داغی است بر دلهامان. قبر زهرا مخفی، قبر علی مخفی و تازه بعد از صد و پنجاه سال امام صادق توانست بگوید که اینجاست قبر امیر المؤمنین.

( گفت:" کمیل جان! خدای عزوجل پیامبرش را تربیت کرد، او مرا و من مؤمنین را تربیت می کنم." منظور همه ی مؤمنین بود دیگر!؟ از ازل تا ابد )

 

 



برچسب‌ها: شهادت
[ پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ٧:٠۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون