روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

تسلیت وفات حضرت خدیجه (س)

بسم رب المهدی

تعریفش را از مردم شنیده بودی علاقه داشتی سرمایه ات را (خالی از ریا) به فردی بسپاری. بانو، یادت هست کسی را نزد عمویش ابوطالب فرستادی واز او خواستی تا محمد سرپرست کاروان تجارتی ات شود. یادت هست روزی که محمد امین، امین توشد، و تودل دراخلاق کریمانه اش باختی؟ یادت هست زمانی که زنان شهر تو را به خاطر ازدواج با جوان هاشمی بی محلی کردند و کنایه می زدند؟ یادت هست آن شبی که پیامبر از حرا بازگشت و توی اول بانوی لبیک گوی ندای دعوتش شدی و از همان روز اول شیعه ی علی. یادت هست شب معراج و سلام خداوند و جبرئیل به تو، که واسطه ی آن نبی خدا بود.

حالا می خواهم از دلتنگی هایمان برایت بگویم ای غمگسار روزهای بعثت. بعد از تو چه سخت شد این دنیا برای دختر کوچکت فاطمه. دیگر پیامبرکه به خانه می آمد تو نبودی تا آرامش بخش او باشی. آخرتوهم سنگ صبور او بودی و هم وزیر او در امر رسالت. با مال خود به او و اسلام جوان نیرو می بخشیدی، باگفتار وکردار از او دفاع می کردی. و او را در مقابل عذاب کافران که در امر رسالت و ادای آن نصیبش می کردند تسلی می دادی. و اینگونه بودکه فاطمه ات ام ابیهاست.

اماای مادرمهربان همه ی عالم، ای کاش بودی و فاطمه ات را در کنار علی می دیدی. ای کاش بودی وحسنین و زینبین را می دیدی اما نه... اصلا خوب شدکه نبودی، خوب شدکه نبودی، تا شاهد آتش در باشی خوب شد که نبودی تا دست های بسته و پهلوی شکسته راببینی...

ای فرزانه ی قریش گمان کنم کنایه زدن به تو در روزهای آغازین زندگی ات بارسول خدا، باغربت زهرا و علی درمدینه هم ربطی داشته باشد و اسیری فرزندانت درشام هم دنباله همین ماجراست...

وحال دیگر در وصف توچه می توان گفت که رسول خدامی فرمود: خدیجه در حق خود جز نیکی گمان برکه خداوند بزرگ بارها با ملائک خود به تو مباهات می کنند. و در فراق از تو اینگونه یادمی کرد: خدیجه زنی بودکه چون همه از من روی گردانیدند او به من روی کرد و چون همه از من می گریختند به من محبت ومهربانی می کرد و چون همه دعوت مرا تکذیب می کردند به من ایمان می آورد و تصدیق می کرد و در مشکلات زندگی مرا یاری می داد و با مال خود کمک می کرد و غم از دلم می زدود.   


برچسب‌ها:
[ یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون