روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

 


برچسب‌ها: ولادت
[ سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۸ ] [ ٤:۱٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
کوثر جاری

بسم رب المهدی

سلام بانو . سلام بر تو ای فروغ مهتاب ، تو ای کو ثر جاری ، که مدینه را صفا بخشیده ای از قدم با برکتت. و گرمی بخش کانون مقدس اهل بیت شدی و دیده ها را روشن نمودی .

وامروز اول ذیقعده است که عالم به وجود فاطمه ای دیگر از گلشن رسالت روشن می شود تا عصمت فاطمه زهرا سلام الله علیها را دوباره تجلى سازدو با فروغ خود،اسوه بانوان جهان گردد.

 

وحال می خواهم از بانویی  برایتان بگویم که بارگاه زیبایش، پناهگاه دل هاى عاشقى است که شب هاى چهارشنبه در جمکران بیتوته مى کنند. همان هایی که ، سربرآستان حرم حضرت دوست مى سایند و براى ظهور گل نرگس دعا مى کنند و از بانوى کرامت، براى شکوفه دادن درخت اجابت استمداد مى طلبند.

فاطمه معصومه  تنها خواهر امام هشتم ، او که خورشید فروزان امامت بود و معصومه ماه تابان عصمت . که سر انجام  پس از یک ربع قرن انتظار همچون ستاره ای تابان از دامن نجمه درخشید وهم سنگ امام هشتم شد  وامام بود که وا لاترین عواطف انباشته شده در سودای دلش را بر او نثار کرد.

فاطمه ای  که محل رشدش در خانه ای بود که وی را با دریایی از علم ومعرفت روبرو ساخت و زیر نظر خانواده اش در کوتاهترین مدت ممکن مسیر رشد در علوم را نیز پیمود واز کمالات بهره های فراوانی از پدر مادر وبرادر برد . تا آن جا که وقتی پدر بزرگوارش دست خط دخترش را دید سیمایش از شادی شکفته شد وبا لبخند ملیحی که بر لبانش نقش بسته بود سه بار فرمود : فداه ابوها . پدرش به فدایش .

بانوی باکرامتی که امام صادق(ع)پیش از ولادتش فرمود:

خدا را حرمى است و آن مکه است،امیرمؤمنان را حرمى است و آن کوفه است،و ما اهل بیت را حرمى است وآن قم است.بزودى بانویى به نام فاطمه از تبار من در آن جا دفن شود که هر کس به زیارتش بشتابد،بهشت بر او واجب مى گردد.

و به راستى او فاطمه است تا على را یارى کند،زینب است تا رسالت عاشورا را بر دوش کشد و معصومه خواهر امام رضاعلیه السلام  است تا با هجرت برادر از مدینه به خراسان،رسالت فاطمه بودن را بر دوش احساس کند و سرو بلند باغ محمد صل الله علیه وآله وسلم  ،على بن موسى الرضاعلیه السلام  را یاور باشد.

ومعصومه معصومه است . فاطمه کریمه اهل بیت است ، قبله همه دلهای شیفته ولایت ، دختر هفتمین وخواهر هشتمین خورشید ولایت که حریمش کعبه عاشقان است واو قصه بلند مدینه است  تا مشهد .اوست معصومه ترجمان بلند عاشورا وفصه با زینب هم سفر شدن  که بارگاهش تجلیگاه الگوی مهدی ، فاطمه زهرا سلام الله علیهاست .

واینک این ماییم که در آغاز دهه کرامت به واسطه کریمه اهل بیت ، از خدای کریم  می خواهیم که دیدگانمان را روشن ودلهایمان را شاد نماید با ظهور مولایمان مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف ، همان گونه   که در زیارت فاطمه معصومه زمزمه می کنیم :« اسئل  الله ان یرینا فیکم السرور والفرج ؛ از خدا وند می خواهم که سرور وگشایش شما را ببینم .»

که همانا قطعا سرور اهل بیت مهدی موعود عج الله تعالی فرجه الشریف است .


برچسب‌ها:
[ دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
صادق آل طه ، زبان رسای اسلام

بسم رب المهدی

سلام بر تو ای مدینه ! سلام بر کوچه هایت،  سلام بر آن گنبد خضرا که نظاره گر بقیع غریب است ، سلام بر آن چهار گل زهرا که در آن آرمیده اند ، وسلام بر صادق آل طه ، شیخ الائمه، خورشید مدینه دانش، که شهر علم را روشنایی می بخشید با نور پر فروزش. همان که قصه دیدار دوستدارش "عنوان بصری" با او، گویی سرانجام و قصه ی وصل عاشقان مهدی است . وشاید به همین دلیل است که در دانشگاه جعفری سخن از "قائم آل محمد" زیاد به میان آمده است .

 مهدی آخرین ودیعه الهی  که امام صادق علیه السلام در باره اش فرمود : "برای قائم غیبتی است ، پیش از آنکه قیام کند . پرسیدند برای چه ؟ فرمود : برای اینکه می ترسد .او منتظر است  مردم در باره او دچار شک وتردید می شوند ...جز اینکه خدا دوست می دارد که شیعیانش را در بوته آزمایش قرار دهد تا اهل باطل دچار تردید شوند . "

"بعضی (افراد خیره سر) می گویند:خداوند نیازی به آل محمد ندارد، آن گاه چون شهاب ثاقب - ستاره درخشان- ظاهر می شود . ودر این زمان است که فرشتگان بدر برای یاری او فرود می آیند وسیصد و سیزده مرد در مسجد الحرام گرد می آیند وآن گاه در تمام دشت و صحرا این نغمه طنین می اندازد : این است مهدی ."

واین گونه است که امام به حق ناطق، جعفر صادق و حجت الهی که واسطه فیض وعامل گردش زمین وزمان است؛ در عصر خود در حق ششمین فرزندش می فرماید :" لو ادرکته لخدمته ایام حیاتی . اگر من زمان حیات او را درک می کردم همه عمرم دامن خدمت به کمر می بستم ."

آری این است نشانه عظمت بقیه الله. او که آخرین حجت الهی است واراده خداوند بر او تعلق یافته تا زحمات طاقت فرسای همه پیامبران را به ثمر برساند، بادست با کفایت خود .

وچه زیبا بشارت داده است منتظران را؛ آنهایی را که امروز در سوگ او به عزا نشسته اند ودوباره یاد دستهای بسته وآتش درب، دلهایشان را می سوزاند، که فرمود: "ای ابا بصیر ! خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبت انتظار او را می کشند ، ودر زمان ظهور فرمان او را می برند، آنهایند اولیای خدا که باکی برآن ها نیست  وهرگز دچار اندوه نخواهند بود ."

و عاقبت مهدی می آید ودلهای دوستدارانش آرام می گیرد با شنیدن صدایش.

 انگار مدینه هم از به خاطر آوردن شهادت چهارمین ستاره مدفون در بقیع می لرزد و دلگیر می شود. کوچه های شهر به خوبی بیاد دارند که سالها پیش چه اتفاقی افتاده است، شاید اگر آن زمان دستان علی بسته نشده بود امروز هیچ کس جرات بستن دستهای صادق آل پیامبر را نداشت ، اگر درب خانه زهرا آتش نگرفته بود، اگر خیمه ها در میدان کربلا نسوخته بود، حال دوباره  درب خانه حجت خدا نمی سوخت .

واین است سیل اشک ودل پرخون وقلب پر ازسوز منتظران است  که نشانه از مظلومیت خط اهل بیت دارد ، و اینانند که به پیروی از مولایشان - امام صادق علیه السلام -  در فراق بقیه الله این چنین زمزمه می کنند : "ای سید وسرور من ! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده ،عرصه را بر من تنگ نموده ،آرامش دلم را از من سلب کرده است . سرور من ! غیبت تو مصیبتی جانکاه بر سراسر وجودم فرو ریخته ، واز دادن یکی پس از دیگری اجتماعات را پراکنده ساخته ، هستی را بر باد می دهد .

اشک هایی که در اثر بلا ها وگرفتاریها از دیدگانم فرو می ریزد وناله هایی که از اعماق دلم بر می آید هرگاه مختصر تسکینی می یابد وبه سردی می گراید، احساس می کنم مصیبتی جانکاه تر وفاجعه ای اسفبار تر وحادثه ای دلخراش تر در برابر دیدگانم مجسم می شود که رویدادهای تاثر انگیزی است که با خشم تو آمیخته وحوادث فاجعه آمیزی است که با غضب توعجین شده است ."

آجرک الله یاصاحب الزمان

بارالها! تو را قسم به ناله ها واشک های امام صادق علیه السلام ، سوگند به جان آن مضطر که هر وقت تو را بخواند دعوتش را اجابت می کنی، به مضطر آل محمد صل الله علیه وآله وسلم رخصت فرما که ترا بخواند وآنگاه دعوتش را مستجاب فرما وبیش از این دلهای بی تاب منتظران را با آتش هجر مسوزان ودیدگان ما را از دیدار آن کعبه مقصود  وقبله موعود محروم مفرما .   

 


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸۸ ] [ ٩:٢٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
وبلاگ جدید اخبار مهدوی

بسم رب المهدی

به اطلاع می رسانیم که فرهنگسرای تخصصی و جامع مهدویت اقدام به راه اندازی وبلاگ جدیدی تحت عنوان "اخبار مهدوی" نموده است که در این وبلاگ شما می توانید هر روز با اخبار جدیدی برگرفته از سایتهای حرفه ای فعال در زمینه مهدویت و همچنین اخبار تخصصی مربوط به فرهنگسرا مهدویت بهره مند شوید.

امیدواریم ما را از انتقادات و پیشنهادات خود درمورد وبلاگ جدیدمان آگاه سازید. و اگر تمایل داشتید این وبلاگ جدید را با عنوان "اخبار مهدوی" با آدرس

     ahd-4.persianblog.ir 

لینک فرمایید.


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸۸ ] [ ٤:٥٦ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شیدای ولایت

بسم رب المهدی 

 

با اینکه اهل مدینه بود و دلبسته شهر نبی اما علاقه مندی او به علم حدیث او را به نیشابور کشاند و در آنجا اقامت گزید. و در هنگام ورود مولایش علی بن موسی رضا در نیشابور به سر می برد. و از همان زمان بود که تاج خادمی خورشید هشتم را با افتخار بر سر نهاد و به همراه امامش راهی طوس شد. عاشق و شیدای اهل بیت بود. خودش به امام رضا علیه السلام گفته بود: " من به ولایت شما اقرار دارم."

گاهی احادیثش بوی محبت اهل بیت علیهم السلام را داشت به همین دلیل در تعریف او اینگونه می گفتند: ابا صلت مرد راستگو و مورد اطمینان است اما تنها عیبی که دارد شیعه و دوستدار آل رسول است. و در نظر بعضی دوستی اهل بیت تنها عیب او بود. حال اینکه این بالاترین افتخاری است که وی به آن می بالید.

ابا صلت مورد عنایت امام رضا علیه السلام بود. آخر امام او را خیلی دوست می داشت همیشه در پیشبرد محافل و مجالس او را با خود به همراه می برد و برای تربیت شخصیت ایمانی اش گاه گاهی به او تذکراتی نیز می داد. او هم تا آخرین لحظه ی زندگانی امام رضا علیه السلام از ایشان جدا نشد و تنها راوی حدیث غم انگیز شهادت امام گشت.

و سرانجام پس از سالهای پرافتخار خدمت به خورشید هشتم در سال 207  دار فانی را وداع گفت و دوستداران علم و حدیث را داغدار نمود.

 

 


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
به بهانه جنگ احد

بسم رب المهدی

داغون شده بودند از شکست سختی که سپاه محمد در جنگ بدر به آن ها وارد کرده بود .همان بدری که درخشش آن همواره پایدارمانده وزمین وزمان همچنان در انتظار سپاه فرزند محمد نشسته است . همان سیصدوسیزده یار وفادار که می شناسیدشان .یاران وفاداری که یوسف زهرا بعد از گذشت بیش از  1000سال هنوز هم در انتظارآنان هست .

وحالا این سپاه شرک است که برای انتقام کشته شدگانش وجبران شکست بدر تصمیم گرفت با نیروی فراوان ومجهزبه مسلمانان حمله کند .

پیامبر با هزار نفر مدینه را به سوی کوه احد ترک کرد .در بین راه عبدالله ابن ابی منافق مشهور، عده ای را تحریک کرد وحدود سیصد نفر به مدینه بازگشتند .وسپاه هفتصد نفری فرستاده خدا در دامنه ی کوه احد در برابر  لشکریان کفر صف آرایی کرد .

دو قهرمان جنگ احد

گرچه درآغاز نبرد؛ با هلاکت نه پرچمدار قریش به دست توانای علی علیه السلام جنگ به نفع مسلمانان بود. و حمزه عبدالمطلب یاور پیامبر در سختی های مکه ،از سابقین به اسلام واز هجرت کنندگان به همراه نبی خدا؛ با دو دستش در راه دین خدا شمشیر می زد وبرای دفاع از حبیب خدا محمد مصطفی فداکاری می کرد. اما افسوس که فراموش کردن خدا ودلبستگی به دنیا باعث شد که سرنوشت جنگ جور دیگری رقم بخورد . و ناگاه ...

 محمد صل الله علیه وآله وسلم عزادار شد  در غم شهادت عموی خود ."اسد الله واسد رسوله". در بزرگی او همین بس که هفتاد بار بربدن پاره پاره اش نماز خواند، رسول خدا .هرگاه شهیدی را می آوردند پیامبر بر هر دو پیکر نماز می خواند ومی فرمود :"ملائکه را دیدم که بدن حمزه را شستشو می دادند . کسی که خداوند بر وی دو بال عنایت فرموده که در میان فرشتگان پرواز می‏کند ."

 و به راستی با شهادتش غمی بزرگ بر دل نبی خدا نهاده شد.

" وَعَلی قائمة العرش مکتوبٌ: حمزة اسداللّه‏ و اسد رسوله و سیّدالشهدا"

وحال این علی است وذوالفقارش ، این علی است وشهامت وفداکاریش ، این علی است ومباهات خدا به فرشتگانش واین علی است وندای آسمانی جبرائیل : "لا فتی الا علی،  لاسیف الا ذوالفقار"  


برچسب‌ها:
[ یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
مرثیه مجسم

بسم رب المهدی

 

بقیع، آه ای بقیع با تو سخن می گویم، با اشک دیدگانم و دل سوخته ام. برای تو روضه خواندن لازم نیست تو خودت مرثیه مجسمی. شهرپیامبرمظلوم است اما تو مظلوم تر از آنی. اهل بیت مظلومند اما بقعه های خاموش آنهاست که روشنی بخش تو شده است.                

آن کوردلان گمان بردند با تخریبت آتش عشق شیعه به اهل بیت خاموش می شود. اما آنان که نمی فهمند تو در قلب خود چهار خورشید و ستارگان بسیاری را جای داده ای. آنان که نمی فهمند مادر مظلوم شیعه در تو پنهان است. آنان که نمی فهمند تو بیش از همه به آسمان نزدیکی.

تو با تاریکی ات خیلی چیزها را روشن می کنی. تو نشانه ی غربت اهل بیت رسول هستی، تو باید باشی تا در روز موعود که خداوند ذره ای به هیچ کس ظلم نمی کند به عنوان شاهد برعلیه کوردلان گواهی دهی. تو باید باشی و مظلومیت شیعه را فریاد زنی تا آنگاه که منجی بیاید و تو را رهایی بخشد تا مهدی بیاید و تو را آباد کند.

او که بیاید برایت ضریحی می سازیم به بزرگی ضریح علی و به زیبایی شش گوشه ی حسین. پنجره فولادی می سازیم و بر آن دخیل می بندیم. و بر سر مزار ام البنین سقاخانه ای بنا می کنیم تا هیچ کس تشنه نماند.

می سازیمت و آبادت می کنیم زمانی که او بیاید. ... اما حال در غربت تو اشک ماتم می ریزیم و با دلی خون تخریب خاک بهشت را به عزا می نشینیم و این غم جانسوز را بر عاشقان تسلیت عرض می کنیم.

 

 

 

... و هنوز هم منتظران چشم به راه سپیده ی تاریخ اند.

 


برچسب‌ها:
[ یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
سومین سفیر

بسم رب المهدی

 

او تو را می شناخت تمام خوبیهایت را. به همین خاطر بود که از خدا خواست تا تمام خوبیها و خوشنودی هایش را به تو بشناساند. خودش دعایت کرده بود که خدا با عنایات خود تو را خوشحال کند. گفته بود: مقامی نزد او داری که سبب خوشنودیش شده است. و خوشا به حالت که امامت برایت اینگونه دعا کرد که : "خداوند احسانش را بر او افزونتر کند." و آن زمان مسئولیتی به تو واگذار کرد و تو شدی سومین سفیر آخرین حجت الهی. اینها را در اولین نامه اش به تو فرموده بود.

و تو حسین بن روح نوبختی شیعه ایرانی از خاندان نوبختیان، که همواره همنشین خلفای عباسی بودند و با قدرت سیاسی و پایگاه اجتماعی مناسب نقش اساسی در پیشرفت تفکر شیعی و حمایت از شیعیان را بر عهده داشتند.

در قرن سوم هجری پا در عرصه گیتی نهادی تا بیست و یکسال تاج پرافتخار نیابت منجی الهی را بر سر نهی. مرد مورد اطمینان و احترام تمام فرقه های الهی، با مقام علمی والا که همان مقام فقاهت دانش و تقوایت بود. با این حال پنج سال از عمر با برکت خود را در زندان به سر بردی تنها به این دلیل که راضی نشدی وجوهات شیعیان امام زمانت را به حکومت بسپاری.

و سرانجام پس از 21 سال امانت داری تاج پرافتخار نیابت خود را در 18 شعبان 326 ه.ق به علی بن محمد سمری بخشیدی.

 


برچسب‌ها:
[ جمعه ۳ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
دفاع مقّدس

بسم رب المهدی


نورشان از نور حسین بود و طینتشان از خاک خون آلود قتلگاه شهدای کربلا . اینان همان اصحاب آخر الزمانی سید الشهدا هستند که به خون خواهی او آمده اند و همین پیمان است که آنان را زیر علم صاحب الزمانی گرد می آورد، چرا که علم امام زمان نیز علم خون خواهی سید الشهدا است "یا لثارات الحسین" ای خون خواهان حسین گرد آیید.(سید شهیدان اهل قلم)
و این بار از سر دل تنگی هایمان می سراییم زمزمه های عاشقانه را  .
آقایم، مهدی جان! سلام. این اولین نامه ایست که به بهانه ی شما می نویسم. می خواهم از زمانی برایتان بگویم که خود شاهد  آن بوده اید.شاهد بوده اید که یاران مصلح شما  حماسه ای خلق کردند به عظمت حماسه کربلا .و ما که در این زمانه در حسرت آن روزگاریم همانند کسانی هستیم که سال ها بعد از واقعه کربلا حسرت یاری کردن حسین علیه السلام بر دلها شان مانده بود.

دراندوه اینکه اگر از قافله کربلای ایران جا مانده و آن روزگار را درک نکرده ایم تنها دلخوشی مان این است که  شما می آیید و آن گاه یا شهادت یا زیارت.
مولایم ! می دانم به یاد دارید حماسه آفرینی یارانتان را ، آن  فرزندان روح الله ، صادق ترین چهره های حزب الله را، همان هایی که با قافله کربلا روانه شدند و علم صاحب الزمانی شان را برافراشتند و با سعادت تن را نردبان معراج جان نمودند. آنان منتظران واقعی شما بودند که سلاح بر دوش وشهادت طلب ، با بصیرت و جهاد ، ظلمت شب را شکافتند و دور از تعلقات خود را برای شهادت در رکاب شما آماده می کردند و چقدر زیبا و دلنشین بود زمزمه ها و نجواهایشان.

مگر می شد نماز شبی خوانده شود و یادی از شما در آن نباشد،مگر می شد کمیل و توسلی خوانده شود و نشان از مهدی زهرا نداشته باشد، مگر وصیت نامه شهیدی خالی از یاد شما نوشته می شد. شب های عملیات  یادتان هست ؛ تمام اشک شوق و سوز دل برآمده از جانهای پاک رزمندگان تنها به عشق دیدار شما بود.

مردان اشک و آهن ، عابدان شب و شیران روز با فریاد هیهات من الذله استوار بودند و تنها هدفشان یک چیز بود : یاشهادت یا زیارت . و خوشا به حال آن شهیدان راستین که هم شهادت نصیبشان شد وهم زیارت . انگار اینان عهد ازلی بسته بودند که تا در منای عشق قربانی راه دوست شوند  و هم اجازه ندهند ذره ای ازعزت سرزمین دینی شان کاسته شود. یاران حسین زمان در کربلای ایران تا پای جان ایستادند.

شهیدانی که آنچه داشتند تنها جان بود که آن را تقدیم خدا کردند وپی مانی را که با مو لایشان بسته بودند با خون به امضا رسانیدند ، در محراب جبهه به نماز سرخ ایستادند و آنچه بر جای نهادند نام معطر و یاد نیکشان است.

و اینک این ما هستیم آنان که از روی شهیدان شرمنده اند آنان که از قافله کربلای ایران جا مانده اند، در انتظار شهادت نشسته ایم چرا که شنیدیم شهیدی می گفت : در عصر غیبت منتظر به کسی گفته می شود که منتظر شهادت باشد ؛  و ما در انتظار یک پیام از جانب مکه ایم : یا اهل العالم انا مهدی.


برچسب‌ها: مناسبتی
[ پنجشنبه ٢ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۱:٥٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون