روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

یوم الله 22 بهمن

بسم رب المهدی


باز طنین الله اکبر زنان و مردانی در کوچه پس کوچه های شهر پیچیده است که هراسی از مرگ ندارند.

گاهی صدای گلوله ای سکوت محض محله را می شکند و لحظه ای بعد... غبار اشک بر چشم هم محلی ها پرده می افکند.دیوار شهر را مرگ بر شاه و درود بر خمینی پوشانده است و در این هیاهوی سیاهی ها نشانگر ظلم و ستم های دشمنان است.

سرمای زمستان، پاییز خزان کشور گرمای وجود نروفته بود بلکه تب قلب ها را بالا برده بود تا این که مردی از شرق برخاست و آفتاب را به دل یخ زده ی مردم هدیه داد.

مردی از جنس ایمان آمد و دیوار اهریمنان و طاغوتیان را متزلزل کرد و پایه های آن را فروریخت.

آمد و طعم امید را به مردم چشاند تا مردم پرده های غفلت و جهالت را کنار زنند و برمنای امید جان بگیرند و تا اینکه غم مردم به پایان رسید و روزی بود که اشک مردم به تبسم مبدل شد.  


برچسب‌ها: مناسبتی, یوم الله 22 بهمن, روز پیروزی انقلاب اسلامی ایران
[ شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۸:۳٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
غروب(ویژه نامه میلاد پیامبر اعظم(ص) و میلاد امام جعفرصادق(ع))

بسم رب رب المهدی

میلاد پیامبر اکرم(ص) و میلاد امام جعفرصادق(ع)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

در این زمستان سرد چشمان خیسم غروب آفتاب را نظاره گر است. افسوس که این جمعه هم بدون او گذشت اللهم عجل لولیک الفرج.

به نام اشکانی که لرزان روی مژه هایم سنگینی می کرد و غبار روبی دل را سهل می ساخت.

به نام دیدگانی که هر چه می نگرد آخر جاده ی انتظار را نمی یابد.

و به نام قلب هایی که ثانیه ثانیه احساس نزدیکی بیشتری به تو دارد و با لبیک بر تو می تپد.

کیست که این درد را مرهمی بخشد وا محمدا.

چندین سال پیش صدای گریه ی کودکی از مکه برآمد که شکوفه های لبخند را بر لب ها نشاند. حال با غم دوریت و بهانه ی این تبسم گریان می خندم.

ظهورت درخت امید دلم را آماده ی حضور می کند اما چه ثمر؟

درختی که با هر بهاری از شکوفه تهی است. ششمین آیه ی امانت نازل گشت و باری دیگر صفحه ای ذریّن تر از قبل بر تاریخ مان افزود. قصه ی دلتنگی ام روایت افسانه ای است و این غصه ها هستند که بار دیرینه ی من شدند.

از تو مردی می جویم چرا که انتظارم در مقابل غروب آفتاب برق می زند.

برق آن درخششی در دلم ایجاد می کند که نوید را ایجاب می کند.

می دانم...

می دانم که تو می آیی و ما را از جمع و منها کردن روز و سال ها نجات می دهی. عالم از جای تو پر است و وجود تو در اینجا خالی است. بس بیا که عالم بی وجودت موجودیتی ندارد.

کاش می شد لبخند را تمدید کرد

کاش می شد عهدها تجدید کرد

کاش می شد اشک ها تهدید کرد

کاش می شد در میان لحظه ها، لحظه ی دیدار را نزدیک کرد


برچسب‌ها: میلاد پیامبر اکرم(ص), ولادت, و میلاد امام جعفرصادق(ع)
[ جمعه ٢۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
خورشید پر فروغ من

"بسم رب المهدی"

به نام دلهای صادق و به نام قلب های عاشق و به نام عزم های راسخ

لبیک یا امام

گرفتار جنگ یأس بودیم،اما مسیحا نفسی احیاگر نفوس شد و حیات این ملت را جان تازه بخشید.

 روح خدا بود که در جان افسرده مردم در دمید. او بود که پرده های غفلت و کابوس ترس و وحشت را از میان برد، جسارت و گستاخی حق طلبانه را به مردم بخشید.

آمد تا مردم را با اعجاز خود آشنا سازد و فرهنگ شهادت طلبی را در کام جان پیروان علی (ع) و آشنایان با کربلا و شاگردان عاشورایی بریزد و بالاخره دهه فجر آمد که طلوع فجر آزادی را نجوا می داد.

ملت ایران تا پای جان از راه و رهبر دفاع و حمایت کردند شهیدان بر سر میثاق جان استوار ماندند.

در آن زمان که هوا سرد و تیراندازی ادامه داشت گاردی ها به نیروی هوایی حمله کردند و مردم به خیابان ریختند و مدام شعار می دادند، ارتش برادر ماست خمینی رهبر ماست.
جنازه های زیادی روی زمین بود و تنها صدای آژیر آمبولانس می آمد و مردم مجروحان را به بیمارستان انتقال می دادند. آسمان رنگ دیگری به خود گرفته بود و قلب ها با صدای درود بر خمینی می تپید.

انقلاب یعنی مردان و زنان با غیرت و شجاع که با ندای مرگ بر شاه که از هر کوچه ی ایران بر می خاست قدم امام را برای ورود این مرز و بوم سهل می ساخت.

آمدی فجر آزادی که با آمدنت امام آمد، خروش کلیم داشت کلامش بوی وحی داشت و با آمدنش ایران را دگرگون کرد و حال ما نوجوانان دین مهد هنر سوگند یاد می کنیم تا وقتی که هنوز نام زیبای ایران به پهنای گیتی چشم را نوازش می دهد و تا هنگامی که در آغوش گرم وطن خویش ایران نیارامیده ای پاسدار خون امام و شهدا باشیم.

 جمهوری اسلامی ما جاوید است                        دشمن زحیات خویشتن نومید است

آن روز که عالم ز ستمگر خالی است                      ما را همه ی مردم ایران عید است

  دهه فجر گرامی باد


برچسب‌ها: مناسبتی
[ چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
سالروز به امامت رسیدن غایب از نظرها

به نام آفریدگار دلی پر درد و چشمی بی سو و قلبی بی روح

سالروز امامت رسیدن غایب از نظرها

از این درد انتظار چه کنم من؟ چه کنم ؟ سلام معشوقا!

باز بر سر جاده دل زانو زدم و دستانم را به سوی آسمان گشوده ام و با چشمانی که غبار اشک بر رویش پرده افکنده است برای آمدنت دعا می کنم.

بر تقویم غم بار دلم سوگ یازدهمین برگ درخت امامت ترسیم شده است می گریم! می گریم! بر شهادت جانگذار یازدهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت و در گوشه ی دلم صدای قهقهه ای به گوش می رسد.

می دانم چون سالروز به امامت رسیدن غایب از نظرهاست اما دلم به تمسخر به من می گوید سالهاست که به من وعده داده ای مرکب سواری می آید اما دیگر به وعده هایت اعتنایی ندارم و با این ندا صدای قهقهه ام در زیر باران اشکم پنهان می شود و سکوت محضم را می شکند.

موعود من جمعه هایم شنبه شد و تو نیامدی!

ماهها مبدل به سالهایی گشته اند که تو در آن حضور نداشتی و نرگس هایم خشکیده شدند و برق چشمان تو به پرتو زرد گلبرگ های آن پیوند نخورده اند. و من هنوز امیدوارم حتی اگر سالهایم به قرن ها مبدل شود و من جایی در صفحه روزگار نداشته باشم و می دانم تو می آیی!


برچسب‌ها: موعود, سالروز امامت امام مهدی(عج), شهادت یازدهمین امام, امام غایب
[ سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
امام مهربانی (ویژه شهادت امام رضا(ع))

بسم رب المهدی

شهادت امام رضا(ع)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

 سلام بر مهدی و سلام بر مرد مهربانی

 آقا جان!

این بار دخیل دلم را به پنجره فولادت می بندم.

ای مهربان، امیر مهر!

این کاسه ی اشک هایم را نذر دل شکسته ها و عشق بسته های حرمت می کنم.

اگر بیندیشم و سکوت کنم به فکر می افتم که آیا می توانم طعم خوش پذیرفته شدن را بچشم و می توانم میهمان رافت تو باشم.

آیا قبولم می کنی؟

با تو می گویم که از گلبرگ گل نسترن بر شبنم احساس نازک تر و شفاف تری.

به پابوس تو آمده ام تا قبولم کنی.

با تو از اشک سرمازده ی چشمان آشفته کودکانی می گویم که سایه ای بر سر ندارند و چشم انتظار ضامنی هستند.

سلام و درود خدا برتو ای امام مهربانی

تو خوب می دانی دوری منجی عالم برما چه سخت است. سرمای زمستان را به جان خریده ام تا سرمای دوری او را نچشم.

کی می شود که آفتاب حضورت بر جهان بتابد و سرمای انتظار را از دلهای یخ زده مان بروباند.

رضاجان!

تو که مهربانیت بر من سایه افکنده است اکنون به پابوسی تو آمده ام.

آقاجان!

ضامنم می شوی تا مهدی بیاید؟


برچسب‌ها: شهادت, شهادت امام رضا(ع)
[ دوشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی(ع)

 بسم رب المهدی

شهادت امام رضا(ع)


برچسب‌ها: شهادت, شهادت امام رضا(ع)
[ دوشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۳:۳۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شب های بارانی(ویژه شهادت امام حسن(ع))

بسم رب المهدی

شهادت امام حسن مجتبی(ع)

برای بزگنمایی روی عکس کلیک کنید


به نام قلبی که از امید سرشار از تهی است.

به نام روشن تر از خاموشی

و به نام پروردگار مردی بارانی.

دلها همه غمناک اند و قلب ها همه خشکیده و ابرها را . . .

نمی دانم شاید بخیل، شاید خسته و شاید دلگیر.

ابرها نباریدند و مردم منتظر باران وصل بودند و نیامد مرد بارانی و نیامدند قطرات باران.

فراق همچنان ادامه داشت تا سرانجام مردم دریافتند که در آسمان چیز دیگری است.

پس تصمیم گرفتند بارانی شوند تا شاید باران ببارد.

گاهی وقت ها آنقدر دلتنگ تو می شوم که زبانم قفل می شود تا یکبار دیگر بگویم:

" اللهم عجل لولیک الفرج "

اما سکوتم گویای همه چیز است و ناگهان گریه سکوت محضم را می شکند تا شاید با قطرات اشکم دل خدا را بدست آورم و تو گمشده ی نهانم را بیابم ای گل نرگس.

امید، تنهایی، غربت، صبر کلماتی اند که هیچ وقت نمی توانند در کنار هم قلبم را آرام کنند. اما چه کنم که درمان دیگری این دل اسیر ندارد.

آقای من!

باز هم غمی دیگر فانوس دلم را خاموش کرده است.

حسن جان!

امشب دلم را به میزبانی ات آماده کرده ام.

شمع  ها می سوزند، بیا تنها امید من نه با دست های خالی، با خبر آمدن گل نرگس.

بیا بگو که باید به گل های نرگسم مژده ی دیدار دهم و بگو که برای جمله ی

" مهدی آمد "

همیشه ضمیری مستمر خواهد بود و این شب بارانی را که شب شهادت توست را به غیبت کبری متصل کن.

ای مقتدای!

باز آرام و بی صدا از کوچه های انتظار می گذرم تا شاید تو را ببینم و وجود گرمت آرامش بخش قلبم باشد.

کاش یک روز دگر اِذن ظهورت می شد

کاش سجودش امروز منجر به ظهورت می شد

اسیر همه ی ما تویی ای مهدی موعود

کاش جمعه نشده وقت ظهورت می شد


برچسب‌ها: شهادت, شهادت امام حسن مجتبی(ع)
[ شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
ماتمکده ی انتظار ( ویژه رحلت پیامبر اکرم(ص))

بسم رب المهدی

رحلت پیامبر اکرم(ص)

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

السلام علیک یا اباصالح المهدی ادرکنی

السلام علیک یابن رسول الله

ای رسول خدا ما تا کی باید کتاب سرد انتظار را در جمعه های اشکبار و غمگین از دوری مولایمان ورق بزنیم و با دلی شکسته منتظر او بنشینیم تا آدینه ی بعد؟

اگر دنیا مجال می داد همه از اعماق وجود برایش دعا می کردیم، اما افسوس که همه در غفلتیم. حالا که شما از این دار مکافات دورید و مقرّب به ملکوت برای آمدنش دعا کنید.

مهدی جان!

ما را بنگر که در این ماتمکده ی ماتمزده به انتظار بهار نشسته ایم.

به انتظار ازهار که مشیّتمان را رنگ دیگری بخشد و تو تنها شکوفه ی این بهار انتظاری.

تنها با تأنی و با یاد حضورت تسلی می یابم.

فرجام این همه انتظار چیست؟

آیا چشمانم حتی برای یک لحظه در برق چشمانت پیوند می خورد.

این بار رقعه ام را در دلم انداختم شاید آن را بخوانی و قبل از شفق از صدر جاده ی حضور بیایی. بدون تو حتی یک لحظه طمأنینه ندارم.

لحظه ای حضورت در ذهنم متجسّم می شود، غریب می زنم.


برچسب‌ها: شهادت, رحلت پیامبر اکرم(ص)
[ شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون