روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

یاور عشق

بسم رب المهدی(عج)

ای خدیجه !

ای نخستین ایمان آورنده به پیامبر !

ای که دلت چون آینه درخشان و وجودت چون کوه استوار بود وقتی که تمام دارایی ات را در راه خدا واسلام هدیه نمودی خوب می شد فهمید که تو چقدر زلال وپاکی.

وقتی کوله بار وحی بر شانه های پیامبرسنگینی می کرد این تو بودی که به یاری رسول شتافتی وقتی کودکان سنگ می زدند همسرت خاکستر برسرش می ریختند تو چه زیبا بر زخم هایش مرهم می نهادی .

آری !

تو جواهر با ارزشی بودی در معدن مهربانی و محبت خوبیهایت بی نهایت است  وزبانم از گفتنش قاصر وقلمم از گفتنش ناتوان.

زمانی که دیده فروبستی ازاین جهان خاکی وروح بلندت برآسمان پروازکرد لحظه ای با شادی به دیدار پروردگارت آغوش گشادی جهان و حزن نبودنت سوخت آخرتوهمسربزرگ مرد اسلام بودی که وقتی دهان می گشودبرای توصیفت حرف هایش ساعت ها طول میکشید.

تو مادر کسی بودی که جهان به خاطر او آفریده شد وحالا تو همسرت را با فاطمه تنها گذاشتی می دانم که تو حتی بردرد جدایی اتان هم مرهمی داری مرهمی از جنس عشق خدا از تو راضی باشد و جایگاه آراسته ابدی برتو مبارک. 


برچسب‌ها: وفات حضرت خدیجه(س), مناسبتی, شهادت
[ جمعه ٢۸ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
باز باران...

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

وقتی دلم برای خدا تنگ می شود...

وقتی دیواره های وجودم سیاه و کدر می شوند...

وقتی بی تاب می شوم برای خدا...

دست هایم را ‏به دعا برمی دارم و از خدا میخواهم تا مرا بخواند و اینبار هم خدا مثل همیشه حرف دلم را گوش داد و مرا دعوت کرد.

مرا ‏دعوت کرد تا به دور از هرچه سیاهی ست در پناهش به سوی او حرکت کنم. آری! خداوند مرا به سوی میهمانی اش دعوت کرد ‏و توفیق بودن در رمضان را به من عطا نمود.

ماهی که از برترین ماه هاست، روزهایش برترین روزها و ساعاتش برترین ‏ساعت هاست. و خدا چه خوب این روزها مهربانی اش را به تصویر می کشد. کور است کسی که نمی بیند این همه خوبی را ‏و لال است کسی که شکر نمی کند این همه نعمت را.

وقتی که تمام نفس ها تسبیح می شوند،

وقتی که تمام خواب ها عبادت می ‏شوند.

دیگر مگر می شود ساکت ماند، مگر می شود دریچه ی قلب را به روی غیر خدا گشود.

خدای من! وقتی که نسیم سحر ‏عطر مناجات با تو را در هوای دلم می پراکند، مگر می شود راهزنان خواب و غفلت چشمانم را بربایند.

محبوب بی قرین من! ‏تمام دار و ندارم همان جانماز پر از نیایش و همان تسبیح تربت کربلاست. جام دلم کوچک است و باده ی عشق تو وسیع. دست ‏هایم خالی است و فضل تو بی پایان. گناهانم بسیار است و بخشندگی تو فراوان.

یا ستار! گرچه سزاوار عقوبتم، اما توان آن را ‏ندارم. این تن رنجور و مهجور من که آلوده ی گناه و هوای نفس است از تو، خودت به بخشندگی ات پاک کن این دل سیاه را. ‏مبادا به رویم بگشایی درهای جهنمت را که دراین ماه بسته است و مبادا ببندی درهای بهشت را به رویم.

الهی! إنّی أسألُکَ مِن ‏بَهائِکَ بِأبهاهُ، خدای من أسئَلُکَ بِما تَجیبُنی بهِ حینَ أسألُک فَأجِبنی یا الله... .

دلم را به تمام روزهای این ماه گره می زنم تا مبادا دور ‏شوم. می خواهم بمانم در این همه رحمت و نعمت و برکت.

در انتهای متن گریزم به دلبر است. از هرچه بگذرم سخن دوست ‏خوش تر است.

رحیما! در این پرقدرترین شبهای ضیافتت قبل از آنکه کار بندگانت بالا بگیرد، خورشید ما را پایین بیاور تا شاید با ‏ظهور چشم های او، چشم های ما کمی تقوا بگیرد که بی رؤیت رویش بلا تکلیفیم.

الهی عجل لنا ظهور حجتک. اللهم آمین. ‏


برچسب‌ها: مناسبتی, ماه رمضان, ماه میهمانی خدا, رمضان
[ چهارشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۳:۳٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دروازه عشاق

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

مهدیا!

نمی دانم سالگرد ولادتت را جشن بگیریم و یا سالگرد دوباره نبودنت را عزا !؟

بالهایم هنوز کوچک اند و قلبم خالی از تلاطم پرواز!

گم کرده ام خود مرا در هیاهوی دنیا!

این بار با گلایه جاده ی سخن را باز میکنم.

مولای من کجایی؟

کجایی که سایه سار دلم شوی؟

کجایی لیلی من؟

به دل مجنونم چه بگویم آقا؟

به نرگس هایم چه بگویم که لابه لای جمعه هایت پر پر شده اند؟

چرا نمی آیی؟

آقا جان!

من جامانده ام، بیا مرا به قافله عشق برسان. در این حوالی صدایی پیچیده است؛ می گویند تو راه نمی دانی و عشق نمیشناسی. مولای من چند جمعه ی دیگر به انتظارت بنشینم و تو نیایی. تا کی؟!

بارها و بارها تکه های قلب شکسته ام را با عشق تو بنده زده ام و اینک قلبم از نبود تو در تب عشق می سوزد.

مهدی جان!

آنان که حسینی شدند در دروازه ی کربلا مولایشان، حسین را دیدند، من چه کنم که با تو نیستم... در کدام دروازه با عهد عاشقی ببندم؟ دروازه ها را بسته اند. می گویند عاشقان را راه می دهند. منِ بی سر و پا با یک دل شکسته و این وجود بی قرار چه کنم؟ از کدام دروازه خود را به تو برسانم؟

بیا و پرواز را به دلهامان بیاموز تا شاید روز جمعه ای با تو به دیدار معشوق شتافتم. هر روز دلم را با زمزمه ی دعای عهد تو بیدار میکنم و با خواندن دعای فرجت می خوابانم. تا شاید فردا روزی آمده باشی.

آقا جان!

ببخش مرا که باز هم دلت را شکستم و تو جمعه شب با چشمان اشکبار گفتی:« خدایا به منِ مهدی او را ببخشای. به اشک خونینِ مهدی ببخشایش. » گفتیم سربازیی مولا، امّا نه... با گناهانمان در خیل دشمنان تواییم نه در رکاب تو.

شب ولادتت است و حساب نبودنت هایت در مخیله ی هیچ کسی نمی گنجد. اما اینبار آمده ایم تا استوار و ثابت قدم عهد ببندیم، عهدی عاشقانه و عارفانه با دل و جان. عهد ببندیم آن هنگام که بر سجاده ی دل، عشق را هجی می کنیم، به یادت باشیم. در بازار غفلت بصیرت را به بردگی نگرفته و با بهای اندک نفروشیم. عمار ولیِّ زمانمان باشیم و در کنار انتظار غروب های آدینه، یاسرها بسازیم و میثم تمار...

به امید آن روز اللهم عجل لولیک الفرج...


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, ولادت امام زمان(عج), نیمه شعبان
[ دوشنبه ۳ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دعای نورانی فرج

بسم رب المهدی(عج)

روزشمار ظهور
برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

بسم الله الرحمن الرحیم

"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن 

صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ 

فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ 

وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً 

حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا" 

خدایا، در این لحظه و در تمام لحظات، 

سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان ولىّ‏ات 

حضرت حجّة بن الحسن- 

که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد- 

باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست

[و همه از او فرمانبرى مى‏نمایند] 

ساکن زمین گردانیده، 

و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازى


برچسب‌ها: مناسبتی, نیمه شعبان, ولادت امام زمان(عج), یا صاحب الزمان
[ دوشنبه ۳ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون