روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

صبح امید (نیمه شعبان)

بسم رب المهدی

به دنبال عمه اش حکیمه فرستاد تا افطار را مهمان او باشد . افطار نیمه شعبان . تا سحر چشم از نرجس بر نمی داشت . باورش نمی آمد .  انگار نه انگار که قرار است خبری شود .  صدای امام از اتاق دیگری بلند شد . شک نکن عمه جان ، وقتش شده .

 نشست کنار نرجس  سوره ی قدر را می خواند برایش . صدایی همراه با او زمزمه می کرد . کودک از شکم مادر اناانزلنا می خواند .

و در آن گاهی که صبح امید دمید،  انگار عالم از عطر افشانی باد صبا  به یکباره  تازه شد .  سرو ها سرود السلام علیک حین تقوم می خواندند و آلاله ها   از شوق آمدنش السلام علیک حین ترکع و تسجد .بلبل نغمه خوان هم که  پیام تبریک مریمان را به گل نرگس می رساند  از شقایق هایی گذر کرد که یکصدا از برای یوسف زهرا و ان یکاد می خواندند .

و نیمه شعبان شد مطلع خورشید فروزان مهدی در ظلمت تاریخ .  تا گلواژه انتظار  چراغ شوق را در دل عاشقان بر افروزد  و امید را در دل مستضعفان زنده کند .  همان هایی که  وارث زمین خواند بود . که وعده  الهی  عاقبت تحقق خواهد یافت.

"و نرید ان نمن  علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم الائمه ونجعلهم الوارثین ..."

یوسف مه جبینم ! منتظرانت سال هاست  که در کلبه ی احزان دل هاشان در پشت درب فراق نشسته اند  و با تیغی که زلیخای غم  به دستشان نهاده  هنوز تو را ندیده دل خون گشته اند .

الا ای خده الایمن خال !بیا تا در دریای اشک هایمان غسل زیارت کنیم  و به سمت قبله ی پیشانی ات بایستیم  و در محراب ابروانت سر به خال هاشمی ا ت نهاده  و با نفس مسیح الله اکبر گفته ، نماز دیدار بخوانیم .

گل نرگسم ! می دانم  در صبحی سالروز شیرازه بستن  کتاب عشق را که با ولادت تو عجین شده ، با حضورت جشن دیدار می گیریم که یقین دارم صبح نزدیک است و آیا " الیس الصبح بقریب".

و منتظران هنوز هم چشم به راه سپیده ی تاریخ اند ... .  


برچسب‌ها: ولادت
[ دوشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ٦:٠٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون