روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

ماه شوال

ماه شوال دهمین ماه قمری است. واژه شوال به معنای «باربرداشتن به قصد رفتن به جایی» است. از آنجا که در هنگام نامگذاری ماه‌های عربی، این ماه در فصل سیر و شکاررفتن عرب ها قرار گرفت «شوال» نامگذاری شد. 


ماه شوال از ماههای حج است و روز اول آن، عید سعید فطر، از اعیاد بزرگاسلامی به شمار می‌رود. 


حوادث تاریخی مهمی در این ماه روی داده است که مهمترین آنها عبارت‌اند از: شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در سال 148 قمری، غزوه احد وشهادت حضرت حمزه در سال 3 هجری، غزوه خندق و قتل عمرو بن عبدود به دست امام علی ابن ابیطالب علیه السلام در سال 5 قمری. 


برچسب‌ها:
[ دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ۳:۱٩ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
عید فطر مبارک

http://img.tebyan.net/big/1387/07/1022144323013523222238194249239441431711967.jpg


برچسب‌ها:
[ یکشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
روز رستگاری

 

بسم رب المهدی

چه زود دیر می شود. چه زود تمام می شود. چه زود دل تنگ می شوی از رفتنش. انگار همین دیروز بود که رمضان برای بازیافتن خود گمشده ات فدایی داد و برای توجه به خدا ضیافتی برپا کرد. و حال امروز پایان این میهمانی خداست. و رسیدن عید فطر، عید توفیق بر طاعت و اطاعت، عید ذکر و توبه و تهذیب نفس. و حال موعد سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است. اگر کوله بار میهمانی ات را باز کنی در آن ستاره های اجابتی را که نیمه شب ها از آسمان می چیدی را خواهی دید. . خوشا بحالت. خوشا بحالت که در رمضان، در کوره ی انسان سازی سوختی و جان تازه ای گرفتی و دوباره متولد گشتی. و شدی مصداق این آیه ی شریفه که: قَد اَفلَحَ مَن تَزَکّی. پس بشتاب به سوی خیل نمازگزاران که فمود: و اذکَرَ رَبِّهِ فَصَلّی. آخر امروز روز پاداش است. امروز منادی ندا می دهد:" ای مؤمنین بشتابید به سوی جوائرتان. " و فرمان می رسد که ای ملائک آماده باشید. و این بوی خوبی را که احساس می کنی بوی اجابت است، بوی بهشت است. این ها ملائکند که دسته دسته برای دادن هدایای الهی بر خیل نمازگزاران فرود می آیند و به ایشان درود می فرستند. 

و در این روز در آن لحظه که آرزوی دیدار مولایمان را کردی در آن هنگام که در فراتش با دل مملو از امید اشک حسرت می ریزی و با زمزمه ی دعای ندبه دردمندانه و عاشقانه با او نجوا می کنی  عَزیزٌ عَلیَّ اَن اَرَی الخَلقَ وَ لا تُری و لا اَسمع لَکَ حَسیساً و لا نَجوی از خدا بخواه که این میزبان عزیز ضیافت رمضان و ای صاحب عید فطر، رمضان را از من بپذیر و بهترین پاداش مرا برقراری دولت کریمه حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف قرار بده.

چرا که امروز عید است و من و همسفرانم با نظر لطف و رحمت تو از جاده ی رمضان به سر منزل عید فطر رسیده ایم.

 

 

 


برچسب‌ها:
[ یکشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شبهای قدر

                                                 شهید شبهای قدر

 

 

بسم رب المهدی


ای علی! برای آنچه دراین ماه برتو روا شمرده می شود می گریم.

 گویا تورا  می بینم که برای پروردگارت نماز می گذاری و شقی ترین پیشینیان که هم پایه ی پی کننده ی ناقه ی ثمود است برمی خیزد و چنان ضربتی برسرتو می زند که محاسنت را به خون رنگین می کند.

این سخن را پیامبر به علی گفته بود. سالها پیش. و حالا علی خواب رسول و زهرا را دیده بود. پیامبر در خواب به او گفت که راحت می شود. راحت می شود از این همه بی وفایی.از 25 سال خار در چشم و تیغ درگلو داشتن. و این آسمان و زمین است که بغض کرده است.مثل زینب. مثل دلهای شیعیان که قرار است دوباره بعد از پیامبر پدر معنوی خود را از دست بدهند، مسجد کوفه خوب به یاد دارد روزی که علی بربالای منبر گفت:" سَلونی قَبلَ اَن تفقدونی؛ هرچه می خواهید از من بپرسید قبل از اینکه مرا از دست بدهید." اما ... نمی فهمیدند؛ عظمت پسر ابوطالب را. کسی راکه راههای آسمان را بهتراز زمین می شناسد. علی حق رامی گفت اما کوفیان تنها مسخره اش می کردند.

شب نوزدهم درخانه ی دخترش ( ام کلثوم ) میهمان بود، تمام شب را نماز   می خواند، استغفار می کرد، گریه می کرد. نگاهش به آسمان بود و زیر لب زمزمه ای داشت: ( اللهم بارک لی فی السموات؛ خدایا! مرگ را برایم مبارک گردان ) و سحر آماده ی رفتن به مسجد شد.

انگار همه ی عالم، از رفتنش بیم داشتند. همه می خواستند علی به مسجد نرود. چشمان نگران دخترش، پروبال زدن مرغابی ها و نوحه سرایی شان، دست گیره در که انگار هنوز دستش دراز بود برای گرفتن کمر علی. و اما علی... رفت. و صدایش در مسجد کوفه پیچید" فزتٌ و رب الکعبه ".و این منادی بود که در بین زمین و آسمان صدا زد: به خدا سوگند! ارکان هدایت از هم فروریخت و رشته ی مستحکم الهی از هم گسست: قٌتِلَ ابنٌ عَمِّ المصطفی. قٌتِلَ علیّ المرتضی.

ای مولای ما، ای مولای نجوای عاشقانه ی کمیل ای حبل الله . حال چگونه در ماتم مظلومیتتان آرام بگیریم. آخر ذکر سحر و یا رب گفتنتان اجابت شد. می بینید دیگر همدم و همرازی ندارد. از این به بعد چشم ویرانه نشینان در انتظارتان سپید خواهد شد. و این مثل داغی است بر دلهامان. قبر زهرا مخفی، قبر علی مخفی و تازه بعد از صد و پنجاه سال امام صادق توانست بگوید که اینجاست قبر امیر المؤمنین.

( گفت:" کمیل جان! خدای عزوجل پیامبرش را تربیت کرد، او مرا و من مؤمنین را تربیت می کنم." منظور همه ی مؤمنین بود دیگر!؟ از ازل تا ابد )

 

 



برچسب‌ها: شهادت
[ پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ٧:٠۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شب قدر احیای خویش با دم مسیحایی مهدی


بسم رب المهدی

صدای تپش قلب رمضان به گوش می رسد. رمضان موعد عروج است و شب قدر است همان قلب تپنده رمضان. شبی که فرشتگان زمین را به آسمان متصل می کند و دلها را نورباران. شبی که میعاد بیداران است و معراج شب زنده داران. و حالا تو بر سر پرنعمت ترین مائده لطف الهی میهمانی. در میهمانی که باید دلداده باشی. باید در این شب تاریک از روشنی ماه نور بگیری تا دل تاریکت را روشن کنی.

کتاب عظیم را واسطه کن بین خودت و خدا. عاشقانه مولایت را صدا بزن. امشب شب وصل شدن است. باید از خودت جدا شوی. اصلا نفست را جا بگذار و با دلت روانه ی میهمانی شو. با دلت پرواز کن تا آسمان. با بالهایی که خداوند به تو عطا می کند. در این شب.

هر گاه احساس کردی به خودش نزدیک می شوی آهسته فریاد بزن: دوستت دارم. و برایش بخوان هَرَبتُ اِلیکَ و قفتُ بینَ یَدَک به سوی تو فرار می کنم و درآغوشت قرار می گیرم.

فزتُ و ربِّ الکعبه

اگر صدایش را شنیدی. اگر احساس یتیمی کردی. همنوا شو با ناله ی محراب کوفه.   وآرام با او ذکر بگو یا علی. یا علی. یا علی.

وقتی دعای جوشن کبیر می خوانی هرگاه یکی از نامهایش را صدا می زنی اگر شکستی بدان که در راه رسیدن به مقصد نزدیک تر می شوی. آخر مقصد همان دل توست. همان دلی که وقتی شکسته می شود تنها جای خدا هست و بس.

و حالا وقتی خویشتن جدید را با قلم توبه و جوهر اشک ترسیم می کنی از خدا بخواه تا مطلع فجر سوره قدر که همان فرج آقایمان است فرارسد و گوش دلهامان را صفا بخشد با نوای زیبایش. وقتی آرام دعای فرج را زمزمه می کنی، وقتی به یاد او عاشورا    می خوانی، وقتی فقط به عشق آمدن او قرآن سر میگیری و خدایت را قسم می دهی بگو، بگو که در این شب ها چقدر آن خیمه ی سبز دیدنی است و آن مظهر جمال و جمیل زیارت کردنی. بگو چقدر طواف فرشتگان برگرد وجود مولا تماشایی است و چقدر ذکر انا بقیة الله شنیدنی است.


برچسب‌ها: شهادت
[ سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ٩:٢٧ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
عزیز فاطمه(س)

 

امشب امشب کتاب حسن خدا باز می شود
چشم عزیز فاطمه، تا باز می شود 

حسن ازل، تجلی زیباتری کند
تا پرده از جمال خدا باز می شود 

آیات قدرت از همه سو جلوه می کند
درهای رحمت از همه جا باز می شود 

نخلی ز نخل های امامت کتد قیام
رازی ز رازهای بقا باز می شود 

تا دیدگان نور دل و دیده بتول
بر چهره رسول خدا باز می شود 

فریاد می زنند زشادی، فرشتگان
کامشب در بهشت وفا باز می شود 

امد حسَن که حُسن خدا را نمونه است
این در به آن مقام عُلا باز می شود 

ریحانه رسول خدا، کز شمیم آن
گلهای عشق و صبر و رضا باز می شود 

زیباترین شکوفه نخل مقاومت
در بوستان مهر و وفا باز می شود 

چشم علیّ و فاطمه بیند چو ان جمال
لبهایشان به حمد و ثنا باز میشود 

اینست آنکه از اثر حُسن رای او
بس پرده ا ز روی ریا باز می شود 

هر عقده از معاویه در کار دین فتد
ار رای او به صلح و صفا باز می شود 

از شعله های داغ دل آن امام صلح
راه قیام کرببلا باز می شود 

ای یادگار ماه خدا کز فروغ تو
راز کمال ماه خدا باز می شود 

تو بهترین کریمی و در عالم وجود
هر عقده ای به دست شما باز می شود 

قدر تو ناشناخته ماند ای جمال صبر
وین راز بسته روز جزا باز می شود 

امشب اگر عنایت خاصت به ما رسد
درهای فیض بر رخ ما باز می شود 

من زنده ام به بوی تو و، از نگاه تو
گل از گل وجود مرا باز می شود 

بر صفحه گناه موید قلم بکش
روزی که مهر نامه ما باز می شود


برچسب‌ها:
[ یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ٩:٠٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد با سعادت امام حسن مجتبی (ع)

 بسم رب المهدی

نیمه ی رمضان و درخشش قرص ماه در خانه ی علی و زهرا. نیمه ی رمضان و شادی ملائک در تولد ابا محمد.

می بینی انگار ماه هم به شوق رسیدن او در این شب کامل شده است. اگر خوب گوش کنی صدای تبریک ملائک را می شنوی. آخر اولین فرزند علی و زهرا دیده به دنیا گشوده است. و حالا این پیامبر است که می خواهد برای سبط اکبرش نامی انتخاب کند. زهرا و علی گفته اند که در این امر از رسول خدا سبقت  نمی گیرند و رسول هم منتظر است. و نام مولود را خدا برگزید. حسن. همانی که بزرگوارش درباره ی او فرمود: "حسن از من است و من از اویم. خداوند دوستدارکسی است که او را دوست بدارد." و به یمن میلاد او آسمان در نیمه ی ماه خدا رنگ الهی گرفت. گرچه نباید در شب میلاد به بغض ها اجازه شکستن داد اما نمی توان نگفت دردهایی که در درون سینه بی قراری می کند. می دانم که صدایم را می شنوید پس ای

آقای کریمان سلام. سلام برشما که کرامت و بزرگی تان ستودنی است ودرسی است برای ما. سلام برشما ای روشنی دیده زهرا و علی

آقا! خیلی دلمان می خواهد برایتان ضریحی بسازیم. اما ... نمی شود. آرزو داریم یا کریم مزارتان باشیم و پروانه وار به دور شما بگردیم و زائر غریبتان شویم. با بالهایمان از مزارشما تبریک بجوییم و صورت خیس عاشقانتان را در پشت پنجره های بقیع نوازش کنیم. اما ... آقا می دانیم که باید صبر کنیم. باید دعا کنیم تا مهدی تان بیاید. آخر بقیع شما با دستان او آباد می شود.

می دانیم که محبت و دوستی شما از رمزهای مهدی یاوری و شما هم می دانید که عشق و محبتتان را خداوند در دلهامان نهاده پس ای مولای ما. دعا کنید   برای ما

به صدق و پاکی این عشق و محبت قسم. دعایمان کنید تا از خادمان بقیع باشیم. و فدایی مولای عزیزتر از جانمان مهدی.                     

 


برچسب‌ها: ولادت
[ جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ۸:٢۱ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
تسلیت وفات حضرت خدیجه (س)

بسم رب المهدی

تعریفش را از مردم شنیده بودی علاقه داشتی سرمایه ات را (خالی از ریا) به فردی بسپاری. بانو، یادت هست کسی را نزد عمویش ابوطالب فرستادی واز او خواستی تا محمد سرپرست کاروان تجارتی ات شود. یادت هست روزی که محمد امین، امین توشد، و تودل دراخلاق کریمانه اش باختی؟ یادت هست زمانی که زنان شهر تو را به خاطر ازدواج با جوان هاشمی بی محلی کردند و کنایه می زدند؟ یادت هست آن شبی که پیامبر از حرا بازگشت و توی اول بانوی لبیک گوی ندای دعوتش شدی و از همان روز اول شیعه ی علی. یادت هست شب معراج و سلام خداوند و جبرئیل به تو، که واسطه ی آن نبی خدا بود.

حالا می خواهم از دلتنگی هایمان برایت بگویم ای غمگسار روزهای بعثت. بعد از تو چه سخت شد این دنیا برای دختر کوچکت فاطمه. دیگر پیامبرکه به خانه می آمد تو نبودی تا آرامش بخش او باشی. آخرتوهم سنگ صبور او بودی و هم وزیر او در امر رسالت. با مال خود به او و اسلام جوان نیرو می بخشیدی، باگفتار وکردار از او دفاع می کردی. و او را در مقابل عذاب کافران که در امر رسالت و ادای آن نصیبش می کردند تسلی می دادی. و اینگونه بودکه فاطمه ات ام ابیهاست.

اماای مادرمهربان همه ی عالم، ای کاش بودی و فاطمه ات را در کنار علی می دیدی. ای کاش بودی وحسنین و زینبین را می دیدی اما نه... اصلا خوب شدکه نبودی، خوب شدکه نبودی، تا شاهد آتش در باشی خوب شد که نبودی تا دست های بسته و پهلوی شکسته راببینی...

ای فرزانه ی قریش گمان کنم کنایه زدن به تو در روزهای آغازین زندگی ات بارسول خدا، باغربت زهرا و علی درمدینه هم ربطی داشته باشد و اسیری فرزندانت درشام هم دنباله همین ماجراست...

وحال دیگر در وصف توچه می توان گفت که رسول خدامی فرمود: خدیجه در حق خود جز نیکی گمان برکه خداوند بزرگ بارها با ملائک خود به تو مباهات می کنند. و در فراق از تو اینگونه یادمی کرد: خدیجه زنی بودکه چون همه از من روی گردانیدند او به من روی کرد و چون همه از من می گریختند به من محبت ومهربانی می کرد و چون همه دعوت مرا تکذیب می کردند به من ایمان می آورد و تصدیق می کرد و در مشکلات زندگی مرا یاری می داد و با مال خود کمک می کرد و غم از دلم می زدود.   


برچسب‌ها:
[ یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
تبریک ماه مبارک رمضان

بسم رب المهدی

 رمضان ماه خداست، ماه روزه، ماه اسلام و فرمانبرداری، ماه پاکیزگی، ماه قیام. ماهی که در آن قرآن فروفرستاده شد درحالیکه برای مردم راهنماست. ماهی که شبی از شبهای آن را از بندگی در شبهای هزارسال برتری داده اند و آن را شب قدر نامیدند. که در آن اَجَلها و روزیها مقدر میشود. فرشتگان و روح به فرمان خدا برای هرکاری فرود می آیند و در آن شب درود و سلام فرشتگان است بر هریک از بندگانش که بخواهد.                                                                            (صحیفه سجادیه)  

 

خوب گوش کن. صدایش را می شنوی. آری رمضان است که از راه می رسد. نوای زیبایش را می شنوی که تو را می خواند: یَا اَیُّهَا الَّذینَ اَمَنوا کُتِبَ عَلَیکُُم الصّیام کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلُّکُم تَتَّقون(2/183) . حال آماده ای یا نه توشه ای برگرفته ای؟ علما می گویند: شروع سال نو برای سالکان راه الهی، رمضان است. در ماه شعبان که آخرین ماه سالشان به حساب می آید خوب توشه جمع می کنند تا با دست پر به سال جدید وارد شوند و از میهمانی که خدا برایشان ترتیب داده کمال بهره را ببرند.    

چرا اشک در چشمانت حلقه زده! از سرشوق است یا از سنگینی کوله بار گناه؟ اگر از سرشوق است خوشا به حالت از اینکه آماده ای، آماده ای برای ضیافت الهی، برای سحرهای پراز نجوا و افطارهای پر ز حلاوت یک روز عبادت. اما اگر سر گناه است ... باز هم خوشا به حالت که دلی آماده داری برای بازگشتی دوباره به سوی تنها عشق هستی. نکند خودت را لایق این لطف ندانی و با کوله بار گناه توقع بخشش نداشته باشی چرا که آمرزش او بزرگتر است از گناه تو همانگونه که درادامه تعقیبات ظهر است می خوانی: اللّهُمَّ اغفِرلِی عَظیمَ ذُنوُبی بِعَظیمِ عَفوک. پس غم مخور و فقط به فکر این باش که چگونه خودت را آماده کنی برای میهمانی که در راه است. باید کاملا پاکیزه باشی. آداب میهمانی رفتن را که می دانی. فقط چند قدم اضافه تر به همراه داشته باش، چشمی مملو از اشک، پیشانی خاکی، سجاده ای سبزتر، قلبی با قرآن، مفاتیح برای نجواهای سحرگاهی همراه با زمزمه دعای فرج. مهم نیست زیاد اهل خواندن باشی. مهم این است که اهل دل باشی. اگر یک صفحه از قرآن را می خوانی، با عشق بخوانی با تدبیر با نیتِ سلامتی و ظهور آن یار غایب از نظر.می دانی که قلبمان را با یاد او پیوند زده اند و هرچه می خواهیم ابتدا برای گشایش امر اوست که همان گشایش کار خودمان است. 

                              

  شَهرُ رَمَضان اَلَّذی اَنزَلَ فیهِ القُرآن هُدَی لِلنّاسِ وَ بَیّناتِ مِنَ الهُدی وَ الفُرقان.  (2/185)

اگر هوای دلت بارانی شد بگذار شالیزار قلبت را آبیاری کند تا مگر بشوید هرآنچه آلودگی بر سر شاخه هایت نشسته و بشوید ناپاکی ها را. از اینکه رحمت الهی وجودت را سرشار شده و دلت را لرزانده خوشحال باش که تو را فراموش نکرده است. پس باید قدردان باشیم. قدردان این همه مهربانی از اینکه یک ماه به ما فرصت می دهند که تنها با خودش باشیم و در لیله القدرخیرمن الف شهرتا خود صبح صدایش زنیم. تا برایمان نیک بنگارد به دست ولی اش در دفتر سرنوشتمان. و این نعمتی است که تنها به امت محمد صل الله علیه و آله و سلم عطا فرموده است. در این فکر باش که چگونه تقدیرت رقم می خورد در این شبها. در نیمه ماه از مولود ماه هم کمک بگیر آنهم غریبانه. با چشمی اشکبار از مولایت علی بخواه که تا سال دیگر کربلایی بخوانند و دل غم زده از غربت مولایت را روشن کند به دیدار بقیع خاموش. هر آرزویی داری بخواه اما یادت باشد که اول و آخر یک چیز را بیشتر بخوانی «اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج وَالعافیه وَالنَّصر وَجعَلنا مِن خَیرِاَنصارِهِ وَاَعوانِهِ وَالمُستَشهَدینَ بَینَ یَدیه.

 

 مولا و مقتدایمان "تنها قلب تپنده ی ایران اسلامی" فرمودند: ( رمضان قطعه ای از بهشت است در جهنم سوزان مادی و مادی پرستی) پس در این بهشت یک ماهه به دور از جهنم سوزان خوب حظّ معنوی بَر، تا اسیر جهنم سوزان نشوی. به قول پیر جماران ( از همه بالاتر این است که انسان در ماه مبارک رمضان خودش را اصلاح کند ما محتاج به اصلاحیم، محتاج به تهذیب نفس، ما تا دم آخر محتاجیم.)

پس در این یک ماه که در کار خانه انسان سازی قرار می گیری و تمام پلیدی ها در بند می روند خودت را خوب آماده کن تا سرنوشتی نیک برایت رقم بخورد. آخر معلوم نیست سال دیگر به این مهمانی دعوت بشوی یا نه.

به امید آنکه در روز عید بهترین عیدی را از سوی او دریافت کنی.

                                                                                                                          یا حق

التماس دعای ظهور

 


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون