روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

یا سیدالساجدین (شهادت امام سجاد(علیه السلام))

بسم رب المهدی

روزشمار ظهور

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک نمایید

مولای من

هنوز هوای متراکم صحرا متأثر از صدای غل و زنجیری است که دستان مبارک تو را برگرفته بودند.

هنوز آسمان فریاد داغ دیدگانی را که سر بر دامان تو آرام می گرفتند فراموش نکرده است.

آه ای آشنای اسارت دریغ که حجّت خدا بر خاک خرابه ها بنشیند و نااهلان بر منبر آسایش باشند. از کدام خار نشانت را بپرسم که با پایت مدارا کرده باشد، از کدام سنگ پاره ی شام بلا جست و جویت کنم که با پیشانی همیشه در سجده ات هم نشین نشده است.

مولای من چه بگویم از سفر تلخ و پرمشقّت تو

چه بگویم از طعنه و زخم زبان نااهلان یک عمر با زینب رسالت سنگین رساندن پیام عاشورا را بر گردن کشیدی.

چگونه می شود از تو گفت و سخنی از سجده و سجاده نیاورد آنقدر پیشانی بندگی بر خاک ساییدی که سجده گاه تو بوی عرش گرفت. گویا خدا را بر سجّاده ات میزبان بودی. مولای من از صدای مناجاتت شیاطین به وحشت می افتند و کار خویش تمام شده می پندارند. 


برچسب‌ها: شهادت امام سجاد(ع), یا سیدالساجدین, مناسبتی, شهادت
[ سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
کاروان آسمانیان (ویژه محرّم)

بسم رب المهدی

پرسیدم از هلال ماه چرا قامتت خم است؟

آهی کشید و گفت که ماه محرم است.

گفتم که چیست محرم؟

گفت عزای اشرف اولاد آدم است.

به نام خدای شقایقها

این جا ایستگاهی است اندکی ماندن برای همیشه رفتن.

هرچه ماندن نیز در رفتن است و می دانم که در این زرق و برق شهر رفتن به آسمان چقدر سخت است اما من می خواهم این راه را بروم تا شاید به آسمانها بپیوندم و از آنجاست که نشانی 72 سر را از این و آن می گیرم و چه خوشا که به کوی تو برسم.

آه دریغا!

چه غافل بودند آنان که از قافله ی عشق حسین جا مانده اند امروز داغ روزی دیگر از صفحه ی تاریخ بر دلمان برده روزی که سرهای شهدا همراه کاروان معشوقان از کوفه به شام می رفت سرها برگ برنده ای برای اشقیا بودند. نا آگاه از اینکه این سرها با فرشتگان پیوند خوردند و به حال اینان می گریند ابرها، غروب روز غمناکی دیگر در ماه محرم گویا خورشید از مغرب طلوع کرده است آن هنگام که خورشید رنگ خون به خود گرفتو همراهیان حال خود را همانند آسمان چاک خورده ای پنداشتند.

زنان با چادرهای خاکی و مردان نا امید و دلخسته به سوی شام روانه می شدند.

آقای من تربتی دارم که آن را می بویم و بر آن سجده می نهم تا خاطرم به آن صحنه ی پر خون بیفتد و از غم حسین و دوری موسم وصل قلب شکسته و تکه تکه ی من چشمانم را یاری می دهند. به شوق قدومت شقایق ها را می شمارم اما چه کنم که قلبم سیصد و سیزدهمین یار را نمی یابد.

آقا جانم می بینی مرا هیچ چیزی ندارم و این دستهای خالی و خسته انتظار تو را می کشند و وجودت را تمنا می کنند. بیا... بیا...


برچسب‌ها: ویژه نامه محرّم, محرّم
[ چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شهادت امام سجاد(علیه السلام)

بسم رب المهدی

شهادت امام سجاد(علیه السلام)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

سلام سرورم آقا جانم

این سیه جان بی آبرو محتاج مهر توست.

این ملتهب دل بی سکون محتاج آرامش توست.

پس ای مهر عالم

بتاب بر جان خسته ام

بتاب بر قلب شکسته ام

بتاب به دستان بسته ام و ناپاکی ام بزدا.

سرورم باز با وزیدن باد روزگار درخت تاریخ تکان خورد و برگی از درخت افتاد که همه ی مسلمانان را به ماتم واداشت. آری شهادت امامی که در همه ی عرصه ها کوشا بودند.

مولای من

هنوز هوای متراکم صحرا متأثر از صدای غل و زنجیری است که دستان مبارک تو را برگرفته بودند.

هنوز آسمان فریاد داغ دیدگانی را که سر بر دامان تو آرام می گرفتند فراموش نکرده است.


برچسب‌ها: شهادت, شهادت امام سجاد(ع), یا سیدالساجدین

ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
حسین، عطش، کربلا

بسم رب الحسین

به نام حسین امام عاشقان
به نام زینب ترانه ی صبر
به نام لب های عطش زده ی علی اصغر
به نام عباس که فرات شرمنده ی او شد
و به نام عزادار همیشگی حسین(علیه السلام) یا مهدی(عجل الله) بسم الله

اشکانم در جستجوی راهی برای سرازیر شدن اند. گرمی اشکانم سردی صورتم را التیام می بخشد.

معشوقا!

دلم در انتظار جمعه ی عاشورایی است که وجودت برگ زرّینی در خاطره ها رقم می زند.

کبوتر ایمانم پَر یقین میخواهد تا به کوی تو برسد.

کربلای دلم را غسل می دهم و با وضو مبرّح می سازم و عطش آن را به جان می خرم تا رنگ سرخ عاشورایی گیرد اما باران اشکانم تشنگی ام را رفع می کند.

آفتاب عاشورا را می بویم و چشمان بسته ام ظهر را احساس می کنند و نماز عاشقی را در حسینیه ی قلبم به جا می آورم دریغ از اینکه یاوری نیست که یارای تحمل 70 تیر باشد تا بنوازم سلام نمازم را.

زینب با اشک آبِ آیینه و قرآن را مهیّا می سازد و برادر را بدرقه می کند. اسماعیل ها در قربانگاه حضور یافتند و فقط از آنها دشتی پرخون و بوی پیراهن ها به جا ماند.

سیاهی شب پرده افکنده بود، خیمه ها سوخته، سرها بر نیزه، جگرها پرخون، قلب ها شکسته و صدای رقیّه کربلا را در برگرفته.

آسمان می گرید،

                          آب شرمنده،

                                             خاک خجل است،

و صحنه ی دیدار دلبرانه ی رقیّه با سر پدر در دنیا نبود، بلکه بهشتی در آن جهنم حاکی آن رخداد بود.

شمع ها می سوزند، شام غریبان چه شبی بود که اشک هر دلسنگی را میهمان صورتش می کند.

و آری که چه رسم میزبانی را خوب به جا آوردند.

هم عهدان منتظر، حسین یعنی زیبایی. مگر می شود با زیبایی همراه و همسایه بود و زیبا نشد، پس اگه چشماتون مزیّن به اشک شد و حال زیبایی داشتید فقط برای اونایی که دوستشون دارید دعا نکنید واسه اونایی که دوستتون دارند هم دعا کنید.


برچسب‌ها: عاشورای حسینی, تاسوعا و عاشورا, ویژه نامه محرّم, محرّم
[ دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
تشنه ی حضور (ویژه تاسوعا)

بسم رب الحسین

در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند

در دل هر عاشقی عباس مأوا می کند

هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین

ثبت نامش را فقط عباس امضاء می کند

 سلام آقا جانم

این که تو را نمی بینم چرا باید از شوق مان کاسته باشد مگر از دیده رفتنت تو را از دلهای ما برده است؟

فدایت شوم، فدایت شوم راستی اگر دیر بیایی ما چه می کنیم، گرد تو می مانیم یا می رویم؟

آیا در قلبمان تپشی هست که ما را به نزدیکی تو بخواند؟

آیا هنوز سینه هایمان آنقدر وسعت دارد که سپر بلای تو باشد همچون یاران امام حسین(علیه السلام) که برای دفاع از جان امام یک لحظه از پای نایستادند؟

آیا به ما اطمینانی هست یا نه یا اینکه همچون کوفیان به لذّت یک گناه رهایت کنیم؟

خاطرم نیست نسیم مهرت کدام جمعه از کدام پنجره آمد و روی گونه هایم وزیدن گرفت. تمام دلخوشیم این بود که می آیی از کنار کعبه و چه می دانستم که بی اراده من می آیی هرگاهی در خانه ی دلم.

بیا نه برای دل من بلکه برای دل مادرت که این روزها از غم از دست دادن حسین(علیه السلام) خون است.

در هر نیازی و نمازی تو را خواستم اما نشانی از تو ندیدم این بار تو را به همان لحظه قسم می دهم، به عظمت آن لحظه امید طفل شش ماهه ی امام حسین(علیه السلام) نا امید شد و به جای نوشیدن آب با شهادت سیرابش کردند.

ای مهدی موعود تو خود خوب می دانی آرزوی هر مؤمنی هستی همانان که تو را پیش هر نیازی و پس هر نمازی دعا می کنم به جان هیچم قسم که دوریت بر ما سخت است.

امان از جدایی امان ...


برچسب‌ها: تاسوعای حسینی, تاسوعا و عاشورا, ویژه نامه محرّم, محرّم
[ دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٩:٥٢ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
به پیشواز یتیمی

بسم رب المهدی

محرّم

برای بزرگنمایی عکس روی آن کلیک کنید

 می شنوم صدای أین الحسینی که بشر با نوای این نوا می گریند و

استشمام می کنند

بوی یتیمی را، بوی خون را، بوی تشنگی و بوی محرّم را.

می دانم  که هر صبح و شام برای حسینت می گریی و من گاهی اوقات سر بر دیواری نهاده و با تو هم ناله می شوم. و اما اکنون صدای حسینی شدن همه عالم و عزا گرفتن و سیاه پوش شدن شهرمان را می شنوم که به پیشواز یتیمی می روند و سری به شهر دلم می زنم و آن را مملو از نوشته ای سیاه می کنم.

شهر دلم آشوب است دلتنگ تو و محرّم شده است. آغاز عشق، آغاز بندگی و سرانجام معصیت را انتظار می کشم.

سقاخانه ی دلم منتظر کسی هست تا لب تشنگان دلسپرده را مرحم بخشد.

معشوقی نیست که علم عاشقی را در صحرای عرفان عاطفه دهد. اما با شروع این ماه،این سال و این روزها این علم را با ذره ذره اشک به خون آغشته استوار می نهم.

اما بی وجودت، سجودم چه ثمر؟

و یک سؤال ذهنم را مشغول کرده که

آیا هنوز هیئت حسینیه انتظار 313 مرد دلخسته و عشق بسته ندارد تا با سینه زنی شان بیاید گل زهرا؟

شاید این مرحم دلم قرارگاه مان، قلبم پایان جاده وصال و چشمانم نظاره گر پیوندمان باشد.

بیا که جهان بی تو نهان است بیا ... .  


برچسب‌ها: محرّم, ویژه نامه محرّم
[ شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون