روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

شهیدچمران

بسم رب المهدی

نامت را در هجوم بیداد روزها و دلتنگی‌های سالیان ستم شناختم آن‌گاه که تو را مصطفی خواندند تا نهاد برگزیدگی باشی بر واماندگان. تو که زندگی‌ات سراسر انتظار بود. انتظار شهادت، باید در نهایت به خدا می‌رسیدی که جز او نمی‌دیدی و نمی‌‌خواستی. این گونه شد که به عشق یاوری مهدی علیه‌السلام خواستی که در علم و دانش از همه برتر باشی تا دهان طعنه‌زنان را ببندی و به سنگدلانی که علم را بهانه کرده و فخر می‌فروشند ثابت کنی که خاک پای تو هم نخواهند شد و همه‌ی آن تیره‌دلان و مغروران را به زانو درآوردی و آنگاه خاضع‌ترین و خاشع‌ترین روی زمین باشی.

تو عاشق بودی و همه چیزت را به پای عشق آسمانیت نهادی. خاک خوزستان هنوز هم به خاطر دارد روزی که به خاک غلطیدی و چفیه مردان فلسطینیت سرخ شد و بوی خونت تا کربلا پیچید.

تو ای همیشه غریب! با همه بزرگیت، در زمین آنقدر کوچک زیستی که حتی شاپرک‌ها هم تو را نفهمیدند، آنگاه که در بلندای نمازت، در حریم سحرها با سپیده همدوش بودی و چشم‌هایت سرشار از سجده‌های نیمه‌شب بود. آری در مسلخ بندگی، کمترین رسم عشق را قربان شدن معنی کردی و در بستر برگ‌های سبز ایثار نغمه‌ی جهاد سرودی و بر اوج سکوت، ترنم روزهای شجاعت، مردانگی و مقاومت را پراکندی تا نسیم پس از تو به منتظران رساند که هدف بزرگ الهی که را که جهاد در راه آن را از آغاز زندگی شروع کردی و به آن ختم نمودی و «این هنر مردان خداست».

سلام بر تو ای قدمگاه چمران، او و یارانش در محاصره اند؛ از زمین و آسمان آتش میبارد؛ صدای غرش توپها زمین را به آسمان میدوزد، یاران چمران چه اندکند و او بر سلاح خویش تکیه زده و افق را مینگرد « خدایا تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم؛ تو مرا اشک کردی تا در چشم یتیمان بجوشم...................... خدایا تو به من پوچی زودگذر را نمایاندی و ارزش شهادت را آموختی» زمین او را مینگرد این مرد چه آشنا است گویی او را در سرزمین دیگر دیده است آن دورها، شاید آمریکا او که آنجا درس زندگی میخواند و جزوه هایش به جای استاد تدریس میشد، در این روستای دورافتاده، میان این همه غربت چه میکند؟!! اینجا که کسی او را نمیشناسد جز همین کودکان دوازده سیزده ساله ی آفتاب سوخته، آسمان چمران را میرباید تا زمین تا ابد در پاسخ این سوال بماند.

«پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.» 


برچسب‌ها:
[ دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون