روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

یاد یاران

بسم رب المهدی

شبی به داغ شکفتیم در کنار شهیدان

زدیم پرچم دل بر سر مزار شهیدان

محیط سبز چمن سرخ شد زجوش گل خون

گرفت رنگ بقا عالم از بهار شهیدان

به پای سفره نوروز هفت ساله نهضت

زدیم سکه یاسین به افتخار شهیدان

دعای لحظه تحویل شد قرین اجابت

دگر شدیم به هرحال در جوار شهیدان

هجوم عاطفه مادران رنج کشیده

کشیدمان به کنار گل از کنار شهیدان

دلی نبود که از داغ لاله لاله نسوزد

ز رود رود جگر سوز داغدار شهیدان

خدای را چه کنند این مهاجران که دمادم

شوند غرقه به خون راهی دیار شهیدان؟

غزل غزل غزل خون سرود چشم "جمالی"

که یادنامه خون است یادگار شهیدان


برچسب‌ها:
[ چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
عید فطر

بسم رب المهدی


دیروز ،مشتاق دیدارت بودیم و امروز دلتنگ از رفتنت . چه دیر آمدی و چه زود می روی .انگار آمده بودی  تا جانمان را با آب تو به بشویی و طعم تقوا را به ما بچشانی . آمدی تا در ضیافت الهی ،بر سر سفره میزبان ،حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف   بنشینیم که ؛"بیمنه رزق الوری؛به یمن وجود او موجودات روزی داده می شوند." آمدی که ربیع قرآن ،"رمضان المبارک "بهاری دیگر باشد برای حضور بهار دلها .همو که قرآن ناطق است. تابا ولایتش ، به روح قرآن برسیم و با نفخات الهی  و نسیم بهاری،  جان تازه ای بگیریم .

"آه که اگرمی دانستیم برکتت را آرزو  داشتیم حضور یکساله ات را"

که تو تنها جلوه ای از جامعه ی مهدوی هستی . آن آرمان شهری که اهل قبورش در سرورند و گرسنگانش سیر، فقیرانش بی نیاز و... . و تو فرصتی بودی  برای تربیت یاوران مهدی .همانان که می کوشند تا با ورع  و پرهیز کاری ،چراغانی کنند جاده ی انتظار را برای قدوم یار .

و تو را این همه شیرینی ، و بی تابی دل از برای خداحافظی ... پس درود بر تو . درود بر تو که با نیکی ها آمدی. درود بر تو که پیش از آمدن خواسته شده بودی . درود بر تو و شب قدرت . درود بر تو و شهید مظلومت ،که در شب قدر هم کسی قدرش را ندانست.درود بر تو  که آمدن دوباره ات را آرزومندیم و شوق داریم  .

و سلام بر عید شیعیان . سلام بر فطرت . سلام بر فرشتگانی که هدایای روزداران را سوغات می آورند .سلام بر آنان که با ندای" قد افلح من تزکی "الهی شدند، با نگاه ولایی مولایشان .

در آن هنگامه ای که زمین در طلب رویت هلال ماه است ،آسمانیان  در طلب رویت ماه زمین چشم دوخته اند . همو که وجهه کالقمر الدری ،چهره اش مانند ماه نورانی است .او که کفلقه القمر ، مانند ماه پاره ست. تا با طلوع چهره تابناکش افطار کنند،روزه ی فراق را.

وندبه ی فطر در نخستین آدینه ی شوال ، عطری دیگر به خود می گیرد. آری او هم آرزو می کند تا زود زمانی  با رویت هلال ابروان ماه فاطمه، روزها ی طولانی غیبت را به پایان برد  و فطر وصال را به نظاره بنشیند . وانگار لاله هم در گوش نرگس ،همنوا با ندبه خوانان ،زمزمه می کنند ، آرزوی دیرینه اش را "اللهم عجل لولیک الفرج "


برچسب‌ها:
[ جمعه ۱٩ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
نجوای دل

بسم رب المهدی

اللهم ارزقنی فیه فضل لیله القدر

 و صیر فیه اموری من العسر الی الیسر

و اقبل معاذیری و حط عنی الذنب و الوزریا روفابعباده الصالحین.

 

 

خداوندا در این روز فضیلت لیله‌القدر را نصیب من گردان وتمام امور وکارهای مشکل را آسان کن و عذرهایم را  بپذیر وزر و گناهم را محو و نابود ساز ای رئوف و مهربان در حق صالحان

 


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۳:۱۱ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
روز قدس

بسم رب المهدی   

ساقه‌های تکبیر می‌رویند و گل‌های ایمان می‌شکفند و در آن سو  در مهد نزول آیات الهی و مرکز قداست، از زیتون حقیقت، نور اسلام می‌درخشد.

گلبانگ تکبیر، استکبار را به وحشت می‌افکند و کاخ شیشه‌ای صهیونیسم را به لرزه درمی‌آورد و انقلاب سنگ‎‌ها جهانی می‌شود. سنگ‌هایی که در مهبط نور پرواز می‌کنند عاشقانه، و شهید می‌شوند همان که می‌تپد در مشت و خون آلود می‌گردد قبل از پرتاب، سنگ‌هایی که سر   سازشگران را می‌شکند و سکوت سنگین خودفروختگان را هم.

ندای خمینی، عالمیان را به خروش می‌آورد، تا قدس جهانی گردد. صدای فلسطین و ندای غریبی‌اش، از هر سو شنیده می‌شود، مناره‌های مساجد، ناقوس کلیساها، همه و همه بی‌گناهی و آوارگی را فریاد می‌زنند و هم‌نوا با آنان در اولین گردهمایی جهانی، انسان‌های آزاده بشریت، یکصدا می‌خوانند قدس باید که آزاد  گردد.

عهد بسته بودند به حرمت لاله‌ها، جانشان نذر قدس عزیز و راهشان همان راه کربلا، امت واحد رهسپار در طریق خدا. و خون شهید هم که انگار آیه‌های سرخ حق‌الیقین را تلاوت می‌کند تا امتی را پیام باشد.

مسلمان و آزاده، همصدا و یکپارچه، بال در بال آتش، به امید لحظه‌های آفتابی در حرکت، با پشتوانه‌ی پیروزی خیبر و سپاه امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، چشم امید را به فردا می‌دوزد، تا خون‌بهای برادرانش را با پیروزی بازپس گیرد.

صهیون به وحشت می‌افتد، خاطره‌ای تلخ را به یاد می‌آورد. اینان همان سپاه محمد صلی الله علیه و آله و سلم اند لب فرو می‌بندد و از درون می‌لرزد. آری، آن‌گاه که سپاه محمد صلی الله علیه و آله و سلم یکپارچه و همدل به قلبت بتازد شکست آن تو را حسرتی دوباره خواهد بود.

و تو از کو‌هایمان می‌ترسی، که می‌دانی آبستن هزار انتفاضه است و از خانه‌هایمان که هر تکه‌اش سرباز انتفاضه است و از قلب‌هایمان هم، که می‌دانی می‌تپد در سینه تا انتفاضه را تکثیر کند.

«روز قدس روز جهانی است» ، روز اسلام است، روز مقابله‌ی مستضعفین با مستکبرین و روز قدس، فلسفه انتظار است. در هنگامه‌ای که عَلَم مبارزه با اسرائیل برافراشته گشت آیه‌های روشن استقامت معنای دیگری به خود گرفت. منتظران دستان خود را به حمایت از فلسطین، از آستین همت و غیرت برآوردند تا با برائت‌جویی از بی‌عدالتی، ظلم و تبعیض زمینه‌ی ظهور موعود را فراهم سازند که وقتی مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف بیاید ظلم را ریشه‌کن می‌کند، و منتظران هم به شوق دمیدن صبح ظهور، تلاش می‌کنند تا ظلم نابود شود، در هر کجای جهان که باشد. آری قدس تنها نشانه‌ای است، نشانه‌ای برای مقابله با جنایت‌پیشگان تاریخ.

و آتش گرفته شاخه‌ی سبز زیتون، بر دهان کبوتر... و آن‌گاه که یلدای غریبی به سر آید و فجر انتظار بدمد، خواهی دید شاخه‌ی سبز زیتون، بر دهان کبوتر .


برچسب‌ها:
[ جمعه ۱٢ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شب قدر

بسم رب المهدی

http://www.emdadgaran.com/includes/FCKeditor/upload/%D8%B4%D8%A8%20%D9%82%D8%AF%D8%B1(1).jpg

وجودش تفسیر محمد(ص) بود و سجودش تجسم عبودیت و بندگی. زندگی اش حیات را معنا می بخشید و راهش میزان رفتن بود و ماندن. آن ناطق و عدالت مجسم که رفتارش احیای سنت پیامبر بود وحکومتش الگوی رهبری اما خفاشان را یارای پرواز در قلمرو خورشید علوی او نبود و همین انگیزۀ حسادت آن تنگ نظران شب پره سیرت بود همانهایی که پیوند ولایت را گسستند تا محراب خونین کعبه سندی جاودان بر حقانیت شهیدش باشد.

عرش لرزید از نگاهش روبه آسمان فرمود:«اللهمَ بارک لی فِی الموت؛خدایا مرگ را برای من مبارک گردان.» ستاره ها دیگر در انتظار صبح نبودند انگار تمام هستی مأمور شدند تا علی علیه السلام به مسجد نرود. پروبال خاکی مرغابی ها و دستگیره در که هنوز دستش دراز بود برای گرفتن امیرالمؤمنین علیه السلام اما علی علیه السلام ... رفت.

کوفه اشک خون ریخت و نالۀ یتمی سر داد در آن هنگامه ای که ندای فُزتُ و ربِّ الکعبه آسمان زمین را سرشار گشت کمر آسمان خم شد وصدای گریۀ ستاره ها گوش فلک را پر کرد.انگار منادی هم با بغض در گلو ندا می داد« به خدا سوگند ارکان هدایت درهم فروریخت ورشتۀ مستحکم الهی از هم گسست؛ قُتِلَ اِبن عم المصطفی قُتِلَ علی المرتضی» و زینب هم که با دستان لرزان چشم انتظار پدر نشسته...


برچسب‌ها: شهادت
[ یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ٩:۱٧ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
نجوای دل

 بسم رب المهدی

 

اللهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ أسْحارِهِ

ونوّرْ فیهِ قلبی بِضِیاءِ أنْوارِهِ

وخُذْ بِکُلّ أعْضائی الى اتّباعِ آثارِهِ بِنورِکَ

 یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین.

خدایا آگاهم نما در آن براى برکات سحرهایش

 وروشن کن در آن دلم را به پرتو انوارش

وبکار به همه اعضایم به پیروى آثارش به نور خودت

اى روشنى بخش دلهاى حق شناسان


برچسب‌ها:
[ یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
السلام علیک یا أبا صالح المهدی أدرکنی

بسم رب المهدی

http://upload./1/1211247922.jpg


برچسب‌ها:
[ شنبه ٦ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
کریم اهل بیت

بسم رب المهدی

در خنده های صبح دم نیمه رمضان یک میلاد نهفته بود که با شکفتن گل رویش پرچم آقایی بر بام عرش نهاده می شد. نسیم سحری در بوستان حُسن نبوی منتظر بود تا عطر گل مجتبوی را برای منتظران به ارمغان برد که ناگاه پنجره ای گشوده شد از خانۀ زهرا و علی(ع) رو به سوی حسن ازلی. و جهان مزین گشت به قدوم سبط اکبر نبی ابا محمد حسن بن علی(ع) و ماه آسمان هم که سر به زیر افکنده بود از روی ماه خانۀ زهرا و علی(ع).

انگار عالم را بهانه شد تا در ضیافت الهی بر سر سفرۀ  مولود نیمه ی رمضان از مائده معنویت خدا بهره برد و در آستانۀ شب قدر برکتی مضاعف را توشه گیرد که وجود گرامی مولود مبارکش آرامش بخش دلهای دردمند و نقطۀ امید درماندگان است و حلم و بردباریش مورد ستایش اهل آسمان و زمین.

تنهاترین سردار در میان یارانی بی بصیر که نشناختن حق امام خویش را و در این میان تنها صبوریش بود که هستی را امید می بخشید برای مهیا شدن نهضتی الهام بخش آن هنگام که رسالت را در میدان امامت تنها صلح دید چه پرشکیب پذیرفت و با سکون و آرامش در مقابل اعمال نادرست یاورانی بی وفا بردباری پیشه کرد و تا همگان را بفهماند که صلح او زمینه ای خواهد بود بریا رسوایی بنی امیه. آری ... آن پرچمی که بدست علمدار کربلا برافراشته گشت با گوشه ای از عبای حسن(ع) آفریده شده بود.

و مهدی(عج) به مجتبی(ع) می ماند در حلم و بردباریش درآن زمان که ناراحتی از مردمان (شیعیان!) به او می رسد و او با حلم و بزرگواری صبر پیشه می کند که تنها امام شنانسی ضعیف و یارانی فاقد بصیرت می آزارند امان اهل زمین را.

و گویی این گونه نمی باشند محبان منتظر همانانی که جانشان مصفاست به عطر یاد امام خود و با معرفت در انتظار فرج مولای خویشتن تا دیگر تجسم نشود خواستن و نتوانستن که اخوالحسین(ع) بزرگترین تجسم خواستن و توانستن بود تنها به دلیل مهیا نبودن زمینه و نداشتن یاورانی چون 72 حسین باور راستین.

آری سکوت زیبایی طریقش شد و این تنها در توان حسن(ع) بود و بس که در سایۀ آن آماده شوند به حقیقت، مردانی چون کوه استوار تا تنها دل در گرو محبت و اطاعت امام خویش بسپارند و همپای او بگستلند رشته های ستم.

و مهدی(عج) نیز به امید یاورانی نستوه بردباری پیشه می کند تا آنگاه که اذن فرمود حضرت دادار با یاریشان از پای درآورد ظلم و جور را.


برچسب‌ها: ولادت
[ پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ٢:۳۸ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
نجوای دل

بسم رب المهدی

اللهم لا تواخذنی فیه بالعثرات

واقلنی فیه من الخطایا والهفوات

و لا تجعلنی فیه غرضا للبلایا و الافات

بعزتک یا عز المسلمین

خدایا در این روز مرا به لغزشهایم مؤاخذه مفرما
وعذر خبط وخطایم بپذیر
 ومرا هدف تیرهای وآفتهای عالم قرارر مده
 به حق عزت وجلالت اب عزت بخش اهل اسلام .


برچسب‌ها:
[ چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۳:۱٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
نجوای دل

بسم رب المهدی

اللهم طهرنی فیه من الد نسِ والأ قذار
وصبرنی فیه على کائنات الأ قدار
و وفقنی فیه للتقى وصحبة الابرار
بِعونک یا قرة عین المساکین.

خدایا در این روز از پلشتی و گناه، پاکیزه ام دار
و در این روز به آنچه برایم مقدر است صبور دار
و مرا در آن به تقوى و هم نشینى با نیکان توفیق ده
به حق یاریت، اى روشنى چشم مستمندان.


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۳:٠٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
نجوای دل

 بسم رب المهدی

اللهمّ زَیّنّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ
واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکفافِ
واحْمِلنی فیهِ على العَدْلِ والإنْصافِ
وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ
بِعِصْمَتِک یا عِصْمَةَ الخائِفین .

بنام خداوند بخشنده مهربان
خدایا در این روز مرا به حجاب و عفاف زینت ده
و مرا به جامه قناعت و عدل و خوددارى بپوشان
و در آن مرا بر عدل و انصاف وادار نما
و آسوده ام دار در آن از هر چیز که می ترسم
به حق نگاهداری ات اى حافظ ترسندگان


برچسب‌ها:
[ دوشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون