روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

آموزگار عشق ( ویژه ولادت حضرت زهرا(س) )

بسم رب المهدی

ولادت حضرت زهرا(س)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید


بسم ام المهدی، الهه ی زیبایی
بسم رب المهدی، خالق زیبایی


اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

السلام علیک ایتهاالصدیقه الشهیده

سلام من بر کبودی رویت، بر سپیدی مویت و بر پهلوی شکسته ات.

ای زائر بی نشانه!

ای کاش که امشب گرد راهت بر سر ما بنشیند. مُردم از جدایی، إنّا أعطیناک الکوثر.

باز فرشتگان زمینی شده بودند و در زمین سکنا گزیده بودند و تبریک می گفتند پا نهادن الهه ی زیبایی ها به دنیایی پر از بدی. دنیایی که بخاطر او بود. خدیجه این بار پدیدآورنده ی عشق شد.

ای همه ی هستیِ علی! تو نه تنها عزیز دل او بودی بلکه سرشت او با سرنوشت تو به نام ولایت گره خورده بود.

ای فاطمه!

عشق را از تو باید آموخت. همتای بی همتای علی بودی و با روح بزرگت شریک غم های او بودی. تو در کجای این خاک آرمیده ای ای مادر؟

آقا جانم!

به حق دلِ پریشان علی که دیوانه بار زهرا را می طلبید، به حق دستهای پینه بسته ی زهرا، به حق حسنین و به حق اشک زینبین

اللهم عجل لولیک الفرج

سالروز ولادت سرمنشأ رحمت و عنایت، فریادگر شادی، جوهره عالم و عالمیان، دارالشّفای دردمندان، اختر گیتی فروز آسمان، اسوه ی شگفت شهادت و کنزالعفاف، درّ یکدانه ی پدر و نگین پنهان بقیع، آموزگار عشق آن هم عشق حقیقی به دلسپردگان و رهپویان راه نور و رستگاری مبارک باد. 


برچسب‌ها: مناسبتی, ولادت, روز زن, ولادت حضرت زهرا(س)
[ شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
به انتظار تصویر تو ...

بسم رب المهدی

السلام علیک یا قائم  آل محمد

به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی
تا چند؟ تا چند؟
ورق خواهد خورد . . .

اگر او بیاید . . . اگر او بیاید باز هم امید زندگی کردن در وجودم زنده می شود. نا امیدم، نا امید از زندگی های امروزی.

تا کی؟ تا کی می توانم در این دنیا دوام بیاورم؟!

بدون او زندگی کردن سخت است. به هر کس که گفتم می خواهم با وجود او در این دنیا زندگی کنم، خندید. می گفت: مگر می شود که تنها به خاطر او زندگی کنی؟! و من در پاسخ به او . . . ؟ تنها آرزویم دیدن رویش است.

کوه با نخستین سنگها آغاز می شود و انسان با نخستین درد، اما دردی که در وجود من و توست از نداری ها نیست، از نداشتن است. نداشتن او در این دنیا، زیرا اگر او بیاید دیگر دردی نیست. دنیا بهشت می شود. بهشتی نزدیک و در عین حال دور. نزدیک است اگر بخواهیم و اگر نه که دور است. دور و دور و دورتر، من آماده ام، آماده ام تا حضور گرمش را در کنارم حس کنم، تا خانواده ام با حضور او طعم زندگی شیرین را بچشد. نه تنها آنها، بلکه تمام انسانهایی که بر این باورند که حال نیز زندگی شیرینی دارند. شاید اینگونه باشد ولی اگر وجود آقایمان مهدی صاحب الزمان (عج ا... تعالی فرجه الشریف) را حس کنند و بدانند که با وجودش چه خواهد شد، حسرت آمدنش را خواهند داشت و به امید آمدنش، روز ها و شب ها، لحظه ها و ثانیه ها را خواهند شمرد.

آری! من برای خدمت به او آماده ام و امیدوارم که او مرا بپذیرد و در لحظه ی حضورش در این دنیا باشم. برای عشق ورزیدن باید بدانیم که: (اولین قدم در راه عشق ورزیدن این است که بدانیم(عشق از دیدگاه اریک فروم))

بشنو از نی چون حکایت می کند

و از جدایی ها حکایت می کند 

کز نیستان تا مرا ببریده اند

از نفیرم مرد و زن نالیده اند
       

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق

دو دهان داریم گویا همچو نی  

یک دهان پنهانست در لبهای وی

«مولوی»

دلنوشته ای از یک منتظِر


برچسب‌ها: دلنوشته
[ پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:٤٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون