روزشمار ظهور

دلنوشته" ايام مذهبي‌ "

میلاد با سعادت امام علی علیه السلام

درهای آسمان به روی زمینان گشوده شد آن گاه مادرت بنت اسد تو را در آغوش گرفته بود و کعبه به احترامت ترک برداشته بود و تو یگانه برادر و وصی و یار محمد دیده به روی جهانیان گشودی در آن لحظهات ناب زمین صدای ناله فرشتگان را می شنیدم که صداق تو داغی بر دل آنها شده بود چرا که تو دیگر از امروز به زمین آمده بودی و فرشتگان دل تنگ حضور تو در آسمان بودند.تو آمودی تا نبی شهر علمش بی در نماند و فاطمه یگانه دخت نبی بی یارور نماند و شیعیان عاشقان ولای تو بی ولی نمانند و چه زیبا خداوند نعمت خود را بر ما تمام کرد با نعمت چون ولایت تو یا علی چه پدرانه دست مهرت را بر سر یتیمان عرب می کشیدی و چه دلیرانه قلعه خیبر را در کندی و چه مشتاقانه جبرئیل صفت لافتی الاّ علی را از جانب خداوند برای تو آمد

مولایمان نمونه دیگر نداشته است                  اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

مولا تو کیستی که نبی آبروی خلق               معبود را به نام تو سوگند داده است

سوگند می خورم که علی شهر علم بود       شهری که جز علی در دیگر نداشته است

یا غیر لا فتی صفتی درخورش نبود               یا جبرئیل واژه ای بهتر نداشته است

حافظ خبر نداشت جهان وقف مرتضی           از کیسه خلیفه سمرقند داده است

بی شک گره زده زمین را به آسمان            دستی که مرتضی به خداوند داده است

پدر تمام شیعیان عالم روزت مبارک و میلادت بر تمام شیعیانت مبارک باد.


برچسب‌ها: میلاد با سعادت حضرت علی (ع), روز پدر, ولادت مولا علی بن ابی طالب
[ جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ٩:۳٢ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
تولد امام محمد باقر

از همان لحظه شروع شد زندگیت رنجت

از همان لحظه شروع شد کودکی ات

با هفتاد و دو پروانه سرخ

از همان لحظه شروع شد

که میگرییدی پابه پایغل و زنجیر

دست در دست سرشت

از همان لحظه شروع شد

که به همراهی باد می وزیدی انگار

در دشت بلا

که قصه ای بود از فرش تا به افق تا به روح ازلی

از همان لحظه شروع شد که بودی دیدی و چشیدی

مصیبت هارا یک به یک در پس کوه های بلند

و تو ماندی وتو ماندی وروایت کردی قصه ی

هفتادو دو پروانه سرخ

قصه ی پرپر شدن هفتادو دو گل های بهشت

تا به خاطر باشد

به ذهن ها جاری ز قلب ها آگاه

وای باقر العلوم

ای مالک سرور

ای پنجمین سپهر

وامشب انگار که تو می آیی

از شهر مدینته النبی می آیی

چون اختر ناب میتابی باز

بر روی زمین ز افق می آیی

و امشب همه در شادی و عشق غرق اند باز

غنچه بر لب های همه باز است باز

چون که باقر به دنیا آمد

 ز امتش تا پسرش صاحب زمان شادند شاد

 


برچسب‌ها:
[ دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد فرخنده اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا

زهرا خلاصه ی ساده لفظ پرتکلف مادر...

مادر زمزمه ای است از رحمانیت خداوند رحیم و وردی است برای ورود به وادی رأفت الهی...

مادر جلوه ای است از عشق راستین بر صفحه ی پر از تزویر روزگار...

مادر،وجود ققنوس گونه ی خود را به آتش می کشد و تمام هستی اش را در برابر من به زانو در می آورد تا بی نیاز شود وجود پر نیاز من...

و در همین ایام قریب و همین ساعات آشنا، آسمان به ودیعه آورده است رحمانیت و رأفت الهی را در کالبد مادر.

و زهرا س همان خلاصه ی ساده و روان لفظ پر تکلف و ثقل مادر است.


برچسب‌ها: ولادت حضرت فاطمه زهرا
[ جمعه ٢۱ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٦:۱٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل صدیقه کبری ، حضرت

برچسب‌ها:
[ جمعه ٢۱ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٥:٠٤ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
میلاد بانوی دوعالم خانم فاطمه زهرا

چون او به جهان کم است و او این همه است                              

یک واژه ساده نیست یک عالمه است

هم دختر و هم همسر و هم مادر عشق

اینها همه هیچ فاطمه فاطمه است

امروز را  به مناسبت ورود قدوم مبارک مادر تمام خوبی هابرروی زمین خاکی جشن گرفته ایم، تا بگوییم که هرچه داریم همه از چادر خاکی زهراست....

امروز روزی است که به اسم مادر مزین است...

مادر زیبا ترین واژه است که وجودم با او معنا پیدامیکند...مادر،که خداوند بهشتم را به زیرپایش قرارداد ومرا منع از نموده از کوچک ترین ناسپاسی نسبت به او....

مادر..تمام مهربانی و گذشت درهمین یک کلمه معنا می شود...

وحال اینجا سخن از میلاد بانویی است به بلندای عصمت

بانویی که در 5 سالگی ،حضرت رسول اورا مادرخود((ام ابیها))صدامی زدند...

درفضیلت  زهراعلیه السلام همین بس که پدرش ،والاترین مرد عالم بشری بود و او مادر پدرش....

بانو میلاد پر زنورت که موجب روشنایی زمین شدودلیل خلق عالم...مبارک

دریاست نبی و،گوهرش فاطمه است

مولاست علی وهمسرش فاطمه است

باآنکه حسین است پناه دوجهان

اوخود، به پناه مادرش فاطمه است....


برچسب‌ها: تولد خانم فاطمه زهرا, میلاد بانوی دوعالم خانم فاطمه زهرا, روز مادر
[ پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٥:٠۱ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
سالروز وفات حضرت ام البنین مادر گرامی حضرت عباس (علیه السلام)

خانمی که تاخورشیدقامت داشته ودر رشادت با ابالفضلش رقابت داشته

مادر باب الحوائج بوده وبااین حساب دامن اوراگرفته هرکه حاجت داشته .

توعزیز حیدری ای ام البنین ،اما قسمت این بود که تو به علی محرم ،هم خانه وهمسر باشی

قسمت این بود که در زدگی مشترکت به عزیزان دل فاطمه مادر باشی.

 

ای مادر ثابت قدم های میدان نبرد چه خوب است که دل نر داری و دوربر خود چند پسر داری.

غم دلت پیشتر بهر که بود؟نمی دانم

اما بارفتنت یکبار دیگر صحنه ی رفتن فاطمه تکرار میشود

امشب فرزندان فاطمه به کجا ناله وگریه سر دهند به کجا به سینه هایشان نهند؟))


برچسب‌ها: سالروز وفات حضرت ام البنین مادر گرامی حضرت عباس (ع
[ جمعه ۱٤ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شهات حضرت زهرا(س)

فریاد شیر خدا(ع) بغض شد و در گلو شکست...پس از شما دیگر دل محرمی نخواهد بود که گوش شود برای لمس عاشقانه های علی(ع)...پس ازشما بغض علی(ع) مروارید شد و به آب، حیات دوباره بخشید تا از عمق چاه خروشید و باران شد و بارید دربهاری که جهان غصه دار مظلومیت شماست...مظلومیتی که در رگ های تاریخ تا ابد جاریست...شما بلندترین قصه ی عشقید در کوتاه ترین سخن آفریدگار...بیراه نیست اگر ادعا کنم که شما آغاز و پایان کتاب عشقید که در کمال طبیعی سرشت  رحمت للعالمین بر قلب نازنینشان نازل شد...نقطه ی باءبسم الله علی(ع) است و کیست که تردید کند در اینکه شما یک روحید در دو پیکر...نقطه باء بسم الله یعنی سرآغاز تمام حرف های خوب از ازل تا به انتهای آفرینش...و کیست که جسارت تردید داشته باشد در اینکه مردترین مرد هستی قرآن ناطق است و از آن جهت شما آغاز و پایان قرآنید...و خداوند شما را کوثر نامید...چه انتخاب شایسته ای...صدق الله العلی العظیم...اصلا بهشت از عطر وجود شما بهشت می شود همانگونه که بهانه خلقت شمایید...بهشتی که می گویند زیر پای مادران است از ان جهت که به قدوم مبارک شما متبرک می شود بهشت است...ای دردانه نگین آفرینش، اگر کتاب تاریخ تا به امروز ورق می خورد از یمن وجود شماست وگرنه بغض زمین از گریه های دختران زنده به گور شده در همان سال ها می ترکید...اگر امروز جهان هستی شکوه تقدس و پاکی زن را به نظاره می نشیند از آن جهت است که شما فاطمه اید و پیامبر(ع) شما را بریده از ناپاکی ها نامید...اصلا عشق با وجود شما معنا یافت آنگاه که پیوند آسمانیتان با پاک ترین مرد خدا رقم خورد...محبت با ذره ذره وجود شما عجین شد که که عاشقانه ترین صحنه ی خلقت در کربلا به خون پاک فرزند شما رنگین شد...شما در ثانیه ثانیه ی زمین تکرار شدید...آن زمان که لیلا جگرگوشه اش را بدرقه ی راه عشق کرد...آن روز که زینب(س) به جهانیان نشان داد که دختر پاکدامن و غیور زهرا(س) است...اصلا جهان یعنی فاطمه(س) به توان بی نهایت...اصلا شما قبل از خودتان هم بودیده اید وقتی فاطمه بنت اسد درد را در خانه خدا تاب می آورد...اما مادر زیبایم زمین تا ابد شعر تو را می خواند...روزی که تمام عالم به حرمت حضور شما سکوت کند و چشم جهانیان به قامت رعنای فرزندت روشن شود آن روز اماممان تمام در های تاریخ را می گشاد تا دیگر دری بسته نباشد برای آنکه ظالمی بزرگترین مظلومیت جهان را رقم بزند...

مادرجان باید همان زمان که بغض علی(ع) در گلو شکست قیامت می شد...

اما زهرا(س) فرزندی دارد که نامش مهدی(ع) است...

صل الله علیک یا ایتها الصدیقه الشهیده...


برچسب‌ها: شهادت حضرت فاطمه(س), شهادت حضرت فـاطمه زهرا(س)
[ سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٩:۱۱ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
شهادت بانوی دو عالم خانم فاطمه زهرا(س)

بسم رب الزهرا(س)

مادر...

سلام ای پاره وجود رسول خدا(ص)...

سلام ای آینه تمام نمای عشق ولی خدا(ع)...

سلام ای بهشت حسن و حسین(ع)...

سلام ای مادر...


مادر جان! این روزها دلم بی تاب است و در کوچه پس کوچه های مدینه سرگردان!

و در این دنیای پرتلاطم به دنبال آرامش همان خانه ای است که رسول خدا اهالی آن را اهل بیت خود می خواند،به دنبال همان خانه ای  است که روزگاری یادگار کوچک خدیجه یگانه بانوی خانه بود،

به دنبال همان خانه ای است که فرشتگان ازعمق جان به آن عشق می ورزیدند و بر اهل خانه درود می فرستادند.

اما اینک آن خانه چه شده مادر!؟

سقیفه که برپا شد،در کوچه بنی هاشم،اشک های مردم بر روی گونه هایشان غلطید! نه اینکه دلشان سوخته باشد،نه!

    دری سوخته بود،و دودش کوچه را گرفته بود...

مادرجان،نمی دانم چه سری است که هرگاه سخن از خانه می شود.

واژه ها بی صدا،اشک می ریزند و با تمام وجود می لرزند...

آن قدر بی تاب می شوند که می ترسم از غصه زیر دست قلم عشق جان دهند!

آری،گویی قرار است باز هم دل روایت کند حکایتی سخت عاشقانه را،،،

حکایتی که بهار را خزان می کند!

آخر حکایت،حکایت عشق علی است،حکایت،حکایت کودک یتیمی اوست.

که هنگام دفن شبانه پیکر مادر ،غریبانه در کوچه های مدینه می دود و فریاد میزند:خدایا مادرم را کجا می برند؟ نکند که او را بهر شفا میبرند...

حکایت،حکایت غم هجران معشوق است ،شوق وصال معبود ...

حکایت،حکایت دری است، در میانه دیوارگِلی؛گُلی قد خمیده را در آغوش گرفته است .

حکایت،حکایت غریبی پدر و حکایت مظلومی توست مادر...

و من نیز در غم حکایت این عشق همچون واژه ها سوختم مادر...

مادرجان،این روزها قلب هایمان شیشه ای شده است و به اندک بغضی می شکند آخر درد یتیمی هم میهمان درد غریبی و غربت مولایم شده است...

مولای من ای آخرین یادگار مادر تقویم روزگارم با قلب تو تنظیم است،

       بهار من هم این روزها بوی فاطمه گرفته است،مثل

                                                              بهار تو...

آجَرَکَ اللّه یا صاحب الزمان فی مصیبت مادر...

یا زهرا...


برچسب‌ها: شهادت حضرت فـاطمه زهرا(س), شهادت بانوی دوعالم, شهادت دخت پیامبر
[ دوشنبه ۳ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ هم عهدان منتظر ] [ نظرات () ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون